eitaa logo
شاولد/ مهارت نویسندگی
892 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
287 ویدیو
14 فایل
📚هر تفکر، یک کتاب . نشر شاولد کنار توست؛ 🧠 فکر کن، ✍️ مهارت بیاموز، 📖 بنویس و کتابت را منتشر کن! 👇🏻پاسخگویی سریع👇🏻 @Shavaladpubadmin . نوشتن یعنی رشد، کتاب یعنی ماندگاری.🌱 سایت رسمی انتشارات شاولد : shavaladpub.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📣 درج خبر رونمایی از کتاب شعر طنز "سالاد طنازی" از شاعر طنزپرداز شیرازی "پروین جاویدنیا" در خبرگزاری‌های گیتی آنلاین، اعتلای ایران، خزانه خبر: 🔸️مراقب باشید! سالاد طنازی، جای سالاد شیرازی را می‌گیرد!» 📌https://gitionline.ir/?p=145203 🔸️«وزنِ طنز، طعمِ شیراز؛ کتابی که قواعد سالاد را تغییر می‌دهد» 📌https://etelayeiran.ir/خبر/«وزنِ-طنز،-طعمِ-شیراز؛-کتابی-که-قواعد-سالاد-را-تغییر-می%E2%80%8Cدهد».html 🔸️«سالاد طنازی» پروین جاویدنیا رونمایی شد؛ طعمی نو در آشپزی واژگان 📌https://khazanehkhabar.ir/اخبار/گزارش/«سالاد-طنازی»-پروین-جاویدنیا-رونمایی-شد؛-طعمی-نو-در-آشپزی-واژگان ─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇🤍𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─ 🌍 خبرنامه شاعران https://eitaa.com/khabarnameshaeranshiz ===================== باشگاه نویسندگان شاولد: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
📚 آغاز پروژه سوم کتاب مشارکتی شاولد کتاب: «وطن ما ایران» گاهی تاریخ در یک روز متوقف می‌شود؛ روزی که سرنوشت یک ملت ورق می‌خورد و نام انسان‌هایی بزرگ در حافظه زمان حک می‌شود. ۹ اسفند ۱۴۰۴ روزی که جنگ تحمیلی سوم آغاز شد. روزی که دوباره واژه‌هایی چون ایثار، مقاومت، شجاعت و شهادت معنا گرفتند. سربازانی که با ایمان ایستادند، مردمانی که در خیابان‌ها با پرچم ایران گرد هم آمدند و فریاد حق‌طلبی سر دادند، و دل‌هایی که در برابر ظلم سر خم نکردند. انتشارات شاولد پس از تکمیل موفق دو جلد کتاب مشارکتی در یک ماه اخیر و ارسال آن‌ها برای دریافت مجوز، اکنون با افتخار پروژه سوم کتاب مشارکتی را آغاز می‌کند. 📖 عنوان کتاب: «وطن ما ایران» در این کتاب قصد داریم مجموعه‌ای از آثار نویسندگان را درباره این روزها و ارزش‌های برخاسته از آن گردآوری کنیم؛ آثاری درباره: - اخلاق و شخصیت رهبر - شهدا و فرهنگ شهادت - خاطره از رهبر - تحلیل و نگاه عقلانی به رویدادها - شجاعت و همبستگی مردم ایران - تجمع مردم در خیابان‌ها و دفاع از وطن - ایران‌دوستی و دینداری و دیگر مفاهیم مرتبط با این دوران. ✍ قالب آثار می‌تواند شامل: روایت، داستانک، یادداشت ادبی یا تحلیل کوتاه باشد. 💳 هزینه مشارکت در کتاب: فقط **399 هزار تومان**؛ و در ازای اون یک نسخه چاپی از کتاب هم تقدیم نویسنده می‌شه. ----------------------------- 📩 ارسال اثر و عکس جلد: @Shavaladpubadmin منتظر همراهی شما هستیم. 🌿 انتشارات شاولد ===================== ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
: این کتاب فرصتی است برای ثبت نگاه و قلم شما به روزهایی که در حافظه تاریخ باقی خواهند ماند. 🌿 همچنین دوستانی که علاقه‌مند بودند در دو جلد قبلی کتاب‌های مشارکتی اثرشان چاپ شود اما به دلیل تکمیل ظرفیت موفق نشدند، اکنون می‌توانند در این پروژه همراه ما باشند. 🌍 پس از چاپ، این کتاب برای جشنواره‌ها و رویدادهای فرهنگی مختلف ارسال خواهد شد تا صدای قلم نویسندگان ایرانی به گوش جهانیان برسد. چه زیباست اگر یکی از آثاری که در این کتاب ثبت می‌شود، از قلم شما باشد. منتظر همراهی شما نویسندگان عزیز هستیم. انتشارات شاولد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍎 نویسنده: زهرا غفاری – 24 اردیبهشت 1405 انتشار از کانال رسمی «انتشارات شاولد» ============================= بالاخره روز پنج‌شنبه در میان هیجان و استرس من سر رسید. خواستگارها گفته بودند سر ساعت سه می‌آیند. توی همین فاصله مادرم به کمک کبری تعدادی از فامیل را که بهشان دسترسی داشتیم دعوت کرده بودند. البته توی روستا تقریبا همه با هم فامیل هستند. به دستور عمه شهربانو که از آن روز با هم به شیراز رفتیم تا امروز خانه‌مان مانده بود، به اتاق نشیمن آمدم. خودش هم آمد. کبری و تاج‌گل هم پشت سرش آمدند. اما خدیجه نتوانست بیاید. گویا شوهرش گفته بود همین جا کنار خودم بشین مواظب بچه‌هایت باش. بلوز و دامن سبزرنگی را که آن روز با عمه‌ام خریده بودیم، پوشیدم. روسری نو به سر کردم. کبری چند قلم لوازم آرایش داشت کمی آرایشم کرد. خجالت کشیدم اولین بار بود پودر و رنگ و روغن به صورتم می‌زدم. یک آینه‌ی کوچک گرد توی لوازم آرایش کبری بود. کبری آینه را جلوی صورتم گرفت چقدر چهره‌ام تغییر کرده بود. خیلی قشنگ‌تر شده بودم. از سر و صدای کل‌زدن زن‌ها که توی ایوان و اتاق مهمان جمع شده بودند فهمیدم که مهمان‌ها آمده‌اند. ده دقیقه بعد از اتاق بیرون آمدم. چادر نماز را روی سرم کشیدم. دوباره صدای هلهله و شادی و کل، خانه را به لرزه درآورد. بیرون از اتاق شلوغ و پلوغ بود. به اندازه فضای ایوان و اتاق مهمان‌، مادرم مهمان دعوت کرده بود. با وجود سرما و کمبود جا، پایین پله‌های ایوان توی حیاط دو تا روفرشی دوازده متری هم پهن کرده بودند و تعدادی از مردان فامیل هم روی آن نشسته بودند. حرف می‌زدند، قلیان می‌کشیدند و چای می‌خوردند. همه‌اش خدا خدا می‌کردم باران نبارد. چه تصور عجیبی! باران آن هم شهریور ماه‌! خنده‌ام گرفت. انگار عروسی بود. یک ضبط قدیمی که نمی‌دانم از کجا پیدایش شده بود آهنگ محلی پخش می‌کرد. بچه توی اتاق وول می‌خورد. تعدادی مرد که از خویشان نزدیکم بودند، جلوی در، داخل حیاط ایستاده بودند. حریم خودشان را می‌دانستند و به سمت زنانه نمی‌آمدند. مرا کنار پیرزنی چاق و چله نشاندند. می‌گفتند: مادر آقا ناصر. فهمیدم مادر شوهر آینده‌ام است. زیر‌چشمی نگاهش کردم. قیافه‌ی تو دل برویی داشت. صورتی چاق و گندمی، دماغی سربالا و لب‌هایی قیطانی که کمی سرخ می‌نمود. از جا برخاست به احترامش بلند شدم. دست در گردنم انداخت و مرا به سمت خودش کشید و صورتم را آرام بوسید و گفت: عروس قشنگم، الهی خوشبخت بشی. چقدر متین و باشخصیت بود‌. بوس کردنش هم با کلاس بود. از بس خجالت کشیده بودم سرم را بلند نکردم اصلاً نمی‌دانستم چه کسانی توی اتاق هستند. ننه‌ی ما را ببین. عروسی راه انداخته. همه‌ی اهالی روستا را خبر کرده. آمدیم و این برنامه به هم می‌خورد، آمدیم و مش عبدا... می‌مرد، آن وقت تکلیف چی بود؟ زن جوان و زیبایی از روبه‌رویم آمد. او را نشناختم. درست روبه‌رویم قرار گرفت. مانتویی بود اما نه مثل عمه‌. مانتوش خیلی شیک و قشنگ بود. صورتش را خیلی ملایم و قشنگ آرایش کرده بود. موهایش به طرز زیبایی از جلوی روسری‌اش بیرون آمده بود. صورتش را جلو آورد و ملایم‌تر از مادر ناصر آقا مرا بوسید و یک انگشتر طلا که نگین سبز درخشانی داشت را به انگشت کوچک من کرد. زن‌ها کل زدند و دوباره هلهله کشیدند. کمی جرأت پیدا کردم و سرم را آرام بالا آوردم. همان زن خوشگل لبخند زیبایی زد. چه دندان‌های سفیدی داشت. گفت: من ملیحه خواهر آقا ناصرم. اسمش هم مثل خودش زیبا بود. لبخند زدم و سرم را تکان دادم. کبری با لباس محلی آبی‌رنگش که بسیار پر‌چین و قشنگ بود، وسط مجلس راه می‌رفت و چایی می‌گرداند. خدیجه را در میان جمع زن‌ها دیدم کنار دیوار نشسته بود و تکان نمی‌خورد. حتی در جمع زن‌ها هم از شوهرش می‌ترسید. صدای حرف زدن زنان فامیل و...، صدای ضبط صوت، سر و صدای بچه‌ها که خانه را روی سرشان گذاشته بودند کاملاً مات و مبهوتم کرده بود. زن‌ها دوباره کل زدند. ملیحه خانم از توی یک جعبه روسری قشنگی را درآورد. آن را سه گوش تا کرد. بیش‌تر از بیست جفت چشم به من دوخته شده بود. ملیحه روسری خودم را از روی سرم برداشت و روسری جدید را به سرم کرد. زن‌ها دست می‌زدند و هر از گاهی هلهله سر می دادند. عمه جان هم لباس محلی پوشیده بود. وسط راه به اندازه‌ی یک دایره بزرگ خالی کردند. زن‌ها عقب رفتند و متراکم‌تر نشستند. عمه آمد وسط و شروع کرد به رقصیدن. زن‌ها محکم‌تر دست زدند و هلهله کشیدند. کبری هم آمد وسط. چند تا زن دیگر هم بلند شدند و عمه را همراهی کردند. عمه جان دو تا دستمال زرد و صورتی دست گرفته بود و با ریتم آهنگی که از ضبط پخش می‌شد دستمال‌ها را در هوا تکان می‌داد. ============================= 📌برای ادامه‌ی رمان، عضو کانال‌های رسمی انتشارات باش: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub🍎
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 معرفی استاد دوره «قلم‌تراش» | آکادمی قلم‌ساز در این ویدئو با سرکار خانم «فریبا کریمی» آشنا می‌شوید؛ استاد و همراه شما در مسیر تبدیل ایده‌ها به یک اثر واقعی و حرفه‌ای. ✨ در این معرفی، بخشی از سوابق، تجربه‌ها، نگاه آموزشی و سبک تدریس ایشان را خواهید دید؛ تا با فضای واقعی کلاس، نوع آموزش، لحن بیان و کیفیت همراهی استاد بیشتر آشنا شوید. ✍🏻 تفاوت اصلی آکادمی قلم‌ساز با بسیاری از دوره‌های نویسندگی چیست؟ ما فقط آموزش تئوری ارائه نمی‌دهیم؛ تمرکز اصلی ما روی «خروجی حرفه‌ای» هنرجوست. یعنی شما در طول دوره: ✅ داستان خودتان را می‌نویسید ✅ اثر شما به‌صورت تخصصی بررسی می‌شود ✅ بازخوانی، تحلیل و نقد آثار تا ۲۰ مرتبه برای هر هنرجو انجام می‌شود ✅ متن شما تا رسیدن به نسخه نهایی و حرفه‌ای همراهی و اصلاح خواهد شد 🏆 خروجی این مسیر: چاپ اثر شما در کتاب مشترک انتشارات شاولد + دریافت نسخه چاپی کتاب با نام خودتان + عضویت در باشگاه نویسندگان شاولد 💰 شهریه دوره: ۹.۹۹۰.۰۰۰ تومان 🔥 با تخفیف ویژه فقط تا ۱۰ خرداد: اقساطی ۶.٩٩٠.٠٠٠ تومان نقد ۵.۹۹۰.۰۰۰ تومان ⚠️ ظرفیت دوره بسیار محدود است و با تکمیل ظرفیت، ثبت‌نام بسته خواهد شد. اگر می‌خواهید نوشتن را جدی شروع کنید و وارد مسیر حرفه‌ای نویسندگی شوید، این فرصت را از دست ندهید. 🌹 ------------------------------ ارتباط با ادمین: 👇🏻 📞 09200757039 📲 @Shavaladpubadmin ------------------------------ کانال باشگاه نویسندگان: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub
✍🏻 چرا آکادمی قلم‌ساز با بسیاری از کلاس‌های نویسندگی متفاوت است؟ 🥰 در بسیاری از دوره‌های نویسندگی، آموزش‌ها معمولاً به چند جلسه توضیح تئوری محدود می‌شود؛ هنرجو مطالب را می‌شنود، چند تمرین می‌نویسد و دوره تمام می‌شود. اما در آکادمی قلم‌ساز ما مسیر را متفاوت طراحی کرده‌ایم. 📚 تمرکز اصلی ما «خروجی واقعی» است؛ یعنی تبدیل هنرجو به نویسنده‌ای که بتواند یک اثر کامل و قابل چاپ خلق کند. 🤩 به همین دلیل در این دوره هر هنرجو از یک پشتیبانی تخصصی و جدی برخوردار است. متن‌ها فقط خوانده نمی‌شوند، بلکه به‌صورت دقیق بررسی، تحلیل و اصلاح می‌شوند. هر اثر تا رسیدن به نسخه نهایی، بارها بازخوانی می‌شود و استاد دوره نکات ساختاری، روایی و سبک نگارش را مرحله‌به‌مرحله اصلاح می‌کند. ✅ در این مسیر، برای هر هنرجو امکان بازخوانی، تحلیل و نقد اثر تا ۲۰ مرتبه فراهم شده است؛ یعنی شما تنها نمی‌نویسید، بلکه قدم‌به‌قدم یاد می‌گیرید چگونه نوشته‌تان را به یک اثر حرفه‌ای تبدیل کنید. 😍 هدف ما صرفاً برگزاری یک کلاس نیست؛ هدف این است که در پایان دوره، شما صاحب یک داستان کامل و حرفه‌ای باشید؛ اثری که می‌تواند در کتاب مشترک انتشارات شاولد منتشر شود و نام شما به‌عنوان نویسنده در کنار آن ثبت گردد. 📩 اگر شما هم علاقه‌مند به شرکت در این دوره هستید، برای دریافت اطلاعات و ثبت‌نام به ادمین پیام بدهید. ------------------------------ ارتباط با ادمین: 👇🏻 📞 09200757039 📲 @Shavaladpubadmin ------------------------------ کانال باشگاه نویسندگان: ایتا https://eitaa.com/shavaladpub✅