شهادت امام رضا علیه السلام سال97.mp3
زمان:
حجم:
63.6M
سخنرانی شهادت امام رضا علیه السلام 97
14divaneam agar ke behesht arezoo.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
دیوانه ام اگر که بهشت آرزو کنم
آیم اگر به کوی تو یا ثامن الحجج
#امام_رضا_علیهالسلام
@sarallah73
ezne dokhool emam reza(a)ezne dokhool.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
اذن دخول امام رضا علیهالسلام ۲
#امام_رضا_علیهالسلام
@sarallah73
hargah karam zar shod-MASHHAD-MABAS.mp3
زمان:
حجم:
5.9M
هر گاه کارم زار شد گفتم علی موسی الرضا
هر شب دلم بیمار شد گفتم علی موسی الرضا
#امام_رضا_علیهالسلام
@sarallah73
شیخ جعفر مجتهدی رحمت الله علیه:
در هر کجای عالم که قلباً امام رضا علیهالسلام را صدا بزنید و به ناحیه مقدسه ایشان توجه کنید آن بزرگوار سریعاً نظر میکنند و این معنای حقیقی کلمه انیس_النفوس است.
@sarallah73
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند:
بر منبرها به مردم بگوید و دستور بدهید که توبه کنند و برای فرج و تعجیل ظهور امام زمان (ارواحنا فداه) دعا کنند. این دعا، واجب کفایی نیست که همانند وجوب نماز بر مرده باشد، و اگر یک یا چند نفر از مردم بر مرده نماز گذارند، تکلیف از دیگر مردم برداشته شود؛ بلکه، همانند نمازهای روزانه، بر تمام مکلفان واجب است که انجام دهند.
@sarallah73
5 ربيع الاول
وفات حضرت سكينه (عليها السلام )
حضرت سكينه دختر امام حسين 56 سال پس از واقعه كربلا، در مدينه وفات كرد.
مادر ايشان حضرت رباب است كه با هم در واقعه كربلا حضور داشتند، و همواره با اسرا به كوفه و شام رفتند.
در صبح روز رحلتش نفس زكيه چهارصد دينار عطر و عود خريد و پيرامون تابوت آن حضرت در مجمره ها سوزانيد. خالد بن عبد الملك حاكم مدينه كه در نظر داشت با به تعويق افتادن تشييع جنازه بر اثر گرمى هوا به بدن مطهر جسارت شود، گفت : ((صبر كنيد من براى نماز خواندن بر جنازه مى آيم )). ولى نيامد. لذا جنازه مبارك آن حضرت تا شب دفن نشد. پس از آن حضرت سجاد (عليه السلام ) بر جنازه آن حضرت نماز خواندند و آن حضرت را با احترام به خاك سپردند.
والده اش (رباب ) دختر (امرءالقیس ) است که او نیز مادر همان طفل رضیع است که در کربلا، به زخم تیر، شهید گشت و رباب را بعد از شهادت امام حسین (ع )، اشراف قریش ، خواستگارى کردند که ابدا اجابت نکرد و گفت : من بعد از مواصلت با پیغمبر با کس دیگر، مواصلت نکنم و بعد از امام حسین (ع ) شوهرى دیگر نخواهم و در مجلس ابن زیاد چون نظرش بر سر شوهرش افتاد، بى تاب شده و آن سر را گرفت و بوسید و در کنار خود نهاد و نوحه سرایى کرد.
بعد از واقعه کربلا، یک سال زیاده زنده نماند و لایزال در گریه و سوگوارى گذرانید و از آفتاب ، به سایه نیامد تا وفات یافت .
ابن اثیر در کامل گفته که قولى است که رباب یکسال سر قبر امام حسین (ع ) اقامت نمود و پس آن ، عود کرد به مدینه و از غصه و حزن بر آن حضرت وفات یافت .
وقایع الایام شیخ عباس قمی
لوائج الشجعان،ص223"
@sarallah73
روضه حضرت سکینه علیها سلام . طاهری.mp3
زمان:
حجم:
6.3M
روضه حضرت سکینه سلام الله علیها
@sarallah73
بیگل رویت، پدر! از زندگی دل برگرفتم
دست شستم از دو عالم، چون تو را دلبر گرفتم
یاد داری قتلگه، نشناختم جسم شریفت؟
خم شدم، بابا! نشانت را ز انگشتر گرفتم
هر چه کردم جستوجو انگشت و انگشتر ندیدم
پس سراغ حضرتت از عمّهی مضطر گرفتم
در مقام قُرب بودم، مات جسم چاکچاکت
تا برای شیعیان، پیغام از آن حنجر گرفتم
سوختم، آتش گرفتم، چون که خود از شیعیانم
ز اوّلین پیغام تو، دستور تا آخر گرفتم
داشتم میمُردم از غم، در کنار کشتهی تو
لب بر آن حنجر نهادم، زندگی از سر گرفتم
بر تن آزردهی من بوسه میزد تازیانه
من برای توشهی ره، بوسه زآن پیکر گرفتم
بس که سیلی زد عدو، در راه وصلت بر رخ من
پیکرم نیلی شده، سبقت ز نیلوفر گرفتم
از زمانی که سرت در کوفه شد، مهمان خولی
تو شدی خاکستری، من رنگ خاکستر گرفتم
خواهر کوچکترم چون دید، رأست را به نیزه
داشت جان میداد، من ماتم بر آن خواهر گرفتم
خوش به حال خواهرم! جان کرد قربانِ سرِ تو
من گرانجانم که ماندم، قبر تو در بر گرفتم
این من و این جان ناقابل، فدای خاک کویَت!
تا نپنداری به جز تو، دلبر دیگر گرفتم
مجلس نامحرمان دیدی مرا، بازوی بسته
آستین را پیش رویَم ـ چون نَبُد معجر ـ گرفتم
خوب میخواندی تو قرآن، ای فدای اشک چشمت!
تو میان طشت زر بودیّ و من آذر گرفتم
خود شنیدی، ای شه «مظلوم»! میگفت آن ستمگر:انتقام خویش را از آل پیغمبر گرفتم
#حضرت_سکینه
@yamahdisarallah73
سوره طه /آیه ۱۳۵
﴾قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَی ﴿۱۳۵﴾
ترجمه
بگو همه در انتظارند. پس در انتظار باشيد. زودا كه بدانيد ياران راه راست كيانند و چه كسی راهيافته است]
تفسیر
۱)امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: از پدرم در مورد آیه «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَی» سئوال كردم. ایشان گفتند: منظور از «الصِّرَاطِ السَّوِیِّ» حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است و هر كس كه به فرمانبرداری از او راه یابد، هدایت شده است. نظیر این آیه، آیه دیگری است كه خداوند در آن می فرماید: «وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ و َآمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَی»«۵» [به یقین من آمرزنده كسی هستم كه توبه كند و ایمان بیاورد و كار شایسته نماید و به راه راست راهسپر شود] كه منظور از راه یافتن در این جا، راه یافتن به ولایت ما می باشد«۶».
#آیات_قرآن_امام_زمان_عج
@baghimandeekhoda
@sarallah73
شهادت امام حسن عسکری علیه السلام:
ابـن بـابـويـه بـه سـند معتبر از ابوالاديان روايت كرده است كه من خدمت حضرت امام حسن عـسـكرى را مى نمودم و نامه هاى آن جناب را به شهرها مى بردم . پس روزى مرا طلبيدند و نامه اى چند نـوشـتـنـد بـه مـدايـن و فـرمـودنـد كـه بـعـد از پـانـزده روز بـاز داخـل سـامـره خـواهـى شـد و صـداى شـيـون از خـانـه مـن خـواهـى شـنـيـد و مـرا در آن وقـت غـسـل دهـنـد، ابـوالا ديان گفت : اى سيد! هرگاه اين واقعه هائله روى دهد امر امامت با كيست ؟ فـرمـود: هـركـه جواب نامه مرا از تو طلب كند او امام است بعد از من ، گفتم : ديگر علامتى بـفرما، فرمود: هر كه بر من نماز كند او جانشين من خواهد بود، گفتم : ديگر بفرما، گفت : هـركـه بگويد كه در هميان چه چيز است او امام شما است . ابوالا ديان گفت : مهابت حضرت مـانـع شـد كـه بـپـرسـم كـدام هـمـيـان ، پـس بـيـرون آمـدم و نـامـه هـا را بـه اهل مداين رسانيدم و جوابها گرفته برگشتم چنانچه فرموده بود.
روز پـانـزدهـم داخـل سـامـره شـدم صـداى نـوحـه و شـيـون از مـنـزل منور آن امام مطهر بلند شده بود چون به در خانه آمدم جعفر [كذاب ] را ديدم كه به در خانه نشسته و شيعيان برگرد او بر آمده اند و او را تعزيت به وفات برادر و تهنيت بـه امـامـت خـود مى گويند، پس من در خاطر خود گفتم كه اگر اين امام است امامت نوع ديگر شده ، اين فاسق كى اهليت امامت دارد؛ زيرا كه پيشتر او را مى شناختم كه شراب مى خورد و قـمـار مـى بـاخـت و طـنـبـور مـى نـواخـت . پس پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم و هيچ سؤ ال از مـن نـكـرد، در ايـن حال ( عقيد خادم ) بيرون آمد و به جعفر كذاب خطاب كرد كه بـرادر تـو را كـفـن كـرده انـد بـيـا و بر او نماز كن ، جعفر برخاست و شيعيان با او همراه شدند چون به صحن خانه رسيديم ديديم كه حضرت امام حسن عسكری را كفن كـرده بـر روى نعش گذاشته اند پس جعفر پيش ايستاد بر برادر اطهر خود نماز كند چون خواست تكبير گويد طفلى گندم گون پيچيده موى گشاده دندانى مانند پاره ماه بيرون آمد و رداى جعفر را كشيد و گفت : اى عمو! پس بايست كه من سزاوارترم به نماز بر پدر خود از تو، پس جعفر عقب ايستاد و رنگش متغير شد.
آن طـفـل پـيـش ايـستاد و بر پدر بزرگوار خود نماز كرد و آن جناب را در پهلوى امام على نقى دفن كرد و متوجه من شد و گفت اى بصرى بده جواب نامه را كه با تو است ، پس تسليم كردم و در خاطر خود گفتم كه دو نشان از آن نشانها كه حضرت امام حسن عسكری فرموده بود ظاهر شد و يك علامت مانده بيرون آمدم پس حاجز وشابه جـفـعـر گـفـت : بـراى آنـكـه حـجـت بـر او تـمـام كـنـد كـه او امـام نـيست ، گفت : كى بود آن طفل ؟ جعفر گفت : كه واللّه ! من او را هرگز نديده بودم و نمى شناختم . پس در اين حالت جـماعتى از اهل قم آمدند و سؤ ال كردند از احوال حضرت امام حسن عسكرى چون دانـسـتـنـد كه وفات يافته است پرسيدند كه امامت با كيست ؟ مردم اشاره كردند به سوى جـعـفـر، پـس نزديك رفتند و تعزيت و تهنيت دادند و گفتند با ما نامه و مالى چند هست بگو كـه نـامـه هـا از چـه جـماعت است و مالها چه مقدار است [تا] ما تسليم كنيم . جعفر برخاست و گـفـت : مـردم از ما علم غيب مى خواهند، در آن حال خادم بيرون آمد از جانب حضرت صاحب الا مر و گفت با شما نامه فلان شخص و فلان و فلان هست و هميانى هست كه در آن هـزار اشـرفى هست ؛ در آن ميان ده اشرف هست كه طلا را روكش كرده اند، آن جماعت نامه ها و مـالهـا را تـسـليـم كـردنـد و گـفـتـند هر كه تو را فرستاده است كه اين نامه ها و مالها را بـگـيـرى او امـام زمـان اسـت و مـراد امـام حسن عسكرى همين هميان بود.
لحضات آخر:
امام حسن نـگـاهـش بـه كـودكـش افـتـاد بـگـريـسـت و فـرمـود: ( يـا سـَيـَدَ اَهْل بَيْتِِه اَسْقِنى الْماء فَاِنّى ذاهِبٌ اِلى رَبّى ) .
اى سـيـد اهل بيت خود! مرا آب بده همانا من مى روم به سوى پروردگار خود، پس آن آقازاده آن قدح آب جوشانيده با مصطكى را گرفت به دست خويش و حـركـت داد لبهايش را و سيرابش كرد، چون امام حسن عليه السلام آب را آشاميد فرمود: مرا مـهـيـا كـنـيـد از بـراى نـمـاز. پـس در كـنـار آن حـضـرت دسـتـمـالى افـكـنـدنـد و آن طـفـل وضـو داد پـدر خـود را بـه يـك مـرتـبـه ، يـك مـرتـبـه ، يـعـنـى بـه اقـل واجـب و مسح كرد بر سر و قدمهاى او، پس امام حسن به وى فرمود: بشارت بـاد تـو را اى پـسـرك من ! تويى صاحب الزمان و تويى مهدى و حجت خدا بر روى زمين و تـويـى پسر من و كودك من و منم پدر تو، تويى محمّد بن الحسن بن على بن محمّد بن على بـن مـوسـى بـن جـعفر بن محمّد بن على بن احسان بن على بن ابى طالب عليهم السلام و پـدر تـو اسـت رسـول خدا و تـويى خاتم ائمه طاهرين و بـشـارت داد به تو رسول خدا و نام و كنيه داد تو را، و اين عهدى است به سوى من از پدرم و از پدرهاى طاهرين تو.
(منتهی الامال شیخ عباس قمی)
@sarallah73