هدایت شده از انجمن گوریگودزیلاهای فضایی
K۲-۱۸ b سیاره
سیاره ای پوشیده ای از آب که شاید حتی نتوانید یک تیکه خشکی در آن پیدا کنید
اینجا مردم لباس آبی به تن میکننند. این سیاره قانون های سخت گیرانه ای داره برای مثال تماس تلفنی ممنوع هستش و به جای اون از نامه استفاده میکنید، مردم اینجا داستان مینویسند و شب و روز داستان میخوننند و برای ورود به این سیاره جادویی کافیه چشماتو ببندی و در داستان موردعلاقت غرق بشی
برای:@remember_the_rain
هدایت شده از در تقلای بقا
ساعت ها مرواریدهایی روان شد که گونه هایم را آتش میزد اما برای هیچکس مهم نبود که بر من چه میگذرد، هیچکس حتی ذرهای هم به خود زحمت نداد که احوالی از من بپرسد برعکس، همه دوری میکردند که مبادا حال بدم واگیر داشته باشد و آنان مبتلا شوند؛ من هیچ چیز از هیچکس نمیخواستم جز آغوشی که موقع ویرانی باز شود و چند روزی در پناهگاه پناهم دهند تا خود دوباره آشیان خود بسازم اما این مردم چنان ترس داشتند که خندههای دروغینشان از لبهایشان پاک شود که مانند یک ویروس بامن رفتار میکردند در حالی که همهی شان لاف دوستی میزنند و بر پیشانیهایشان حک میکردند《بنی ادم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند》
کدام برادری؟ کدام همدمی؟
این آدمیان خون یک دیگر را در شیشه میکنند و در آخر کار عمق زخمهایت را وارسی، ما میان یه عده زنده کش مرده پرست در حال زیستنیم چه توقع داری از اینها؟
از : در تقلای بقا
تقدیم به: پناهگاه زیبا🫂