هدایت شده از حمید رسایی
.
♻️ سازمان ملل مُرده بود وقتی اجساد کودکان غزه روی زمین و زیر آوار بود؟ حامیان جنایت و جنایتکاران، خودشان را مسخره کردهاند.
👈 کانال حمید رسایی:
eitaa.com/rasaee
هدایت شده از کانال رسمی دکتر صمصامی
اینجانب چندسال قبل هشدار دادم که مذاکره با سرمایه داران بزرگ برای به گردش درآوردن چرخ اقتصاد کشور خطر بزرگی برای انقلاب است!
🔸امروز هم سرمنشأ گرانی و اخلال در امور را نفوذ سرمایه داران بزرگ در پیکره اقتصاد کشور می دانم. ما اگر بخواهیم با کسبه جزء و خرده فروشان برخورد کنیم به بیراهه خواهیم رفت.
🔹باید با تروریست های اقتصادی و سرمایه داران وابسته به خارج بشدت برخورد کنیم. آنها کسانی هستند که خود و ایادی متخصصشان در رشته های مختلف در ارگان های اقتصادی، فرهنگی و دانشگاهی نفوذ کرده اند و در مواردی با نفوذ در دستگاه های دولتی، عملکرد انقلابی نظام و فرزندان امام را زیر سؤال می برند.
🔸در کارخانه ها و ادارات همه تلاش خود را می کنند تا مردم را نسبت به نظام اسلامی و انقلاب بدبین کنند...
🔹از اول گفتیم که اینگونه سرمایه داران بغیر از منافع شخصی به چیزی معتقد نیستند. چون جو عمومی کشور مذهبی است، با یک ته ریش و تسبیح، خود را مسلمان دو آتشه جا می زنند و به کار خودشان مشغول می شوند.
🔸بی سر و صدا ۱۵۰ تومان به قیمت دلار اضافه کردند و کسی هم نفهمید. مگر رئیس کل بانک مرکزی قول نداده بود که قیمت دلار را در حدود ۱۰۰ تومان ثابت نگه می دارد، پس چه شد؟ چرا همه مشکلات و نارساییها را به گردن آمریکا و دیگران میاندازیم؟
_مرحوم حاج سید احمد خمینی (سخنرانی در جمع کارکنان وزارت اطلاعات درباره سیاستهای تعدیل اقتصادی دولت سازندگی / مهر ۱۳۷۳)
https://eitaa.com/joinchat/1802830600C66b40c86de
📸 شهید القدس سید حسن نصرالله
به کجا میروی ای دوست که به تو بیقرارم...
https://eitaa.com/sadid_ch/399
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهانی سازی قیمتها ما را مهیای تحریم کرد...
@syjebraily
📌 نقاشی حسن روحالامین به مناسبت شب تدفین و بدرقه سید شهدای مقاومت، شهید سید حسن نصرالله
https://eitaa.com/sadid_ch/401
19- «عشق و جنون»
پاتوق همیشگی او قهوهخانه نادری بود، میان انبوهی از دود سیگار و بوی قلیان، چرق و چروق استکان چایی؛ پاتوق که نمیشود گفت دقیقتر باید گفت «پایتخت». حرف همیشه حرف او بود، کار هم همان میشد که او امر میکرد، تا دلت هم بخواهد نوچه و مرید و بله قربانگو داشت.
خیلی وقت بود «نه» نشنیده بود، درست از زمانی که دست به تیزی شده بود. مدعی و گردن کلفت و چاقوکشی نبود که مزه تیزی او را نچشیده باشد. تیغ تیز او پوست نرم تن خیلیها را خراشیده بود، استاد تمام یادگاری نوشتن بود آن هم روی تن و بدن آدمها.
این دفعه بد باخته بود، پر و بالش قیچی شده بود. دلباخته دختری بود که حالا به خانه بخت مردی دیگر رفته بود. این بار، یکی خراشی به یادگار روی دل او گذاشته بود.
گاهی با خودش کلنجار میرفت و میگفت: «اصلا پدر الهه چرا باید دخترش رو به یک لات آسمان جُل مثل تو بده؟ خیلی خوشنامی؟ کار درست و حسابی داری؟ خودت بودی دخترت رو به یک چاقوکش گردن کلفت مردم آزار میدادی؟ آخه یه بشر تو این شهر هست از دست تو آسایش داشته باشه؟...»
به پدر الهه حق میداد، چرا نباید دخترش را به یک مرد متشخص و کارمند آبرودار بدهد؟ شغل دولتی نداشت که داشت، تحصیلات عالیه نداشت که داشت، خانه و ماشین نداشت که داشت. اما با تمام این حرفها باز هم دل سرکوت راه خودش را می رفت.
حالا سرکوت سر کوچه، نبش دیوار ایستاده بود و هر از گاهی نگاهی دزدکی به کوچه میانداخت. منتظر بود، خیلی وقت بود منتظر بود؛ همیشه میخواست انتقام از دست دادن الهه را از آن جوجه فکلی کت و شلواری مردنی بگیرد و حالا بعد از سالها زمانش داشت فرا می رسید، گیرم چند دقیقه ای دیرتر، اما سرکوت کسی نبود که کینه کسی را فراموش کند.
قلبش تند میزد، برعکس همیشه، این بار دلشوره داشت و تندتند آب دهانش را قورت میداد. پیشانیش مدام خیس عرق میشد و هر بار آن را با گوشه آستین خشک میکرد. این کار را نمیشد به نوچه ها سپرد، ماجرا خیلی شخصی تر از آن بود که بتواند آن را به دیگری واگذار کند. باید خودش قلب مردی را که قلبش را شکسته بود، با گلوله می شکافت و گرنه تا ابد حس انتقامجویی اش ارضا نمیشد و قلبش آرام نمی گرفت.
چند پاکت سیگار خرج چند ساعت کشیک سر کوچه کرده بود. ناخودآگاه دستش روی قبضه کلت کمری لغزید که زیر کاپشن به کمر بسته بود. این روزها تفنگ راحت گیر میآمد فقط کافی بود پول خوبی بدهی. اوضاع به هم ریخته بود، پلیس و دادگاه و... در کار نبود. کار و کاسبی اسلحه فروش ها حسابی سکه بود.
دوباره نگاهی به داخل کوچه انداخت، با دقت به مردی که داشت نزدیک میشد چشم دوخت. خودش بود؛ مرد نزدیکتر آمد. سرکوت با اضطراب کلتش را کشید، دستش میلرزید اما فرقی نمیکرد چون از فاصله نزدیک قرار نبود گلولهای خطا برود.
داخل کوچه خزید، اسلحه را رو به مرد گرفت و بیمحابا ماشه را چکاند؛ یکی، دو تا، سه تا و تا آخرین فشنگ خشاب را روی تن و بدن مرد خالی کرد. خشمگین و لبریز از کینه و دستپاچه فریاد میزد: «برو به جهنم مزدور جمهوری اسلامی، بسیجی بیشرف...».
اولین ترور موفقش به او یاد داد که برای محو بی دردسر هر کسی از صفحه روزگار کافی است طوری او را به حکومت سابق ربط بدهد، همین.
و سرکوت لیست بلند بالایی برای انتقام داشت که هنوز فقط یکی را تصفیه کرده بود. دوران پادشاهی سرکوت تازه داشت آغاز میشد...
احسان کرمی
۴ دی ۱۴۰۳
#فردای_براندازی
#عشق_و_جنون
#داستانک
https://eitaa.com/sadid_ch/402
19- «عشق و جنون»
پاتوق همیشگی او قهوهخانه نادری بود، میان انبوهی از دود سیگار و بوی قلیان، چرق و چروق استکان چایی؛ پاتوق که نمیشود گفت دقیقتر باید گفت «پایتخت». حرف همیشه حرف او بود، کار هم همان میشد که او امر میکرد، تا دلت هم بخواهد نوچه و مرید و بله قربانگو داشت.
خیلی وقت بود «نه» نشنیده بود، درست از زمانی که دست به تیزی شده بود. مدعی و گردن کلفت و چاقوکشی نبود که مزه تیزی او را نچشیده باشد. تیغ تیز او پوست نرم تن خیلیها را خراشیده بود، استاد تمام یادگاری نوشتن بود آن هم روی تن و بدن آدمها.
این دفعه بد باخته بود، پر و بالش قیچی شده بود. دلباخته دختری بود که حالا به خانه بخت مردی دیگر رفته بود. این بار، یکی خراشی به یادگار روی دل او گذاشته بود.
گاهی با خودش کلنجار میرفت و میگفت: «اصلا پدر الهه چرا باید دخترش رو به یک لات آسمان جُل مثل تو بده؟ خیلی خوشنامی؟ کار درست و حسابی داری؟ خودت بودی دخترت رو به یک چاقوکش گردن کلفت مردم آزار میدادی؟ آخه یه بشر تو این شهر هست از دست تو آسایش داشته باشه؟...»
به پدر الهه حق میداد، چرا نباید دخترش را به یک مرد متشخص و کارمند آبرودار بدهد؟ شغل دولتی نداشت که داشت، تحصیلات عالیه نداشت که داشت، خانه و ماشین نداشت که داشت. اما با تمام این حرفها باز هم دل سرکوت راه خودش را می رفت.
حالا سرکوت سر کوچه، نبش دیوار ایستاده بود و هر از گاهی نگاهی دزدکی به کوچه میانداخت. منتظر بود، خیلی وقت بود منتظر بود؛ همیشه میخواست انتقام از دست دادن ا...
احسان کرمی
۴ دی ۱۴۰۳
#فردای_براندازی
#داستانک
از اینجا بخوانید:
https://eitaa.com/sadid_ch/402
33.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آغاز همه چیز از یک استخاره در حرم امیرالمومنین(ع)
🔹 مروری کوتاه بر زندگی سید الشهدای مقاومت، سید حسن نصرالله...
https://eitaa.com/sadid_ch/405
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بازخوانی بخشی از ادعاهای پزشکیان در مناظرات و پاسخهای دکتر جلیلی به او
🔹۷ ماه گذشت و حالا عیار آن ادعاها مشخص شده است.
او گفته بود...
https://eitaa.com/sadid_ch/407
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
🗒 درد و داغ جبهۀ انقلاب
🖊مهدی جمشیدی
[یکم]. اینهمه تاختنِ جریانهای سیاسیِ راست و چپ به انقلابیها، و به بدترین وجه، آنان را خواندن و به چوب تحقیر و ملامت راندن، صواب و صلاح نیست. رئیس مجلس - که از قضا، در جایی نشسته که کمترین نسبتی با آن ندارد – آغازگر این خط غلط بود؛ وی بود که بارها، انقلابیهای اصیل را سوپرانقلابی خواند و آنها را از خود راند. صدالبته، پاسخش را هم در انتخابات گرفت و طعم تلخِ میوۀ مشاورانِ لیبرالش را چشید. او که سعی کرد از طریق نشستن در میانۀ دو صندلی، قدرت را از آنِ خود کند، از هر دو سو، رانده شد. او اکنون نه در میان انقلابیها، منزلتی دارد و نه در میان اصلاحطلبان. این است عاقبت وسطگزینی و محافظهکاری. دیگران نیز که تعبیر انقلابینما را دربارۀ منتقدان سیاستهای جاری به کار بردهاند، خواسته یا ناخواسته، اصطلاح انقلابی را وارد بازی سیاسی خویش کردهاند و آن را به سوءفهم و کجروایت، آغشته ساختهاند. اینان از انقلابیها، شعبانبیمخهایی ساختهاند که نمیفهمند و نمیدانند و جز به زبان چماق و اهانت سخن نمیگویند. این منطق رسانهای، خیانت به اصالتهای انقلابی است. و اسباب تأسّف اینکه رسانههای متعدّد را نیز در اختیار دارند و موج میآفرینند. درعینحال، کسی چون من که – خوشبختانه - از سوی همۀ رسانههای اصولگرا، بایکوت هستم، اگر ماهی یکی دو بار در رسانۀ ملّی ظاهر بشوم، متهم و مؤاخذه خواهم شد؛ درحالیکه رسانۀ ملّی، از یک چهرۀ بالفعل استفاده کرده و روشن است که قصد چهرهسازی ندارد و میخواهد اندوختۀ طبیعی و خودجوش جبهۀ انقلاب را مصرف کند.
[دوم]. جریان انقلابی، وقتی مشاهده میکند که هم اقتصاد و هم فرهنگ، قربانی معادلات سیاسی شدهاند و حاکمیّت در وضع قفلشدگی و انقباض و فروبستگی گرفتار آمده، چارهای جز نقادیِ صریح ندارد. رؤسای سه قوّه، کمترین بهرهای از ملکۀ عصمت ندارند که نتوان به نقد آنها پراخت. هالۀ قداست به دور آنها پیچیدن و زبان به ستایش ضعفهای آنها گشودن، خدمت به مردم نیست و مردم از این رویکرد، خشنود نیستند. اکنون بهجز روزنهای از نقادی، امکان و مجالی برای جریان انقلابی نمانده و همین را نیز به اسم تندروی و افراطیگری و سوپرانقلابی و انقلابینمایی و خوارج و تحجّر و رادیکال، میکوبند و ملامت میکنند. خطر اصلی این نیست که جماعتِ بسیار اندک و بیبدنه، خاطرات انصار حزبالله را در دهۀ هفتاد، زنده میکنند و تصوّر قشری و سادهانگارانه از مسائل دارند. این عدّه، نه سرآمدان و نخبگان جبهۀ انقلاب هستند و نه برآیند و برآمد آن. منِ هویّتی و انسانیِ جبهۀ انقلاب، اینان نیستند و مخالفان نمیتوانند با ملامت و تحقیر اینان، جبهۀ انقلاب را بیاعتبار سازند. جبهۀ اصیل انقلاب، انسانهای فرهیخته و فاضلی دارد که اهل فکر و علم و نظر و عقلانیّت و گفتگو و نوشتن و مباحثه و مناظره هستند و بدون شک، اکنون قویترین و جدّیترین و پُرمایهترین نیروی معرفتی به شمار میآیند. ما در مواجهات صریح فکری و نظری نشان دادیم که استدلالهایمان، مستحکم و نشکن و مقاوم است و دیگریها و رقیبان، هیچیک از عهدۀ نقض و رد آنها برنمیآیند. اینهمه برجستگی و عظمت را ندیدن و جبهۀ انقلاب را به فلان شخصیّت کوتهفکر و فلان تجمع ناچیز و ... تقلیلدادن، خطای بزرگِ تحلیلی است. هم بدنۀ اجتماعیِ گفتمان انقلابی، گستردگی کمّی و عمق کیفی دارد و هم چهرهها و متفکّران آن، توانمندترینها هستند.
[سوم]. ما خود را به فلان مجلس و فلان دولت گره نزدهایم که با آمدن و رفتنشان، هویّت ما در هم بریزد. گرانیگاه جبهۀ اصیلِ انقلاب، معرفت و اندیشه است و به سیاست نیز از این دریچه مینگرد. قضاوت دربارۀ کارگزاران نیز فقطوفقط بر اساس نظریۀ نظام انقلابی است. انتقادها و اعتراضهای اخیر جبهۀ انقلاب به کارگزاران، بدان سبب است که گفتهها و رفتارشان، حاکی از میل به گذار از انقلاب به نظام است. ما متعهد به نظریۀ نظام انقلابی هستیم و نهفقط نظام. نظام منهای انقلاب، همان سکولاریسمِ پنهان است و بقای صورت بدون سیرت، و زوال ساخت حقوقی با وجود تداوم ساخت حقیقی. این نقطه، نقطۀ تفاوت ما با محافظهکاران است. مسألۀ جریان انقلابی، دفاع قاطع از استمرار روح و هویّت انقلابی در حاکمیّت است و همۀ نقدها و اعتراضهایش نیز به همین بازمیگردد. ما محتاج بازسازی انقلابی هستیم، و نه انقلابزدایی و عرضۀ روایت لیبرال از انقلاب و تاختن همیشگی به نیروهای انقلابی. آنکه سد راه نظریۀ نظام انقلابی است، تکنوکراتهای شبهانقلابی و لیبرالها هستند، نه انقلابیهایی که میخواهند مفاهیم و معارف امام خمینی، اسیر مهجوریّت نشوند.
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایت سعید جلیلی از آخرین جلسه انتخاباتی در مشهد
جلسه مشهد با حضور من، آقای قالیباف و سردار قاآنی بوده و کلمهای از مقاومت هم لحث نشده است و هیچ تماسی نیز از جانب سید حسن نصرالله نبوده است.
https://eitaa.com/sadid_ch/409