حال من دست خودم نیست،
نبین آرامم
مثل پاییزم و یکباره بهم می ریزم...
#حامد_فلاحى_راد
@shearvdastan
غزل هايى كه بر رويت اثر گفتى ندارد را
بـرای ماه می خواندم نظر مى كرد پایین را
#کاظم_بهمنی
#شب_نوشت
@shearvdastan
صبح پـایيزت بخير ای معنی هرروز من
ای طلوع عشق، خورشید جهان افروز من
از فـروغ چشم هاى تـو قلم بیدار شد
تا ببارد عشق را در دفتـر امـروز من
#الهام_شیرازی
#صبحتون_بخیر
@shearvdastan
دلم میخواست خانه ات باشم،
که از خستگی هایت
به من برگردی...
#حمید_سلیمی
@shearvdastan
پاییز را بهانه گرفتم؛ گریستم
از سوزِ دل زبانه گرفتم گریستم
آیینهای مقابل چشمم گذاشتم
یک ژستِ کودکانه گرفتم گریستم
عکست به دیده سودم و از خال گونهات
یک بوسه عاشقانه گرفتم گریستم
دستم به ماشه رفت و فشردم دو دیده را
تا سوی خود نشانه گرفتم؛ گریستم
عمری خلافِ مردمِ خوشپوش و خوشخیال
در دل غم زمانه گرفتم گریستم
دیدم که بر نداشت کسی نعشم از زمین
خود نعش خود به شانه گرفتم گریستم
#اسدالله_عفیف_باختری
@shearvdastan
#اندکی_مطالعه
تنها راه تحمل هستی این است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مُدام.
#گوستاو_فلوبر
نامه به دوشیزه لوروایه دشانتپی
@shearvdastan
خیال می کنم این بغض ناگهان شعر است
همین یقین فروخفته در گمان شعر است
همین که اشک مرا و تو را درآورده است
همین، همین دو سه تا تکه استخوان شعر است
همین که می رود از دست شهر، دست به دست
همین شقایق بی نام و بی نشان شعر است
چه حکمتی است در این وصفِ جمع ناشدنی
که هم زمان غمِ نان، شعر و بوی نان، شعر است
تو بی دلیل به دنبال شعر تازه مگرد
همین که می چکد از چشم آسمان شعر است...
از این که دفتر شعرش هزار برگ شده است
بهار نه، به نظر می رسد خزان شعر است
به گوشه گوشه ی شهرم نوشته ام بیتی
تو رفته ای و سراپای اصفهان شعر است
خلاصه اینکه به فتوای شاعرانه ی من
زبان مشترکِ مردمِ جهان شعر است...
#سعید_بیابانکی
@shearvdastan
بیا به مصرع بعدی که شرح حال من است
خیال من شده اویی که بی خیال من است...
#حمزه_کریم_تباحفر
#شب_نوشت
@shearvdastan
به قول #طالب_آملی که میگه:
"خشت بر خشت زوایای جهان گردیدم
منزلی امنتر از گوشهی تنهایی نیست..."
@shearvdastan
حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم
آخ... تا میبینمت یک جور دیگر میشوم
#مهدی_فرجی
@shearvdastan