آسِیدْاِبرآهیم؛
_
- برای تُ مینویسم !
برای تُ یی که رفتی ..
و مارا یتیم کردی .
ای عزیزتر از جــــــــانم !
مارا ببین !
دیگر توان نداریم ، توان غمِ تُ را نداریم
هر روزی که میگذرد تا میخواهیم قصد عزا کنیم ،
دوباره یادآور انتقام میشویم ..
آخر
آخر چگونه از انتقام تُ دست بکشیم ؟
مگر میشود ؟
یک مذاکره* تُ را ،
عزیزجانِ مارا ،
نه
جانِ مارا ، .. گرفت !
امان از کوفیان ..
که علـــــــــی را از ما گرفتند .
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
_
این آخرین عکسِ تُ ست .
۹ و چهل دقیقه ..
دقیقا همین زمان !
دخترانی از جنوب این وطن ؛
برایت فـــــــــدا شدند ..
آخر دشمن* آنها را نذر بعل* کرده بود !
آخر ..
آخر میخواستند اول دختر و بعد پدر را بستانند ..
و اهلِ حـــــــرمی را عزادار کنند .
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
_
یادتان هست ؟
چهل روز پیش ..
ساعت : ۴ و ۵۷ دقیقه صبح .
شبکه خبر ،
مجری مشکی پوش ،
تیتر قرمز رنگ ،
« شهادت قائد امت ، حضرت آیت الله خامنه ای »
( قلبتون واینستاد ؟ )
این صحنه برای
پایان جان ما کافی بود ..
این صحنه تمام روحِ مارا عزادار کرد ..
به قدری در شوک فرو رفته بودیم !
که تن و جان و روحمان سست شد ..
آخر
آخر گمان نمیکردیم خامنه ای* را بزنند !
آخر گمان نمیکردیم بیت را بزنند !
آخر گمان نمیکردیم رهبران شهید شود !
آخر ..
آخر جانمان بود !
حالا ما ماندیم و تنی منتقم ..
بدون جان ، با روحی عزادار .
| @seyedebram |
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجری مشکی پوش ،
صدا و سیمای داغدار ..
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
حالا ..
حالا تُ بگو !
« ای جانِ من »
بگو .. بگو چگونه
« چهل روز از رفتنت گذشت و من بی تو زنده ام ؟ »
چهــــــل روز ..
چهل روز از رفتنت گذشت. و..
من بی تو زنـــــده ام ! ..
ای وای _ ای وای و شرم و برمن !
که بی تو زنده ام ... !
آخر ما مدعیان بودیم که بی تُ میمیرم !
مدعیان بودیم که بی تُ زندگی بر ما حرام است !
_
مدعیان بودیم که ما فدای تُ میشویم !
نه تُ فدای ما .. ! 💔
_
اما کنون زنده ایم .. !
مارا ببخش که بی تُ زنده ایم .
| @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
_
چهل روز فقط «گذشت»
و ما از آن « یکشنبه » عبور نکرده ایم ! .
| @seyedebram |