#انس_با_قرآن
⏪برنامه ی روزنامه ی
✅ #ختم_قرآن کریم
👈 روزی یک صفحه
#صفحه_377
🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
❇️ اعمال روزها و شب های #هفته
🙏 آداب ، اعمال ، ادعیه ، استعاذه ، تسبیح و نماز روز #یکشنبه
👉🏻 1da.ir/tYO2Vq
🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
❇️ درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد
چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان
که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است
خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد
خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت
بفرما لعل نوشین را که زودش باقرار آرد
در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر #حافظ
نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد
🔅 برنامه ی روزانه #حافظ_خوانی
#حافظ_غزل_115 #ابالفضل_العباس علیه السلام
🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
🔅 برنامه ی #مثنوی_خوانی
❇️ در بیان این حدیث ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها
👈ادامه ی قسمت قبل
❇️ خوش کنندهست و خوش و عین خوشی
بی خوشی نبود خوشی ای مرتشی
چون تو شیرین از شکر باشی بود
کان شکر گاهی ز تو غایب شود
چون شکر گردی ز تاثیر وفا
پس شکر کی از شکر باشد جدا
عاشق از خود چون غذا یابد رحیق
عقل آنجا گم شود گم ای رفیق
عقل جزوی عشق را منکر بود
گرچه بنماید که صاحبسر بود
زیرک و داناست اما نیست نیست
تا فرشته لا نشد آهرمنیست
او بقول و فعل یار ما بود
چون بحکم حال آیی لا بود
لا بود چون او نشد از هست نیست
چونک طوعا لا نشد کرها بسیست
جان کمالست و ندای او کمال
مصطفی گویان ارحنا یا بلال
ای بلال افراز بانگ سلسلت
زان دمی کاندر دمیدم در دلت
زان دمی کادم از آن مدهوش گشت
هوش اهل آسمان بیهوش گشت
عیب باشد کو نبیند جز که عیب
عیب کی بیند روان پاک غیب
عیب شد نسبت به مخلوق جهول
نی به نسبت با خداوند قبول
کفر هم نسبت به خالق حکمتست
چون به ما نسبت کنی کفر آفتست
ور یکی عیبی بود با صد حیات
بر مثال چوب باشد در نبات
در ترازو هر دو را یکسان کشند
زانک آن هر دو چو جسم و جان خوشند
پس بزرگان این نگفتند از گزاف
جسم پاکان عین جان افتاد صاف
گفتشان و نفسشان و نقششان
جمله جان مطلق آمد بی نشان
جان دشمندارشان جسمست صرف
چون زیاد از نرد او اسمست صرف
آن به خاک اندر شد و کل خاک شد
وین نمک اندر شد و کل پاک شد
آن نمک کز وی محمد املحست
زان حدیث با نمک او افصحست
این نمک باقیست از میراث او
با توند آن وارثان او بجو
پیش تو شسته ترا خود پیش کو
پیش هستت جان پیشاندیش کو
گر تو خود را پیش و پس داری گمان
بستهٔ جسمی و محرومی ز جان
زیر و بالا پیش و پس وصف تنست
بیجهتها ذات جان روشنست
برگشا از نور پاک شه نظر
تا نپنداری تو چون کوتهنظر
که همینی در غم و شادی و بس
ای عدم کو مر عدم را پیش و پس
روز بارانست میرو تا به شب
نه ازین باران از آن باران رب
#مثنوی_معنوی_98 قسمت دوم
#مولوی - #مثنوی_معنوی - #دفتر_اول
🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
❇️ در معنى حديث " إنّ لِرَبِّكُم في أيّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ "
👈ادامه ی قسمت قبل
🔹 اين جان خوش كننده و خوش و عين خوشى است اى طالب بدان كه عين خوشى هيچ گاه بىخوشى نخواهد بود.
اگر تو بوسيله شكر شيرين شده باشى ممكن است روزى شكر نباشد.
آن كه بىوفا باشد زهر محض است نه شكر بار الها بهترين وفا را بما ارزانى فرما
اگر از بركت وفا خود شكر شوى ديگر كى ممكن است خود شكر از شكر جدا شود
عاشق براى غذاى جان از دست حق شراب مىگيرد بهمين جهت است كه در آن جا عقل بكلى گم مىشود.
عقل جزئى منكر عشق است اگر چه مىنماياند كه راز دار است.
بلى مىنمايد كه زيرك و دانا است ولى بطور قطع نيست فرشته اگر نيست نشده و لا نگرديد يقيناً اهريمن است.
او در گفتار و رفتار با ما همراه است ولى بعالم حال كه برويم نيست و معدوم صرف است
بلى معدوم است و آن كه به اختيار از هستى نيست نشد به اكراه معدوم خواهد شد.
جان چون كمال است نداى او هم كمال است چنانچه حضرت رسول در مراجعت از غزوه خيبر در اواخر شب فرمود ارحنا يا بلال اى بلال ما بخواب مىرويم و در وقت نماز با آواز اذان خود اسباب استراحت روح ما را فراهم كن
اى بلال از آن دمى كه من بر دلت دميدهام دم زده و بانگ اذانت را كه چون آب صاف گواراست بلند كن.
از آن دمى كه آدم از آن بىهوش گرديد و هوش اهل آسمانها از هوش رفت.
عيب آن است كه انسان جز عيب نبيند جان پاك غيب كجا عيب مىبيند.
هر چه عيب ناميده مىشود نسبت بمخلوق جاهل عيب است نه نسبت به آن كه قبول و رد هر چيز با اوست.
كفر هم نسبت بخالق حكمت است ولى چون بما نسبت داده شود آفت جان است.
آن كه مقبول درگاه حق است عيب او هم حسن است اگر يك عيب با صد صفت خوب دارد آن يك عيب چون چوبيست كه در نباتات است
وقت وزن كردن همه را در يك ترازو مىكشند و يك قيمت دارند براى اينكه هر دو مثل جسم و جان خوب و خوشند.
بزرگان بگزاف نگفتهاند كه جسم پاكان مثل جان صاف و بىغش و خوب است.
گفتار و رفتار و خيالاتشان همگى جان خالص است.
و جان دشمنانشان جسم مطلق بوده و ذكرشان فقط اسميست.
اين بخاك رفته و بكلى خاك شده و آن بنمكزار افتاده بكلى پاك شده.
همان نمكى كه از او محمد ص املح است كه فرموده انا املح من اخى يوسف من با نمكتر از برادرم يوسف هستم آرى اين حديث براى اين مطلب رساتر و فصيحتر است.
اين نمك از ميراث او باقى مانده و وارث آن با تو است بجوى و پيدا كن.
او در پيش تو نشسته چرا پيش نمىروى جان در پيش تو است چرا انديشه تعقيب او را ندارى.
تا تو براى خود پيش و پس قائل هستى بسته جسم بوده و از جان محرومى.
زير و بالا و پيش و پس از صفات تن است جان روشن است كه از قيد جهات مبرا است
با نور پاك خداوندى بنگر تا چون كوته نظران گمان نكنى.
كه فقط همين هستى كه داراى غم و شادى و پس و پيش است تو عدمى عدم كجا پس و پيش دارد.
روز باران است و تا شب مىبارد اين از بارانهايى كه ديدهاى نيست باران الهى است
چشم جان را پاك كرده خوب نگاه كن تا از آن باران سبزهها ببينى.
#مثنوی_معنوی_98 ترجمه ی قسمت دوم
🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
❇️ خوش کنندهست و خوش و عین خوشی
بی خوشی نبود خوشی ای مرتشی
🔹 این جان در تن و جسم خاکی ما علت اصلی شادمانی و سرخوشی ماست مولانا میفرماید بدون این خوشی نمیتونی خوش باشی و در ادامه از کلمه مرتشی به معنی رشوه گیر استفاده میکند که منظور این است که ادمیزادی برای هرکاری باید انعامی و رشوه ای بگیرد پس بنابراین پرداختن به جان و روح هم رشوه ای چون شادمانی و خوشی بهمراه دارد… برای مثال مولانا میفرماید وقتی کام تو از شکر خوردن شیرین شده باشد دیگر این شیرینی از تو جدا نیست وقتیکه ازین حلاوت روحانی برخوردار شدی و از سر وفاداری با این شیرینی خو گرفتی دیگه ازون جدا نیستی ….یکی از آثار مشهود در کسانیکه عشقی به حضرت حق دارند شادمانی و نشاط است
❇️ عاشق از خود چون غذا یابد رحیق
عقل آنجا گم شود گم ای رفیق
🔹 در ادامه مولانا از عاجز بودن عقل از ادراک این حالات روحانی و منشاء اون دم میزنه و میفرماید عاشق باید از شراب درون خودش تغذیه کنه و مست شه و درینجاست که عقل یکه و تنها گم میشه برای همین همیشه عالم عشق رو انکار میکنه و خودش رو صاحب اسرار نشون میده .. زیرک و دانا هست ولی به مقام نیستی نرسیده که بتونه بفهمه عشق یعنی چی فرشته هم اگر به مقام نیستی از منیّت نرسیده باشد اهریمن است مثل شیطان که منیت و خودبینی داشت عقل ماهم برای امرار معاش و گفتگو کردن مناسب است و یاری دهنده ماست ولی برای درک زندگی در لحظه حال باید از کار بیوفته و حیران بشه پس درینجا کاری ازش ساخته نیست
❇️ جان کمالست و ندای او کمال
مصطفی گویان ارحنا یا بلال
🔹 مصطفی گویان ارحنا یا بلال عقل ناتوان است چونکه نمیخواد خودش رو فنا کنه وبرای اینکه مرگ اختیاری رو تجربه نکنه ستم ها و اجبار های بسیاری رو متحمل میشه ..مولانا میفرماید جان در حد کمال است و ندایی هم که سر میدهد نیز بهمین گونه در کمال است بهمین جهت حضرت مصطفی ص میگفت که ای بلال اذان بگو و اواز سربده …مولانا در تشبیهی زیبا محمد ص را به جانی کامل و بلال را ندای او خطاب میکنه
که به بلال میفرماید صدای اذانت رو بلند کن و دم بزن از همون دمی که خودم در درونت دمیدم
❇️ عیب باشد کو نبیند جز که عیب
عیب کی بیند روان پاک غیب
🔹 زشت کسیه که که اینهارا زشت میبینه وگرنه واسه روان پاکان غیب بین هیچ زشتی درکار نیست مولانا در ادامه میفرماید اینها از نظر مردم نادان عیب داره وگرنه از نظر خداوند مقبول و پسندیده است همانطور که کفر ورزیدن هم از نگاه خالق حکمتی داره ولی وقتی نسبت به بنده باشه آفت و بلاست اگر هم عیبی باشه میان این همه خوبی مثل چوبی میمونه وسط شاخه نبات قرار گرفته که در ترازو هر دورا باهم وزن میکنند و میفروشند منظور اینست که در یک کار خیر که هزاران خوبی و ثواب در بر داره بودن اشکال به چشم نمیاد
❇️ پس بزرگان این نگفتند از گزاف
جسم پاکان عین جان افتاد صاف
🔹 مولانا با استدلال به این موضوع میفرماید پس این حرف بزرگان که گفتند جسم پاکان هم عین جانشان صاف و زلال است سخن گزافه ای نیست کلام و نقش و ذات این بزرگان و پاکان عین جانشان است و خرده گرفتن ازیشان جایز نیست و جان اوناییکه دشمنی میورزن با این پاکان برعکس است و عین جسم است مثل اینکه در بازی تخته نرد مهره های اضافه تر از نیاز باشد دیگر کارایی ندارد و صرفا فقط یک اسم بدون کارایی است (منظور از ادمهاییست که در جسم متعددند و ناکارامد )
👈 ادامه دارد ...
#مثنوی_معنوی_98 قسمت دوم (الف)
🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2