eitaa logo
سربه‌راه
226 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
396 ویدیو
111 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم!
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
این تکه از به‌وقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشت‌تون چیه؟
مقدمه: باز شدنِ پروندهٔ این بحث در ذهن‌م برمی‌گرده به قبل از اربعین. حتی شاید هم قبل‌تر! وقتی با یکی از دوستان‌مون که خی‌لی وقت بود هم رو ندیده بودیم، رفتیم طرقبه بستنی بخوریم و اون‌جا در گفتگوی عادی و بیانِ روزمره‌مون شنیدیم که رفته فلان‌جا خرید و برای خودش لباسِ قسطی خریده! من و رفیق این‌طوری بودیم که قسط برای لباس؟!😶‍🌫 لباسِ قسطی؟!😐 به‌شخصه با جهیزیهٔ قسطی و ماشین قسطی و خونهٔ قسطی هم که «عرف و عادیه» کنار نمیام، حالا لباسِ قسطی؟!😶 صدام از جای گرم بلند می‌شه؟! گمون نکنم! فوق‌ش نمی‌خرم! سند؟ کفشای سفیدی که باهاشون رفتم اربعین رو، باااااارها در فیلم و عکسای کانال دیدید. چند ساله اونا رو می‌پوشم؟! موبایلِ دستم؟! کوله‌پشتی‌م؟! من از اساس تا چیزی نپوکه یا چیزی که بدونم در بازار کمیابه و دیگه ممکنه نبینم، نمی‌خرم. مثلاً بلوزی که لطیف و ادبیاتیه در بازار کمه. دارم می‌رم فلان‌جا، می‌بینم مغازه داره‌. «قیمتش معقول باشه» و «منم با خریدش به سختی نیفتم»، می‌خرمش. درحالی‌که برای من و رفیق جا نیفتاده بود که لباسِ قسطی... گذشـــــــــــت تا رفتیم برای رفیق کفش بخریم. تو یه مغازه‌ای کفشی رو پسندیدیم و گفت فلان‌قیمت. قیمتِ معقولی برای اون کفش که چرم و طبی نبود، نبود! تشکر کردیم بیایم بیرون که فروشنده گفت اقساط هم می‌دم. من و رفیق باتعجب برگشتیم نگاه‌ش کردیم و باتعجــــــــــب پرسیدیم اقساط؟! پولش زیاد و نجومی نبود ها! فقط متناسب با اون کفش نبود. می‌خوام بگم اصلاً اقساط برای اون مبلغ، خنده‌دار بود! فروشنده‌هه از تعجبِ ما تعجب کرد و گفت بله! اقساط! قسطی! بازخوردِ ناخودآگاهِ رفیق رو که براومده از ساختار فکری و سبکِ زندگی‌‌شه رو خی‌لی دوست داشتم😍: بهش برخورده بود! با ناراحتی و کمی خشم گفت یعنی چه؟! فوق‌ش نمی‌خرم! برم زیرِ قسطِ کفش؟! «در شأنِ من نیست!» وَ با ناراحتی از مغازه اومد بیرون و بهم گفت همین کفشای قدیمی‌م رو بپوشم شرف داره به کفشِ قسطی😍 درواقع این مسأله اصلاً در چهارچوب‌های فکری ما جا نمی‌گرفت و نمی‌گیره و نخواهد گرفت ان‌شاءاللّه و خدا ثابت‌قدم حفظ‌مون کنه😍 برای این‌که ببینیم این مسأله فراگیر شده یا نه، چند مغازهٔ بعدی که رفتیم، خودمون می‌پرسیدیم که فروش اقساطی هم دارید؟ وَ در کمااااااااال حیرت می‌شنیدیم که بله... (!) رفیق یه کفشِ زیبای راحتِ دخترانه به‌سلیقهٔ من 😍 وَ با قیمت معقول «خرید»، اما این قسطی خرید کردن تو ذهن ما موند...
سربه‌راه
این تکه از به‌وقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشت‌تون چیه؟
شرح: کتابای زردِ مدیریت مالی و چگونه میلیاردر شویم بازار رو برداشته و افرادِ زرد هم طرفدارشن و می‌خوننش. این افراد زرد می‌تونن استاددانشگاه باشن یا بی‌سوادِ روستایی! می‌تونن زن فلان وزیر باشن یا یه کارگرِ ساده! می‌تونن دانشگاه شریف درس خونده باشن یا دانشگاهِ جوک! زرد بودنِ افراد به مدرک و تحصیلات و شغل و ثروت و شهرت نیست؛ به عقله! این کتابای زرد بیشتر یا ترجمهٔ کتابای غربیه، یا مقاله‌ها و پژوهش‌های ایرانی که وقتی به منبع و مأخذ کتاب نگاه کنی می‌بینی که همه‌‌ش از روی مقاله‌ها و کتاب‌های غربیه(!) یعنی درواقع، نسخهٔ غربه همه‌ش! خب؟ چون نسخهٔ غربه بده؟ نه! منجر به سعادت و رشد بشه، غربی باشه یا شرقی! اما نسخهٔ سعادت و رشده؟! در اروپا و آمریکا «خرید اعتباری» سال‌هاست که عادی و در جریانه. مردم‌شون می‌تونن همه‌چیز بخرن. پس همه‌چیز دارن. پس در رفاه‌ن‌. پس رشد کردن. پس سعادت‌مند هستن. پس چطور مقروض‌ن به بانک‌ها؟! آهااااا! مقروض‌ن به بانک‌ها! خریدِ اعتباری، یعنی وامی خریدن. قسطی خریدن. تو امروز تختِ خواب رو قسطی می‌خری، اما ماهِ بعد که می‌خوای قسط بدی، دیگه قیمت‌ها با درآمدها هم‌خونی نداره... درآمدت نمی‌رسه... باید دوباره وام بگیری که وامِ قبلی‌ت رو بدی! و باز وامی روی وام! تو همه‌چی داری اما تا پایانِ عمرت و حتی وارثانت مقروض خواهند بود! چه اشکالی داره؟ عوضش هرچی خواستیم داشتیم؟ اشکالش اینه که از کار کردن خسته هستی :) اشکالش اینه که اضطرابِ وام‌هات رو داری :) اشکالش اینه که به استهلاکِ جسمی و روحی می‌رسی :) اشکالش اینه که امیدی به حقوق‌ت نداری تا باهاش یه سفر بری یا کاری کنی که خستگی کار رو از تن‌ت دربیاره، چون نیمی از اون حقوق رو باید بدی بره برای وام‌هات :) چون اعصابت با تلفن‌های بانک و طلبکارها خرد می‌شه :) چون دلیلت از کار، دیگه آسایش و عزت و استقلال نیست، بلکه پرداخت بدهی‌هاست :) چون وقتی اعصاب و روحیه‌ت خراب شه، ارتباطات‌ت هم خراب می‌شه :) از مهمانی و رفت‌وآمد می‌زنی که خرج‌ت بالا نره :) یا بالعکس؛ به مهمانی و رفت‌وآمد می‌افتی که همهٔ داشته‌های قسطی‌ت رو به رخ بکشی و اَدای خوشبخت‌ها رو دربیاری و بعد از مهمونی هم افسردگی بگیری از مقایسهٔ خودت با دیگران :) اشکالش اینه که تمرکز و فکر و سطح دغدغه‌هات می‌شه اندازهٔ وام‌هات :) اشکالش اینه که وام‌های کوچیک، بزرگیِ درآمدت رو به چشم‌ت نمیاره :) اشکالش اینه که تو کلیپ‌های اینستاگرامی و تیک‌تاکی از اروپا و آمریکا و جوامعی که از اون‌ها تأثیر گرفتن مثل کرهٔ جنوبی، افزایش زندگی در ماشین‌های کوچولو رو داریم :) شب و روز کار کردنِ زن و مرد رو داریم :) سازمانِ خودکشی داریم :) سازمان افسردگی داریم :) ازدیاد بچه‌های تک‌والد داریم :) تجاوز داریم چون ازدواج نداریم :) ازدواج نداریم چون مسؤولیت و هزینه داریم :) چی شد؟! مگه همه‌چی نداشتن؟! :) مگه رشدیافته و سعادت‌مند نبودن؟! :) بسّه یا بازم بگم؟ :) آمریکا و اروپا این مسیر رو رفتن و شکست خوردن و توش گیر کردن و از درون، اقتصادشون داره متلاشی می‌شه... اون‌وقت ما مسلمان‌ها راهِ رفتهٔ اونها رو تازه شروع کردیم و خیال می‌کنیم تهش سعادته :) مثل حجاب... مثل روش‌های غیراسلامی ازدواج... مثل طلاق... مثل فرزند نیاوردن... مثل کار کردن زن‌ها... کلاً به تفاله‌خوری علاقه داریم 😁؛ به‌جای کتاب خوندن، دوره شرکت می‌کنیم... به‌جای چادر، به عبا روی میاریم... به‌جای مرجع تقلید، از استادچلاغی و خانم الاغی و فلان بلاگر احکام زندگی‌مون رو می‌پرسیم... به‌جای پرداختن به ضرورت‌های زندگی، سراغِ وام می‌ریم و زندگی‌مون رو پر از زواید می‌کنیم...
سربه‌راه
این تکه از به‌وقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشت‌تون چیه؟
مصداق: اسنپ‌پی :) ترب‌پی :) دورهٔ کتابخوانیِ اقساطی :) فروشِ کتابِ اقساطی :) دورهٔ آنلاینِ آموزشیِ اقساطی :) ... اقساطی :) به نسخهٔ صهیون برای ترسیمِ آیندهٔ مسلمانان خوش آمدید :)
سربه‌راه
این تکه از به‌وقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشت‌تون چیه؟
تبعات: آدمِ مقروض سرشکسته است یا عزتمند؟ آرامش داره یا اضطراب؟ حریص می‌شه یا با مناعت طبع؟ امید داره یا ناامیده؟ خسته است یا سرزنده؟ شوقِ کار و تلاش داره یا اجبار و اکراه؟ حوصله داره یا بی‌حوصله است؟ اعتبار داره یا قابلِ اعتماد نیست؟ آینده‌نگره یا کوته‌بین؟ عاقله یا جاهل؟ اهل زندگیه یا اهل ادا؟ رشته‌ٔ ضالهٔ روان‌شناسی اینجا داشتیم، بیاد بگه «آدمِ مقروض، روانِ سالم داره یا نداره؟!»
سربه‌راه
این تکه از به‌وقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشت‌تون چیه؟
إن قُلْتْ: پس چرا پیامبر صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله فرمودن «خرید نسیه مستحبه و برکت داره؟!»🧐🤔 روی این فکر کنید و اگر پاسخی داشتید بگید، تا بقیهٔ مطلب رو بعد از تجمع بنویسم😊
سربه‌راه
خصوصاً.
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۱): قبل از بحث «نسیه» باید فضای فکریِ اسلام رو مد نظر داشته باشید. لیست جهاز حضرت زهرا سلام اللّه علیها رو دیدید؟ اگر نه، برید و از کتابای معتبر پیداش کنید. خرجی که آقا امیرالمؤمنین علیه السلام برای عروسی کردن هم ببینید. اگر معتقدید اینا مال اون زمان بوده، اون موقع گرونی و تورم و تحریم نبوده، قبل از این‌که اهل تاریخ خوندن و آگاهی بشید بگید پس چرا حضرت علی علیه السلام یه روز وارد خونه شدن و غذا می‌خواستن و حضرت زهرا سلام اللّه علیها گفتن چیزی نداریم تو خونه و آقا امیرالمؤمنین علیه السلام رفتن که سپرشون رو بفروشن؟! «الغارات» رو خوندین بالاخره بعد از سه سال که قلم‌م مو درآورد؟! الغارات‌خونده‌ها بیان از تورم و تحریم و گرونی بگن. برگردیم به اصلِ ماجرا؛ لیستِ جهازِ خانوادهٔ پیامبر صلوات اللّه علیه و آله. اون لیست رو زیرورو کنید. فقططططط ضروریاتِ زندگیه. می‌خوام یه حرفِ عادی بزنم😎 که غیرِ عادی‌ها برنمی‌تابن😶‍🌫 ضروریاتِ زندگیِ یه تازه‌عروس و دوماد: یه گاز و یخچاله... یه فرش و یه تشک و پتو... با خرده‌ریزه‌هایی مثل بشقاب و لیوان و مسواک و دو دست لباس و... نیاید من و قورت بدید😂 فکر کنید! بررسی کنید! تحلیل کنید! نپذیرفتید هم دوست داشتید برید😁 چون حرفِ من، همینیه که نوشتم😂 به همون محکمی که می‌گم هرررررررررررکی اربعین نرفت؟ خودش نخواست😉 به منظومهٔ اسلام برگردید!
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۲): پس ضروریاتِ زندگی رو فهمیدیم. این رو اضافه می‌کنم که ضروریاتِ زندگیِ هرکس متناسب با شأنیه که زندگی کرده. این رو در ازدواج هم اسلام می‌گه. دخترخانم خونهٔ پدر چه شرایطی داشتن؟ اون شأن باید رعایت شه. بیشتر شد چه بهتره. از یه سمتِ دیگهٔ اسلام هم، گناهِ اسراف رو گوشهٔ نظر داشته باشید. چشم‌وهم‌چشمی رو. حسد و حرص رو. می‌خوام همهٔ اینا مد نظرتون باشه. اسلام در پی رسوندنِ اشرفِ مخلوقات به شأن و کمالشه. پس عزت، مهمه. نسیهٔ اسلام، عزتِ مسلمانِ تنگ‌روزی رو حفظ می‌کنه. آبرو می‌خره. می‌خوام تفکر رو بندازم به دوش شما😁 قسط و وام‌های امروزی هم عزت و آبرو حفظ می‌کنه؟!😶‍🌫 باز منظومه‌ای فکر کنیم! اسلام تأکید داره کار خیر بی‌منّت و آزار باشه. قسط و وام‌های امروزی همینه؟! اسلام می‌خواد ثروتمند، دردمندِ تهی‌دست باشه. مودّت و محبت بیاره. قسط و وام‌های امروزی اینه؟! اسلام می‌خواد با نسیه دادن، ثروتمند وابستهٔ پولش نباشه. منظومهٔ اسلام: تقبیحِ پول‌دوستی. قسط و وام‌های امروزی هم اینه؟! قسط و وام‌های امروزی می‌رسه به برده‌پروری که یکی‌تون دقیق اشاره کرده! شما به‌مرور در بندِ بانک و صندوقِ وام و فلان سازمان و فلان ارگان هستید... خونه‌تون در اختیار بانک... ماشین‌تون در اختیار شرکت... به‌ازای وام... وام... وام...
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۳): داری برای خریدِ چی می‌ری زیر قسط و قرض؟! واجبه یا فکر می‌کنی واجبه؟! جاروبرقی واجب نیست! چون جارودستی هست😎 بله سخته! درسته منم جونم درمیاد! کاااااااملاً حق با شماست؛ شدنی نیست! ولی جایگزین دارد😁 پس واجب نیست! قرار بر عقله نه احساس! به‌شخصه برای مخترعِ ماشین‌لباسشویی صلوات هدیه می‌کنم به آقا امام زمان علیه السلام😍 بفرستید! اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم. ولی جایگزین دارد. دست😎 پس ضرورت نیست! گر نَبُوَد خنگِ مُطَلّیٰ لِگام زد بتوان بر قدمِ خویش گام ور نَبُوَد مَشرَبه از زرِّ ناب با دو کفِ دست، توان خورد آب! نمی‌گم نخرید ها! بخرید! حتماً بخرید! آقا امام حسن مجتبی علیه السلام «وقتی خلیفه نبودن» اسبِ شاسی‌بلند سوار می‌شدن! یهودیه دیده بود چه اسب خفن و اصیلی سوارن، داشت از حسادت می‌ترکید! اصلاً خدا ثروتِ عالَم رو بده به شیعیانِ دنیا! ثروتِ حضرتِ خدیجه سلام اللّه علیها اگر نبود، چه بسا اسلام نمی‌موند... ما پرچم‌های دست‌مون رو مدیونِ مادرِ ثروتمندمون هستیم❣ اگر دارید بهترین‌ها رو بخرید! دارم از «نداشتن» حرف می‌زنم. و از قسط و قرض‌های بی‌دلیل! که ۹۹ درصد در فکر شما بادلیله... اما با معیارهای «دین و مذهبی که ادعاش رو دارید» نیست😂 این‌بار به وجدان و انصاف و خدای خودتون برگردید...