eitaa logo
خودشناسی و روانکاوی
366 دنبال‌کننده
152 عکس
49 ویدیو
244 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Pouyesh
New Document(23) 04-Sep-2023 20-16-01.pdf
حجم: 20.9M
فصل هشتم نقدورزی و نقدپذیری
هدایت شده از Pouyesh
New Document(24) 04-Sep-2023 20-20-40.pdf
حجم: 40.3M
فصل نهم خودشیفتگی و مسئله قدرت
هدایت شده از Pouyesh
New Document(25) 04-Sep-2023 20-29-47.pdf
حجم: 25.8M
فصل دهم روانشناسی مثبت روابط نزدیک
رابطه رضایت بخش چه مولفه هایی دارد ؟ رابطه ی انسانی رضایت بخش ، رابطه ای است که در آن سه مؤلفه ی در هم تنیده یعنی صمیمیت ،مراقبت و آزادی وجود دارد مراد از صمیمیت اعتمادی است که امکان درک کردن و درک شدن را فراهم میکند، اعتمادی که امکان در میان گذاشتن احساسات و افکار خصوصی را فراهم میسازد، در یک رابطه صمیمی طرفین از ته دل همدیگر دارند و در نتیجه یکدیگر را خوب میشناسند و میتوانند ،افکار احساسات و اعمال یکدیگر را پیش بینی کنند از این رو در صمیمیت فرد جرأت نزدیکی احساسی و ابراز عمیقترین افکار و احساساتش را در رابطه خواهد داشت. اعتماد خود محصول مراقبت و خود پیروی است، مراد از مراقبت کمک به رشد و رضایت فرد مقابل است در یک رابطه ی رضایت بخش فرد به نیازها و تجارب فرد مقابل حساسیت نشان میدهد و در جهت خشنودی و رشد وی قدم بر می دارد. سرانجام در رابطه ی رضایت بخش در مقابل محدودیت و کنترل آزادی و خود پیروی وجود دارد به عبارتی دیگر هنگامی رابطه برای فرد رضایت بخش است که فرد مقابل به وی اجازه دهد آن طور که دوست دارد عمل کند، کنترل را به حداقل لازم برساند وی را همان طور که هست قبول داشته باشد بر این اساس هسته ی نیاز به ارتباط در قالب میل به شناخته شدن حمایت عاطفی و عملی و امکان انتخاب داشتن و کنترل نشدن متجلی میشود .چنین فضایی این درک را در فرد میآفریند که افرادی هستند که به تجارب من با حساسیت و مراقبت پاسخ میدهند و من را مهم و دوست داشتنی میدانند. https://eitaa.com/selfknowledge1401
چهار مولفه هر ارتباط که بر اساس آن میتوان الگوهای ارتباطی را از هم متمایز کرد صداقت صراحت احترام خودپیروی https://eitaa.com/selfknowledge1401
هدایت شده از Pouyesh
صداقت هنگام برقراری ارتباط بین شخصی ما سه مسیر ارتباطی یا به معنای دقیق تر سه زبان داریم آنچه دیده میشود یا زبان بدن زبان آنچه گفته میشود یا زبان گفتار و آن طور که گفته میشود یا زبان لحن اگرچه در ارتباط انسانی سه زبان جهت انتقال پیام وجود دارد آدمها معمولا به یکی از آنها یعنی زبان ،گفتار ،توجه آگاهانه نشان میدهند و دو زبان دیگر به صورت خودکار و ناهشیار مورد توجه و پردازش ذهنی قرار میگیرد و از این رو فرد تدبیری برای آن دو ندارد حال اگر بخواهیم صداقت را بر اساس این سه مسیر ارتباطی معنا کنیم هماهنگی این سه زبان صداقت خواهد بود به عبارتی دیگر صداقت طیفی است که به میزان هماهنگی این سه زبان اطلاق میشود ،هنگامی که عمل من زبان دیداری یا بدن ،آنچه میگویم زبان گفتار و نحوه ای که می گویم زبان لحن با هم هماهنگی داشته باشد، رفتار و ارتباط صادقانه تلقی میشود به میزانی که این هماهنگی از میان برود رفتار را به سوی بی صداقتی با دروغ می گذارد
هدایت شده از Pouyesh
صراحت مراد از صراحت این است که آیا پیام هایی که میان دو نفر ردو بدل میشود روشن و مستقیم است؟ گاهی ما صداقت داریم یعنی آنچه در دل احساس میشود را بیان میکنیم اما ممکن است این بیان مستقیم و روشن نباشد .پیام مستقیم پیامی است که در آن تاکتیکی وجود ندارد و کاملاً جزئی و عینی است. به عبارتی ،دیگر پیام مستقیم فاقد کلیت ها و واسطه است عبارت : به در میگویم تا دیوار بشنود مصداقی از پیام غیر مستقیم است، مراد از روشن بودن پیام پردازش آسان آن است پیام روشن پیامی است که شنونده برای درک منظور گوینده زحمت زیادی نمیکشد كاملاً مشخص و قابل درک است از این رو صراحت در ارتباط ارسال پیام های جزئی،عینی ،مشخص و روشن است .
هدایت شده از Pouyesh
احترام احترام به معنای قائل شدن برای خود و دیگران پذیرش فردیت و حفظ حریم شخصی و انسانی خود و فرد مقابل است، احترام یعنی این تلقی که هر انسان موجودی ارزشمند است و نه ابزاری برای استفاده یا شیئی برای بهره گیری، از این رو احترام مفهومی سلبی است و نه ایجابی، یعنی مفهوم احترام به آنچه در ارتباط نباید ظاهر شود مربوط است نه آنچه باید ،افزون براین مراد از تقابل این است که هنگام ،ارتباط ما در آن واحد احترام دو نفر را حفظ میکنیم یا نمیکنیم یکی خود و دیگری فرد مقابل
هدایت شده از Pouyesh
خودپیروی خود پیروی در برابر کنترل مؤلفه ی آخر هر ارتباطی است در هر رابطه ،میزان آزادی و اختیاری که ما به فرد مقابل در نحوه ی عمل میدهیم درجات متفاوتی دارد گاهی ما از فرد میخواهیم صرفا مطابق میل ما و نه خودش رفتار کند و گاهی این امکان را میدهیم که هر طور مایل است با ما تعامل داشته باشد .خود پیروی دادن در رابطه یکی از مؤلفه های اساسی در میزان رضایت از رابطه است و وقتی که متقابل باشد از عوامل عمده ی تداوم رابطه است.
چگونگی اثر تجارب اولیه ی زندگی در شخصیت نکته ی شایان توجه در فرایند ارتباطی بین والدین و کودک عمق اثراتی است که شیوه ی ارتباطی والدین بر کودک میگذارد .یافته هایی که در حین جراحی مغز به دست آمده است مؤید این امر است که تحریک الکتریکی برخی نواحی مغز خاطره ی بیمار را از گذشته های دور به صورت خاصی زنده میکند؛ بیمار در عین حال که در تخت جراحی به صورت موضعی بی حس شده است، کاملاً هشیار است. این تحریک های الکتریکی یک خاطره ی خاص را در ذهن بیمار بیدار میکند و نه ترکیبی مبهم از خاطرات. این یافته های مهم علمی نشان میدهد رویدادها و تجارب فرد نه تنها به صورت تحلیلی و توأم با تصویر ذهنی و صدا در مغز حفظ میشوند بلکه احساس فرد در حین رویارویی با رویداد نیز در ذهن وی باقی میماند؛ این رویداد به همراه تصویر و صدا و همچنین احساسی که فرد در حین رخ دادن آن داشته است به صورت در هم تنیده در حافظه باقی ماند و در اثر تحریکات خاصی ،به هر شکلی که باشند (چه تحریک محیطی و چه تحریک الکتریکی در حین جراحی)، برانگیخته میشوند. در واقع مغز از زمان شکل گیری در زندگی جنینی تا هنگام مرگ تجارب زندگی و احساسات همخوان با آنها را در خود حفظ می کند. این حفظ کردن هشیارانه و تعمدی نیست و فرد نمیتواند همه ی آنها را به صورت ارادی به خاطر آورد ،اما اغلب آنها به صورت ناهشیار در حافظه اند و در پردازش اطلاعات ذهن هنگام رویارویی با هر رویدادی ممکن است فعال شوند. به عبارت دیگر در لحظه لحظه ی زندگی که ما تصمیم های بزرگ و کوچکی برای چگونگی رفتارمان میگیریم محرکها یا درون شدهای ذهن اطلاعات یا اخباری به ذهن ما منتقل میکنند که این اطلاعات در تعامل با تجارب گذشته ما در حافظه قرار میگیرد و چگونگی رفتار یا برون شد ذهن ما را تعیین میکند. گاهی این تجارب گذشته در حافظه ماهیتی هشیار دارد و ما به چگونگی اثر و محتوای آن آگاهیم ؛ اما در بیشتر مواقع نیز ماهیت ناهشیار دارد و ما از محتوا و چگونگی اثر آن در رفتار کنونی مان آگاه نیستیم .بر اساس مدلهای علوم شناختی رفتار کنونی ما اغلب بر اساس اطلاعات و تجارب ذخیره شده در حافظه تعیین میشود ، اما ما به حجم عمده ای از این اطلاعات و تجارب آگاه نیستیم .در علوم شناختی معمولاً به تجارب و اطلاعات ذخیره شده در حافظه دانش گفته میشود و بر همین اساس بحث دانش روشن و دانش مبهم و ضمنی مطرح میشود .آنچه در زندگی روزمره ی خود در اثر محرک های مختلف به خاطر می آوریم دانش آشکار است در مقابل دانش ضمنی اطلاعات ذخیره شده در حافظه است که ما آن را به خاطر نمی آوریم؛ اما این اطلاعات ،شناخت ،عمل و به طور کلی رفتار کنونی ما را تحت تأثیر قرار میدهند؛ یافته ی جالب دیگری که از جراحی های مغز به دست آمده است نشان میدهد خاطرات بیاد آورده شده به قدری فرد را تحت تأثیر قرار میدهد که هنگام تحریک الکتریکی مغز در آن واحد دو حال دارد: هم هشیار است که روی تخت جراحی خوابیده است و هم حال و هوا و احساس خاطره ی زنده شده به قدری شدید است که در آن لحظه، تجربه نه تنها به یاد آورده میشود؛ بلکه فرد دوباره نقش گذشته خود را بازی میکند و دوباره همان حالت را احساس میکند. چنین تجربه ای فقط در تخت جراحی رخ نمیدهد بلکه بیماری که تحت روان درمانی تجربه ای پویشی قرار میگیرد نیز در حین هشیاری حس و حال تجربه ی دردناک گذشته را کاملا لمس میکند ،پس مغز به طور دقیق و در هم تنیدهای تجارب گذشته را در خود ثبت میکند این تجارب توأم با تصویر و صدایند و احساسات همخوان با آن تجربه نیز در خاطره تنیده میشوند ،خیلی از این تجارب ماهیت ناهشیار دارند و جزء دانش ضمنی فرد در حافظه اند و هنگامی که در اثر هر محرک خاصی (چه سوزن تحریک الکتریکی ،جراح چه در اثر روان درمانی و چه در اثر یک رویداد شدید) بیدار شوند بر نحوه ی رفتار کنونی فرد اثر عمیقی می گذارند. هر اندازه احساسات همخوان با تجربه ی ثبت شده در حافظه شدیدتر باشد اثر آن بر رفتار کنونی بیشتر است و احتمال ناتوانی فرد در تمایز بین اثر محرک کنونی و اثر خاطره یاد شده در تعیین رفتار فعلی وی را بیشتر میسازد نتایج پژوهشهای یاد شده حکایت از عمق اثر الگوی ارتباطی والدین در رفتار آینده کودکان دارد. عمق اثر این تجارب در سالهای کودکی بیش از بزرگسالی است و کودک در سالهای اولیه زندگی خود به ویژه تولد تا شش سالگی یاد میگیرد دنیا چگونه جایی است انسانها چطور افرادی اند و چطور باید با آنها رفتار کند در واقع گزاره ی کودک پدر انسان است، بدین معناست که این تجربیات دوران کودکی ماست که نقش تعیین کننده ای در چگونگی رفتار کنونی ما دارد. سبک ها و مهارت های ارتباطی https://eitaa.com/selfknowledge1401