eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
پیش‌گفتار: می‌خوام یه رمزِ طلایی بهتون بگم. اگر این رمز رو تو زندگی‌تون پیاده کنید، زندگی‌تون به دو بخش تبدیل می‌شه: قبل از این رمز، بعد از این رمز! مقدمه: تو جلسهٔ مدرسه وقتی بعد از من اولین معلم از راه رسید، طبق عادتم پیشِ پاشون بلند شدم. دیدم اون دبیره که سال اولشه و قبل از من رسیده بود، بلند نشد تا وقتی دید من کامل بلند شدم و دارم سلام و علیکِ گرمی می‌کنم. اونم مجبور شد بلند شه. وقتی مؤسس رسید و جلسه شروع شد و بقیهٔ معلم‌ها می‌رسیدن، من دیدم که اینا با بلند شدنِ من برای بقیه مجبور می‌شن بلند شن. فکر کردم خب نمی‌گن این چه سجاده‌آب‌کشیه؟ چادر که درنیاورده... نزدیکِ بیست تا معلمیم، همه رو داره بلند می‌شه... چه شکلاتیه جلو مدیر و مؤسس... اذیت شدم از این فکرا... پارسالم معلما این‌جوری نبودن، ولی اون‌جا مدیرم فوق‌العاده محترم و مؤدب بودن. ایشون پیش پای همه بلند می‌شدن، همه می‌ذاشتن روی حسابِ احترامی که در فضا جاریه. این‌جا هیچ‌کس جز من مقیّد نبود. داشتم فکر می‌کردم من همه‌جا این‌طوری نیستم، فقط در محیط مدرسه بهترین نسخه از خودم رو رو می‌کنم. ایرادی نداره پس. صحبت آقای پناهیان با تیترِ درشت و پررنگ یادم اومد! «تو نمی‌تونی از دانش‌آموزت بخوای پیش پات بلند شه و بهت احترام بذاره، وقتی ندیده پیشِ پای دبیرای دیگه بلند شی و بهشون احترام بذاری!» خدا عاقبت‌به‌خیرت کنه آقای پناهیان، من از شما خیلی چیزا یاد گرفتم، کربلا دعا کردم عاقبت‌به‌خیر شین... دلم می‌سوزه اگر از دست‌تون بدیم... این جمله کمکم کرد تصمیم بگیرم. چیزی که درسته، درسته! مهم نیست بقیه چی فکر کنن. من برای هر هفده_هجده معلم کامل و‌ محترم بلند شدم. اون‌روز که دانش‌آموزا نبودن؟ عزیزم! بودن و نبودن مهم نیست... اگر باشن و تو از اجبار و بدونِ علاقه این کار رو بکنی هم می‌فهمن... تعلیم و تربیت این‌طوری نیست! معلم تا خودش بهترین نباشه، عمراً بتونه بهترین بخواد و بهترین بار بیاره! این‌جا از ما طرح درس نخواست، تاریخ مستمر نخواست، گزارش ماهانه نخواست، اصلاً هیچی از روال معمولی مدرسه‌ای نخواسته! بقیه هم انجام نمی‌دن. یعنی سطحِ خودشون رو هماهنگ با محیط می‌کنن. اما من می‌خوام همه رو انجام بدم، بذارم تو یه پوشه‌طلقیِ شیک، وَ «تقدیم‌شون» کنم. می‌خوام سطحِ محیط رو با خودم بالا بیارم. حرف اصلی: همیشه در هر موقعیتی در هر جا با هر کس در هر نقش بهترین نسخه‌تون باشید. وَ تلاش کنید به بهترین نسخهٔ موجود برسید. شما با سطح، پایین نیاید. سطح رو با خودتون بالا ببرید. گریز: اگر داری برای ظهور تلاش می‌کنی دلیلش چیه؟ چون از وضعیتِ حالِ حاضر راضی نیستی! می‌خوای بهترین وضعیت اتفاق بیفته. تا دست روی دست بذاری ظهور نمی‌شه! مگر حجتیه باشی و معتقد باشی باید در کثافت فرو بریم(!) سیدالقائد می‌فرمایند شما در جمهوری اسلامی، در هر نقطه‌ای باشی، اون‌جا مرکز عالمه! اون مدرسه مرکز عالمِ منه! ظهور می‌خوام؟ بسم الله! مرکزِ عالَم رو باید باکیفیت کنم. خونه مرکزِ عالمِ منه! گروه دوستیم، کانالم، شب‌کاری، اتوبوسی که سوارش می‌شم، بانکی که واردش می‌شم... من هرجا باشم مرکزِ عالمِ منه! ظهور می‌خوام؟ باید هرجا هستم بهترین نسخه‌م رو تقدیم‌شون کنم. باید اون‌جا رو هم به بهترین نسخه برسونم. نتیجه با خداست اما من باید تلاشم رو بکنم. تقدیر اگر نخواست تو روبه‌راه باشی تو روبه‌راه باش و تقدیر را عوض کن!
سربه‌راه
پیش‌گفتار: می‌خوام یه رمزِ طلایی بهتون بگم. اگر این رمز رو تو زندگی‌تون پیاده کنید، زندگی‌تون به دو
تکمله: دیگران در تصمیمِ کیفیِ شما چه کار می‌کنن؟ یا از حسادت تلاش می‌کنن به شما برسن، یا از علاقه تلاش می‌کنن به شما برسن. در هر دو صورت شما عاملِ پویایی و کیفیت شدید.
از کادوهای روز ادبیات فارسی‌مه😍 کاربردی و مفید😍 چی می‌شد همه مثلِ دوستام بهم هدیه می‌دادن؟🥲
سربه‌راه
از کادوهای روز ادبیات فارسی‌مه😍 کاربردی و مفید😍 چی می‌شد همه مثلِ دوستام بهم هدیه می‌دادن؟🥲
وَ شش جفت جوراب از طرفِ مادرِ خانوم‌معلم😍 از تو پُر شد جامهٔ ما، کفشِ ما، جورابِ ما😂
اگر جوک بلدید که واقعاً خنده‌داره، برام بفرستید. وقتایی که دخترا سرِ کلاس غمگینن یا حوصله‌شون سر رفته لازم دارم و از جوکای خودم خسته شدم.
یه شعری هم هست هر وقت کسی سرِ کلاس غصه‌داره یا افسرده است و سرش رو گذاشته روی میز، براش می‌خونم که هیچ‌وقت این شعر رو دوست نداشتم چون محتوای شاخصی نداره و شاعرش هم خیلی معلوم نیست کیه. (شعر از قیصر امین‌پور نیست.) اما متأسفانه هنوز شعری که برای چنین موقعیت‌هایی بتونه جایگزینش بشه پیدا نکردم. لعنتی با همهٔ بی‌مضمونی و بی‌عنصری‌ش هر بار خوندم، اشک گرفتم و تونستم دل دخترم و سبک کنم و کلی هم براشون خاطره شده و بهشون چسبیده. ولی دلم می‌خواد این خاطراتِ موندگار در ذهن‌شون رو با محتوای غنی پر کنم. اگر داشتید زودتر بفرستید تا مدرسه شروع نشده حفظ کنم.
فهمیدنِ این‌که صیّاد هم باشی، تا بنی‌صدرها بر کارند، کاری از پیش نمی‌بری، شد یه جوشِ جدید بر گردنِ حقایق که هم خاروندنش کِیف می‌ده، هم ردش می‌مونه و از زیبایی می‌کاهه!
من ترجیح می‌دم کلِ زنان و دخترانِ شهرم لخت بگردن، اما عبا نپوشن! چون می‌تونم به بچه‌‌های فرداهام و دخترای امروزم بگم اون لخته داره نافرمانیِ خداوند رو می‌کنه، اما باید خودم رو بکُشم تا بهشون ثابت کنم عبایی‌ها دارن خدا رو دور می‌زنن!
ایشون فرمانده‌مون هستن در اردوی جهادیِ بلوچستان😍 خاطراتِ خوشِ چابهار و روستای عمرآباد... خاطراتِ اربعینِ ۱۴۰۱ و کردستانِ عِراق... وَ شبِ قدرِ ریوَش زنده شد...🌿 فکر کنم این‌جا هستن و مسطوراتِ من رو می‌خونن، عرضِ ارادت✋ قرارِ فرمانده و نیروهاش؛ ظهور و شهادت🤲
سربه‌راه
تکه‌هایی از پارچه‌های غسل و کفنِ شهید هنیه که حالا تو جانمازِ من و دوستامه رو ایشون برامون آوردن... چون خودشون شهید رو غسل دادن... تسبیحِ تربتی که از داخلِ ضریحِ حضرتِ عبّاس علیه السلام هم من و رفیق داریم... وَ سنگِ مرقدِ حضرت زینب سلام الله علیها... وَ سربندهای شهدای جنگِ ۱۲ روزه... وَ طعمِ دِهینِ بوعلی... شما تک‌خور نبودید، نیستید، پس تا ظهور و شهادت.
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا الآن هفت بار پیام تبریکِ سیدالقائد به قهرمانانِ تیمِ کشتی رو خوندم. اصلاً مانیفسته! تعیین‌تکلیف‌کنه! اون‌وقت من می‌گم فقط سخنرانی ولی فقیه‌تون رو گوش بدید، مثلِ دوره‌گردا صد تا دوره و همایش و سخنرانی و کانال و در محضرِ چهار تا مثلِ خودتون می‌رید، ولی سراغِ ولی فقیه‌تون نه(!) همیشهٔ خدا هم ول‌معطل و لَنگ و حیرونِ زندگی و راه‌های رسیدن به خدا و غلبه بر بحران‌هایید(!) آدرسِ پزشک، مشخصه، ولی می‌رید سراغِ دعانویس(!) این‌قدر پی درمان نمی‌رید تا مرضِ واگیرتون به دو_سه تا دیگه‌م برسه و جمع‌های مذهبیون رو فاسد و آلوده و بیمار کنید(!) خی‌لی جالبه! حتی پدر و مادر بخوان تبریک بگن، می‌گن این مدال رو گرفته... این تقدیرنامه... این کارت پول... ولی آقا یک کلمه نگفتن طلا! مدال! جایزه! فقط چهار کلیدواژهٔ طلایی دارن! چهار کلمهٔ طلایی برای برنامه‌ریزی، برای ادامهٔ راه، برای سردرگم نشدن، برای سفت و محکم ادامه دادن! تلاش. رفتار. قدرت. معنویت. دیشب با دوستان رفتیم قبرستون. انتهای قبرستون پارک بود. کلی رفتیم تاب‌بازی. ما هم یه روز باید از تاب پیاده شیم. دیشب داشتم زندگیم و با این چهار کلمه جدول تناسب می‌گرفتم. اموات با حسرت، چشم دوخته بودن به ما که هنوز خدا فرصت‌مون داده...
سربه‌راه
تمرین #نویسندگی می‌خواین؟ معنی یکی از دعاهای مناجات خمس عشر رو یا در دو خط توصیف کنید. یا در ۵۰۰ کل
در_راه_که_می_آمدی_سحر_را_ندیدی؟_(1)_ueo.pdf
حجم: 116.7K
تنها یادداشتِ قابل قبولِ تمرینِ نویسندگی بر مبنای مناجات خمس عشر❣ وَ تنها تکلیفِ منظمِ تایپ‌ و پی‌دی‌اف‌شده!