#تحلیل_تاریخی
#دشمن_شناسی
✡🔥 #تبار_انحراف 🔥✡
#پژوهشی_در_دشمنشناسی_تاریخی ۷۰
🖋 مقالهی شانزدهم:
#عصر_عثمان_حکومت_بنیامیه_آلیهود
عصر عثمان؛ حکومت بنیامیه و آلیهود
قسمت دوم؛
🔹در زمان عثمان سازمان ایمان نیز فعالیت خود را علنی کرد و با علنیشدنِ دشمنیِ عثمان و بنیامیه، آنان با سخنرانیها و اعتراضات خود، چهرهی واقعی بنیامیه را برملا ساختند، اما هنوز ارتباطشان با علی (ع) مخفیانه بود.
افشاگری سازمان شیعه در مدینه و مصر و کوفه و یمن به زمینهای برای بیاعتبار شدن جریان سقیفه انجامید و عثمان در این برهه، راهی برای بازگشت نداشت.
🔹در اثر آگاهی مردم از رفتارهای عثمان، دامنهی اعتراضات بهتدریج گسترده شد و مردم بلاد مختلف، پرچم مخالفت با عثمان را بهدست گرفتند.
مردم از عثمان خواستار اصلاح رفتار و عملکرد او بودند.
آنان دریافته بودند که عثمان بنیامیه را بر مردم سوار کرده و صلحا و اصحاب را برکنار و فرزندان طلقا را جایگزین ساخته است.
🔹از سوی دیگر، عثمان از عمّال بنیامیه حمایت میکرد و حتی حاضر به شنیدن اعتراض دربارهی آنان نبود و در برابر فساد آنان، از آنها حمایت میکرد.
بذل و بخششهای بیحساب عثمان از بیتالمال مسلمین به بنیامیه نیز نارضایتی صحابه را برانگیخته بود (۱۰)
کار به جایی رسید که زید بن ارقم، کلیددار بیتالمال، به عملکرد خلیفه اعتراض کرد و کلیدهای بیتالمال را بازپس داد. (۱۱)
🔹امیرمؤمنان (ع) در توصیف غارت بیتالمال بهدست خلیفه و یارانش میفرمایند:
او و بنیامیه چون شتر که علفهای با طراوت بهاری را با ولع میخورد، مال خدا را با دهان پُر میخوردند. (۱۲)
🔹مردم مدینه، مکه، کوفه، بصره و مصر، به مخالفت خلیفه برخاسته بودند.
تنها جایی که به جریان سقیفه اعتراضی نداشت، شام بود.
اوضاع مدینه آشفته بود.
ابوذر هم به جمع مخالفان پیوسته بود.
معاویه به عثمان پیشنهاد قتل مخالفان خود، همچون علی (ع)، طلحه و زبیر را داد، (۱۳) ولی عثمان نپذیرفت.
این پیشنهادِ معاویه برای رسیدنِ سریعترِ خودش به خلافت بود؛ چون اگر علی (ع) زبیر و طلحه به حکم خلیفه کشته میشدند، عثمان هرگز نمیتوانست دوام بیاورد و کشته میشد،
در نتیجه معاویه با حذف علی (ع)، زبیر و طلحه بهآسانی میتوانست خلافت را به چنگ آورد و اگر با این ترورها، تنها صدای مخالفان قطع میشد
و عثمان به خلافت باقی میماند، باز معاویه به خواست خود میرسید.
🔹شام منتهیالیه سیاست سقیفه و دژ محکمی برای حفظ آرمان آن بود.
مادامی که شام پابرجا باشد، سیاست سقیفه و بنیامیه حاکم است.
شام مغز و کانون فکر سقیفه در آن عصر بود و سیاستهای سقیفه در آن عصر، در شام و بهدست معاویه طراحی میشد و عثمان پیرو سیاست او بود.
اهمیت شام زمانی آشکار میشود که بدانیم تا زمانی که شام پابرجا و پشتیبان معاویه بود، حکومت اموی تداوم داشت.
🔹شامیان مطیع چشمبستهی معاویه بودند و حقّی جز معاویه نمیشناختند و در برابر عملکرد وی کوچکترین اعتراضی نداشتند،
گویی به چشم عصمت به وی مینگریستند.
دینوری از زبان حجاج بن خزیمه، شام را چنین توصیف میکند:
ای معاویه، همراه و در حمایت تو، مردم شاماند که اگر تو ساکت شوی آنها نیز سکوت میکنند و اگر تو سخنی گویی، در برابر تو ساکت هستند و زبان به اعتراض باز نمیکنند و اگر آنان را بر چیزی امر کنی، بدون سؤال و جواب فرمانبر تو هستند… . (۱۴)
◀️ تبعید ابوذر به شام
ابوذر اهل علم و منطق و فصاحت بود.
علی (ع) در وصف او فرمودهاند:
"لبریز از علم بود و علم از وجودش سرازیر بود."(۱۵)
رسول گرامی اسلام (ص) او را در زهد و تدیّن به عیسی بن مریم (ع) تشبیه میفرمود. (۱۶)
🔹عثمان از علم و منطق ابوذر میهراسید.
این زبان منطق هرجا میرفت، کانون قدرت بر ضد خلیفه و سقیفه میشد.
تنها جایی که خلیفه احتمال میداد هیچکس جذب ابوذر نشود، شام بود.
ولی آنها در اشتباه بودند. مردمِ شام را شناخته بودند، ولی به قدرت و منطق ابوذر علم کافی نداشتند و از قدرت معنوی ابوذر غافل بودند.
یعقوبی مینویسد:
"در مسجد مینشست و خلق کثیری به دور وی جمع میشدند، ابوذر سخن میگفت و آنها گوش میدادند." (۱۷)
🔹ابوذر در سخنان خویش به افشاگری از عملکرد خلفا میپرداخت و سیرهی راستین نبیّ اسلام را ذکر میکرد.
مناقب اهل بیت را میگفت و مردم را به تمسّک به ولای اهل بیت فرامیخواند. (۱۸)
ادامه دارد ...
قسمت بعد؛ https://eitaa.com/salonemotalee/7255
🔸🌺🔸--------------
🖋"سالن مطالعه" با کلی رمان، داستان، مقاله و ... مفید و خواندنی
@salonemotalee