eitaa logo
شمیم حضور
48 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
814 ویدیو
219 فایل
**به نام خدا با صلوات بر محمد و آل محمد و امام شهدا. السلام علیک یا مولانا یا صاحب الزمان(ع). خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که تغییر یافتنی نیست. «رب هب لی حکما و الحقنی با الصالحین» التماس دعای فرج
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شبهای انتظار
Jaane Jahaan.mp3
12.09M
💫🌺🍃 🌺 ❇️ شب های انتظار 💠 نوآهنگ| جان جهان از حضور بگم؟ از اون شکوه متصل به نور بگم؟ از التهاب عشق و شوق و شور بگم؟ از انجیل و صحف یا از زبور بگم؟ میخوام‌ یه‌ خُرده واست از ظهور بگم 🎙 پویا بیاتی 🤲 اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَجَ 🤲 ⚡️بحق فاطمه سلام الله علیها⚡️ علیه‌السلام @mojarebat 🌺 💫🌺🍃
اعوذُ باللهِ مِنَ الشیطانِ الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابا عبدالله(ع) السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی(عج)
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام مولای من! روزت به خیر. کمک کنید تا در راه رسیدن به سویت تلاش نماییم و زندگی درست و الهی داشته باشیم و رفتاری سازنده و آنچه که بر زبان می آوریم خود عمل کننده به آن باشیم. اللهم عجل لولیک الفرج https://eitaa.com/shamem_hoozoor
امام کاظم علیه السلام : مَن سَلَّطَ ثَلاثا على ثَلاثٍ فكأنّما أعانَ على هَدمِ عَقلِهِ: مَن أظلَمَ نُورَ تَفَكُّرِهِ بطُولِ أمَلِهِ و مَحا طَرائفَ حِكمَتِهِ بفُضولِ كَلامِهِ و أطفَأَ نُورَ عِبرَتِهِ بشَهَواتِ نَفسِهِ، فكأنّما أعانَ هَواهُ على هَدمِ عَقلِهِ و مَن هَدَمَ عَقلَهُ أفسَدَ علَيهِ دِينَهُ و دُنياهُ. هر كه سه چيز را بر سه چيز مسلّط گرداند، چنان است كه بر نابودى خرد خود كمك كرده باشد: هر كه روشنايى انديشه خود را با آرزوى درازش به تيرگى كشاند و طُرفه‌هاى حكمتش را با زياده گويي‌هايش نابود كند و پرتو عبرت آموزى خود را با شهوت‌هاى نفْسش خاموش سازد، چنان است كه هوس خود را در راه ويرانى خردش كمك كرده باشد و هر كه خردش را ويران كند، دين و دنياى خود را تباه ساخته است. الكافي : ج۱ ص۱۷ ح۱۲ https://eitaa.com/shamem_hoozoor
قرار همیشگی عشقش دعای ندبه بود و اشک هایی که از اعماق قلبش بر روی چادرش می ریخت. یاد امام زمان(عج) باعث از خود بی خود شدن او بود که در هر صورت به دعای ندبه برود. آن روز جمعه هم مثل جمعه هایی که در انتظار می گذشت، بهارآماده شد. کتابِ دعا و تسبیحش را درکیفش گذاشت، به همراه مادرش زهرا به سمت قرار همیشگی حرکت کردند. کوچه ها و خیابان ها را یکی یکی پشت سر گذاشتند، تا به نزدیکی ورودی مسجد رسیدند. مسجد با در سبز رنگش و گلدسته های آبی رنگ از دور خودنمایی می کرد و شوق رسیدن را در بهار بیشتر می کرد؛ در همین هنگام که بهار عجله داشت تا سریع تر به داخل مسجد برسد، ماشین سواری که چند جوان در داخل آن بودند و صدای آواز و آهنگ ضبط صوت ماشینشان آنان را از خود غافل و بی توجه کرده بود، به بهار زد و او به گوشه‌ی جدول پرت شد و بدون این که آن ماشین سوار توجه کند، سریع محل را ترک کرد. زهرا خانم مادر بهار که ناله کنان امام زمان (عج) را صدا می زد. از این سوی خیابان به آن سو می رفت تا ماشینی پیدا شود اما کسی نبود. در حال ناامیدی به بالای سر بهار برگشت و شروع به گریه کرد که:« بهارم بلند شو بدون تو خزان می شوم بلند شو، دعا الآن شروع می شود. » در همین هنگام ناگهان تاکسی سبز رنگی که بر روی شیشه های آن یا صاحب الزمان (عج) نوشته شده بود، در مقابل پای زهرا مادر بهار ایستاد. راننده تاکسی که آدم مُسن و خوش رویی بود با عجله به سمت آنها آمد و گفت: چی شده خانم؟ چه اتفاقی افتاده؟ زهرا مادر بهار ماجرا را برای راننده تاکسی توضیح داد. در این هنگام راننده تاکسی گفت: بلند شوید تا من شما را به بیمارستان برسانم . زهرا مادر بهارگفت: اما پولش چی؟ الان پولی به همراه ندارم؟ راننده تاکسی گفت: فعلا عجله کن، دخترخانمت را به بیمارستان ببریم، من روزهای جمعه به عشق امام زمان(عج) رایگان کار می کنم. اشک شوق در چشمان مادر بهار حلقه زد. سریع و به سختی بهار را در تاکسی گذاشتند و به سمت بیمارستان بردند. دکتر آدم خوشرویی بود، به بالای سر بهار آمد؛ او را معاینه کرد و چند عکس از سر بهار گرفت. ضربه باعث شده بود که کمی دچار غش و ضعف شود. چند دقیقه ای گذشت، صدای دعای ندبه که از تلویزیون بیمارستان پخش می شد، ناگهان به گوش بهار رسید و گویی که مولایش او را به سفری رویایی برده باشد ، در حالی که لبخندی بر لب داشت، چشمانش را باز کرد و شروع به گریه کرد. ✍️خدیجه. محمدجانی @AFKAREHOWZAVI
ای در هم کوبنده شوکت جباران و ظالمان برگردد که چند صباحی است، جباران در خون مظلومان دستانشان را آغشته نموده اند و در قلب تاریخ بی رحمی خود را به ثبت رساندند. مولای من! برخیز و به این نسل کشی ها پایان بده که جهان حضور زیبایت را می طلبد و آرامشی که ماندگار و همیشگی باشد. https://eitaa.com/shamem_hoozoor
رهبرم، وجودتان امید بخش زندگی ام است. زندگی ام و قلبم حضور همیشگی ات را خواستار است.
هفته ها و ماهها و سال ها می گذرند؛ اتفاقات رخ می نمایند و عبرت های زمانه سر بر می آورند تا ما را از حضور بی مورد و سردرگمی حفظ نمایند و راه را به سوی مقصد صحیح پیش ببریم تا سرانجاممان رسیدن به کمال گردد. خ. محمدجانی https://eitaa.com/shamem_hoozoor
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا