سربهراه
خصوصاً.
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۱):
قبل از بحث «نسیه»
باید فضای فکریِ اسلام رو مد نظر داشته باشید.
لیست جهاز حضرت زهرا سلام اللّه علیها رو دیدید؟
اگر نه، برید و از کتابای معتبر پیداش کنید.
خرجی که آقا امیرالمؤمنین علیه السلام برای عروسی کردن هم ببینید.
اگر معتقدید اینا مال اون زمان بوده، اون موقع گرونی و تورم و تحریم نبوده، قبل از اینکه اهل تاریخ خوندن و آگاهی بشید بگید پس چرا حضرت علی علیه السلام یه روز وارد خونه شدن و غذا میخواستن و حضرت زهرا سلام اللّه علیها گفتن چیزی نداریم تو خونه و آقا امیرالمؤمنین علیه السلام رفتن که سپرشون رو بفروشن؟!
«الغارات» رو خوندین بالاخره بعد از سه سال که قلمم مو درآورد؟!
الغاراتخوندهها بیان از تورم و تحریم و گرونی بگن.
برگردیم به اصلِ ماجرا؛
لیستِ جهازِ خانوادهٔ پیامبر صلوات اللّه علیه و آله.
اون لیست رو زیرورو کنید.
فقططططط
ضروریاتِ
زندگیه.
میخوام یه حرفِ عادی بزنم😎
که غیرِ عادیها برنمیتابن😶🌫
ضروریاتِ زندگیِ یه تازهعروس و دوماد:
یه گاز و یخچاله... یه فرش و یه تشک و پتو... با خردهریزههایی مثل بشقاب و لیوان و مسواک و دو دست لباس و...
نیاید من و قورت بدید😂
فکر کنید!
بررسی کنید!
تحلیل کنید!
نپذیرفتید هم دوست داشتید برید😁
چون حرفِ من، همینیه که نوشتم😂
به همون محکمی که میگم هرررررررررررکی اربعین نرفت؟
خودش نخواست😉
به
منظومهٔ
اسلام
برگردید!
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۲):
پس ضروریاتِ زندگی رو فهمیدیم.
این رو اضافه میکنم که ضروریاتِ زندگیِ هرکس متناسب با شأنیه که زندگی کرده. این رو در ازدواج هم اسلام میگه. دخترخانم خونهٔ پدر چه شرایطی داشتن؟ اون شأن باید رعایت شه. بیشتر شد چه بهتره.
از یه سمتِ دیگهٔ اسلام هم، گناهِ اسراف رو گوشهٔ نظر داشته باشید.
چشموهمچشمی رو.
حسد و حرص رو.
میخوام همهٔ اینا مد نظرتون باشه.
اسلام در پی رسوندنِ اشرفِ مخلوقات به شأن و کمالشه.
پس عزت، مهمه.
نسیهٔ اسلام، عزتِ مسلمانِ تنگروزی رو حفظ میکنه. آبرو میخره.
میخوام تفکر رو بندازم به دوش شما😁
قسط و
وامهای
امروزی هم
عزت و آبرو
حفظ میکنه؟!😶🌫
باز منظومهای فکر کنیم!
اسلام تأکید داره کار خیر بیمنّت و آزار باشه.
قسط و
وامهای امروزی
همینه؟!
اسلام میخواد ثروتمند، دردمندِ تهیدست باشه. مودّت و محبت بیاره.
قسط و وامهای امروزی اینه؟!
اسلام میخواد با نسیه دادن،
ثروتمند وابستهٔ پولش نباشه.
منظومهٔ اسلام: تقبیحِ پولدوستی.
قسط و وامهای امروزی هم اینه؟!
قسط و وامهای امروزی میرسه به بردهپروری که یکیتون دقیق اشاره کرده!
شما بهمرور
در بندِ بانک و صندوقِ وام و فلان سازمان و فلان ارگان هستید...
خونهتون در اختیار بانک...
ماشینتون در اختیار شرکت...
بهازای وام...
وام...
وام...
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۳):
داری برای خریدِ چی میری زیر قسط و قرض؟!
واجبه یا فکر میکنی واجبه؟!
جاروبرقی واجب نیست!
چون جارودستی هست😎
بله سخته!
درسته منم جونم درمیاد!
کاااااااملاً حق با شماست؛ شدنی نیست!
ولی
جایگزین
دارد😁
پس
واجب
نیست!
قرار بر عقله
نه احساس!
بهشخصه برای مخترعِ ماشینلباسشویی صلوات هدیه میکنم به آقا امام زمان علیه السلام😍
بفرستید!
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.
ولی
جایگزین
دارد.
دست😎
پس
ضرورت
نیست!
گر نَبُوَد خنگِ مُطَلّیٰ لِگام
زد بتوان بر قدمِ خویش گام
ور نَبُوَد مَشرَبه از زرِّ ناب
با دو کفِ دست، توان خورد آب!
نمیگم نخرید ها!
بخرید!
حتماً بخرید!
آقا امام حسن مجتبی علیه السلام «وقتی خلیفه نبودن» اسبِ شاسیبلند سوار میشدن! یهودیه دیده بود چه اسب خفن و اصیلی سوارن، داشت از حسادت میترکید! اصلاً خدا ثروتِ عالَم رو بده به شیعیانِ دنیا! ثروتِ حضرتِ خدیجه سلام اللّه علیها اگر نبود، چه بسا اسلام نمیموند... ما پرچمهای دستمون رو مدیونِ مادرِ ثروتمندمون هستیم❣
اگر
دارید
بهترینها رو بخرید!
دارم از «نداشتن» حرف میزنم.
و از قسط و قرضهای بیدلیل!
که ۹۹ درصد در فکر شما
بادلیله...
اما
با معیارهای
«دین و مذهبی که ادعاش رو دارید»
نیست😂
اینبار به وجدان و انصاف و خدای خودتون برگردید...
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۴):
برای کفش وام میگیرن(!)
برای کیش قرض میکنن(!)
برای موبایلی که دارن و سالمه ولی میخوان بهروزش کنن و مدلبالا، قرض میکنن(!)
به امام حسین علیه السلام که میرسن پول ندارن و این امام حسینه که باید بطلبه و اگر بطلبه پولش قلمبه از آسمون جور میشه(!)
ضربهٔ مهلکی زدم، نه؟😁
تازه اینکه هنوز وارد فرهنگ عاشورایی شدیم که امام حسین علیه السلام همهٔ دیون و قرضهاشون رو صاف کردن و خودشون رو رسوندن به عاشورا و باز این خودش یه نکته است!
تهش که قراره برسونمتون به ظهور چی😂
پس چی؟
میخواین در حد همین زندگیِ حیوانی بنویسم؟
خور و خواب و خشم و شهوت؟!
بابا واسه خوردن و خوابیدن لازم بود خدا اینهمه استعداد به انسان بده؟! خب من و زرافه میافرید، تو رو کفترچاهی😁
یه چیزی بوده که
با ذوق ما رو آفرید...
پُزمون رو به فرشتههاش داد...
وَ به خودش آفرین گفت!
تنها مستحبِ قرض و وامی
سفرِ کربلاست...
که رفتنش گشایشِ روزی میاره...
که وقتی بهش میرسید
میگید جور نشد... نطلبید... ندارم...
وَ نمیدونم چرا با همهٔ ناکسانِ عالَم واردِ معامله میشید
اما
با حسین
علیه السلام
واردِ معامله نمیشید.........
برای حج
شما باید
مستطیع باشید!
مستطیع یعنی بتونی بری مکه و مدینه،
بتونی سوغاتی بیاری، بتونی ولیمه بدی، برگشتی هم زندگیت تکون نخوره.
مستطیع نشی حج بهت واجب نیست!
اینکه دوست داری بری یه چیزه...
ولی اینکه باااااااید بری نه!
میتونی حجندیده از دنیا بری.
ولی روایاتِ کربلا چیز دیگری میگه...
چیز دیگری میگه...
چیز دیگری میگه...
به حسین علیه السلام مقروض شید!
بدهکارِ حسین علیه السلام بشید؛
طلبکارِ دنیا خواهید شد!
امضا: سربهراه.
فرق نسیه در اسلام با قسط و وام در نسخهٔ صهیون (۵):
ابتدایی که بودم،
صبحا مادرم میگفت از مادرِ حسین کیک برای خودت بخر، بگو بعد حساب میکنیم.
مادرِ حسین، بقالیِ محلهمون بود. خدا رحمتش کنه. براش صلوات بفرستیم.
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.
میرفتم کیک میگرفتم و نسیههامون رو یادداشت میکرد تو دفتر و آخر ماه مادرم میرفت صاف میکرد.
میدونین؟
قرض و قسط و نسیه انگار نبود...
بیشتر یه مرام و معرفت و مودتی جاری بود...
چطور بگم؟
انگار من بچهٔ خودِ مادرِ حسینم که علاوهبر ساندویچِ مادرم برای زنگ تفریح، یه کیکی هم برای خوشحال شدنم باید داشته باشم...
وَ انگار مادرِ حسین، خواهرِ مادرمه که مادرم آخر ماه حواسش بود دخلش خالی نمونه یهوقت...
تقریباً شبیه ظهوره که میتونیم بدون اجازه بریم از اموال برادر و خواهر مؤمنمون برداریم و باز برگردونیم 😍
اوووووووووو این کجا و اسنپپی و سرای ایرانی کجا(!)
خب چی شد که دیگه اون نیستیم؟!
ای مرگ بر حوزهٔ منفعل و حوزویِ بیبخار...
قدیمها
عمامهبهسرها
کلهٔ صبح
برای بازاریها
«مَکاسب» میگفتن...
دیگه نگفتن و رفتن پی خودسازیِ عافیتطلبی...
صهیون برای کسبه جزوهٔ اقتصادی ریخت!
ای بابا!
ینی عمامهبهسرها برای کاریکاتورِ پیامبر صلوات اللّه علیه و آله صداشون درنیومد... برای قرآنسوزی... برای زن، زندگی، آزادی... برای قصاصِ خون آقاجان... برای حجاب... برای مجلسِ تعطیل... برای گرانی... برای سگگردانی... برای کاشت ناخن و مژه... برای علیالاصول... برای هیچی... برای قسط و قرضم نه؟!
میشه فقط زهرخند بزنم و ادامه ندم؟🥲
سربهراه
این تکه از بهوقتِ ایران رو ببینید و بهم بگید تحلیل یا برداشتتون چیه؟
فرستهٔ پایانی:
«در شأنِ من نیست!»
این جمله رو یادتونه؟
همهٔ این ماجرای قسط و وام رو بچینید تو پازلِ ظهور...
ما ملّتِ امام حسینیم!
در شأنمون نیست...
در شأن منتظر و زمینهساز و سرباز و سردارِ ظهور نیست...
این «عادیترین نتیجه»ای هست که باید از این بحث بگیرید. 😁
شب بهخیر😎