https://eitaa.com/satsojen/3940
خداوند سایه ویکتور را از سرمان کم کند
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
امین به حق پنج تن
https://eitaa.com/satsojen/3938
باشه پس منم تا همون موقع میمونم
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
اوکی
https://eitaa.com/satsojen/3940
سباستین شروع میکنه به حرف زدن، ولی اروم تا از بیرون صداش رو نشنون.
_میدونی، ویکتور بهم حس خوبی نمیده. فقط چون فهمیدم مدت زیادیه نوچه ی تو بوده کمی بهش اعتماد کردم، ولی هنوزم حس میکنم یه کاسه ای زیر نیم کاسشه. و...در مورد حرفی که رولان زد. دوست دارم وقتی بیدار شدی از زبون خودت بشونم. اینکه چرا منو نجات دادی، وقتی میدونستی خودت قراره به این روز بیوفتی. اگه الان میتونستی، حتما بهم میگفتی که نفزت انگیزم و یه سیلی مهمونم میکردی. ولی الان کسی که ضعیف شده، تو هستی
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
صدای سباستین آروم تر از همیشه شد :« میدونی شاید قبلا دشمن هم بودیم ولی هیچوقت نخواستم آسیب ببینی . »
سباستین تا صبح کنار امیلی میمونه و به نوبت تبش رو چک میکنه ، بعد از چند ساعت حدود چهار صبح خوابش میبره .
صبح روز بعد یه سرباز بدون کسب اجازه وارد اتاق میشه و سباستین رو که روی صندلی نشسته خوابش برده بود رو با عجله بیدار میکنه و میگه :« عذر میخوام قربان اما چند تا گروه کوچیک از بخش شرقی بهمون حمله کردن . ویکتور به ماموریت رفته نمیدونیم چیکار کنیم .»
سرباز سراسیمه ست اما سباستین آرامش خودش رو حفظ میکنه و سریع عصا شو بر میداره و لنگان لنگان راه میوفته . توی راه از سرباز اطلاعات میگیره :« دقیق توضیح بده . »
_ امروز صبح ساعت سه یه انفجار توی بخش تسلیحات شناسایی شد بزرگ بود ولی خسارت زیادی به بار نیاورد چون تخلیه شده بود ، بعد از نیم ساعت محقق هامون فهمیدن که کار یکی از گروه های کوچک بخش شرقی برای تصرف قلمرو بوده و حدود ده دقیقه پیش حمله اصلی شروع شد . با پهباد و هک حمله رو شروع کردن.
_ چند نفرن؟
_ حدود بیست تا .
_ هکر های بخش رو بگو مشکل هک رو حل و امنیت ساختمان رو دو برابر کنن. نیرو های عملیاتی به جلو برن و جلوی پیشروی رو بگیرن . نیروهای امداد اماده و گروه چک و خنثی بمب رو همین الان آماده باش بده . و در مورد نیرو ها چه امدادی چه هک چه عملیاتی و چه خنثی سازی در صورت مواجه با دردسر بدون دستور وارد عمل بشن .
_ اطاعت قربان .
_ سه تا نگهبان هم برای اتاق امیلی بذار .
_ چشم .
_ هرچه سریع تر هم ویکتور رو خبر کن .
هدایت شده از شماره "۱"
تقدیم به https://eitaa.com/satsojen
از طرف https://eitaa.com/Nummer_ett
https://eitaa.com/satsojen/3944
اوه مای گادددد
چه باحالللللللل
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
برگای خودمم ریخت
سباستین من دیگه میرم بخوابم
شب بخیر
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
منم همینطور شب بخیر
هدایت شده از HELLFIRE CLUB³
نیمه شب فرا رسید و ستاره ها کم کم رخ نشان دادند و این فقط آغاز یک پادشاهی عظیم است . شب تان به خیر و خوشی ساکنان سایه ها هر چند فکر نمیکنم در قلمرو سایه ها چنین چیزی پیدا کنید .🌑