eitaa logo
🌷شهید نظرزاده 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
26.7هزار عکس
5.5هزار ویدیو
204 فایل
شرایط و حرف های ناگفته ما 👇 حتما خوانده شود همچنین جهت تبادل @harfhayeenagofte ارتباط با خادم 👤 ⇙ @M_M226 خادم تبادلات @Ma_chem
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣ 🔴 هر روز یک سلام و یک حاجت 🟢 آیت الله (ره) به شاگردان خود توصیه می کردند: 🔵 هر که از خانه بیرون می آیید، یک سلام به علیه السلام عرض کرده و یک حاجت♥️ بخواهید. 🌸🍃 ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
بودن را با تمام تراژدیهایش دوست دارم😍 مسخره ات کنند⇜ است جواب اگر بدهی⇜بی جنبه ای😁 🌺 ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
☀️ بسمِ اللَّهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيم ☀️ ❇️ الَهِي عَظُمَ البَلاءُ وَ بَرِحَ الخَفَاءُ 🔶 و انكَشَفَ الغِطَاءُ وَ انقَطَعَ الرَّجَاءُ ❇️ و ضَاقَتِ الأَرضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ 🔶 و أَنتَ المُستَعَانُ وَ إِلَيكَ المُشتَكَى ❇️ و عَلَيكَ المُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ 🔶 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ❇️ أولِي‌الأَمرِالَّذِينَ‌فَرَضتَ‌عَلَينَا طَاعَتَهُم 🔶 و عَرَّفتَنَا بِذَلِكَ مَنزِلَتَهُم ❇️ ففَرِّج عَنَّا بِحَقِّهِم فَرَجا عَاجِلا 🔶 قرِيبا كَلَمحِ البَصَرِ أَو هُوَ أَقرَبُ ❇️ يا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ 🔶 اكفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ ❇️ و انصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ 🔶 يا مَولانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ ❇️ الغَوثَ الغَوثَ الغَوثَ 🔶 أدرِكنِي أَدرِكنِي أَدرِكنِي ❇️ السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ 🔶 العَجَلَ العَجَلَ العَجَلَ ❇️ يا أَرحَمَ الرَّاحِمِينَ بحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ 🌺 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
🕊🌷 درکوچه وخیابان سرتان رابالانگیرید وباصدای بلند درجلوی صحبت نکنید❌ بانامحرم زیاد و حرف نزنید ♨️حیا و عفت ازدست می‌رود♨️ 🌷 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
🌼همسایه ما مرد خوبی بود. کاسب بود و مثل خیلی از مردم، خانواده دار👨‍👩‍👧‍👦 و صبح تا شب مشغول کار بود. به هم اهمیت می داد. اما مشکلی داشت. 🍂روی بدنش قوز داشت. خیلی از این بابت اذیت می شد. در جریان نزدیک به مرگ، او را مشاهده کردم. مدتی از فوت او می گذشت. بدنش سالم بود. پرسیدم چه خبر⁉️ 🌼گفت: زمانی که به این طرف آمدم، الهی به استقبال من آمدند و مرا به این بهشت🌸 برزخی آوردند. آنها به جای پرداختن به بررسی اعمال، از من خواهی کردند! 🍂تعجب کردم، برای چی از من عذر خواهی میکنند😦گفتند که شما در دنیا مشکل جسمی داشتی و درگیر گرفتاری و بودی، از این بابت از شما عذر می خواهیم. خداوند♥️ متعال به همین دلیل، با رحمت خود با شما برخورد کرد. 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
| پسر انسان 🔹حضرت ‌مسیح علیه السلام آمد بشارت داد و گفت: «بدانید که پسر انسان خواهد آمد.» خداوند در انجیل ۸۵ بار از عنوان "پسر انسان" یاد می‌کند. خدای ما حکیم است، می‌دانست اینها سال‌ها بعد خواهند گفت عیسی پسر خداست. برای همین لفظ منجی را با عنوان "پسر انسان" یاد کرد. ما از آقایان مسیحی می‌پرسیم، عیسی که پسر خداست، این "پسر انسان" کیست که می‌خواهد بیاید؟ 🔸مستر جِیمز هاکس، روحانی مسیحی است که قاموس کتاب مقدس را نوشته است. او می‌گوید: «از این هشتاد باری که عنوان "پسر انسان" آمده است، سی تا از آنها را می‌توانیم به عیسی نسبت دهیم، آن پنجاه تای دیگر را نمی‌دانیم چه کسی است. او یک نفر دیگر است.» 📗برشی از مسیح، منتظر مهدی 📚 واحد نگارش مؤسسه مصاف (نویسا) 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
🦋شهید باهنر و شهید رجایی مأموریت اصلی خود را فرزندان ایران🇮🇷 می دانستند به همین دلیل بعد از پیروزی انقلاب، اولین مسئولیتی که ایشان پذیرفت، وزارت بود. 🦋البته ایشان در دولت موقت عضو کابینه نبود و پس از اینکه دولت موقت تغییر کرد، پس از وزیر آموزش و پرورش شد. 🦋بعد از مدتی داستان های هفت تیر📆 و مساله ریاست جمهوری مرحوم شهید رجایی پیش آمد و سپس ایشان(شهید باهنر) شدند که مدت آن هم کوتاه بود و به درجه شهادت🌷 نایل شدند. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
و یارانت در آغوشت💞 کشیدند آنها که می‌گفتند: نیامد ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
📸 پیش‌بینی حاج قاسم از نحوه شهادتش/آه مرگ خونین من 🔹دست خط نامه به دخترش: آه وقتی بوسه‌ انفجار تو💥 همه وجود مرا در خود محو می‌کند، دود می‌کند و . 🔹چقدر این منظره را دوست دارم. خدایا ۳۰ سال برای این لحظه مبارزه کرده‌ام، با همه رقبای درافتاده‌ام و ده‌ها زخم برداشته‌ام💔 ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
🔻مادر شهید: 🔸 بود. میدانستم آرمان یادش نمیرود. آمد توی خانه پیشم؛ گفت مامان چشمات رو ببند. گفتم چی کار داری⁉️ گفت حالا شما ببند. 🔹چشم هامو بستم. آروم خم شد و شروع کرد به دستم. گفتم: مادر نکن! دست هاشو باز کرد و یه انگشتر عقیق سرخ💍 رو توی دستانم گذاشت و گفت: 😍 🔸الانم اون انگشتر رو در دست دارم. بعد رفت پایین پام که رو ببوسه اجازه نمیدادم❌میگفت: مگه نمیگن زیر پای مادرانه! دوست نداری من بهشت برم؟! ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
📲 • 🔻تم_های_جذّاب_ایتا😍👇 ایتایی متفاوت رو تجربه کن👇👇 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
❣﷽❣ 📚 ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 1⃣5⃣ 📖ایوب که به در رسید، نگهبان آن را بسته بود و داشت را پاک میکرد. ایوب میله ها را گرفت. گردنش را کج کرد. و با گریه گفت: شهلا......تورا ب خدا......من را ببر .....من را اینجا تنها نگذار😢 📖چادرم را گرفتم جلوی دهانم تا صدای گریه ام بلند نشود😭 نمیدانستم چه کار کنم. اگر او را با خود میبردم حتما به خودش صدمه⚡️ میزد. قرص هایش را انقدر کم و زیاد کرده بود که دیگر یک ساعت هم  و قرار نداشت. اگر هم میگذاشتمش آنجا ... 📖با صدای ترمز ماشین🚙 به خودم امدم، وسط خیابان بودم، راننده پیاده شد و داد کشید: های خانم؟ کوری؟ ماشین به این بزرگی را نمیبینی؟😡 توی تاکسی یکبند گریه کردم تا برسم خانه. 📖انقدر به این و آن التماس کردم تا اجازه دهند را ببینم. وقتی پرسید "چه میخواهید؟" محکم گفتم: میخواهم همسرم♥️ زیر نظر بهترین پزشک های خودمان در یک خوش اب و هوا بستری شود که مخصوص جانبازان باشد 📖دلم برای زن های میسوخت که به اندازه ی من سمج نبودند. به همان بالا و پایین کردن های قرص ها💊 رضایت میدادند. مسئول بنیاد نامه ی درخواستم را نوشت. ایوب را فرستادند ب اسایشگاهی در ، بچه ها دو سه ماهی بود که ایوب را ندیده بودند. 📖با اقاجون رفتیم دیدنش. بود وجاده یخبندان. توی جاده گیر کردیم. نصف شب🌙 که رسیدیم، ایوب از جلوی در منتظرمان ایستاده بود. اسایشگاه خالی بود. 📖هوای شمال توی ان فصل برای شیمیایی مناسب نبود. ایوب بود و یکی دو نفر👥 دیگر، سپرده بودم کاری هم از او بخواهند. انجا هم کارهای میکرد. هم حالش خوب شده بود و هم دیگر سیگار🚬 نمیکشید 🖋 ... 📝به قلم⬅️ 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
✫⇠ ✫⇠ به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 2⃣5⃣ 📖مدت کوتاهی زندگی کردیم، ولی همه کار و زندگیمان تهران بود. برای عمل های ایوب تهران میماندیم. ایوب را برای بستری🛌 که میبردند من را راه نمیدادند🚷 میگفتند: برو، همراه مرد بفرست. کسی نبود اگر هم بود برای چند روز بود. هر کسی زندگی خودش را داشت و هم ایوب♥️ بود. 📖کم کم به بودنم در بخش عادت کردند. باد کرده بود از بس سر پا ایستاده بودم. یک پایم را میگذاشتم روی تخت ایوب تا استراحت کند و روی پای دیگرم می ایستادم. پرستار ها عصبانی میشدند😡 "بدن های شما استریل نیست. نباید اینقدر به تخت بیمار نزدیک شوید" 📖اما کار خودش را میکرد، کشیک میداد که کسی نیاید. انوقت به من میگفت روی تختش🛏 دراز بکشم. شب ها ایوب روزنامه پهن میکردم و دراز میکشیدم، رد شدن سوسک ها را میدیدم. از دو طرف تخت ملافه اویزان بود و کسی من را نمیدید✘ 📖وقتی پرزهای تی میخورد توی صورتم، میفهمیدم که شده و نظافت چی داد اتاق را تمیز میکند. بوی الکل و مواد شوینده و انواع تا مغر استخوانم بالا میرفت. 📖درد قفسه سینه و پا و دست نمیگذاشت ایوب یک شب بدون قرص💊 بخوابد. گاهی قرص هم افاقه نمیکرد. تلویزیون📺 را روشن میکرد و مینشست روبرویش، سرش را تکیه میداد به پشتی و را می بست. 🖋 ... 📝به قلم⬅️ 🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
نامت آغازگر بود ◈چه زیبا با نامت تداعی شد ◈چه زیبا عشق♥️ و خون و خاک قاطی شد ما جهاد را دوست داریم و همچنان ادامه دارد ... 🌙 ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣ 🍥خوشا صُبحی🌤 که را تو باشی ردیـفِ نـابِ شِعــرش را تو باشی😍 🍥خوشا روزی که تا وقت غروبش دعـای خوب و ذکرش📿 را 🌸🍃 ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
🔸هر طرف که می‌نگری را می‌بینی که با چشمان نافذ و عمیقش توست که تو چه می‌کنی⁉️ 🔹سنگین است و طاقت فرسا زیر بار حس می‌کنی که در وجودت چیزی در هم می‌ریزد😔 💢شهدا توانستند، آمده‌ایم تا ما هم بتوانیم! ای که راه نشانم بده💫🌱 🌺 ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
🚨حضور رهبر انقلاب بر مزار ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
🦋پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: 🔸سمِّيَ شَهرُ رجَبٍ شَهرَ اللّه ِ الأصَبَّ لأنّ الرحمَةَ على اُمَّتِي تُصَبُّ صبّا فيهِ 🔹 را «ماه ريزانِ خدا» ناميده اند؛ چون در اين ماه، رحمت بر امّت من، به شدّت فرو مى ریزد🌸🍃 📗 بحارالأنوار جلد۹۷ ص۳۹ ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh