شاگردِ انقلابیِ من، صبح اعتراف کرده که در امتحانِ مجازیِ کلاسِ دبیرِ دیگهشون تقلّب کرده و حالا نگرانِ امتحانِ حضوریه...
نگرانِ خطایی که کرده نیست ها!
نگرانِ امتحانِ حضوریه(!)
#اسلامِراکد
سربهراه
شاگردِ انقلابیِ من، صبح اعتراف کرده که در امتحانِ مجازیِ کلاسِ دبیرِ دیگهشون تقلّب کرده و حالا نگرا
داشت تلاش میکرد ازم فتوا بگیره که در شرایط مجازی که هممممممه تقلّب میکنن، تقلّب دیگه ظلم نیست که(!)
چون همممممممه میکنن(!)
این چیزا رو در مذهبیهای خرس گنده که میبینم، لهشون میکنم.
اما در شاگردای نوجوانِ خودم با فطرتهای سالم که میبینم... همهٔ وجودم له میشه که با این اسلامِ راکد چه کنم؟!
سربهراه
داشت تلاش میکرد ازم فتوا بگیره که در شرایط مجازی که هممممممه تقلّب میکنن، تقلّب دیگه ظلم نیست که(!
بعد همین دم از مراقبه و طب اسلامی و آرمانهای انقلاب میزنه(!)
عین خرسای گندهشون(!)
خرسای گندهشون رو به گریه میندازم،
اما این فطرتهای پاکی که با اسلامِ راکد آلوده شده، من رو به گریه میندازه...
سربهراه
بعد همین دم از مراقبه و طب اسلامی و آرمانهای انقلاب میزنه(!) عین خرسای گندهشون(!) خرسای گندهش
کفرِ متحرّکِ دنیا داره به سمتِ اسلام پرواز میکنه و
اسلامِ راکدِ مذهبیهای ما تو سراشیبیِ کُفره(!)
سربهراه
همینقدر خاک بر سر.
شکرِ خدا که شما مذهبیها میچَپین گوشهٔ حوزه به خودسازی یا با یه پخمهتر از خودتون ازدواج میکنید و سرتون به آخور بند میشه و با این کمالات راه به دانشگاه و مدارج عالیه نمییابید، واگرنه آبرویی برای رهبر شهیدم نمیموند...
خدا رو شکر که در دانشگاه کم هستیم، اما درست و حسابیهامون هستیم و دزدهای مفتخوری چون شما، سالها پشتِ کنکور میمونن و تهش به بندهای اولیهٔ فرستهم مشغول میشن😊
الحمدللّه ربّ العالمین🙏
در حالی داریم نبرد آخرالزمانی رو از سر میگذرونیم
که مذهبیهامون تو پلهٔ کلاس اوّل
تقلّب(!)
موندن😂
چطور به این مردِ محترم بگم مذهبیجماعتِ بیسوادِ بینظمِ بیتدبیرِ اهمالکارِ پرمدعای توخالیِ لبودهن،
نمیتونه با من کنار بیاد و کار کنه؟!
چطور به این مرد بفهمونم داره برای خودش دردسر میخره؟!
چطور بفهمونم از وقتی بهم این پیشنهاد رو داده و من هی به بهانهٔ مدرسه پیچونده بودم، شبها کلللللللل نیروهای خانم رو زیر نظر گرفتم و از کوچکترینشون که یازده سالشه تا بزرگترینشون که پنجاه و یک سالشه رو دقیق زیر ذرهبین بردم و میتونم با دلیل و مدرک بهش بگم چرا همممممممهٔ کارها روی دوش آقایونه و قسمت خواهران مترسکهای سر جالیزن و حتی وقتی چوبپر دستشونه هم آقایون باید بیان کارشون رو انجام بدن و حتی حتی حتی موکبِ چای زنانه رو هم مردها باید بیان مدیریت کنن(!)
چطور امشب رو به این مردِ شریف تلخ نکنم با نشون دادنِ حقیقت؟!
پوفففففف...
اونی که یادم انداختی یکی به امام جواد علیه السلام نامه نوشت و شرایطش رو گفت،
دیروز منم نوشتم.
امروز دو تا از دعاهام مستجاب شد.
ازت ممنونم❣
هشت عمودِ مشّایهم انشاءاللّه مال شما، خودت هم تو اون جاده باشی.
ازت خیلی ممنونم❣
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هوس فسنجون کرده بودم.
اما گردو نداریم.
خواستم از هوش مصنوعی بخوام بدون گردو بهم دستپخت بده،
دیدم هوش مصنوعیم بالا نمیاد.
گفتم عیبی نداره، جای گردو، زرشک میریزم.
دستبهکار شدم که تلفنم زنگ خورد.
باید مسائلِ شبکاریم و میگفتم.
همزمان آشپزی هم کردم.
تماس تموم شد دیدم دارم از خواب بیهوش میشم.
از گرسنگی هم.
یه تخم مرغ ربی درست کردم که ربش غالب شد و بدمزه.
فقط سیر شدم.
دیدم خستهتر از اونم که برنج آبکشی درست کنم.
برنج رو ریختم روی فسنجون دمی درست کنم.
تلفنم زنگ خورد.
تا پاسخ دادم دیدم برنجم شفته شده و همهچی با همهچی قاطی شده.
یه قاشق خوردم دیدم افتضاحه(!)
خدا رو شکر کردم کم درست کردم و شام بخورمش دیگه تمومه.
زیر گاز و خاموش کردم و دراز کشیدم.
دو ساعت خوابیدم و بیدار شدم دیدم اوضاع غذام بدتر هم شده و دیگه حتی ریختوقیافه هم نداره.
از مزهٔ بدش هرچی بگم کم گفتم.
کاش شب حاجی شام هم بده موقع جلسه!
گرسنمه. کم خوابیدم. غذام افتضاح شده. دو درس فردام مونده که آماده کنم. چهارشنبه کارگاه دارم برای آزمون تیزهوشان و هنوز محتوا آماده نکردم. هفت باید برم جلسه. دوش نگرفتم و دیگه نمیرسم بگیرم.
خواستم بشینم غصه بخورم که دوستم این رو برام فرستاد.
اینقدر از خشم و ناراحتیِ دشمنانِ خدا شاد شدم که به خودم گفتم پس گندهایمان چه؟ هیچی! با خیس کردنِ چند برگه کاهو، تلاش میکنیم قابل تحملترش کنیم.
مهم اینه که دشمنِ خدا رو ناامید کردیم.
ناراحت باشید
وَ از این ناراحتی بمیرید😍
راستی؛
بفرمایید گَندِفسنجون؟😂🙈