eitaa logo
یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
469 دنبال‌کننده
95 عکس
47 ویدیو
72 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج روضه ، قرآن‌ ،روایت و سخنرانی ارتباط @hamdelimohebin
مشاهده در ایتا
دانلود
jesm sarallaho akbar gharghe khon.mp3
زمان: حجم: 2.7M
کربلا در سینه اش پنهان هزاران راز دارد هر زمان یک راز از اسرار خود ابراز دارد @sarallah73
از حضرت زین‌العابدین علیه السلام روایت شده که می‌فرمایند: "پدرم در روز عاشورا مرا به سینه ی خویش چسبانید و در حالی که از زخم‌هایشان خون، فوران می‌کرد، فرمود: ای فرزند عزیزم! دعایی را که فاطمه علیها السلام آن را به من آموخت فراگیر، او از رسول الله صلی الله علیه و آله و آن حضرت نیز از جبرییل آن را فرا گرفته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد می‌شود و پیش‌آمدهای عظیمی که رخ می‌دهد آنرا بخواند." سپس فرمود: بخوان: بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْحَکیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا به جای«و افعل بی کذا و کذا» حاجات خود را ذکر کنی؛ به نیابت از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام: اللهم عجل لولیک الفرج اللهم عجل لولیک الفرج اللهم عجل لولیک الفرج اللهم عجل لولیک الفرج اللهم عجل لولیک الفرج @sarallah73
شهید ثالث، قاضی نوراللّه شوشتری (ره)، می فرماید: بین اهل ایمان معروف است كه یكی از علمای اهل سنت، كه در بعضی از فنون علمی،استاد علامه حلی (ره) است كتابی در رد مذهب شیعه امامیه نوشت و در مجالس ومحافل آن را برای مردم می خواند و آنان را گمراه می نمود، و از ترس آن كه مبادا كسی از علمای شیعه كتاب او را رد نماید، آن را به كسی نمی داد كه نسخه ای بردارد. علامه حلی همیشه به دنبال راهی بود كه كتاب را به دست آورد و رد كند. ناگزیر رابطه استاد و شاگردی را وسیله قرار داد و از عالم سنی درخواست نمود كه كتاب را به اوامانت دهد. آن شخص چون نمی خواست كه دست رد به سینه علامه حلی بزند، گفت: سوگند یادكرده ام كه این كتاب را بیشتر از یك شب پیش كسی نگذارم. مرحوم علامه همان مدت را نیز غنیمت شمرد. كتاب را از او گرفت و به خانه برد كه در آن شب تا جایی كه می تواند از آن نسخه بردارد. وقتی به نوشتن مشغول شد و شب به نیمه آن رسید، خواب بر ایشان غلبه نمود و قلم از دستش افتاد. همان لحظه حضرت صاحب الامر روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء حاضر شدند. وقتی صبح شد علامه بیدار شد و وضع را چنین دید اندوهناك گردید، ولی وقتی كتاب راملاحظه كرد، دید تمامش نوشته و نسخه برداری شده است و در آخر آن نسخه این جمله نوشته شده: كتبه م ح م د بن الحسن العسكری صاحب الزمان (این نسخه راحجة بن الحسن العسكری صاحب الزمان (ع) نوشته است). علامه فهمید كه آن حضرت تشریف آورده و نسخه را به خط مبارك خود تمام نموده اند. @sarallah73
سوره اسرا آیه 33 وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا ترجمه : و نفسى را كه خداوند حرام كرده است، جز به حق مكشيد و هر كس مظلوم كشته شود، به سرپرست وى قدرتى داده‏ايم. پس (او) نبايد در قتل زياده‏روى كند؛ زيرا او يارى شده است تفسیر : از امام صادق درباره آیه «وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا»، پرسیدند؛ فرمود: منظور قائم آل محمد علیه السلام است كه قیام می‌كند و قصاص خون حسین علیه السلام را می‌گیرد و اگر تمام اهل زمین را به این قصاص بكشد، اسراف و زیاده‌روی نكرده است و آیه «فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ» كاری انجام نداده است كه اسراف باشد. سپس امام علیه السلام فرمود: به خدا سوگند قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّرِیف فرزندان و ذرّیّه قاتلان حسین علیه السلام را به قصاص جُرم پدرانشان می‌كشد. عبد السلام بن صالح هروی نقل كرده است كه از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام پرسیدم: ای فرزند رسول ‌الله! حدیثی از امام صادق علیه السلام روایت شده است: وقتی كه قائم علیه السلام قیام كند، فرزندان و ذرّیّه قاتلان امام حسین علیه السلام را به قصاص جُرم پدرانشان می‌كشد. شما در این باره چه می‌فرمایید؟ فرمود: همین طور است. پرسیدم: پس این كه خداوند می‌فرماید: «وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی»«۵» [و هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد] یعنی چه؟ فرمود: همه آن چه خداوند فرموده است، راست و حقیقت است، اما فرزندان قاتلان حسین علیه السلام از عمل پدران خود خشنودند و به آن افتخار می‌كنند و هر كس از وقوع فعلی راضی باشد، مانند كسی است كه آن را انجام داده است. اگر كسی در شرق كشته شود و كسی در غرب از مرگ او خشنود باشد، در نزد خداوند، شریك عمل قاتل محسوب می‌شود. قائم علیه السلام تنها به این دلیل آنها را می‌كشد كه آنها از كار و فعل پدرانشان راضی و خشنودند. پرسیدم: اولین كاری كه قائم شما علیه السلام بعد از قیام انجام می‌دهد، چیست؟ فرمود:‌ از بنی شَیبه شروع می‌كند و دستان آنها را قطع می‌كند؛ زیرا آنها سارقان بیت‌ الله عزّ و جلّ هستند. منبع كامل ‌الزیارات، ص ۶۳، ح ۵. عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۱، @baghimandeekhoda
سفارش امام رضا به عبدالعظیم حسنی خطبه حضرت عباس علیه السلام
امام محمد باقر (علیه السلام) فرموده است: از پدرم علی‌بن‌الحسین (علیه السلام) پرسیدم که چگونه او را از کوفه به شام حرکت دادند؟! فرمود: مرا بر شتری که عریان بود و جهاز نداشت سوار کردند و سر مقدس پدرم حسین (علیه السلام) را بر نیزه‌ای نصب کرده بودند و زنان ما را پشت سر من بر قاطرهائی که زیراندازی نداشت سوار کردند، و اطراف و پشت سر ما را گروهی با نیزه احاطه کرده بودند، و چون یکی از ما می‌گریست با نیزه به سر او می‌زدند! تا آنکه وارد دمشق شدیم... بحار الانوار ۴۵/۱۴۵ الهی_بحق_زینب_الکبری @sarallah73
ورود اُسراء و رؤ س شهداء به شام شيخ كَفْعَمى و شيخ بهايى و ديگران نقل كرده اند كه در روز اوّل ماه صفر سر مقدس حضرت امام حسين عليه السّلام را وارد دمشق كردند، و آن روز بر بنى اميه عيد بود و روزى بود كه تجديد شد در آن روز اَحزان اهل ايمان سيّد ابن طاوس رحمه اللّه روايت كرده كه چون اهل بيت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم را با سر مُطهّر حضرت سيدالشهداء عليه السّلام از كوفه تا دمشق سير دادند چون نزديك دمشق رسيدند جناب امّ كلثوم عليهاالسّلام نزديك شمر رفت و به او فرمود: مرا با تو حاجتى است . گفت : حاجت تو چيست ؟ فرمود: اينك شهر شام است ، چون خواستى ما را داخل شهر كنى از دروازه اى داخل كن كه مردمان نَظّاره كمتر باشند كه ما را كمتر نظر كنند و امر كن كه سرهاى شهدا را از بين محامل بيرون ببرند پيش دارند تا مردم به تماشاى آنها مشغول شوند و به ما كمتر نگاه كنند؛ چه ما رسوا شديم از كثرت نظر كردن مردم به ما. شمر كه مايه شرّ و شقاوت بود چون تمنّاى او را دانست بر خلاف مراد او ميان بست ، فرمان داد تا سرهاى شهدا را بر نيزه ها كرده و در ميان مَحامل و شتران حَرم بازدارند و ايشان را از همان (دروازه ساعات ) كه انجمن رعيت و رُعات بود درآوردند تا مردم نظّاره بيشتر باشند و ايشان را بسيار نظر كنند. ************* علاّمه مجلسى رحمه اللّه در (جَلاءُ العُيُون ) فرموده كه در بعض از كتب معتبره روايت كرده اند كه سهل بن سعد گفت : من در سفرى وارد دمشق شدم . شهرى ديدم درنهايت معمورى و اشجار و اَنهار بسيار و قصُور رفيعه و منازل بى شمار و ديدم كه بازارها را آئين بسته اند و پرده ها آويخته اند مردم زينت بسيار كرده اند و دفّ و نقاره و انواع سازها مى نوازند. با خود گفتم مگر امروز عيد ايشان است ، تا آنكه از جمعى پرسيدم كه مگر در شام عيدى هست كه نزد ما معروف نيست ؟ گفتند: اى شيخ ! مگر تو در اين شهر غريبى ؟ گفتم : من سهل بن سعدم و به خدمت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم رسيده ام . گفتند: اى سهل ! ما تعجّب داريم كه چرا خون از آسمان نمى بارد و چرا زمين سرنگون نمى گردد. گفتم : چرا؟ گفتند: اين فرح و شادى براى آن است كه سر مبارك حسين بن على عليه السّلام را از عراق براى يزيد به هديه آورده اند. گفتم : سبحان اللّه ! سر امام حسين عليه السّلام را مى آورند و مردم شادى مى كنند! پرسيدم كه از كدام دروازه داخل مى كنند؟! گفتند: از دروازه ساعات . من به سوى آن دروازه شتافتم چون به نزديك دروازه رسيدم ديدم كه رايت كفر و ضلالت از پى يكديگر مى آوردند، ناگاه ديدم كه سوارى مى آيد و نيزه در دست دارد و سرى بر آن نيزه نصب كرده است كه شبيه ترين مردم است به حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم پس زنان و كودكان بسيار ديدم بر شتران برهنه سوار كرده مى آورند، پس من رفتم به نزديك يكى از ايشان و پرسيدم كه تو كيستى ؟ گفت : من سكينه دختر امام حسين عليه السّلام . گفتم : من از صحابه جدّ شمايم ، اگر خدمتى دارى به من بفرما. جناب سكينه عليهاالسّلام فرمود كه بگو به اين بدبختى كه سر پدر بزرگوارم را دارد از ميان ما بيرون رود و سر را پيشتر برد كه مردم مشغول شوند به نظاره آن سر منوّر و ديده از ما بردارند و به حرمت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم اين قدر بى حرمتى روا ندارند. سهل گفت : من رفتم به نزد آن ملعون كه سر آن سرور را داشت ، گفتم : آيا ممكن است كه حاجت مرا بر آورى و چهار صد دينار طلا از من بگيرى ؟ گفت : حاجت تو چيست ؟ گفتم : حاجت من آن است كه اين سر را از ميان زنان بيرون برى و پيش روى ايشان بروى آن زر را از من گرفت و حاجت مرا روا كرد. و به روايت ابن شهر آشوب چون خواست كه زر را صرف كند هر يك سنگ سياه شده بود و بر يك جانبش نوشته بود: (و لاتَحْسَبَنّ اللّهَ غافِلاً عَمّا يَعْمَلُ الظّالِمُونَ) و بر جانب ديگر: (وسَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَموا اَىَّ مُنقَلَبٍ يَنْقَلِبون ) اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم اللهم عجل لولیک الفرج به حق حضرت زینب سلام الله علیها @sarallah73