eitaa logo
سربه‌راه
207 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
336 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cypkwxa&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
خاک بر سرِ مطیعی و کریمی و طاهری که اومدن کار رو به جایی رسوندن که پزشکیان به‌جای رسیدگی به وضعیت اقتصادی و جنگ، دنبالِ باز کردنِ مکان‌هاییه که به‌خاطر حجاب پلمب شدن... کفِ خیابون رو محجبه‌ها گرفتن و از هر ده نفر یکی بدحجابه و از هر پنجاه نفر یکی بی‌حجاب، بهترین موقعیت بود برای «فرهنگ‌سازی» حجاب... ما کفِ خیابون موفق بودیم و خوب پیش رفتیم، دوستانه و درست عمل کردیم که همه می‌تونن شبا کنارمون باشن، اون‌وقت همونایی که پای سفرهٔ اهل بیت علیهم السلام رشد کردن، زحماتِ ما رو به باد دادن... خاک بر سر امثال نظافت و مداحایی که اسم بردم. من نمی‌گم خاک بر سر بلاگر و عباپوشای ایتا و بله و مسؤولینِ بی‌غیرتی که دیشب خوردیم و در سکوت خبری هنوز درگیر مذاکره هستن. نه! چون از اونا اصلاً چنین توقعی ندارم😂 آدم با اونا تکلیف‌ش مشخصه و سطح‌شون معلوم(!) ولی اینا که پای سفرهٔ اهل بیت علیهم السلام بودن... اینا... جنگیدیم. مقاومت کردیم. چی به دست آوردیم؟ کنار گذاشتن قانون حجاب(!)
سربه‌راه
خاک بر سرِ مطیعی و کریمی و طاهری که اومدن کار رو به جایی رسوندن که پزشکیان به‌جای رسیدگی به وضعیت اق
یه دور حرم رو زدم، جا برای نشستن نیست... الحمدللّه. فقط خاک بر سر هرکی که مستحبات رو جای واجبات پررنگ کرد(!) دعای عرفه رو از دست ندید ولی بدونید و آگاه باشید که مستحبه. حجاب واجبه! امربه‌معروف واجبه! وَ آقایی که امروز دمِ غروب یه‌نفس خدا رو صدا می‌زنه و به هق‌هق اشک می‌ریزه، برای امربه‌معروف و نهی از منکر راهیِ قتلگاه شد... برای اصلاح امّت پیامبر...
فکر کنم در تجمعاتِ شبانه، مشهد شهرِ برتر شه. تو این‌همه کلیپ و تصویری که از شهرای دیگه دیدم، صرفاً یه میدون اصلی برای تجمعه؛ مثل میدون انقلاب یا خیابون کشوردوست. ولی من هر شب یه‌جای مشهدم و می‌تونم بگم ما میدون‌های مختلف، چهارراه‌های مختلف، حتی برخی کوچه‌هامون، زیر پل‌ها، پایین‌شهر و بالاشهر، ماشینی و ثابت، تجمع داریم. برام این مسأله فوووووووق‌العاده مهمه و پرافتخار و برای هر خبرگزاری دستم برسه ارسال می‌کنم چون دی‌ماه، قمارباز از بین همهٔ شهرها، فقط اسم شهرِ من رو آورد و گفت مشهد سقوط کرد... خدا می‌دونه چه غروری از من خرد شد... من دی‌ماه رو نه می‌بخشم و نه فراموش می‌کنم... هرکس که در دی‌ماه دخیل بوده... حتی به لبخندی... حتی به یک جمله... حتی به یک سؤال... نه می‌بخشم... نه فراموش می‌کنم... وَ حتی اگر خانواده‌م باشه دیگه از من نیست. حالا به تلافیِ دی‌ماه، این مشهده که شما هررررررررررر خیابون و میدونی ازش سر بزنی تجمع داره، پرچم‌گردانی داره، صدای اللّه اکبر داره، مرگ بر آمریکا داره، مرگ بر آمریکا داره، مرگ بر آمریکا داره، ای جانم؛ مرگ بر آمریکا داره❣
سربه‌راه
مغزِ من همه‌چیز رو فرهنگی و بلندمدت تحلیل می‌کنه. این بچه‌ها رو که می‌بینم دارن پرچم‌گردونی می‌کنن، به هرکی نشون دادم گفت آخییییییی، عزیزمممممم! ولی من نشون دادم که بفهمه داره چه تحولی در تعلیم و تربیت اتفاق میفته! من نکته‌م رو می‌برم تو نشان؛ «تحول در تعلیم و تربیت». همون‌که هر سال میلیون‌ها تومان بودجه صرف‌ش می‌شه و سااااااعت‌ها جلسه و همایش که اتلاف وقت کنن و تهش درس حسین فهمیده رو از ابتدایی حذف می‌کنن چون روحیهٔ بچه حساسه(!) میارن تو کتاب دبیرستان، معلمی که با ریا استخدام شده می‌فرستن سر کلاس که به اون درس رسید بگه به‌درد نمی‌خوره و ازش عبور کنه(!) چرا امام حسین علیه السلام مثل امام حسن علیه السلام، از راهِ دیگری وارد نشد؟ چون امام حسن علیه السلام با آبرو می‌تونست دین رو اِحیا کنه و امام حسین علیه السلام با خون! نهمِ اسفند یکی هر دو رو فدا کرد برای چنین تحولی! «برای پرچم‌بازیِ بچه‌ها». این‌جا کسی هست رشتهٔ ضالّهٔ روان‌شناسی بخونه؟ بیاد توضیح بده «بازی» چه اثری در سرنوشتِ انسان‌ها داره...
سربه‌راه
مغزِ من همه‌چیز رو فرهنگی و بلندمدت تحلیل می‌کنه. این بچه‌ها رو که می‌بینم دارن پرچم‌گردونی می‌کنن،
من با چشمای خودم دیدم که بچه‌های سطلی‌ها هم شعارهای ما رو که از کوچه و خیابون به گوش‌شون رسیده یاد گرفتن و ناخودآگاه می‌گن :) من با چشمای خودم دیدم بچهٔ لختِ یه مادرلخت رو که یهو از روی چاله پرید و داد زد: تو رستم تهمتنی، بزن که خووووب می‌زنی :) وَ مادرش از این‌که جلوی ما، شعارهای ما رو داده، این‌قدر خشمگین شد که واقعاً زدش و خوب بچه رو زد(!) نور نور نور داره فراگیر می‌شه... اگر تا ظهرِ عاشورا دوام بیاریم... نور نور نور داره ظلمت رو پس می‌زنه اگر تا ظهر عاشورا خسته نشیم!
سربه‌راه
طرماح به ظهرِ عاشورا رسید ها... یه لحظه فقط یه لحظه... رفت پی کارِ واجبی(!) وَ وقتی برگشت دیگه اسمش جزوِ سلامای امام زمان علیه السلام تو زیارت ناحیه نبود...
خی‌لی حرف دارم امشب دارم سبک_سنگین می‌کنم چطور بنویسم که شما مذهبیونِ «شخص‌محور» از بندِ اسامی بِرَهید و بر صراطِ مستقیم بخونید(!)
می‌دونین؟ یکی داشت رگ پاره می‌کرد که باید فلانی استیضاح بشه(!) من دوست داشتم دهانش رو پاره کنم تا یاد بگیره استیضاح فلانی وسط جنگ، یعنی فروپاشیِ نظام! استیضاحِ فلانی وسط جنگ، یعنی بدبین کردنِ انتخاب‌کننده‌هاش نسبت به نظام! یعنی گل‌ به خودی زدن! یعنی آتو دستِ دشمن دادن! یعنی بد! یعنی خی‌لی بد! تو اگر واااااااااااقعاً نگرانی مطالبه کن! نفهمِ عقب‌مونده! مطالبه کن! شعارنوشته بگیر دستت بیا خیابون! نیا که خودت رو باااااااااااد کنی من وظیفه‌م و انجام دادم! غلط کرده چنین کرده، چنان کرده! بی‌شعور سرِ این پرچم منت نذار! پرچمه که تا قیام قیامت سر تو و آبا و اجدادت منت داره! اونی که به دوشته دنیا و آخرتت رو نجات داده! محتاجِ دوشِ تو نیست(!) تو محتاجِ به دوش کشیدنِ اونی! تو تو محتاجِ برکتِ این پرچمی! توی بی‌خاصیتِ تنبل که یه کاغذ نمی‌گیری دستت! واقعاً دردت اومده؟! حقیقتاً دلسوزی؟! جداً نگرانی؟! بنویس! با خودت بیار! حتی اگر یک نفری تو خیابون! دیده می‌شه! نشد؟ بیار. گوشیت و بده بگو ازت عکس بگیرن. برو تو ایتای وامونده‌ت! بلهٔ کوفت‌گرفته‌ت! بفرست واسه هر کانالی که داری. بگو منم بذارید. بالاخره یکی می‌ذاره. دیده می‌شه. شنیده می‌شه. خونده می‌شه. دغدغه‌ت. اگر وااااااااااقعاً داری(!)
سربه‌راه
می‌دونین؟ یکی داشت رگ پاره می‌کرد که باید فلانی استیضاح بشه(!) من دوست داشتم دهانش رو پاره کنم تا یا
آدم نگرانِ شرایطِ کنونیِ مذاکره است... میاد بنویسه... دست نگه می‌داره... چرا؟ چون ایتایی‌ها درگیر قالیباف و جلیلی هستن(!) چی بنویسم که بفهمن من شخص‌محور نیستم؟ چطور بنویسم که با مغزهای فندقی خونده نشه؟ آدم می‌مونه(!) بگم برگردید به فرسته‌های ایام انتخاباتم؟ بگم برید ببینید صبحِ روز انتخابات تردید داشتیم و زدیم بغل و نشستیم از اول همه‌چیز رو چیدیم؟ بگم برگردید بخونید نوشتم به خدا قسم بفهمم اشتباه کردم می‌نویسم و می‌گم؟ بگم برید بخونید چقدر با صحبت‌های آقاجان بالا و پایین کردیم؟ بگم دقیقاً مسأله، حرف آقاجانه نه قالیباف و جلیلی؟ اگر الآن جلیلی رئیس مذاکرات بود هم من نگران بودم... حالا قالیباف شده و وضع اینه هم نگرانم... اصلاً موقع انتخابات به جلیلی رأی دادم برای آقاجان... می‌خواستم یکی رو داشته باشه که بهتر و عمیق‌تر بهشون بگه چشم... می‌خواستم یکی رو انتخاب کنم که خیال آقاجان راحت‌تر باشه... فهم و استدلال و درکم به آقای جلیلی رسید. بیست فروردین با این‌که شوکه شدم از خبر آتش بس... با این‌که ناراحت شدم از مذاکره... تکرار می‌کنم؛ با این‌که با سلول سلول‌م ناراحت شدم از مذاکره... ولی از «روندِ اجراییِ» قالیباف حمایت کردم. چون قرارم به قالیباف و جلیلی نیست(!) من استقلال و عزت کشورم رو می‌خوام. می‌خواد عراقچی پاشه تا گیس و گیس‌کشی پیش بره، می‌خواد جلیلی باشه! قدیمی‌ها می‌دونن من چقدر بنیادین از ظریفِ ملعون بیزارم. وقتی می‌گم بنیادین یعنی فرسته دارم و تحلیل‌ش کردم مثلاً فرستهٔ دروغ رو یادتونه؟ اما اگر روزی ظریف توبه کنه و به‌ازای خیانت‌هاش به اسلام و جمهوری اسلامی خدمت کنه به همون مستدلی و محکمی حامی و پشت‌شم. من کشورم برام مهمه. حالا با هرکی که بیشتر خادم‌ش باشه. الآن روند مذاکرات از نگاه من منِ مردمِ عادی داره به عزت و استقلال کشورم آسیب می‌رسونه. داره جانِ امام‌م رو تو خطر می‌ندازه. می‌خوام به این روند اعتراض کنم. می‌خوام بگم بنویسم شعارنوشته کنم هی باید جوشِ مذهبیونِ شخص‌محور رو بزنم... آآآآآآی مخاطبین! چرا من از دوره و دوره‌گردی بیزارم؟ چون شما رو مسخ استاد الاغی و خانم چلاغی می‌کنه، نه «هدف»(!) چرا از هرکی بازیگرباز و مداح‌دوست و خواننده‌گرد و سخنران‌محوره بیزاری و برائت می‌جویم؟ چون مغزش هزاااااااران فرسخ از فهم مسیر پرته! چرا از امثال شجاعی و افرادی که بندِ استادشونن(!) خوشم نمیاد؟ چون علاوه بر موردی که قبلاً نوشتم (ایجاد وهم، ضعف عزت نفس، استعمار و استثمار روحی...)، مریدپروری می‌کنه نه دین‌مدارکردن(!) من موقع انتخابات از استاد پناهیان گذشتم... چون پناهیان رو در خدمت رشدم برای خدمت به اسلام می‌خواستم. بعد از طاقچه گذشتم... از پویانفر که هنوز معتقدم چادرت را بتکانش یه تحول عظیم برای فرهنگ‌سازی چادر بود... بعد از تک‌تکِ مداحی‌های گوشی‌م که با دقت و دلیل انتخاب‌شون کرده بودم... چون اگر شخصی هم مورد توجه‌مه به‌دلیلِ کمک به رشد و اعتلای خودمه در راه دین! نه خودش. نه خودش... نه خودش!
سربه‌راه
آدم نگرانِ شرایطِ کنونیِ مذاکره است... میاد بنویسه... دست نگه می‌داره... چرا؟ چون ایتایی‌ها درگیر قا
جمع‌بندی کنم؟ ما نگرانِ مذاکره و دیشب و جانِ امام هستیم. داد و بیداد کنیم و متهم‌سازی؟ نه. چون به‌نفعِ دشمنه! اسم ببریم؟ نه. مطالبه کنیم. درد رو مطالبه کنیم. درمان رو بگیم. با چی؟ شعارنوشته! ترامپ مرده من و شما زنده شعارنوشته‌تون دیده می‌شه! فکر کردید اگر ما در خیابان نبودیم اگر شعارنوشته‌هامون نبود الآن کشور هنوز کشورِ خودمون بود؟! معلومه که نه! هرکی الآن پای میز مذاکره است اگر نمی‌تونه تنگه و اورانیوم و امام رو دودستی تو طبق تقدیم دشمن کنه از ترسِ ماست! مایی که مقوا گرفتیم دست‌مون انتقام چی شد؟ تنگه باز نمی‌شه ها! آب بکشید دهن هرکی گفته اورانیوم! نگرانید؟ مطالبه کنید. بنویسید. ببینید و ببینانید. راهکار دارید؟ مطالبه کنید. بنویسید. ببینید و ببینانید. با مسؤولین حرف دارید؟ مطالبه کنید. بنویسید. ببینید و ببینانید. دغدغه دارید؟ مطالبه کنید. بنویسید. ببینید و ببینانید. شعارنوشته! شعارنوشته! شعارنوشته!