eitaa logo
طهور
537 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
327 ویدیو
6 فایل
پایگاه اطلاع رسانی طهور؛ نشر آثار حجت الاسلام و المسلمین استاد دكتر سيدمرتضی حسينی شاهرودی نشانی: tahour.ir ایتا | سروش | بله @sharabetahour آپارات: tahourap
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از طهور
💠 بقیه مواردی هم که درباره ظهور حضرت حجت صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه گفته شده، از همین قسم است یعنی با توجه به فکر، فهم و ادراک پیشینیان، معجزه‌وار است، اما با توجه به ابزار و وسایلی که حالا به وجود آمده، بلکه ابزار و وسایلی که در آینده به وجود خواهد آمد و کشف و اختراع می‌شود، این‌ها امور طبیعی هستند. نه‌فقط ابزار و وسایل، بلکه حوادث و رخ‌دادهایی هم که اتفاق می‌افتد، امور طبیعی است و امر خارق العاده نیست. 💠 همچنان‌که مثلاً سی و پنج سال پیش در کشور ما نهضتی اتفاق افتاده که مردم نه تیر داشتند، نه توپ، تفنگ، مسلسل و ... داشتند و در نقطه مقابل، رژیم طاغوت همه‌چیز داشته و با همین الله اکبر گفتن آن را ساقط کردند. این یک کشوری با یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مساحت است، این را ده برابر و بیست برابر کنید، یک مقدار که مسیر و فرآیند رشد انسان‌ها به پیش رود و به فعلیت برسد،‌ اتفاق‌‌های مشابه آن‌چه در کشور ما رخ داده،‌ در مقیاس چندین و چند برابر، امکان اتفاق آن هست. بنابراین آنچه در این مسیر اتفاق می‌افتد، مسیر طبیعی تکامل تدریجی انسان‌هاست، به‌گونه‌ای که مشتاق شوند و عدالت را ببینند. 💠 نکته سوم این است که وقتی امام زمان صلوات‌الله‌و‌سلامه‌علیه ظاهر می‌شوند و به اصطلاح فرج اتفاق می‌افتد که انسان‌ها مشتاق مشاهده عدالت باشند و این اشتیاق هم درست و راست باشد، نه این‌که بر اساس احساسات و عواطف باشد و مثلاً بخواهند فیلم نگاه کنند و حال این‌بار می‌خواهند فیلم عدالت و عدالت‌گستری یا فیلم پلیس خوب را ببینند. این اشتیاق باید حقیقی، واقعی و راستین باشد و نشان اشتیاق راستین آن است که پیش از آن‌که به مرتبه عدالت تام برسند و آن را مشاهده کنند، آرام آرام خودشان در مسیر عدالت گام برمی‌دارند. یعنی به تزکیه درون، تخلیه صفات، افکار و رفتار ناپسند می‌پردازند و همین‌طور که آرام آرام پیش می‌روند، نقطه‌ی اوج و تکامل به دست ولی الله اعظم انجام خواهد شد. بسیاری از کمالاتی که حتی در اعصار انبیا علیهم الصلات و السلام و اولیای خدا صلوات الله علیهم اجمعین انجام نشده است، قبل از عصر ظهور انجام خواهد شد. 💠 نکته دیگر و آخرین نکته این است که ضمن این‌ که انسان‌ها رو به کمال می‌روند و در نتیجه اشتیاق مشاهده و اجرای عدالت دارند و در عمل هم خود گام‌های بلندی را برمی‌دارند، ولی با این‌که ظلم همه‌جا را گرفته باشد، منافات ندارد. آن ظلمی که همین‌طور که پیش می‌رویم، گسترش بیشتری پیدا می‌کند، غیر از ظلمی است که در گذشته وجود داشته، غیر از ظلمی است که یک نفر پیدا می‌شد به قدرت‌، زور، قهر، غلبه و مانند آن ملت‌ها را تسخیر می‌کرد و اگر کسی صحبت می‌کرد، زبانش را قطع می‌‌کرد، کسی بلندتر نفس می‌کشید، به دار می‌آویخت و ... از این قسم ظلم نیست، بلکه ظلمی است که ضمن این‌که ظلم و نارواست و مناسب کرامت انسانی نیست، ولی انسان‌ها آن را خوشایند می‌یابند. بنابراین با عمله و اکره ظلم و ستمگران بزرگ همراهی و همگامی می‌کنند. 💠 یعنی تحولات فرهنگی عمیق اتفاق می‌افتد که انسان‌ها آنچه که برای آن‌ها ظلم است و با کرامت یا فطرت توحیدی‌شان ناسازگار هست را ناسازگار نمی‌یابند، بلکه خلاف آن را سازگار می‌یابند و به دنبال یافتن آن‌چه با فطرت و کرامت آن‌ها سازگار نیست، می‌روند. مانند آن‌چه هم‌اکنون اتفاق افتاده که به اسم آزادی آدم‌ها را چنان تسخیر کردند که حاضرند هر کاری انجام بدهند و فقط اسم آن آزادی باشد، به نام دموکراسی، فرهنگ، اختیار، رأی دادن و مانند این‌ها. اتفاقی که افتاده است، گسترش پیدا می‌کند. 💠 الآن از بین 190 کشور ممکن است در 10 کشور این‌گونه باشد که با میل و رغبت خود، در مسیر ظلم ستمگران یا طرح‌ها و نقشه‌های ظالمانه و استکباری مستکبران قرار می‌گیرند، اما بقیه این‌گونه نیستند و به زور مورد قهر و قصر قرار می‌گیرند. اما این گسترش پیدا می‌کند، به‌گونه‌ای که هرچه رادیو می‌گوید، همان را می‌شنوند، هرچه روزنامه‌ها می‌نویسند، هرچه را که طراحان اصلی اداره این جهان تصمیم می‌گیرند، همان‌ها را با میل و رغبت انجام می‌دهند. 💠 ضمن این‌که ظلم وجود دارد، ولی انسان‌ها باید در مسیری بروند که با این ظلم فاصله بگیرند یعنی حداقل 1ـ دل آن‌ها موافق با این امر نباشد، غرایز و شهوات‌شان با طراحی‌های جهانی همگام باشد 2ـ در حد توان و اقتضای موقعیت‌ها‌ی‌شان با این ظلم حداقلْ مقابله و درگیری داشته باشند.
💠 رؤیت امام زمان صلوات الله و سلامه علیه در زمان غیبت کبری 🗂 گزیده درس‌های عرفان نظری ـ 1397 🔊 صوت در ادامه🔽🔽 کانال طهور @sharabetahour
Erfan97-06-01.mp3
4.21M
🔊 💠 رؤیت امام زمان صلوات الله و سلامه علیه در زمان غیبت کبری 🗂 گزیده درس‌های عرفان نظری ـ 1397
طهور
💠 رؤیت امام زمان صلوات الله و سلامه علیه در زمان غیبت کبری 🗂 گزیده درس‌های عرفان نظری ـ 1397 🔊 صوت
💠 رؤیت امام زمان صلوات الله و سلامه علیه در زمان غیبت کبری 🗂 گزیده درس‌های عرفان نظری ـ 1397 🔹 بسیاری از اتفاق‌هایی که در عصر و زمان‌های گذشته و از جمله حالا اتفاق می‌افتد که یا امام زمان علیه الصلات و السلام یا یاری از یاران آن حضرت را رؤیت کرده‌اند، مواردی که به رؤیت و ملاقات حضرت حجت صلوات الله و سلامه علیه می‌انجامد، در عالم مکاشفه است. 🔹 امام زمان علیه الصلات و السلام خاتم ولایت محمدیه خاصه است. کسی که می‌خواهد حضرت را ملاقات کند، نهایتاً نماز شب خوانده است. این دارای کدام مرتبه از ولایت است؟ رؤیت امام زمان بعد از غیبت صغری متوقف بر این است که سنخیت و ملائمت بین رائی و مرئی تحقق پیدا کند تا رؤیت انجام شود. 🔹 امام زمان غایب است به تمام معنا از تمام وجودهای مقید امکانی که به اولین درجه از ولایت عامه نرسیده باشند و این یعنی صددرصد مردم. امام زمان همان‌گونه غایب است که پیامبر همینک غایب است. غیبت هر یک از اولیا از مدت معین و محدود که اصطلاحاً به آن غیبت صغری می‌گویند، بگذرد، همین‌گونه خواهد بود. از یک عمر طبیعی (هفتاد سال) که بگذرد، غیبت کبری است و در غیبت کبری همه خاندان پیامبر مشترکند یعنی پیامبر و امیر المؤمنین و تک تک امامان از اهل بیت پیامبر الان غایب هستند، نه مرده و نه منتقل شده. برای آن‌ها انتقال معنا ندارد. انتقال از دنیا به برزخ و از برزخ به عالم دیگر برای کسی قابل تصور است که محاط و محدود به این عالم باشد. اما کسی که محیط بر تمام مراتب عالم هستی باشد، اگر غیبت برای آن‌ها رخ می‌دهد، به این معناست که پوشیده و پنهان من جمیع النفوس و القلوب و الارواح هستند الا هم‌سنخ خودشان. کانال طهور @sharabetahour
💠 متی ترانا و نراک 💠 نفسِ نگاه انسان کامل موضوعیت دارد 🗂 گزیده درس‌های عرفان نظری ـ 1397 🔹 جمعی هستند که بالعرض از اهل بیت پیامبر علیهم الصلات و السلام هستند؛ این‌ها کسانی هستند که از مرتبه نفس و قلب عبور می‌کنند و همراه محبوبشان هستند. اگر وحی را صرفاً امر قلبی بدانیم، نه امر قلبی مبتنی بر حکمت و مصلحت، وحی بر این‌ها نازل می‌شود. 🔹 از افتخارات جبرئیل است که مورد مشاهده خاندان پیامبر قرار گیرد. 🔹 در این سخن «متی ترانا و نراک» که در مورد امام زمان علیه الصلات و السلام گفته می‌شود، خودِ نگاه انسان کامل موضوعیت دارد. مانند لقاء و نظر خدای متعال است. 🔹 در قیامت جمعی به غضب خدای متعال گرفتار و دچار عذاب شدیدی می‌شوند که مشابه ندارد، این‌ها کسانی هستند که خدای متعال به آن‌ها نگاه نمی‌کند 🔊 صوت در ادامه🔽🔽 کانال طهور @sharabetahour
Erfan97-14-01.mp3
2.49M
🔊 💠 متی ترانا و نراک 💠 نفسِ نگاه انسان کامل موضوعیت دارد 🗂 گزیده درس‌های عرفان نظری ـ 1397
💠 وحدت امت اسلامی، اولویت اول پیامبر، اولیا و مسلمانان است 🗂 درس‌های شرح 🔊 صوت در ادامه🔽🔽 کانال طهور @sharabetahour
ka64-02.mp3
4.07M
🔊 💠 وحدت امت اسلامی، اولویت اول پیامبر، اولیا و مسلمانان است
💠 وحدت امت اسلامی، اولویت اول پیامبر، اولیا و مسلمانان است 🔹 از امام صادق علیه الصلات و السلام نقل شده است که کسی که در مکه و مدینه پشت سر اهل سنت نماز بخواند، مثل این است که پشت سر پیامبر نماز خوانده است که این یک جهت دیگر دارد. 🔹 ایجاد وحدت در جامعه اسلامی، اولویت اول خدا، پیامبر، مؤمنین و اولیای خدای متعال است و الا امیرالمؤمنین به راحتی می‌توانست که اگر نتواند خلافت پیامبر را حفظ کند، حداقل نگذارد آب خوش از گلوی آن‌ها هم پایین برود. حداقل می‌توانست جامعه را برای این‌ها نامن کند. 🔹 ولی توجه داشته باشیم که در شرایطی امیرالمؤمنین و همین طور بقیه ائمه قرار گرفتند ـ چون عصر اول است ـ که اگر اختلاف بیفتد، آن‌چه از بین می‌رود، خلافت نیست، اصل اسلام از بین رفته است و مردم آماده‌اند که به دوره قبلی برگردند. 🔹 به همین خاطر است که آن حضرات صبر، سکوت و تحمل کردند، آن‌هم سالیان درازی یعنی 250 سال صبر و تحمل کردند و الا هر کدام از آن‌ها می‌توانستند آن کاری که امام حسین علیه الصلات و السلام انجام داد، چه با همان عده، چه با عده کمتر یا بیشتر انجام بدهند و در نتیجه می‌توانستند حکومت‌ها را منقرض کنند. 🔹 کار امام حسین این بود که بنی امیه زود منقرض شد. اولاً کسانی که مستقیماً دخیل بودند، به‌راحتی و دو ـ سه سال بعد از بین رفتند. نوبت به دیگران که رسید، امام سجاد هم می‌توانست همین کار را انجام بدهد و همین‌طور دیگر امامان. ولی گمان بنده این است که اگر آنچه را امام حسین انجام داد، تکرار می‌شد و پیوستگی پیدا می‌کرد، احتمال این‌که مسلمان‌ها چنان از هم بپاشند که چیزی از اسلام باقی نماند، خیلی زیاد بود. 🔹 به همین خاطر است که این‌جا که می‌فرماید «پشت سر آن‌ها نماز بخوانید، مانند آن است که پشت سر پیامبر نماز خواندید»، به‌خاطر وحدت است. 🔹 وحدت مسلمین مهم است. اولویت اول مسلمانان، اولویت اول پیامبر و اولویت اول اولیای خدا وحدت مسلمان‌هاست که فرمود همیشه با هم باشید، نمازتان را هم مجتمع بخوانید. دو همسایه اگر مثلاً نتوانستند در مسجد شرکت کنند، پشت سر همدیگر اقتدا کنند و در خانه یک نفر پیش‌نماز شود. یعنی این اجتماع هرچند دونفری، سه نفری، پنج نفری، بلکه ان شاء الله بیشتر و بیشتر بشود. 🗂 درس‌های شرح کانال طهور @sharabetahour
📝 وحدت، ستون خیمه اسلام است 💠 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی 29 / آذر /1400 🗂 متن و 🔊 صوت در ادامه🔽🔽 کانال طهور @sharabetahour
14000929-01-Vahdat.mp3
5.3M
🔊 📝 وحدت، ستون خیمه اسلام است 💠 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی 29 / آذر /1400
📝 وحدت، ستون خیمه اسلام است 💠 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی 29 / آذر /1400 آنچه که در تاریخ اتفاق افتاده و مستند هست، معتبر است. ولی آیا هرچه که در تاریخ افتاده، باید که در طول تاریخ تا ادامه بیان کرد؟ باید مصالح و مفاسد آن را سنجید. وحدت در اسلام اصل اولی است. ستون خیمه اسلام وحدت است. به‌گونه‌ای که اگر مثلاً امیر المؤمنین علیه الصلات و السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اقدام به مقابله با سقیفه و اصحاب سقیفه می‌کرد، درست است که ممکن است دشمنان اسلام در مرزها در کمین بودند و خطر داشت، ولی حضرت علی علیه السلام می‌توانست که در مدینه چیزی به اندازه حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تشکیل دهد و آن را مرکز قرار دهد و بسط پیدا کند. یعنی این‌گونه نبود که اگر امیرالمؤمنین اقدام می‌کرد به‌طور کلی اسلام از بین می‌رفت. آن‌چه که اتفاق می‌افتاد این بود که کاری که پیامبر انجام داده بود، موقتاً برای یک مدت کوتاهی تضعیف می‌شد، اما حضرت می‌توانست عین همان کاری که پیامبر انجام داده آرام آرام مثل این‌که از صفر یا از وسط راه شروع کند، انجام دهد. اما امیرالمؤمنین چنین کاری را انجام نداد. چرا؟ علتش این است که اقتضای فهم و درک انسان‌ها این است که اگر از طرف خدا یا رسولان الهی یا اولیای الهی سخنی نازل شود، نسبت به آن‌چه که نازل می‌شود، حداقل فهم را دارند. اگر نگوییم این حداقلِ فهم، امر تکوینی است، حداقل امر عادی است. یعنی فقط مربوط به مسلمان‌ها نیست. مسیحیان و یهودیان هم همین‌طور هستند. کسانی که دین آسمانی ندارند، مثل بودیسم، آن‌ها هم همین‌طورند. یعنی اکثریت مردم دقایق و لطایفی که انسان را به‌سرعت به مقصد می‌رساند را درک نمی‌کنند. در نتیجه فهمیدن آن‌ها مربوط به خواص است. یکی از آن‌ها ولایت است. فهم ولایت و حقیقت ولایت و مهم‌تر، پیروی کردن از ولایت، کار هر کس نیست. علتش این است که همراهی با ولایت، سختی‌های ولی را به همراه خود دارد. بنابراین با توجه به این نکته که اکثریت مردم اگر دین و اعتقاد و ایمان پیدا می‌کنند، دین و ایمانی می‌خواهند که به زندگی‌شان برسند، در عین حال کمی هم خیالشان راحت باشد که بعد از مرگ هم کسی به ما کمک می‌کند. اکثریت مردم دنبال این هستند. حال، امر آفرینش، امر خدا، پیامبر و اولیای خدا، دایر بر این است که سخت‌گیری کنیم، ده تا آدم حسابی را هم بیافرینیم و هم هدایت کنیم و از آن‌ها مراقبت کنیم و بالاخره به آن مقصدِ غایت آمال عارفین برسانیم یا این‌که سهل‌گیری و تسامح باشد و اگرچه ممکن است کسی جز انگشت‌شمار به آن مقصد نهایی نرسد، اما اکثریت مردم حداقل یک قدم جلوتر بگذراند؟ آنچه در تاریخ انبیا اتفاق افتاده، امر دوم است. این‌که می‌بینید که نود درصد مسلمان‌ها که اهل سنت هستند، در غیر مسیر ولایت حرکت می‌کنند، نود درصد مسیحی‌ها که کاتولیک‌ها هستند، در غیر مسیر حضرت عیسی علیه السلام حرکت می‌کنند، نود درصد یهودیان که صدوقیان و فریسیان هستند، در غیر مسیر حضرت موسی علیه السلام و انبیای بعدی حرکت می‌کنند، این بی‌دلیل نیست. زیرا عوام مردم هستند و عوام مردم با این چیزها کاری ندارند. بنابراین ما وقتی که تاریخ را می‌خواهیم نقل کنیم، باید توجه داشته باشیم که این چیزی که نقل می‌کنیم، با خواسته خدا و سنتی که تاکنون در تاریخ بشر بوده، مطابقت دارد یا ندارد. ان شاء الله که کشور ما بر همین وضعیت که اکثریت شیعه هستند، بماند، ولی با طریقی که جمعیت شیعه پیش می‌رود، در آینده در اقلیت خواهد بود، اما در بقیه کشورها در بخش اعظم دنیا در آینده نه‌چندان دوری مسلمان‌ها حضور خواهند داشت و آن‌ها هم علی القاعده سنی هستند. حال به نظر شما و هرکسی که در این زمینه‌ها سؤال دارد که باید چه‌کنیم، اگر در دنیا آدم‌ها کمونیست باشند بهتر است یا سنی باشند؟ بودیسم و هندوئیسم و یهودی و مسیحی باشند یا سنی باشند، کدام یک ترجیح دارد؟ خداشناسی سنی‌ها که مانند ماست، پیغمبرشناسی آن‌ها هم که تقریباً مثل ماست، واجبات آن‌ها هم مثل ماست. این‌که در وضو مثلاً اختلاف داریم، ما در بین خودمان هم اختلاف داریم. مگر می‌شود که دو گروه اهل فکر باشند و استنباط و اجتهاد (تمام یا ناقص) کنند و اختلاف نداشته باشند؟ بنابراین سرنوشت انسان‌ها این‌گونه است که ما باید اهل سنت را به‌عنوان بخش غالب مسلمان‌ها، همچنان که در طول تاریخ بوده، بپذیریم، یعنی این‌که نباید سربه‌سر آن‌ها بگذاریم. اتفاقاً باید ما هم بیشتر تلاش کنیم. آن‌ها که مشکلی ندارند. در نتیجه باید به‌گونه‌ای رفتار کنیم که وحدت، آن‌هم از جانب ما باید حفظ شود. اولیای ما چنین سنت و روشی را داشتند.