من از شروع بزن بزن بیزارم؛
از اینکه کوچکترین خراشی روی کشورم بیفته...
من دو تا تصویرِ ناخواسته از روزهای جنگ دیدم و هنوز اذیتم میکنه...
یکی برج آزادی با پسزمینهٔ دود و آتش...
یکی حرمِ آقا سبزِ قبا...
بابتِ همین دو تا دلم میخواد دنیا رو به آتیش بکشم...
من هیچ روایتی از مدرسهٔ میناب گوش ندادم و نخواهم داد. هیچ کلیپ و فیلم و عکس و مصاحبهای ندیدم و نخواهم دید. یکی از همکارانِ مزخرفم داشت میگفت آخر هفته بریم میناب سر مزار بچهها. من حتی دلم میخواست خرخرهٔ اون رو بجوم...
اینکه بزن بزن شروع شه و هی خبر برسه یکی بی خونه شده، یکی بی عزیز، فلانجا کشور آسیب دیده، بهمانجای شهر ویران... به علی قسم اذیتم میکنه...
ولی بهقول مرحوم قیصر امینپور، ما میجنگیم که صلح کنیم و اونا صلح میکنن که بجنگن...
این مسیریه که باید تا تهش بریم... ناگزیریم ازش...
مسیرِ ترسناکیه و خدا میدونه چقدر لغزنده و الککننده... خدا عاقبت بهخیرمون کنه...
ولی
این راه و باید تا تهش بریم...
بهخاطر ندبههای جمعه و جمکرانهای سهشنبه!
بهخاطر قدمهای اربعین و حسینحسینهای محرم!
بهخاطر تو سر زدنهای فاطمیه و گریبان چاک دادنهای پای روضههای زینبیه!
واگرنه لو میره همهش دروغ بوده(!)
ما یا واقعاً شیعهٔ غدیریم
یا مترسکِ سرِ جالیزیم!
فکر میکنم قبلاً نوشتم که یکی یه بار ازم پرسید نمیترسی برای ظهور بهجدیت دعا میکنی و یهوقت خودت جزو رستگاران نباشی؟ چرا اول خودسازی نکنیم بعد برای ظهور دعا کنیم؟
گفتم خودسازیِ من و تو تا قیامت طول میکشه(!) کتابای عارفا رو نخوندی تا لب گور مشغول خودسازی بودن تهشم گفتن نشد؟! ولی ظهور عقب بیفته... دنیا دنیا حقالناسِ نسلها به گردنمونه...
خودسازی کن همزمان باهاش وظیفهتم انجام بده. یکی دیگه از دلایلی که از مذهبیا بیزارم اینه که دعاهاشون برای ظهور الکیه(!) دروغه(!) مثل آهو دروغ میگن(!) تحلیلش هم راحته! چطوری کسی میتونه برای ظهور دعا کنه اما همزمان دعا کنه خدایا من رو تو روضهٔ امام حسین علیه السلام شهید کن؟! یا خادمه تو حرم داشت به خادم دیگه میگفت دلم میخواد تو حرم شهید شم! من اینقدر عصبانی شدم که رفتم جلو گفتم ببخشید! یعنی راضیاید موشکی، بمبی، تروری، حملهای تو حریم حرم شکل بگیره؟! یعنی راضیاید حرم آسیب ببینه یا زوّار که شما به شهادت برسی؟!
یا مذهبی احمقها بعد از شهادت آقا هی میگفتن خدایا ما رو هم شهید کن! یعنی یه جو غیرت نداری دعا کنی خدا عمرت بده انتقام امامت رو بگیری یا ببینی؟!
یا مذهبی بیعرضهها که میگفتن خدایا ظهور رو برسون! خب دروغگو تو ظهور میخواستی دعا میکردی خدا به دست ما استکبار و طاغوت رو نابود کنه تا آقا مشرف شن برای نبرد نهایی. تو ظهور میخواستی برای نصرت و پیروزی دعا میکردی نه برای اینکه هفتهٔ بعد کربلا باشی!
همین هفته رفتم شبکاری، سر شام یکی گفت هرکی آرزومنده هفته دیگه کربلا باشه صلوات! هممممممه فرستادن! من نفرستادم و بلافاصله گفتم یعنی میخواین همهتون برین کربلا زیارت مستحب و واجبِ خیابون رو رها کنید؟! چشم امیرالمؤمنین روشن به این شیعهها(!)
اصلاً اینقدری که در مذهبیجماعت دعای شهادت دیدم، دعای نصر و تلاش و جهاد ندیدم(!)
حالا بیا بفهمون تو مثل آدم وظیفهت و انجام بده، شهادت پیدات میکنه(!)
من حاضرم امام زمان علیه السلام ظهور کنن، حالا اعوذ باللّه گردن من رو هم زدن، زدن. اما بیان. بیان و تموم کنن این لجنزارِ ظلم و جهل رو.
نصرِ اسلام و مسلمین مهمه!
ما باید کارا رو بکنیم امام بیان دستور بدن،
نه اینکه امام بیاد کارای ما رو بکنه(!)
دعا میکنم بزن بزن کنیم و فقططططط ما بزنیم.
دعا میکنم هرچه اونا زدن کور باشه و نرسیده به آسمونِ مقدسم، منهدم شه.
دعا میکنم خدا مکرشون رو به خودشون برگردونه.
دعا میکنم احدی از هموطنام، حتی اون برهنههه، حتی اون نفهمه، حتی اون بیشعوره، حتی پسرهٔ امروز که نمیفهمید وطن یعنی چی، خش برندارن و عوضش دشمن اینقدددددددر نفله و تیکهپاره و آشولاش شه که به غدیر نرسیده خبر برسه دیگه صهیونیستی تو دنیا نمونده که بخواد با بچههای حیدر کرّار بجنگه!
دعا میکنم کشورهای همسایه به خودشون بیان و سرنوشت منطقهشون رو خودشون دست بگیرن.
دعا میکنم به غدیرنرسیده آل سعود و صهیون و ترامپ و استکبار به خاک سیاه نشسته باشه.
دعا میکنم بعد از غدیر، فراخوان طراحیِ حرم امامهای بقیع رو بدن و جانفداها همه برای خادمی ثبتنام کنن...
دعا میکنم مسؤول خواهرانِ افتتاح حرم خانم فاطمهٔ زهرا سلام اللّه علیها بشم.
من این هفته مدرسهم تمومه و برای هفتهٔ بعد، هرچی تماس کلاس خصوصی داشتم قبول کردم، چون واقعاً دعا میکنم قدس رو فتح کنیم و بعد از اربعین راهیِ اونجا شیم. خب پول لازم داره دیگه، باید کار کنم. خصوصاً که زیتون داره :)
من حتی میدونم روزی که خبر مرگ ترامپ بیاد، میخوام برم کدوم خیابون و به تلافیِ شادیای که دهم اسفند کردن، جشن بگیرم😎✌️من حتماً اونروز وسطِ خیابون کِل خواهم کشید و سوت خواهم زد. حتماً.
سربهراه
چون نمیدونم دختری یا پسر!
نمیدونم مریضی یا سالم!
نمیدونم مزاحمی یا مراحم!
سلام
بله خوبم.
فکر کردی چرا میگم هشتگ یا آیدی بذارین؟! یکیتون نوشته بود چون هشتگ دوست دارین اینم هشتگ. بعد موضوع نوشتهش و هشتگ زده بود(!) 😫 بعد میگم خنگید به تریج قباتون برمیخوره!
منظورم از هشتگ یعنی یه اسمی، کوفتی برای خودتون انتخاب کنید من شما رو با اون بشناسم. ثابت باشه. بهمرور ادبیاتتون، شعورتون، شاکلهٔ شخصیتیتون دستم بیاد. بدونم این چه پیشینهای تو ذهنم داره. مثلاً این همونیه که همیشه سؤالاش دقیق بوده و بهندرت اما بهوقت. خب من پاسخ اون هشتگ یا آیدی رو از جون و دل میدم. اما فلان هشتگ رو میشناسم که کلاً بیکاره و فرتفرت پیام میده و پیاماشم هیچ چیز خاصی نداره. معلومه که جواب نمیدم! یا خشک و سرسری جواب میدم!
من در وبلاگ، پیامای طولانی و پاسخای طولانی میدادم، چون طرف هم وبلاگ داشت و من میشناختمش. برای همین هم وبلاگیها به دیدار و دوستیهای حضوری هم رسید. مثلاً مریمگلی که قم برام غذا آورد، دوست وبلاگی منه ❣ولی چراااااااااا با کمترین تحلیل دقت نمیکنید که اینجا شماااااااا دارید من رو میخونید! نه من شما رو!
شما میدونید من قهوه رو شیرین دوست دارم، چای رو با هل، من نمیدونم شما حتی چند سالتونه! دوستی و عاطفه و محبت باید دوطرفه باشه! همین چند روز پیش به یکیتون گفتم اگر داری وابسته میشی، کانالم رو ترک کن. من یه صفر و یکِ مجازی هستم. اینجا چیزی رو مینویسم که خودم انتخاب میکنم! ادبیات خوندم و ادبیات یعنی تغییر حقیقت و واقعیت به سوی زیبایی. نه روی فرشته بودنم ببندید، نه روی دیو بودنم(!) انسانم؛ ملغمهای از عشق و خشم و سکون و طغیان و تندی و کندی. جایزالخطا.
ظرفیتِ مجازی خوندن ندارید از خودتون مراقبت کنید!
یک بار نوشتم و فرستهش هنوز هست که من پیشفرضِ پاسخ دادنم در ناشناس اینه که همه دخترن. من که نمیدونم کی پیام داده، ولی شما که میدونید به کی پیام میدید! پس اگر آقایید و تقوا رو رعایت نکردید، قیامت گیرِ رضایتِ من هستید. یا سلام کنید. یا میدونی من ازت بزرگترم ولی فعلت مفرده. اینا رو شما میدونید، ولی من که نمیدونم!
چند نفری هستن اینجا که من براشون پیامآوا فرستادم. یعنی صدام و. پاسخهای طولانی. حتی داستانهاشون رو نقد کردم و جزء به جزء بررسی کردم. خب اونا رو بررسی کردم و مواردی رو بردم زیر ذرهبین و راستیآزمایی شدن و خانم بودن و باشخصیت و قابل احترام و اعتماد و وقت گذاشتن. یا چند نفری هستن مینویسم سلام عزیزم. سلام خالی نمیذارم. چون تو این سه _ چهار سال هشتگ ثابت گذاشتن و علاوه بر اینکه مطمئن شدم خانوم هستن، من باهاشون به اشتراکات فکری رسیدم. وقت داشته باشم دوست دارم باهاشون همصحبت شم. پیامای پیاپی رو پاسخ میدم و مثل وبلاگ دامنهٔ همصحبتی رو گسترش میدم. ولی همه رو که نمیشناسم(!) اینجا روزمرهم و مینویسم. با ادبیات یا فاقد ادبیات. راحتم. هرکی دوست داشت میخونه، هرکی دوست نداشت میره.
ولی در پیام ناشناس نمیتونم قربونصدقهتون برم! چون در درجهٔ اول حتی جنسیت شما رو نمیدونم.
خب بهتون برخورده؟ چه کار کنم؟ بهتر از اینه که وقتم و پای پیامهای ناراست بگذرونم!
معتقد هستم شما هم وااااااقعاً سؤالت سؤال باشه، اینقدر برات مهم هست که با آدابی بپرسی که جذب و جلبم کنه به پاسخدهی. شما مذهبیا که سینهچاکانِ کار فرهنگی و جذب حداکثری هستین😂😂😂 چطوری نمیتونین من یک نفر رو جذب خودتون کنید؟!😂😂😂😂
هوم؟
پاسخِ من کامل بود.
فهم شما هم؟!
پیوست یک
پیوست دو
پیوست سه
پیوست چهار
شاگردِ انقلابیِ من، صبح اعتراف کرده که در امتحانِ مجازیِ کلاسِ دبیرِ دیگهشون تقلّب کرده و حالا نگرانِ امتحانِ حضوریه...
نگرانِ خطایی که کرده نیست ها!
نگرانِ امتحانِ حضوریه(!)
#اسلامِراکد
سربهراه
شاگردِ انقلابیِ من، صبح اعتراف کرده که در امتحانِ مجازیِ کلاسِ دبیرِ دیگهشون تقلّب کرده و حالا نگرا
داشت تلاش میکرد ازم فتوا بگیره که در شرایط مجازی که هممممممه تقلّب میکنن، تقلّب دیگه ظلم نیست که(!)
چون همممممممه میکنن(!)
این چیزا رو در مذهبیهای خرس گنده که میبینم، لهشون میکنم.
اما در شاگردای نوجوانِ خودم با فطرتهای سالم که میبینم... همهٔ وجودم له میشه که با این اسلامِ راکد چه کنم؟!
سربهراه
داشت تلاش میکرد ازم فتوا بگیره که در شرایط مجازی که هممممممه تقلّب میکنن، تقلّب دیگه ظلم نیست که(!
بعد همین دم از مراقبه و طب اسلامی و آرمانهای انقلاب میزنه(!)
عین خرسای گندهشون(!)
خرسای گندهشون رو به گریه میندازم،
اما این فطرتهای پاکی که با اسلامِ راکد آلوده شده، من رو به گریه میندازه...
سربهراه
بعد همین دم از مراقبه و طب اسلامی و آرمانهای انقلاب میزنه(!) عین خرسای گندهشون(!) خرسای گندهش
کفرِ متحرّکِ دنیا داره به سمتِ اسلام پرواز میکنه و
اسلامِ راکدِ مذهبیهای ما تو سراشیبیِ کُفره(!)
سربهراه
همینقدر خاک بر سر.
شکرِ خدا که شما مذهبیها میچَپین گوشهٔ حوزه به خودسازی یا با یه پخمهتر از خودتون ازدواج میکنید و سرتون به آخور بند میشه و با این کمالات راه به دانشگاه و مدارج عالیه نمییابید، واگرنه آبرویی برای رهبر شهیدم نمیموند...
خدا رو شکر که در دانشگاه کم هستیم، اما درست و حسابیهامون هستیم و دزدهای مفتخوری چون شما، سالها پشتِ کنکور میمونن و تهش به بندهای اولیهٔ فرستهم مشغول میشن😊
الحمدللّه ربّ العالمین🙏
در حالی داریم نبرد آخرالزمانی رو از سر میگذرونیم
که مذهبیهامون تو پلهٔ کلاس اوّل
تقلّب(!)
موندن😂