هدایت شده از محمد مهدی فاطمی صدر
وقتش که برسد کارگزاران سکولار نظام در ایران آن کسی که از پای دیوار کعبه در حجاز ظهور خواهد کرد را هم محکوم خواهند کرد تا برای روابطشان با کفار عالم هزینه تراشیده نشود...
هدایت شده از موسسه مصاف
📱 توییت استاد #رائفی_پور
✍️ خانواده مسئولان!
✅ @Masaf
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ابراهیمی اصل معاون اسبق وزارت نفت:
در دوره برجام همه راههای دور زدن تحریم افشا شد.
گره زدن معیشت مردم به مذاکرات ۵+۱ و گوش کردن و اعتماد کردن به وزیر خارجه آمریکا فرصتسوزی بزرگ تاریخی بود که موجب فقر شد.
اثرات تحریم در دور زدن تحریمها بین ۹ تا ۱۳ درصد است. اما اثرات نبودن ساختار و حاکمیت هوشمند و درست بسیار بیشتر است.
https://eitaa.com/sadid_ch/686
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
🗒 طرح احیای اصحاب فتنه:
ترجیح «خط قرمز» بر «شخصیّتها»
مهدی جمشیدی
۱. اصحاب فتنه، «خط قرمزِ انقلاب» هستند و نباید این خط قرمز، کمرنگ و بیاعتبار شود. ابتدا باید «فتنۀ سال هشتادوهشت» را شناخت تا بتوان دربارۀ اصالت و اهمّیّت این خط قرمز سخن گفت. صحنهگردانهای فتنه، از موسوی و کروبی تا هاشمی و خاتمی، همگی بر «تحدید قدرتِ آیتالله خامنهای»، وفاق و اجماع کرده بودند. نهایتِ ناآگاهی است اگر گمان کنیم مسألۀ فتنه، احمدینژاد بوده است؛ چنانکه آیتالله مصباح تصریح کرد، غایت و غرض فتنه، شخص آیتالله خامنهای بود و میرفت که منزلت و مکانت ایشان زائل شود و اصحاب فتنه، زمینه را برای تغییر ساختار و منطق قدرت، فراهم کنند. نظام تا لبۀ پرتگاه رفت و هزینههای فراوان پرداخت. شکافهایی که اصحاب فتنه پدید آوردند، همچنان پابرجاست و جراحتهای اجتماعی، همچنان ترمیم نشده است. آیتالله خامنهای در توصیف ماهیّت فتنه، به سه خصوصیّت اشاره کرد: «طراحیشده»، «پیچیده»، «بسیار خطرناک». بااینحال، آیتالله خامنهای در طول هشت ماه بهطولانجامیدن فتنه، بارها از فتنهگران خواست که نسبت به آن اعلام برائت کنند، اما هیچیک به دعوت او، پاسخ مثبت ندادند، از جمله محمد خاتمی که صحنهگردانی و حمایت میکرد و بر این باور بود که آیتالله خامنهای در موقعیّت ضعف و سستی قرار گرفته و میتوان با فشار اجتماعی و رسانهای، او را وادار به تسلیم کرد. در این موقعیّت بود که مکنونات درونیِ اصحاب فتنه، آشکار شد و این از علائم منافقان است که در «بزنگاهها» و «بحرانها»، هویّت حقیقی خویش را آشکار میکنند؛ چراکه میپندارند حکومت اسلامی در معرض فروپاشی و زوال قرار گرفته و توان رویارویی و پاسخگویی ندارد. به تعبیر آیتالله خامنهای، آنچه که در این فتنه صورت گرفت، «جُرم نابخشودنی» است.
۲. اینک لایۀ طرّاحِ جریان اصلاحات، در پی «عادیسازی» است؛ البته عادیسازی یعنی زدودن هنجارها و قواعد انقلابی و عبور از خطوط قرمز، چراکه اینان، انقلاب و انقلابیگری را نامعقول و غیرعادی و غلط میشمارند. در طرح اصلاحات در دهۀ هفتاد نیز بهعنوان توسعۀ سیاسی و دموکراتیزاسیون، آنها همین غایت را دنبال میکردند. بدینجهت، اینک شخصیّتهای اصلیِ خویش را که مطرود و منزوی شدهاند، به بازی سیاسی بازمیگردانند. کنشهای محمد خاتمی در یک سال اخیر، چنین معنا و غرضی دارد. آنها میخواهند از ظرفیّت خاتمی برای بازسازی سیاسی و اجتماعی خود استفاده کنند؛ اما نه بهصورت رادیکال و ناگهانی، بلکه بهتدریج و بهگونۀ نامحسوس. «احیای خاتمی»، طرح ناگفتۀ راهبردپردازان امنیتیِ جریان اصلاحات است. مهدی کروبی، رفع حصر گردید و میخواهند به سراغ میرحسین موسوی نیز بروند و زمینه را برای کنشگری سیاسی او نیز آماده کنند. بازیسازی سیاسی، اینچنین صورتبندی میشود؛ قطعات بهظاهرِ نامرتبط و مجزا، آرامآرام در کنار یکدیگر مینشینند و ناگهان، رقیب احساس میکند که در چنبرۀ شرایط و اقتضائات، قفل شده است. سیاست، هنر ساختنِ شرایط انقباضی برای رقیب است؛ بیآنکه او این طرح را احساس کند و واکنش نشان بدهد. اینکه من در نوشتههایم، دولت پزشکیان را «دولت ترمیدور» میخوانم، به همین سبب است که در سایۀ ریاست او، طرحهای اصلاحطلبانه در حال انجام است و ساحت سیاست و تدبیر، در حال بازگشت به دورۀ اصلاحات است؛ دورهای که آیتالله خامنهای، آن را «واگراییهای دهۀ هفتاد» خواند. البته پزشکیان به دلیل سادهنگری و فقدان تفکّر، نقش چندانی در این معادلۀ ساختاری و استحالهزا ندارد و در پشتصحنه، مدیریّت میشود.
۳. بههرحال، مسأله در حد «یک دیدار ساده و خصوصی» نیست، که در این صورت، نیاز به رسانهایشدن آن نبود، بلکه ایدۀ اصلی، «عادیسازیِ کنشگریِ اصحاب فتنه» و از جمله، احیای هویّت سیاسیِ محمد خاتمی است. شیخ حسین انصاریان، در چنین زمینی بازی کرده است. بهنظرم نمیتوان وی را نسبت به آنچه که رخ داده، بیاطلاع دانست؛ چون کنشهای سیاسی او در دورۀ پسااغتشاش، حکایت از چرخشها و نوسانهایی دارد. مایههای رهیافت عرفانیاش نیز به کمک وی آمده و او میتواند به استناد به آنها، تغییر خود را توجیه کند و حتی دیگرانی را که به خطوط قرمز، معتقد و متعهّد هستند، انکار و ملامت نماید. گذار سیاسی او، آنچنان هم نامحسوس و ناپیدا نیست؛ اشارات وی و حتی سکوتهایش، معنادار هستند و در بافت و کلّیّت سیاسی و اجتماعی، باید آنها را فهم کرد. اینک که وی «یکی از اضلاع اصلیِ فتنه» را به دیدار پذیرفته، خواسته یا ناخواسته، در جهت عادیسازیِ فتنه گام برداشته و هیچ توجیهی، نمیتواند خطای بزرگ وی را برطرف کند. جبهۀ انقلاب، باید تعارفات شبهدینی و ملاحظات شبهاخلاقی را کنار بگذارد و تنها به «خط قرمز ماندنِ فتنه» اندیشه کند. هیچ شخصیّتی، مهمتر از نگهداشت این خط قرمز نیست.
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
هدایت شده از امیرحسین ثابتی
این مدل نمازجمعه ها حتی قشر انقلابی را هم راضی نمیکند چه رسد به عموم مردم!
خطبه های امروز حجه الاسلام خاتمی در نمازجمعه تهران را گوش دادم، ایشان از حدود یک ساعت زمانی که در اختیار داشت حتی یک جمله در مطالبه از مسئولان و دستگاه های حاکمیتی سخن نگفت و تماما به مسائلی مثل تقوای فردی و محکوم کردن استکبار خارجی پرداخت.
متاسفانه حتی زمانی که ایشان به ویژگی های مختلف امام خمینی (ره) پرداخت هم هیچ اشاره ای به شاخصه مهم عدالتخواهی امام (ره) و حساسیت ایشان نسبت به استکبار داخلی نکرد.
در حالی که خطبه های ائمه جمعه تهران این ظرفیت بزرگ را دارد که بسیاری از مسئولان دولت، مجلس، قوه قضاییه، بنیاد مستضعفان، صداوسیما، ستاد اجرایی و... را سرخط کند و با مطالبه و انتقاد از آنها، ترک فعل کنندگان را به مردم معرفی کند یا جلوی برخی اشتباهات را بگیرد، هیچ نشانه ای از این روند در خطبه های امامان جمعه تهران دیده نمیشود.
انگار مسئولان و دستگاه های مختلف همه به صورت ایده آل در حال اجرای وظایف شان هستند و فقط و فقط این دشمن خارجی است که باعث مشکلات مختلف شده! در حالیکه مردم روزانه مشاهده میکنند که بسیاری از مسئولان و دستگاه های مختلف چگونه با سوءتدبیر یا ترک فعل، جامعه را ناراضی میکنند و متاسفانه این مسائل هیچ بازتابی در تریبون ائمه جمعه تهران ندارد.
خلاصه کلام آنکه این مدل نمازجمعه ها دیگر حتی انقلابی ها و قشر مذهبی جامعه را نیز راضی نمیکند چه برسد به عموم مردم. و راز این مساله که چرا نمازجمعه های اول انقلاب با آن جمعیت های میلیونی به جمعیت چند هزار نفره امروز رسیده را باید در همین مساله جستجو کرد.
@Sabety_ir ✅
هدایت شده از حمید رسایی
♻️ این ۲۲ عنوان، هر یک خود به تنهایی گناهان سیاسی بسیار بزرگی هستند تا چه رسد به اجتماع اکثر یا همگیشان در یک نفر
👈 کانال حمید رسایی:
eitaa.com/rasaee
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
♻️ خودتان را خسته نکنید ما به این تندروی و سوپر انقلابی بودن افتخار میکنیم
🔰 حمید رسایی: برای اینکه خیال برخی چهرههای سیاسی و همچنین برخی روزنامهها، کانالهای مجازی و چهرههای پروژهبگیر سکوهای مجازی را راحت کنیم، از این عزیزان درخواست میکنم:
از این پس خصوصا تا هر انتخاباتی، برای خودشیرینی نزد هر گروه و باند سیاسی، هر وقت خواستید نیروهای انقلابی را #تندرو و #سوپر_انقلابی بنامید، یادتان باشد که پیش از شما اصلاحطلبان تجدیدنظرطلب و غربگدایان به ظاهر معتدل، از این ادبیات استفاده میکردند و ما به این انگهای سیاسی نه تنها عادت که با توجه به این بیانات امام خامنهای، اسلاف شما ایشان را هم تندرو نامیدهاند. برای همین ما به این متلکهای سیاسی شما افتخار میکنیم.
تندروی در گرفتن یقه مدیران ناکارآمد و فاسد، غربگدایان خائن، راحتطلبان یقه بسته عیاش با ریش و بیریش، دفاع از ارزشهای دینی، انتقاد صریح از مدیران تنبل فرهنگی و ... بدون شک برای ما افتخار است.
🔺برای دیدن تحلیلهای حمید رسایی عضو کانال شوید🔻
eitaa.com/joinchat/389677056C798a6dc5a1
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
،،،،،
گاهی شعارهایی داده میشود بهظاهر اسلامی که باطناً اسلامی نیست؛ از جمله «اسلام رحمانی». خدای متعال، هم رحمان و رحیم است، هم اشدّالمعاقبین است. این اسلام رحمانی، کلیدواژهای است برای معارف نشئتگرفتۀ از «لیبرالیسم».
(رهبر انقلاب، ۱۳۹۴/۰۴/۲۰).
#لیبرالیسممذهبی
https://virasty.com/Mehdi_jamshidi/1748628008728259904
🖇 تعلیقه:
اسلام رحمانی، برخاسته از دینپژوهی لیبرالهای ایرانی در حلقۀ کیان است که بعدها در دولت اصلاحات، صورت عینی یافت. در این انگاره، غیرت دینی و التزام به تحقق اجتماعی شریعت و مرزبندی با دیگریهای هویتی، همگی «خشونت» خوانده میشود. علامه مصباح در دهۀ هفتاد، ارتباط این خط دینپژوهی را با «لیبرالیسم» دریافت و ازاینرو، نظریۀ تساهلوتسامح را برگردان نظریۀ تلرانس دانست. او در برابر ترویج این تفکر و سیاست ایستاد و از سوی آنها «تئوریسین خشونت» نام گرفت. محمد خاتمی و روشنفکران سکولار که اطراف وی بودند، از آن زمان تاکنون در راستای انگارۀ اسلام رحمانی ـ یا لیبرالیسم مذهبی ـ گام برداشتهاند و میکوشند میان اسلام و لیبرالیسم، التقاط ایجاد کنند. این خط معرفتی، همان خط سازمان مجاهدین خلق است که در پی التقاط اسلام با مارکسیسم بود. شهید اسدالله لاجوردی، از جمله به همین دلیل، این جریان فکری و سیاسی را «منافقان انقلاب» میخواند و آن را خطرناکتر از «منافقان خلق» میشمرد. منافقان انقلاب - جبهۀ اصلاحات - در پوشش وفاق، در حال بازسازی سیاسی و اجتماعی خود هستند و خیز جدیدی برای تصاحب قدرت برداشتهاند. اسلام رحمانی نیز بهانهای برای بسیج اجتماعی است.
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60