eitaa logo
روضه حاج عباس طهماسب پور
425 دنبال‌کننده
317 عکس
534 ویدیو
11 فایل
کانال تخصصی روضه همراه با متن با نوای دلنشین #حاج_عباس_طهماسب_پور هیئت محبان الزهرا سلام الله علیها #بابل ارتباط با خادم کانال @youssof_62
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰شب است و غم و درد و الم و تابش مهتاب، در آن شهر پر از ظلم، به جز مردم يک خانه، همه خواب 💥همه خواب، و به جز هِق هِق آهسته ي يک مرد، و يا ناله ي آرام دو سه کودک بي تاب، اگر گوش کني مي شنوي زمزمه ي ريختن آب 🌾اگر چه همه خوابند، ولي در دل آن خانه پر از ماتم و غوغاست 😭که اين شب، شب بي مادري زينب کبراست، شب اصلي ضربت زدن حضرت مولاست شب غسل گل ياس علي حضرت زهراست 🔘علي بود وَ يک زانوي لرزان، علي بود و غم تازه يتيمان 🔲علي بود وَ آن اشک روان، سينه ي محزون پر از درد، وَ آن گريه ي پنهان، علي بود، وَ يک ياس شهيده 🔵 همان شير خدا، حيدر کرار وَ رنگي که ز رخسار پريده، همان فاتح خيبر، که قدش سخت خميده ❇️علي بود، همان همسر زهرا، که چنديست به جز فاطمه از مردم آن شهر سلامي نشنيده، علي بود وَ رخساره ي زهرا که سه ماه است نديده 🍁علي بود و دلي خسته در آن بارش غمها، علي بود وَ اسماء، کنار بدن خسته ي زهرا 〽️در آن نيمه شب ساکت و خلوت، همان نيمه شب غصه و غربت، شب هجر، شب اوج مصيبت 👈 شب مرگ علي، مرگ گل ياس، علي کرد نگاهي سوي اسماء، که بريز آب روان بر روي گلبرگ گل ياس ☑️وَ با اشک نگاهي به تن فاطمه اش کرد و چنين گفت: عزيز دل حيدر، مددي کن که دهم غسل تنت را، کمک کن که بشويم بدنت را ✅وَ با نام خدا غسلِ گل ياس شد آغاز، خدا داند از آن لحظه که شد چشم علي سوي گلش باز ✴️علي بود وَ قلبي که به اندازه ي يک فاطمه غم داشت، علي بود وَ بازوي کبودي که ورم داشت 💢وَ دستان علي بر گل زخم بدن فاطمه اش خورد، علي زنده شد و مُرد ♨️ نفس در دل او حبس شد و سوخت، علي چشم به چشمان گلش دوخت 🔆 وَ آن بغض که در سينه نهان داشت رها شد، دوباره قد او خم شد و تا شد، وَ روح از بدنش رفت و جدا شد 💹 سرش را به روي شانه ي ديوار زد و زار زد و گفت: نگفتي به علي فاطمه يک بار، از اين زخم وَ از قصه ي ديوار، از اين اذيت، آزار ♻️ از اين سينه و از لطمه ي مسمار، خدايا چه کند حيدر کرار؟! 💠همه عالم هستي، فغان گشت و ز آه دل آن رهبر مظلوم، وَ از اشک يتيميّ حسين و حسن و زينب و کلثوم ❎ به جز زمزمه ي ريختن آب، از آن خانه صدائي به سما رفت، که تا عرش خدا رفت ✳️ صداي طپش يک دل خسته، که بندش شده پاره وَ از ريشه گسسته، صداي کمرِ کوه، که از غصه شکسته ☑️سلمان میگه ده ها سال از شهادت حضرت زهرا گذشته بوده 🔘امیرالمومنین فرمود هنوز نتونستم کمر راست کنم 🍀فقط آه کشيد آه، علي با مدد فاطمه اِستاد روي پا، وَ چنين گفت به اسما، بريز آب به روي گل حيدر ☘ولي سعي کن آرام بريزي که ياسم شده پرپر 🍂 بريز آب ولي سعي کن آرام بريزي که گلم خسته ي خسته است، بريز آب ولي سعي کن آرام بريزي، که پهلوش شکسته است 🌹علي شُست تنش را، و َبا گريه چنين گفت به زهرا: شدي پرپر و اين شهر نفهميد، که گل طاقت اين اذيت و اين همه آزار ندارد 🌷 تو رفتي و علي يار ندارد، وَ در مردم اين شهر طرفدار ندارد، گذشت از من و تو قصه 🌺 ولي کاش به گلبرگ شقايق بنويسند، که گل تاب فشار در و ديوار ندارد ... ☑️شروع کرد به غسل دادن اسماﺀ تو آب بریز ☑️بچه ها، سفارش مادرتونه؛ صدای گریتونو نباید کسی بشنوه همسایه ها نباید بشنون 🔘بچه های فاطمه، آستین به دهن کردند اسماﺀ میگه آب میریختم، فاطمه رو غسل میداد ☑️یهو دیدم آقا دست کشید از غسل کردن ☑️سر رو دیوار گذاشت، داره زار زار گریه میکنه بلند بلند گریه میکنه گفتم آقا خودت فرمودی بلند گریه نکنید 🔲صدای گریتونو کسی نشنوه، سفارش فاطمه هست گفت اسماﺀ نمک رو زخم دلم نپاش همچین که داشتم غسل میدادم، دستم خورد به بازوی ورم کرده 😭😭😭😭 🔘میدونی یاد چه روضه ای افتادم?? یهو به دلم افتاد ☑️زن غساله داره غسل میده گفت به من بگید این بچه مریضِ؟؟ 😭😭 نه… ☑️از کربلا تا اینجا هر جا میگفت بابا، کتکش میزدن 😭😭😭 👌بهترین غذای عالمم اگه بیارن، اگه نمک نداشته باشه، مزه ای نداره نمک همه روضه ها، حسینِ 😭😭😭 ☑️امشب غریبونه بی بی رو غسل دادن ☑️امشب غریبونه بی بی رو کفن کردن ☑️غریبونه تشییعش کردن ☑️هفت نفر غریبونه و شبونه بردن تشییع جنازه ☑️اما کسی بی احترامی نکرد به بدن 🔘ده نفر به اسباشون نعل تازه زدن 😭😭😭 انقده رو بدن حسین… اومد تو گودال، خبری نیست از تو و کفنت یوسف من کجاست پیرهنت؟؟ تا خوده حشر بر سنان لعنت که فرو کرد نیزه در دهنت پیرمردانِ ناتوان حتی با عصامیزدن بر بدنت آیینه بودی و ترک خوردی از همه بی هوا کتک خوردی 😭😭 مث مادرش بی هوا زدنش 😭😭 👇👇👇
آآآآی… روزگارُم روزگارُم ای دل… 🍁تو زهرا بینی و من روی نیلی 🍁نمیبینی تو جای سیلی داد بیداد… 🍁تو زهرا بینی شبانه 🍁نمیبینی تو جای تازیانه ☑️چرا حرف تازیانه رو زدم?? دیدی یه جا دعوا میشه، طرف رفیقاشو صدا میکنه، به دوستاش میگه دسته جمعی میان دعوا که تموم میشه از راه میرسی میبینی یکی خونی افتاده،،، همه رفتن ☑️میگی چی شده کی زدتش؟؟ میگه نفهمیدم، تو شلوغی هرکی رسید زد ⚫️😭مادرمونو اینجوری زدن 😭😭😭 آقامونم ارث از مادرش برد تو گودال دسته جمعی میزدنش 😭😭😭 ☑️حضرت زهرا خیلی روضه خونای پسرشو دوست داره یه روضه دسته جمعی بخونیم… 🔸ای دار و ندارقلبم،ای پشت و پناه زینب 🔸از آه تو میسوزم،ای گرمیه آه زینب 🔹بیا و راحت از غمم کن 🔹نظاره ای به ماتمم کن 💠که جان من به لب رسیده داداش.. 🔺به گیسوی سپید زینب 🔺نظر به قامت خمم کن 💠که جان من به لب رسیده ☑️آه.... حسین غیرتیا… 😭کن تماشا،بین نامحرم اسیرم 😭طعنه و دشنام و خنده،کرده پیرم بی تو ای عشقم،الهی من بمیرم .... ☑️من زینبم… از خونه که بیرون میومد، میگفت چراغارو خاموش کنید ☑️مولا خودش جلو حرکت میکرد ☑️حسن و حسین یه طرف، عباس دست به قبضه ی شمشیر پشت سر حالا این زینب داره میگه… آه… 😭کن تماشا،بین نامحرم اسیرم 😭طعنه و دشنام و خنده،کرده پیرم حســــــین رسم ما هم همینه امشب نباید کم گذاشت تو روضه 🌾لحظه ی آخر میگن بچه ها بیان وداع کنن امیرالمومنین فرمود حسن حسین زینب بیایید وداع کنید با مادرتون 😭یکی خودشو انداخت رو سینه ی مادر یکی صورت، کف پای مادر گذاشت مادر… 😭😭😭 گفت دستاشو باز کرد بچه هاشو بغل گرفت ندا از ٱسمون اومد گفت علی بچه هارو از مادر جدا کن، آسمونیا طاقت ندارن میدونی چی میخوام بگم دیگه هاااا؟؟ نازدانه ی امام حسین اومد تو گودال عمه این بدن، بدن کیه؟؟ با کی داری حرف میزنی؟؟ چرا سر نداره؟؟ چرا بدن، پاره پاره س؟؟ حق داری نشناسی بدن بابای غریبت، حسینِ خودشو انداخت رو بدن بابا تازیانه زدن نتونستن جداش کنن سیلی زدن نتونستن جداش کنن با غلاف زدن نتونستن… گفت باید امروز کنار جنازه ی بابام بمیرم هر کاری کردن نشد یکی تو جمعیت بلند شد گفت من بلدم من میدونم باید چیکار بکنید همه حمله کردن سمت زینب عممو رها کنید 😭😭😭😭😭 روضه خون حضرت زهرا، فقط امام زمانه روضه خون حضرت زهرا کسی نیست جز اون آقایی که یهو از خواب میپرید میگفت نزنید مادرمو 😭😭😭😭 بریم یه سر تو کوچه?? بی هوا زدن تو گوش مادرمون گفت همچین که داشتم حرف میزدم دعوایی نبود،،، یهو دیدم بی هوا مادرم نقش زمین شده این کوچه رو تجسم کن نامرد هی یه قدم میومد جلو، مادرم عقب تر میرفت کوچه تنگ و باریکِ هی یه قدم جلو میومد،،، تا رسید به دیوار تو یه چشم بهم زدن دیدم مادرم نقش زمینِ بی هوا تا حالا کسی تو گوشت زده؟؟ نور چشات کم میشه چشات سیاهی میره نزن… ببین که مادرم جوونه 😭😭😭😭 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas
📖 🥀 ☀️ : شمسی: شنبه - ۱۸ آذر ۱۴۰۲ میلادی: Saturday - 09 December 2023 قمری: السبت، 25 جماد أول 1445 🌹 امروز متعلق است به: 🔸پبامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلّم ❇️ وقایع مهم شیعه: 🔹امروز مناسبتی نداریم 📆 روزشمار: ▪️8 روز تا شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (روایت 95روز) ▪️18 روز تا وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها ▪️25 روز تا ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ▪️34 روز تا وفات حضرت ام کلثوم علیها السلام ▪️35 روز تا ولادت امام باقر علیه السلام
روضه حاج عباس طهماسب پور
🔰شب است و غم و درد و الم و تابش مهتاب، در آن شهر پر از ظلم، به جز مردم يک خانه، همه خواب 💥همه خواب
🔰عزیزانی که این روضه رو تو گروه ها و کانال هاشون ارسال میکنن ، در نظر داشته باشن که برای این روضه، دو بخش متن نوشته شده(به خاطر محدودیت نوشتاری ایتا) ✅پس لطفا هر دو بخششو ارسال کنید 🌸با تشکر از شما جهت انتشار مطالب کانال
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا