سربهراه
پیشگفتار: میخوام یه رمزِ طلایی بهتون بگم. اگر این رمز رو تو زندگیتون پیاده کنید، زندگیتون به دو
تکمله:
دیگران در تصمیمِ کیفیِ شما چه کار میکنن؟
یا از حسادت تلاش میکنن به شما برسن،
یا از علاقه تلاش میکنن به شما برسن.
در هر دو صورت
شما
عاملِ پویایی و کیفیت شدید.
سربهراه
از کادوهای روز ادبیات فارسیمه😍 کاربردی و مفید😍 چی میشد همه مثلِ دوستام بهم هدیه میدادن؟🥲
وَ شش جفت جوراب
از طرفِ مادرِ خانوممعلم😍
از تو پُر شد جامهٔ ما، کفشِ ما، جورابِ ما😂
اگر جوک بلدید که واقعاً خندهداره، برام بفرستید. وقتایی که دخترا سرِ کلاس غمگینن یا حوصلهشون سر رفته لازم دارم و از جوکای خودم خسته شدم.
یه شعری هم هست هر وقت کسی سرِ کلاس غصهداره یا افسرده است و سرش رو گذاشته روی میز، براش میخونم که هیچوقت این شعر رو دوست نداشتم چون محتوای شاخصی نداره و شاعرش هم خیلی معلوم نیست کیه. (شعر از قیصر امینپور نیست.)
اما متأسفانه هنوز شعری که برای چنین موقعیتهایی بتونه جایگزینش بشه پیدا نکردم.
لعنتی با همهٔ بیمضمونی و بیعنصریش هر بار خوندم، اشک گرفتم و تونستم دل دخترم و سبک کنم و کلی هم براشون خاطره شده و بهشون چسبیده.
ولی دلم میخواد این خاطراتِ موندگار در ذهنشون رو با محتوای غنی پر کنم.
اگر داشتید زودتر بفرستید تا مدرسه شروع نشده حفظ کنم.
من ترجیح میدم کلِ زنان و دخترانِ شهرم لخت بگردن، اما عبا نپوشن!
چون میتونم به بچههای فرداهام و دخترای امروزم بگم اون لخته داره نافرمانیِ خداوند رو میکنه، اما باید خودم رو بکُشم تا بهشون ثابت کنم عباییها دارن خدا رو دور میزنن!
سربهراه
تکههایی از پارچههای غسل و کفنِ شهید هنیه که حالا تو جانمازِ من و دوستامه رو ایشون برامون آوردن... چون خودشون شهید رو غسل دادن...
تسبیحِ تربتی که از داخلِ ضریحِ حضرتِ عبّاس علیه السلام هم من و رفیق داریم... وَ سنگِ مرقدِ حضرت زینب سلام الله علیها... وَ سربندهای شهدای جنگِ ۱۲ روزه... وَ طعمِ دِهینِ بوعلی...
شما تکخور نبودید،
نیستید،
پس تا ظهور و شهادت.
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا الآن هفت بار پیام تبریکِ سیدالقائد به قهرمانانِ تیمِ کشتی رو خوندم. اصلاً مانیفسته! تعیینتکلیفکنه! اونوقت من میگم فقط سخنرانی ولی فقیهتون رو گوش بدید، مثلِ دورهگردا صد تا دوره و همایش و سخنرانی و کانال و در محضرِ چهار تا مثلِ خودتون میرید، ولی سراغِ ولی فقیهتون نه(!) همیشهٔ خدا هم ولمعطل و لَنگ و حیرونِ زندگی و راههای رسیدن به خدا و غلبه بر بحرانهایید(!) آدرسِ پزشک، مشخصه، ولی میرید سراغِ دعانویس(!) اینقدر پی درمان نمیرید تا مرضِ واگیرتون به دو_سه تا دیگهم برسه و جمعهای مذهبیون رو فاسد و آلوده و بیمار کنید(!)
خیلی جالبه!
حتی پدر و مادر بخوان تبریک بگن، میگن این مدال رو گرفته... این تقدیرنامه... این کارت پول... ولی آقا یک کلمه نگفتن طلا! مدال! جایزه!
فقط چهار کلیدواژهٔ طلایی دارن!
چهار کلمهٔ طلایی برای برنامهریزی، برای ادامهٔ راه، برای سردرگم نشدن، برای سفت و محکم ادامه دادن!
تلاش.
رفتار.
قدرت.
معنویت.
دیشب با دوستان رفتیم قبرستون. انتهای قبرستون پارک بود. کلی رفتیم تاببازی. ما هم یه روز باید از تاب پیاده شیم. دیشب داشتم زندگیم و با این چهار کلمه جدول تناسب میگرفتم. اموات با حسرت، چشم دوخته بودن به ما که هنوز خدا فرصتمون داده...
سربهراه
تمرین #نویسندگی میخواین؟ معنی یکی از دعاهای مناجات خمس عشر رو یا در دو خط توصیف کنید. یا در ۵۰۰ کل
در_راه_که_می_آمدی_سحر_را_ندیدی؟_(1)_ueo.pdf
حجم:
116.7K
تنها یادداشتِ قابل قبولِ تمرینِ نویسندگی بر مبنای مناجات خمس عشر❣
وَ تنها تکلیفِ منظمِ تایپ و پیدیافشده!
دوستی که عبایی شده بود رو شمارهش و از مخاطبینم حذف کردم. دیگه من با اون کاری ندارم. اون کارم داشت و کمکی ازم برمیومد انجام میدم، اما از دایرهٔ دوستانم، وَ افرادی که باهاشون وقت میگذرونم و در ارتباطم باهاشون حذف شد.
امروز یه آقا که باهاش دو سالی میشه در مسألهای فعالیت داریم بهم پیام زد. دیدم پروفایلش و مقبرهٔ ابولؤلؤ گذاشته و عیدالزهرا (!) رو تبریک گفته...
پیام رو دیدم. پاسخی ندادم. (صرفاً اطلاعی به من داده بودن اما دیگه مثل قبل تشکر نکردم). شمارهشون رو از مخاطبینم حذف کردم. وَ دارم برنامهریزی میکنم برای آدمی جدید و ادامهٔ فعالیت.
داریم هر روز تنها و تنها و تنهاتر میشیم...
خدایا در غربالِ آخرالزمان آنی و کمتر از آنی ما رو به حال خودمون وامگذار... عاقبتمون رو به ظهور و یاریِ امام و شهادت در راه خودت بهخیر کن...
ما رو از مذهب آلوده و دینهای دلبخواه و شرعِ مبتنی بر نفْس در امان بدار...