eitaa logo
شهید مرتضی آوینی🌹
202 دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
3.8هزار ویدیو
71 فایل
🔆اطلاعات و آگاهی خود را بالا ببرید🔆 با مطالب سیاسی،اجتماعی،فرهنگی در خدمت شما عزیزان هستیم🌺🙏 کپی حلال فقط با ذکر صلوات 💚 🙏ارتباط با ادمین و مدیر کانال 🆔️ @Ya_Masome
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🇮🇷🇰🇼 📝 شباهت شهید ولید ذیب با شهید محسن حججی مورد توجه کاربران لبنانی قرار گرفته است 🍃🌹🍃 | ❣ 🌱_______🥀 @shahid_aviiny
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🇮🇷🇵🇸 📝 محورهای سخنرانی سید حسن نصرالله 🍃🌹🍃 🔻زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدای گردان های قسام، مقاومت اسلامی، گردان های قدس و شهدای غیرنظامی در لبنان 🔹اشاره به عملیات طوفان الاقصی، که در بیش از یک جبهه و عرصه گسترده شده است. 🔸اگر بخواهیم به دنبال نبردی با مشروعیت کامل باشیم، هیچ نبردی مانند جنگ با صهیونیست‌ها نیست. 🔹هیچ نبردی بیش از نبرد با صهیونیست‌ها از لحاظ انسانی، اخلاقی و دینی مشروعیت کامل ندارد 🔺قدرت واقعی ما در ایمان، بصیرت، آگاهی، تعهد عمیق به آرمان و اراده فراوان برای فداکاری در میان خانواده های شهداست.‌‌ | 🌱_______🥀 @shahid_aviiny
✅ 3 بخور گیاهی مفید: 🌀 اکالیپتوس: مفیدبرای بازکردن مجرای تنفسی 🌀 اسطوخودوس‌: برطرف کننده استرس، سردرد و میگرن 🌀 رزماری: تقویت کننده حافظه و دارای خاصیت ضدافسردگی 🦋 🌱_______🥀 @shahid_aviiny
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🦋🥀 یک مقدار که آرام شد، 🙂به اعتراض بهش گفتند: اصلاً کار درستی نکردی😡، نزدیک بود بقیّه رو هم با این کارت به کشتن بدی. ببین از کی تا حالا زمین گیر شدیم؟ 😔 جوان که خودش هم ناراحت بود 😔گفت: من وقتی دیدم اینا با خیال راحت ریختن تو بندر و دارند جولان میدن، خیلی ناراحت شدم😔نتونستم تحمّل کنم. پسرها گفتند: ما شاید با صحنه های بدتر از این هم روبه رو بشیم، اگه قرار باشه تحمّل نکنیم، بهتره اصلاً پامون رو تو خطوط درگیری نذاریم😔 به خاطر خستگی نیروها و همین طور ضعیف شدن تصمیم بعضی ها، قرار شد یه عقب برگردیم. فرمانده گفت: برمیگردیم، هم نمازمون رو میخونیم، هم تجدید قوا میکنیم و از یه مسیر دیگه برمیگردیم😌 کل مسیری را که که با آن همه زحمت جلو رفته بودیم، برگشتیم . آقارب پرست را توی سنگر ندیدیم. طاهراً ان ها پیشروی کرده بودند. از ریل راه آهن هم رد شدیم‌ . توی کوچه های محلّه مولوی، وارد مسجد کوچکی شدیم. حیاط مسجد خیلی شلوغ بود. انگار آنجا ستاد پشتیبانی نیروها بود. اکثر نیروهایی که آنجا بودند، سرباز بودند👮 و چند نفر از مردهای🧔 محلّه هم از این طرف و آن طرف بدو بدو میکردند. مواد غذایی و مهمّات توی اتاق های روبه روی شبستان گذاشته بودند. در شبستان و محل نماز بسته بود و همه توی حیاط چرخ می خوردند. یک گوشه حیاط کلّی وسایل روی هم گذاشته بودند. و روی شان را با چادرهای برزنتی پوشانده بودند. برای فهمیدن اینکه زیر برزنت ها چیست، کنجکاوی نکردم😏. حیاط پر از نیروهای نظامی بود و نمی توانستیم خیلی سرگوش آب بدهم.😔 سرویس های بهداشتی به خاطر قطع آب و استفاده آن همه آدم وضع بدی داشت و بوی آزار دهنده اش همه جا پیچیده بود . یک تانکر آب هم کنار توالت بود. نمیدانم آب💧داشت یا نه. با این وضع من ، صباح و دختری که درست نمیدانم از کدام نقطه با ما همراه شده بود، از خیر دستشویی رفتن گذشتیم. یک تکّه ملحفه پیدا کردیم و به حالت پرده ، آن را طوری گرفتیم تا حداقل بتوانیم از آب💧حوض وسط حیاط وضو بگیریم. آب حوض هم از بس عوض نشده بود، بو گرفته و رنگش کمی تغییر کرده بود.😔 سه تایی در پناه وسایلی که گوشه حیاط بود، نماز خواندیم. بقیّه هم نماز خواندند و مشغول خوردن نان و کنسرو ماهی شدند. به ما سه نفر هم که کنار جعبه های داروهایمان نشسته بودیم، یک قوطی کنسرو دادند. گفتیم: نمی خواهیم😔 فرمانده گفت: بخورید. فرقی نمی کنه الان شما هم دارید با ما به خطوط می آیید. در کنسرومان را باز کرده بودند. آن را از روی پلّه مشرف به اتاقی گذاشتیم و با دست های.....🍃 📚برگرفته از کتاب دا ....‌ 🌱_______🥀 @shahid_aviiny
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا