eitaa logo
کانال شهید محمدعلی برزگر
8.5هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
5.6هزار ویدیو
1 فایل
ارتباط و سفارش کتاب از قفس تا پرواز (زندگینامه شهید محمدعلی برزگر): @ShahidBarzgar ولادت:۵'۳'۱۳۴۵ شهادت ومفقودیت:۱۰'۶'۱۳۶۵ عملیات:کربلای۲ فرمانده:شهیدکاوه منطقه شهادت:حاج عمران عراق تبلیغات شما👇 @Mahya6470 لینک کانال https://eitaa.com/24375683/10791
مشاهده در ایتا
دانلود
13.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سگی که گوشت را ازعابرمیگیرد تابه صاحب معلولش برساند.... گاهی در زندگی یک حیوان به انسان درس مهربانی و عشق می دهد و طوری آدم را تکان می دهد که هیچ فیلم و کتابی قدرت آن را ندارد! 🕋 اللهم عجل لولیک الفرج 🕋 "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
توجه اساتیدودانشجویان عزیز و اول مهر از آینه به شما نزدیک‌تر است و تو چه میدانی ۱ مهر چیست ؟! زمانی که 7 صبح ساعت‌ها به صدا در می‌آیند و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از وحشت در هم می‌پیچند و گروه گروه به سمت مدارس و دانشگاه‌ها رانده می‌شوید ... و زیانکاران از ما می‌خواهند که آنان را به اول تابستان برگردانیم تا اندکی بخوابند، در آن زمان نگهبانان به آنان گویند: آیا به شما نگفته بودیم که تعطيلات تابستان فانیست و عذابی دردناک در انتظار شماست ؟! همانا بازگشت همه به سوی مدرسه و دانشگاه است 😉 "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💕آنکه با گرگش مدارا میکند، خلق و خوی گرگ پیدا میکند! این ستمکاران که با هم همرهند، گرگهاشان رهنما و رهبرند 👌 ‌ ‌"شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ ۲۷ مرداد سالروز شهادت صاحبِ عکس ماندگار دفاع‌مقدس امیرحسین . . . وقتی خبر شهادت شخصی را می‌شنید می‌گفت: «خوش‌به‌حالش داماد شد» می‌گفت: برای شهید گریه نمی‌کنند برای جوانــی گریه می‌ ڪنند که به مرگ طبیعی از دنیا رفته باشد.» شهید🕊🌹 "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
👒 در بازی زندگی یاد میگیری: اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه ...مثل آویختن به طنابی پوسیدست..‌ 👒 یاد میگیری: نزدیکترین ها به تو ...گاهی میتوانند دورترین ها باشند... 👒 یاد میگیری : دیوار خوب است... سایه درخت مطلوب است... اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست جزخدا...... ‌"شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ 🌼کار نیکی که با ریا انجام شود، تبدیل به شر می‌شود ✍دو مرد هندو گازر (لباس‌شوی) بودند که در رود سند لباس‌های مردم را می‌شستند. آنان از منزل مردم لباس‌هایشان را می‌گرفتند، در رود سند می‌شستند و هنگام غروب بعد از خشک‌شدن تحویلشان می‌دادند. «پادرا» مرد خداترسی بود و هر از گاهی از جیب لباس‌ها سکه یا اسکناسی می‌یافت. آن را کنار می‌گذاشت تا شب به صاحب آن تحویل دهد. اما «سونیل» مردی بود که اگر سکه‌ای می‌یافت که صاحب آن ثروتمند بود، آن را برگشت نمی‌داد و فقط به فقرا برگشت می‌داد. روزی پادرا در جیب شلواری سکه‌ای یافت که لباس متعلق به مرد ثروتمندی بود. شب سکه را همراه لباس که برگشت داد، صاحب لباس پادرا را انعام بزرگی بخشید که پادرا با آن در بمبئی خانه‌ای 20متری خرید و از خیابان و گذرخوابی رها شد. سونیل از این اتفاق که برای پادرا افتاد، تصمیم گرفت کاری کند. روزی ثروتمندی در بمبئی لباسی به او داد و سونیل موقع برگشت از جیب خودش سکه‌ای در جیب شلوار گذاشت و به صاحب شلوار گفت:این سکه را یادتان رفته بود. تا او نیز بتواند انعامی بگیرد. ولی داستان برعکس شد. وقتی سکه را تحویل داد، مرد ثروتمند مچ دست او را گرفت و گفت:من 10 سکه گم کرده‌ام که تو یکی را دادی و مطمئن شدم بقیه هم در شلوارم مانده بود. باید بقیه را هم بدهی. و از سونیل شکایت کرده و به‌جای دادن انعام، به جرم سرقت او را روانۀ زندان کرد. 🔺پادار به سونیل زمان بدرقه‌اش به زندان گفت:هرگز ریاکارانه و متظاهر به کار نیک مباش. بدان کار نیکی را که برای خدا نکنی، کار شری برای تو شده و دامان تو را خواهد گرفت. 🌹 اللهم عجل لولیک الفرج "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یکی از کارمندان شهرداری ارومیه می‌گفت: تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار می‌گشتم. از پله های شهرداری می‌رفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من کار هست؟ تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم. یه کاغذ از جیبش درآورد و یه امضاء کرد و داد دستم گفت بده فلانی، اتاق فلان... رفتم و کاغذ را دادم دستش و امضاء را که دید گفت چی می‌خوای؟ گفتم: کار گفت: فردا بیا سرکار باورم نمی‌شد فردا رفتم مشغول شدم. بعد از چند روز فهمیدم اون آقایی که امضاء داد شهردار بود. چند ماه کارآموز بودم بعد یکی از کارمندان که بازنشست شده بود من جای اون مشغول شدم. شش ماه بعد رئیس شهرداری استعفاء کرد و رفت جبهه بعد از اینکه در جبهه شهید شد یکی از همکاران گفت: توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم که یک نفر بازنشسته بشه تا شما را جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق شهردار کسر و پرداخت می‌شد. یعنی از حقوق شهید باکری این درخواست خود شهید بود. کجایند مردان بی ادعا شادی روح همه شهداء صلوات 🍃اَللهُمَّ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَ آل مُحَــــمَّد وَ عَجِّـــــــل فَرَجَهُـــــــم🍃 "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
🔸 📌 آیا میدانید حضرت سلیمان نخستین شخصی بود که بسم الله الرحمن الرحیم نوشت. 📌 آیا میدانید ۴ نفر از پیامبران خدا هنوز زنده هستند؟ ۱- ادریس علیه السلام ۲- الیاس علیه السلام ۳-عیسی علیه السلام ۴-خضر علیه السلام(در مورد ادریس و الیاس اختلاف نظر هست) 📌 ۴نفر از پیامبران در نزدیکی حرم امام علی علیه السلام دفن شده اند: حضرت نوح و آدم و صالح و هود علیه السلام 📌 آیا میدانید حضرت یحیی و عیسی علیه السلام هرگز ازدواج نکردند 📌 آیا میدانید بزرگترین عدد در قرآن که در سوره صافات آیه ۱۴۷ آمده عدد صد هزار می باشد. 📌 کمترین حرفی که در قرآن آمده حرف «ظ» میباشد "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
13.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچکس تنهانیست همراه اول وآخر خداست.... "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
📣 سفر ترکیه ما 🔺 نظر یک هموطن نسبت به ترکیه قبل و بعد از سفر به این کشور سلام من و همسرم و دو تا بچه هام، همون قشری از جامعه هستیم که تا نصف شب پای سریال های ماهواره و ترکی خوابمون میبره. اصلا تلویزیون ایران نمی بینیم و تمام اخبارو از اینترنشنال و بی بی سی میدیدیم. اوایل نماز میخوندیم. ولی شوهرم کم کم منو هم بی نماز کرد. حجاب هم که دیگه نگم. معتقد بودیم باید مثل ترکیه آزاد بشه و هر کی هر کار دوس داره بکنه. تا اینکه تیرماه امسال (1402) رفتیم سفر ترکیه. تصور ما از ترکیه با فیلمایی که دیده بودیم با اونچه در واقعیت دیدیم، زمین تا آسمون متفاوت بود. ترکیه ای که ما دیدیم، اولین تفاوتش با ایران مردمش بود. مردمی شدیدا پول پرست، شیاد و خطرناک. ما هیچوقت در ایران، از مردم نترسیدیم. ولی توی ترکیه کنار خیابون مردها و زنها و حتی بچه هایی می بینید که مشغول سیگار و دود کردنن. نگم براتون که برای یه مسیر ده دقیقه ای از ما 2.5 میلیون کرایه گرفتن، فقط چون توریست بودیم. و با راننده دیگه ای که باز قصد تیغ زدن داشت ناچار به نزاع شدیم و پلیس خبر کردیم. درسته! همه میگن توی ترکیه مسجد جدا، کلاب جدا. عیسی به دین خود موسی به دین خود. ولی دیدن مردهای مست و لایعقلی که کنار خیابون و کنار سطل آشغالها دارن استفراغ میکنن و بالا میارن، حال هر کسیو به هم میزنه. وقتی این صحنه ها رو دیدیم واقعا خدا را شکر کردیم که ایرانی هستیم. که این صحنه ها توی ایران نیست. و ای کاش هرگز ایران اینطوری نشه. ای کاش این جمهوری اسلامی که مرتب قبلا بهش غر میزدیم و حتی فحش میدادیم نذاره ایران به اون وضع برسه. آره. بذار بگن میخواد به زور مردمو ببره بهشت، بذار بگن. بهتر از اینه که ما رو به زور ببرن جهنم دنیا و آخرت. از وضع اقتصادی و گرانی شون نگم. تورم فوق العاده بالاست و برای یک پرس دلمه ساده شون، 800 لیر، تقریبا 1.5 میلیون پول دادیم. یک تیشرت ساده رو 1میلیون و 800 هزار تومان بهمون قالب کردن و توی رودربایستی مجبور شدیم بخریم!! بدترین حسی که توی ترکیه داشتیم، حس ناامنی بود. حتی برای یک سرویس رفتن ساده زنانه، مردای حال بهم زنشون دنبالمون کردن و با دعا تونستیم از مهلکه فرار کنیم آره. این کشور مکان های توریستی خیلی باحالی داره. اماکن تاریخی شونو به بهترین و مدرن ترین شکل حفظ کردن و مراقبت میکنن. طبیعت و جزیره های زیبایی داره استانبول. ولی همه اینها در یه کشوری هست که اخلاق توش مُرده. انسانیت کمیابه و سکولار بودن (هر کس به دین خود) این سرزمینو به انسانهای بی بند و بار و هرج و مرج اخلاقی تبدیل کرده. شاید باورتون نشه. وقتی به فرودگاه امام خمینی رسیدیم با دیدن مامورای نیروی انتظامی توی فرودگاه از شدت شوق، فقط گریه میکردیم. چون با دیدن شون مملو از آرامش و امنیت شدیم. شوهرم بغض کرده بود و میگفت اینهایی که الان داریم با دیدن شون اشک میریزیم همونان که توی اینترنشنال برای کشتن شون کف و هورا میکشن و ما قبلا تماشا میکردیم. ما نگرانیم. دوست داریم این حکومت که تا الان جلو بی دینی را گرفته، نگذاره ایران بشه ترکیه. نذاره خیابونای ما مردم ما اخلاق و پاکی ما نابود بشه. تا قبل از این عِرق و علقه ای به جمهوری اسلامی نداشتیم . ولی الان میدونیم چقدر کار حکومت مون مهم و حیاتی هست. چقدر مهمه توی این دنیای ناپاک، این قطعه خاک دنیا پاکیزه بمونه. پس الان با این حکومت هستیم. دعا کنید برای همه اونایی که مثل قبلا و الانِ ما فکر میکنن. به امید رشد فکری همه مردم ایران 🔺سارا آذری. استان سمنان. 💚 اللهم عجل لولیک الفرج 💚 "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
13.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان شنیدنی قانون بیمارستان مرگ دختری که پدرش پزشک بود و اورانشناخت.... "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
☑️ ☑️ ⭐️ 🥀🕊 شهید احمد گودرزی نزدیک عملیات بود. تازه دختردار شده بود. 🥹 عکس دخترشو براش ارسال کردن. گفتم: چیه؟ گفت: عکس دخترمه. 😊 گفتم: بده ببینم. گفت: هنوز خودم ندیدمش! 😟 گفتم: چرا؟ گفت: الان موقع عملیاته، میترسم مهر پدر و فرزندی کار دستم بده 😓، باشه برای بعد... و مهر پدر و فرزندی کار دستش نداد ۳۵ روز بعد از تولد زینب خانم شهید شد و آرزوی دیدن صورت زیبای دخترش را با خود به بهشت برد.💔🥺 🦋 شهادت: ۱۴ اسفند ۱۳۹۴ - سوریه "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
سلام وارادت: میخام کانالی خدمتتون معرفی کنم که هدفش تربیت نیروی مومن انقلابی هست... بامحتوای آموزشی؛تصویری؛داستان؛سیاسی اجتماعی و.... بنده خیلی ازمطالبشون بهره مند شدم برای همینم به شماخوبان کانال قاصدک رو پیشنهاد می کنم ... بسم الله... اینم آدرس لینکشون...👇 https://eitaa.com/ghasedak40
درست رفتار کنیم 💫 ❄️ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﺪ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻦ. ❄️ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻧﮕﻮ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺩﺵ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﺍﻧﺪ. ❄️ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ. ❄️ ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﺧﻮﺑﯽ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺪ، ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﯿﻔﺘﻨﺪ. ❄️ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﻮﻧﺪ. ❄️ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻧﺮﻭ. ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺑﺮ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺧﺮﯾﺪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ. ❄️ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ، بترس... "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹حاج قاسم سلیمانی: عمر ما می‌گذرد... امّا انتخاب راه درست خیلی مهم است.♥️ شهید مدافع حرم🕊🌹 "شهیدبرزگر"💫 @shahidBarzegar65 دیروز مشکلی پیش اومد پست نزاشتم ؛عذرخواهم.ممنون ازصبوریتون. حلال بفرمایید.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴 زبید خاتون و بهلول هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد… پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت. ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی ازخدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت: بهلول، چه می سازی؟ بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم. همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: آن را می فروشی؟! بهلول گفت : می فروشم. - قیمت آن چند دینار است؟ - صد دینار. زبیده خاتون گفت : من آن را می خرم. بهلول صد دینار را گرفت و گفت : این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم. زبیده خاتون لبخندی زد و رفت. بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت. زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت : این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای !!! وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد. صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت : یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش! بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت : به تو نمی فروشم !!! هارون گفت : اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم. بهلول گفت : اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم!!! هارون ناراحت شد و پرسید : چرا؟ بهلول گفت : زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم! "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴زنی مبارزی که با همسرش در یک اتاق شکنجه میشد 🔹بانو فاطمه اسماعیل نظری و همسر ارجمندش، از مبارزان دوران ستمشاهی به شمار می‌روند. آنها هنگامی به شکنجه‌گاه کمیته مشترک گسیل شدند که آزارهای جسمی و روحی ساواک در اوج بود و او و همسرش، سخت‌ترین آنها را تجربه کردند ◾️روایت شکنجه مشترک از زبان خانم اسماعیل "دیدم شوهرم را از پا آویزان کرده و آن‌قدر او را زده‌اند که زمین زیر سر او پر از خون شده است! صورتش به‌شدت ورم کرده بود، طوری که او را نشناختم. خیلی جوان بودم و از دیدن این منظره به‌شدت وحشت کردم و آرام و قرارم را از دست دادم. فریاد می‌زدم و تلاش می‌کردم خودم را به شوهرم برسانم و سرش را در آغوش بگیرم، ولی آنها موهایم را می‌کشیدند و می‌کندند و سعی می‌کردند با مشت و لگد مرا از او جدا کنند. شوهرم در آن وضعیت هولناک به من می‌گفت: آرام باشم، ولی طاقت‌ام را به‌کلی از دست دادم! آنها وقتی دیدند نمی‌توانند از ما حرف بکشند، هر دوی ما را به اتاق حسینی بردند. مرا به تخت بستند و شلاق زدند. سر شوهرم را در دستگاه آپولو گذاشتند و شکنجه دادند. آن‌قدر به پایم کابل زده بودند که ناخن‌هایم در اثر خون‌مردگی افتادند". ⏪شکنجه‌های خانوادگی و قرار دادن زندانیان زن در فشار روانی مضاعف از هنرهای زن ستیزانه رژیم پهلوی بود ، اما بدتر از این شکنجه‌ها تطهیر رژیم پهلوی، وکالت دادن به پسرشان و از وی رهبر زن زندگی ساختن است. منبع: ۱_ فارس ۲_کافه تاری ✍عالیه سادات "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 هدیه بهشتی یک شهید به مادرش 🌹شهیدحاج کاظم رستگار 🏴الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج🏴 🔻عشق‌ یعنی‌ یه‌ پلاک 🔻 "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
🌼🍃در زمان های قدیم مرد جوانی در قبیله ای مرتکب اشتباهی شد . به همین دلیل بزرگان قبیله گرد هم آمدند تا در مورد اشتباه جوان تصمیم بگیرند در نهایت تصمیم گرفتند که در این مورد با پیر قبیله که تجربه بسیاری داشت مشورت کنند و هر چه که او بگوید عملی کنند. 🌼🍃پیر قبیله از انجام این کار امتناع کرد .بزرگان قبیله دوباره فردی را به دنبال او فرستادند و پیام دادند که شما باید تصمیم نهایی را در مورد اشتباه این جوان بگیرید . پیر قبیله کوزه ای سوراخ را پر از آب کرد سپس آن را از پشت خود آویخت و به سمت بزرگان قبیله حرکت کرد . 🌼🍃بزرگان قبیله بادیدن او پرسیدند : قصه این کوزه چیست؟ پیر قبیله پاسخ داد : گناهانم از پشت سرم به بیرون رخنه می کنند بی آنکه به چشم آیند و امروز آمده ام که درباره گناه دیگری قضاوت کنم. بزرگان قبیله با شنیدن این سخن چیزی بر زبان نیاوردند و گناه مرد جوان را بخشیدند. ❣عیب مردم فاش کردن بدترین عیب هاست ❣عیب گو اول کند بی پرده عیب خویش را ‌ "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بسه دیگه🤦‍♂️ حواست به زندگی خودت باشه، چرا اینقدر خودتو مقایسه میکنی! هر کسی تو مسیر زندگیش درد و رنج ها و موفقیت هایی داره، تو مسیر خودت بمون و بیخیال بقیه شو! تا وقتی که هی به این اون نگاه کنی و اندازه گیری کنی هیچ پیشرفت و دستاوردی نداری و فقط درجا میزنی... تمام تمرکزت رو بزار روی زندگی خودت رفیق... 🎙"سپهرخدابنده" ‌ ‌"شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
💌مردی درحالی‌که به قصرها و خانه‌های زیبا می‌نگریست به دوستش گفت: «وقتی این همه اموال را تقسیم می‌کردند ما کجا بودیم.» دوست او دستش را گرفت و به بیمارستان برد و گفت: « وقتی این بیماری‌ها را تقسیم می‌کردند ما کجا بودیم ! » انسان زمانی که پیر میشه تازه میفهمه نعمت واقعی همون سلامتی، خانواده، عشق، شادی، باهم بودن، انرژی جوانی و ... "همین چیزای ساده بوده که همیشه داشته ولی هرگز بهشون اهمیت نداده و دنبال نداشته ها بوده " "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥کاری ساده ای که عذاب قبر را از بین‌میبرد 🎙استاد عالی "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
☑️🖤 (حفظه الله) 🌀 به روایت: مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب💛 💠برخی درختان محل سکونت رهبر انقلاب🧡 _ که برخی از آن را خود ایشان💛 در طول سالیان غرس کرده اند _ درختان میوه 🍎 است. هرگاه اهل خانه از میوه این درختان استفاده می کنند، ایشان🧡 چند برابر قیمت آن را به بیت المال می پردازند. 🕯🤲🏻 اللهم احفظ سیدنا و قائدنا امامنا الخامنه ای💛 "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
دوست داشتن مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت بود ؛ و برای من سه تا برشته شده کنار گذاشت. یا وقتی که ادکلن ام را سمتِ چپِ آینه گذاشت میدانست که دوست دارم آنجا باشد. از ارزش قائل شدنش... ازاستقبال وبدرقه اش؛ برای فرزنداز راهِ رسیده محشری به پا میکند .. وعصرها باچایی قندپهلویش مارادورخود جمع میکنندتادرکنارشان دلگرم به فرداها شوی... صدای پدری که به خانه می آید و میگوید؛ باباجان از آن انگورقرمزها که دوست داری ازتاکستان برایت چیده ام..تازه است این هم بیسکوئیت‌های چای عصرت .. تو که قند نمیخوری ... اصلاخانواده همیشه بخاطرلذت من ازخواسته خودمیگذرند حتی سهمِ ته دیگِ سیب زمینی اش! بی آنکه بخواهم بی آنکه بر زبان آورم .. شبهاساعت‌ها برای شنیدن صدایم منتظر می مانندولحظه شماری میکنندواگر ازسردل مشغولی تماس فراموشم شود چه دلگیرمیشوند اگر روزی صدایم را نشنوند میدانی که چه میخواهم بگویم ؟! دوست داشتن همین ریزه کاری هاست همین کتلت‌ها ؛همین تورایادها همین بیسکوئیت چای عصر .. دوست داشتن همین عمل کردن‌هاست همین تماسها همین "حواسم هست‌ها" .. حرف را که همه بلدند بزنند ... وای برمن...اگرقدراین عزیزان را ندانم "شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65
ارزشمندترین دارایی‌ شما زمان شماست با وقتتان همانند پول برخورد کنید اما یادتان باشد : تفاوت زمان با پول این است که نمیشود آن را پس انداز کرد... اما میشود درهرزمان عمل خیردرآن پس اندازنمود ‌ ‌"شهیدبرزگر"💫 @ShahidBarzegar65