eitaa logo
شهرزاد داستان‌📚📚
2.1هزار دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
61 ویدیو
247 فایل
پاتوق دوستداران داستان نویسی استفاده از مطالب با حفظ لینک کانال آزاد است. مدیر کانال: فرانک انصاری متولد ۱۴۰۱/۷/۱۱🎊🎊🎉🎉 برای ارتباط با من @Faran239 لینک ناشناس https://harfeto.timefriend.net/17323748323533
مشاهده در ایتا
دانلود
حکایت 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 و هر چند جوان باشی خدای را عزوجل فراموش مکن، بهیچ وقت و از مرگ ایمن مباش که مرگ نه بر پیری بود و نه بجوانی، چنانک عسجدی گفت: مرگ به پیری و جوانیستی پیر بمردی و جوان زیستی و بدانک هر که بزاید بی‌شک بمیرد، چنانک شنودم: حکایت: در شهر مردی درزی بود، بر دروازهٔ شهر دوکان داشتی، بر گذر گورستان و کوزهٔ در میخی آویخته بود و هوسش آن بودی که هر جنازهٔ که از در شهر بیرون بردندی وی سنگی در آن کوزه افکندی و هر ماهی حساب آن سنگها کردی که چند کس بیرون بردند و آن کوزه را تهی کردی و باز سنگ در همی افکندی، تا روزگاری برآمد، درزی نیز بمرد، مردی بطلب درزی آمد و خبر مرگ او نداشت، در دوکانش بسته دید، همسایهٔ او را پرسید که این درزی کجاست که حاضر نیست؟ همسایه گفت که: درزی نیز در کوزه افتاد! قابوس نامه_ عنصر المعالی @shahrzade_dastan
سلام دوستان این هفته هم با چالش داستانی همراهتان هستیم. لطفا برای عکس نوشت بالا داستان یا داستانک بنویسید و به آیدی زیر بفرستید. @Faran239 عکس از صفحه گُم @shahrzade_dastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شروع میانه و پایان رمان قسمت دوم 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 * وظیفه _ وظیفه شغلی مثل کارآگاه پلیسی که وظیفه دارد پرونده‌ای را پیگیری کند. یا وظیفه اخلاقی مثل مادری که برای پس گرفتن فرزندش از آدم رباها میجنگد. اغلب چسبی قوی است. گاهی محیط یا مکان ممکن است چسب شخصیت‌ها باشد. مثل هنگامی که شخصیت اصلی و مخالفش در جایی حبس هستند و جدایی آنها از هم غیرممکن است. * عمل ، عکس العمل و عمل موثرتر سه عنصر زیربنای ضرباهنگ هر رمانی هستند. با کنترل این واحدها در رمان می‌توانیم سرعت یا ضرباهنگ رمان را کنترل کنیم. * دائم میزان خطرات را در بخش وسط رمان بالاتر ببرید. خطراتی که با طرح، شخصیت و جامعه رمانتان ارتباط دارد. آخر رمان * سه نوع اصلی پایان بندی وجود دارد: شخصیت اصلی به هدفش میرسد. شخصیت در راه رسیدن به هدفش شکست میخورد و ما نمی‌فهمیم که آیا شخصیت اصلی به خواسته‌اش رسیده است یا نه. * شخصیت اصلی ممکن است به خواسته‌اش برسد ولی در واقع این خواسته نتیجه‌اش چیزی منفی باشد یا شخصیت اصلی شاید به خواسته‌اش نرسد. ولی در عوض چیز بهتری به دست آورد. * ایثار در بسیاری از رمانها عنصری است که تاثیری بسیار قوی دارد. * برخی از پایان بندی رمان‌ها نقطه تمرکزشان روی نبرد نهایی شخصیت اصلی و برخی روی انتخاب نهایی اوست. 📚طرح و ساختار رمان 🖋جیمز اسکات بل @shahrzade_dastan
همه پلهای بدون تو ۴.m4a
4.61M
همه پلهای بدون تو🌉 نوشته و اجرا فرانک انصاری قسمت چهارم و آخر 🌹این داستان درباره آزادسازی خرمشهر است و سال قبل یکی از برگزیدگان جشنواره ملی و داستانی یوسف شده بود. داستان پاورقی دارد که به هنگام خوانش پاورقی هم خوانده شده است. @shahrzade_dastan
نوشته عاطفه قاسمی 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 چی شد که بعداز این همه دل و دلدادگی زل میزنی تو چشمام و میگی به دردهم نمیخوریم؟ تمام مدت داشتم بهت میگفتم با رفتارام، با کارام ولی، حالا اومدم ازت خداحافظی کنم وبخوام زندگیتو از سر بگیری ومنو فراموش کنی. _چقدر راحت از اون همه روزا وخاطرات گذشتی.ازم نخواه ازت دل بِکنم.ازم نخواه که نمیتونم. باید بتونی! اگه دل نکنی مجبوری یه تنه پای این عشق یه طرفه جون بکنی. _هِه! نه نمیتونی بفهمی چی میگم وچی میکشم، چون تو عاشق نیستی! @shahrzade_dastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
تناقض شخصیت در رمان و داستان قسمت دوم 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 باری باید رگه‌هایی از شرارت در قهرمان و رگه‌هایی از نیک سیرتی در شخصیت باید باشد. اما فشار حوادث بر زندگی شخصیت‌ها سرانجام ویژگی فلج کننده و ثابت شخصیت‌شان را آشکار می‌کند. مثال: سناتور آزاد اندیشی که برای اصلاح نظام قضایی مبارزه می‌کند مبتلا به بیماری دزدی از فروشگاه است. اینک این بیماری مشی سیاسی او را تهدید می‌کند. و یا رئیس اداره شکنجه یکی از کشورها پدری مهربان است. اما عشق او به دخترش شهرت او را به عنوان جلاد اداره تهدید می‌کند. چون رور به روز علاقه‌اش به شکنجه و کسب اطلاعات از زندانی ها کمتر میشود. این تناقض‌ها ابعادی تازه‌ای به شخصیت‌ها میدهد و آنها را پیچیده میکند و نمی‌گذارد خواننده اعمال آنها را پیش بینی کند. در این حالت خوبها همیشه کار خوب انجام نمی‌دهند و بدها همیشه بد نیستند. به علاوه تناقض شخصیت خواننده را غافلگیر می‌کند. بدین معنی که خواننده هیچ وقت مطمئن نیست که شخصیت می‌خواهد چه کند و این درگیری‌های تازه داستان را جذاب‌تر می‌کنند. به علاوه این تناقض‌ها شناختی تازه به خواننده میدهند. چون همه خوانندگان با تناقض شخصیت خودشان آشنا هستند. 📚درسهایی درباره داستان نویسی 🖋لئونارد بیشاب @shahrzade_dastan
نوشته سمانه قائینی 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 گفتم : _دلم عجیب برایت تنگ می‌شود گفت: _دلت را خانه‌‌ی او کن، وسعت گیرد گفتم: _ نامت را که می‌برم ، دلم ‌بی‌تابت می‌شود گفت: _دلت را با یاد او آرام کن گفتم: _دلم می‌خواهد شبیه تو شوم گفت: _از هرچه غیر اوست دل بکن @shahrzade_dastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هفت درس نویسندگی از گابریل گارسیا مارکز قسمت اول 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸   1- درباره چیزی بنویسید که می دانید.   مارکز در مصاحبه ای با «پاریس ریویو» بیان می کند: اگر قرار بود به نویسنده ای جوان توصیه هایی بکنم، می گفتم درباره ی چیزی بنویس که برایت اتفاق افتاده است؛ همیشه آسان می شود تشخیص داد که نویسنده در حال نوشتن چیزی است که برای خودش اتفاق افتاده، و یا چیزی که خوانده یا به او گفته شده است. همیشه برایم جالب بوده که بیشترین تحسین و تمجیدها از آثارم به خاطر خیال انگیز بودن آن ها است، در حالی که حقیقت این است که حتی یک خط هم در تمام آثارم وجود ندارد که پایه و اساسی در واقعیت نداشته باشد. ادامه دارد @shahrzade_dastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا