هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
السّلامُ عَلیكَ یا اباالفضل العباس
ا࿐❁❈❁࿐✿࿐❁❈❁࿐ا
#مدح
#میلاد
#اعیاد_شعبانیه
#قمر_بنی_هاشم
#اباالفضل_العباس_ع
(مسمط)
باد نوروزی، ز طرْف لالهزار آید همی
از گلستان نغمهی نغز هزار آید همی
گویی از شهرِ شتا ، پیک بهار آید همی
مژدهی دیدار، از مشکوی یار آید همی
طبع من در اینچنین وقتی بهکار آید همی
تا سُرایم وصف روحافزای آن فرخنده یار
باغ فردوساست گويی كوه و صحرا و دمن
هر طرف روييده در دشت و دمن سرو و سمن
سوسن و سيسنبر و نسرين و ياس و ياسمن
عندليبان نغمهخوان در دشت و گلزار و چمن
عاشقان را رفته صبر و تاب، از تن همچو من
كز فراق دوست نبوَد در وجود من قرار
لشكر اسپند و دی، از عرصهی ميدان گريخت
شهسوار فرودين، شيرازهاش از هم گسيخت
شاهدِ وصل آمد و با عقل، طرح عشق ريخت
بادهی پيروزیام در ساغر ايام ريخت
مُشک عزّت بر سرم بر نظم اين اشعار بيخت
گفت : بر گو مِدحت پور ولی نامدار
آنكه بوفضل است زيبا كنيهی جانپرورش
آنكه در فضل و وفا ، جبريل نبوَد همپرش
آنكه در جود و سخا حاتم، گدايی بر درش
آنكه در تقوا بُوَد سلمان ، كهينه چاكرش
آنكه چون امّالبنين، باشد مهينه مادرش
آنكه باشد پور سلطانِ سرير اقتدار
چارم شعبان، جهان روشن شد از مولود او
مُلک دين، آباد شد از مَقدم مسعود او
شد زمين رشک برين از فضل و بذل و جود او
حمد بی حد گفت حيدر در برِ معبود او
زآنكه تابان كرد بر عالم ، رخ محمود او
مكتب اسلام را افزوده بَر مجد و وقار
شد مَه بُرج بنیهاشم فروغ چرخ دين
كشتی بحر هدايت، پيشتاز صالحين
افسر عالیمقام ارتش شرع مبين
رهبر دانشور دين، پور مير مؤمنين
آنكه دارد فضل و علم عالمی در آستين
ميوهی قلب رسول و نور چشم هشت و چار
مظهر لطف و صفا و مخزن مهر و وفا
مخزن مهر و وفا ، فرماندهِ جيش هدا
جيش ارباب هدا را پيشوای و مقتدا
مقتدای اوليا و راهدار انبيا
انبيا را غير خاتم، رهنما و پيشوا
پيشوای اتقيا ، عبد سليم كردگار
بهر استقرار دين شد ياور و يار حسين
در صف هيجا به جانش شد علمدار حسين
لحظهای غافل نشد از ماه رخسار حسين
بود در هر وقعهی جانسوز غمخوار حسين
هيچكس چون او نشد يارِ فداكار حسين
هيچكس چون او نكرده در رهش جان را نثار
باغ دين را آبياری كرد، با خون جگر
تا نهال دين حق از همّتش شد بارور
جانفشانی كرد در بستان دين همچون پدر
زآن پدر، بايد به بار آيد چنين رعنا پسر
باغ دين را بايد اینسان حاصل و اینسان ثمر
گلشن دين را سزد چون پور حيدر، آبيار
خُلق او خُلق علی و خوی او خوی علی
در بيانِ حُكم حق، لعل سخنگوی علی
در صداقت، پيرو دستور نيكوی علی
در شجاعت، همتراز و همترازوی علی
نيروی بازوی او نيروی بازوی علی
ماحصل زآن شمس دين اینسان قمر شد آشكار
(شمس قم) شد مُكتسب از نور آن ماهِ عرب
گرچه مَه، از پرتوِ خورشيد باشد مكتسب
شوكت دين را كمال و فضل او باشد سبب
زآنكه در علم و ادب زآن شاه دين دارد نسب
كيميای فضل آن شَه، خاک را سازد ذهب
داروی مِهرش، شفای دردمندان نزار .
شادروان سيد عليرضا شمس قمی
1338
#شمس_قمی
eitaa.com/shamseqomi
هدایت شده از اشعار شادروان شمس قمی
(السلامُ عَلَیكَ يا عَلی بِن الحُسَيِن السَجّاد)
ا࿐❈❁❈❁࿐✿࿐❈❁❈❁࿐ا
#مدح
#میلاد
#امام_سجاد
#اعیاد_شعبانیه
#امام_زین_العابدین
(سرحلقهی عبّاد)
آفرید از مِهر ، چون جان تو را جان آفرین
گفت بر خود از کمالِ خَلق این جان آفرین
آفرین جان آفرین را ، کآفرید این جان پاک
هم بر این جان آفرین و هم برآن جان آفرین
مرحبا بر خلق خالق باد و مصنوعی چنان
حبّذا بر خلق خالق باد و مخلوقی چنین
دست گوهر آفرین حق به دریای کمال
در صدف، پَرودہ یکتا دُرّ اعلا و ثمین
بحر فیض حق حسین و شهربانویش صدف
گوهر اعلا على ـ سجاد و زین الساجدین
مفخر شرع نَبی و نصّ معنای نُبی است
کُنیه و القاب آن شاهنشه دنیا و دین
بومحمد، بوالحسن، سجادِ آل مصطفی (ص)
کز ذکاوت بُد ذکیّ و، از امانت شد امین
پند و اندرزش بوَد مسطورہ در ارشاد خلق
چون «صحیفه» کآن بوَد مفهوم قرآن مبین
بر جبین زآن مُهر، کز مِهر عبادت داشتی
زینت عُبّاد حق شد، مرحبا مُهر جبین
در سجود او را همآوا بود در تسبیح حق
هم درخت و سنگ و ریگ و خار و خارا، ماء و طین
خاتم و سرحلقهی عبّاد حق بود و نوشت
جملهی «الحمدللهِ علیٰ» نقش نگین
(شمس قم) را مَعرفت نبوَد بهوصف آن امام
آن قدَر دانم که او بودهاست زین العابدین .
شادروان سید علیرضا شمس قمی
1361
#شمس_قمی
@shamseqomi