📚 احکام تخصصی
همراه با مثال
و نکات اخلاقی
✨توسط استاد حوزه علمیه
سرکارخانم یزدانی(چگینی)
🔶 چهارشنبه ها
⏳یک ساعت قبل از اذان مغرب
🕌 مسجد جامع
چهار راه حافظ
🌱______🥀
@shahid_aviiny
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بهترین کلیپی که امروز دیدم😂
#خودکشی😱
🌱______🥀
@shahid_aviiny
#پارت_پانصدو_چهل_ونهم🦋🥀
بنابراین خواسته بود او رابه بیمارستان دیگری منتقل کنند. حبیب از بیمارستان مولوی تماس گرفت. بادایی حسینی و دا🧕رفتیم بیمارستان.👌
حبیب با هفت، هشت مجروح دیگر دراتاق بزرگی بستری بودند. وقتی ما رسیدیم آن ها درحال نماز بودند. ایستادیم تا نمازشان تمام شد. حبیب ظاهرا حالش خوب بود. سمت راست بدنش از کمر،مخصوصا پایش🦵پراز ترکش بود. به حبیب گفتم: این بیمارستان خیلی راهش دور وبد مسیره.
گفت: اینجا که خوبه می خواستند مراببرند بیمارستان دادگستری، اونجا که خیلی دورتر بود، نذاشتم.😉
گفتم: چی کارکردی، اونجا که خیلی به خانه نزدیک تر بود!
حبیب اصرار داشت ازبیمارستان مرخص شود. با دکترش👨⚕صحبت کردیم. گفت: نمی شود. احتمال عفونت زخم هایش زیاد است. ترکش هایی هم که خورده به عصب نزدیک است او باید در بیمارستان بماند.
فردای آن روز که به بیمارستان رفتیم، حبیب گفت دیگر آنجا نمی ماند. دکتر هم گفت باید بماند، ترکش ها بایدجراحی شوند، ممکن است ترکش ها همراه جریان خون حرکت کنندو بالا بروند.😔 بالاخره حبیب تعهدی نوشت و امضا کرد تا توانستیم او را به خانه بیاوریم. توی خانه🏠کار رسیدگی به زخم ها و پانسمانش را خودم انجام می دادم. موقع شستشو و پانسمان حبیب گفت: تا ترکش ها مشکلی ایجاد نکردند آن ها را با پنس بیرون بکش.🌱
گفتم: نمی تونم.
من فقط آمپول💉زدن و بخیه بلد بودم. سابقه جراحی نداشتم. اگر ترکشی هم از زخم درآورده بودم، ترکشی روی سطح گوشت و پوست بود و این کاررا هم زیرنظر پزشک یا کادر تخصص انجام داده بودم. ولی باز حبیب اصرارداشت با پنس ترکش هارا بیرون بکشم. ترکش های سطحی کاری نداشت. ولی بیرون کشیدن آن هایی که درعمق پوست بودند، برایم زجر آوربود. 😒 نمی دانم چون تا چندماه دیگر مادر می شدم و روحیه ام آن قدرحساس شده بود یا اینکه حبیب، حبیب من بود خیلی بر من سخت گذشت. پنس را توی زخم فرد می کردم، بدنم می لرزید، یک ریز گریه می کردم 😭و ترکش ها را بیرون می کشیدم. بعد محل زخم را بخیه و پانسمان می کردم.🤕 حبیب دو هفته ایی درخانه ما بستری بود و بعد به منطقه برگشت.
عملیات که تمام شد به آبادان برگشتم و زندگی را در احمدآباد از سر گرفتیم. مدتی بعد...
📚برگرفته از کتاب دا
#ادامه_دارد....
#داستان_شب
#شبتون_حسینی 🖤
🌱______🥀
@shahid_aviiny
🌱لطفی کن و نپرس چرا عاشقت شدیم؟
حتماً دلیل داشت که ما عاشقت شدیم...
🌱در حیرتم که عشق از آثار دیدن است
ما کورها ندیده چرا عاشقت شدیم؟...
#سلام_محبوب_دلها💚
#امام_زمان♥
#صلوات 🍀
🌱______🥀
@shahid_aviiny
13.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
══════﷽🌺 ⃟⃟ ⃟🇮🇷 ⃟🌺
🥀هر روزمون رو با یاد یک شهید متبرک کنیم..
♦️ماراهی به جز این که یک شهیدزنده در این عصر باشیم،نداریم..
🔶️شهید احمد کاظمی
..رفیق شهید،شهیدت میکند..🕊
#رفیق_شهیدم
#شهید
#شادی_روح_شهدا_صلوات🍀
🌱______🥀
@shahid_aviiny
12.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥تبیین شیخ آفریقایی با لهجه شیرین فارسی برای وعده صادق ۲
☫به جمع سربازان گمنام بپیوندید
#پایان_اسقاطیل
#طوفان_تبیین
#روشنگری ❣
🌱______🥀
@shahid_aviiny