هدایت شده از مرضیه رمضان‌قاسم
🕋 📖 🕋 📖 🕋 📖 🕋 📖 🕋 📖 📖 🕋 تدریســـ🖊ــــ استادحیــــــدرے زیدعزه 🔻تبصره: عقل و منطق اقتضا می‌کند در بدو ورود به مباحث اعتقادی خصوصاً اگر قصد این باشد که بنیادین بحث‌شود، می‌بایست شروع آن از مباحث معرفت شناسی باشد. زیرا امروزه برخی اساسا منکر عقل هستند. 🔻گروه اول 1⃣ عده ای با اصطلاح آگنوستیک، اینها شک‌گرا هستند و در هر امری تشکیک می‌کنند لذا در ابتدا می‌بایست آنان را به حوزه ی یقین آوریم و این امر هم سهل است و هم مشکل (سهل ممتنع) اینها معتقدند که در همه چیز شک دارند و همین گزاره‌ای که بکار می‌برند را ما گزاره‌ی خود برانداز می‌نامیم. یعنی خودش دارد به نحوی خود را نفی می‌کند. بر گزاره‌ی "من در همه چیز شک دارم" سه اشکال وارد است: ۱) به من که مخاطب او هستم می گوید ۲) خودش دارد می گوید ۳) دارد یک گزاره را می گوید ♻️نتیجه اینکه او سه مقوله را یقینی فرض کرده است. ۱) اینکه می‌گوید شک دارم یعنی خودش را قبول دارد که هست. ۲) مرا مخاطب قرار داده پس در وجود من نیز شک ندارد اگر شک داشت با من صحبت نمی‌کرد ۳) در همین امری نیز که می گوید شک دارد نیز یقین دارد. 🔻گروه دوم 2⃣ اینها را سوفسطائی گویند، چون منکر وجود هستند. در فلسفه آمده: مرز بین فلسفه و سفسطه قبول واقعیت و قبول وجود است. برای این دسته اول باید ثابت کنیم هستی و واقعیت وجود دارد لذا برای گفتگو با چنین اشخاصی ابتدا باید آنان را در فضای رئالیسم آورد. زیرا تا واقعیتی را نپذیرند نمی‌توان با آنان گفتگو کرد. 🔻گروه سوم 3⃣ پوزیتیویسم ها هستند که منکر عقل هستند. اینها فقط گزاره‌های علمی را قبول دارند و علم در نزد آنان فقط ساینس است (علوم تجربی) یعنی فقط هرآنچه در آزمایشگاه و لابراتوار با حس و تجربه قابل آزمایش باشد را قبول دارند نظیر راسل که معتقد است گزاره ی خدا هست و خدا نیست هر دو گزاره، بی معنا و نامفهوم است و نه می شود آن را اثبات کرد و نه رد چون برای قبول و رد آن نیز نیاز به آزمایش کردن داریم. او معتقد است مسلمانان ادعای عقل می کنند و این ادعای آنان قابل پذیرش نیست. در پاسخ به اینگونه افراد🔻 باید عقل را ثابت کرد زیرا همه چیز را که نمی توان با علم (حس و تجربه) اثبات کرد. زیرا ما علم (حس و تجربه) را نفی نمی کنیم و 🔻معتقدیم ابزار شناخت ۴تاست ۱) علم(حس و تحربه) ۲) عقل ۳) وحی ۴) شهودسوالبرای فردی که فقط حس و تجربه را قبول دارد خدا راچگونه اثبات میکنید؟ با استفاده از روش گزاره های خودبرانداز (گزاره هایی که خودشان، خود را باطل می کنند) با او وارد بحث می شویم و می گوئیم شما گفتید "هر چیزی که قابل آزمایش باشد" را قبول دارید همین جمله را از کجا آوردید آیا این گزاره را در آزمایشگاه آزمایش کردید؟ قضیه‌ی من فقط هر چیزی قابل آزمایش باشد را قبول دارم را در علم منطق به آن قضایای موجبه ی کلیه می گوئیم که جایگاه آن عقل است نه خارج لذا این گزاره را که نمی توان آزمایش کرد را از کجا آورده اند. ♻️نتیجه اینکه: همین جمله‌ی آنها، مبنای شان را رد کرد. روش دوم رد مبنای آنها🔻 یک سیب به آنها نشان می‌دهیم و می گوئیم این چیست می گوید سیب ما می‌گوئیم نخیر پرتقال است او اصرار دارد که سیب است و ما اصرار که پرتقال است سپس ما می‌گوئیم این میوه هم سیب است و هم پرتقال او برمی گردد می‌گوید نخیر فقط سیب است چون یک چیز محال است دو چیز باشد چون اجتماع نقیضین رخ می‌دهد. دست آخر ما به او می گوئیم اجتماع نقیضین محال است یعنی این میوه یا سیب است یا پرتقال چون یک چیز نمی تونه دو چیز باشه این مطلب قابل آزمایش نیست و شما قبول دارید و عقل آن را درک می کند و شما خودتان اقرار کردید که عقل را قبول دارید و طبق قاعده‌ی لامشاحة فی الاصطلاح ما سر اسم دعوا نداریم، در نامگذاری بخیل نیستیم شما مختارید هر اسمی بر عقل بگذارید. مهم این است که مبنای تان را نقض شد جهت مطالعه بیشتر رجوع شود به کتب 📚معرفت شناسی آیت الله جوادی آملی 📚معرفت شناسی آقای ری شهری 📚معرفت شناسی استاد معلمی 🆔 @javadheidari110 🕋 📖 🕋 📖 🕋 📖 🕋 📖 🕋 📖 @ramezan_ghasem110