eitaa logo
بررسی روایات و احادیث
888 دنبال‌کننده
38 عکس
12 ویدیو
6 فایل
ارائه نظر تخصصی درباره سند ، متن و محتوای روایاتی که در فضای مجازی به عنوان حدیث معصومان (ع) منتشر می شود
مشاهده در ایتا
دانلود
نامه عمر به معاویه (1).pdf
حجم: 854.8K
آیا متنی که به عنوان نامه عمر بن خطاب به معاویه حاوی جزئیات ماجرای ضرب و جرحضرت زهرا سلام الله علیهم نقل میشود صحت دارد؟ مقاله علمی با عنوان «اصالت‌سنجی نامه خلیفه دوم به معاویة بن ابی سفیان درباره حوادث صدر اسلام» چکیده: در برخی منابع حدیثی شیعی مانند بحار الأنوار، روایتی طولانی نقل شده که بنابرآن عبدالله بن عمر پس از شهادتِ امام حسین (ع) اعتراض گسترده‌ای بر ضدّ یزید به راه می‌اندازد. یزید در پاسخِ ابن‌عمر، نامه‌ای را که خلیفه دوم برای معاویة فرستاده، نشان می‌دهد. او در این نامه اقداماتِ منافقین برای غصبِ خلافت را شرح داده است. در این مقاله اعتبار این روایت و خاستگاه آن بررسی شده است. افزون بر ذکر شماری از اشکالات تاریخی و ادبی این روایت، با تحلیل متن و سند نشان داده شده که مسئول پردازش این داستان، به‌احتمال زیاد حسین بن حمدان خصیبی(مؤسس مذهب انحرافی غلاة نُصَیری) است؛ هر چند نام او در سندِ روایت نیامده است. تقدّم خصیبی در اشاره به این عهدنامه، اشتراکات متنی و سندی برجسته با روایات خصیبی، نمود ویژگی‌های سبکی و منفرداتِ خصیبی در متن عهدنامه، از جمله دلائل این مدّعا است. تحریر دیگری از این داستان در نسخ خطی وجود دارد که فرضیه تقدّم آن مطرح شده است. گزارشی هم به بلاذری منسوب است که اصالتش قابل دفاع نیست و احتمالاً دراثر نقل‌به‌معنا و خلط پدید آمده است. منبع: کانال غلوپژوهی عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
پاسخ بدون تعصب به یک شبهه: آیا خانه حضرت زهرا (س) در داشته که به ایشان برخورد کند؟ پاسخ: خانه ها در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله، در داشته ولی عموما درهای سبک از لیف خرما بوده است نه از چوب. درهای چوبی و سنگین، مختص برخی خانه های اشراف بوده که پول و اموال گرانبها داشتند بنابراین به در چوبی محکم و سنگین و قفل و کلید برای حفاظت از اموال خود نیاز داشتند. خانه های مردم عادی هم در داشت ولی از لیف خرما بود نه از چوب و نه از پارچه. بنابراین درهای سنگین چوبی برای همه خانه ها نبوده است. ضمنا وضعیت جغرافیایی منطقه به نحوی نبوده که چوب به میزان زیاد و ارزان و برای همه در دسترس باشد زیرا درباره عربستان صحبت میکنیم نه مازندران با گیلان که مردم در مجاورت جنگل زندگی کنند و انواع چوب، فراوان باشد. در خانه امام علی علیه السلام هم از چیزای سبک و ضعیف مثل لیف خرما بوده است. حتی در نقل منسوب به سلیم بن فیس هلالی هم صحبت از در چوبی سنگین به شیوه امروزی نیست. برای دفاع از مظلومیت حضرت صدیقه صلوات الله علیها لزومی ندارد در مورد جزئیات ماجرا تحریف انجام شود یا پر و بال بدهیم تا گریه آورتر شود. برای تکمیل این بحث رجوع شود به لینک زیر: https://eitaa.com/shenakhtehadis/258 عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
بررسی حدیثی در مورد جایگاه عقل و عقلگرایی در دین پرسش: آیا حدیث زیر صحیح است و امیرالمؤمنین(ع) واقعا چنین مطلبی فرموده اند: «اِتَّهِموا عُقولَكُم؛ فإنَّهُ مِنَ الثِّقَةِ بِها يَكونُ الخَطاءُ» ترجمه: «عقل‌های خود را زیر سؤال و متهم بدانید زیرا اعتماد به عقل باعث اشتباه می شود» منبع: غرر الحكم، حدیث 2570 سؤال ما اینست که از طرفی در احادیث ما مکرراً از عقل به عنوان یک منبع معتبر یاد شده ولی در این حديث گفته می‌شود: «به عقل، خوش بین نباشید». آیا این‌ها با هم تناقض ندارند؟ پاسخ: اولا کتاب غُرَرُالحِکَم که این حدیث را از آن نقل کرده‌اید تألیف یکی از علمای اهل سنت به نام عبدالواحد تَمیمی آمِدی در قرن ۶ است و برخی از مطالبش در کتب معتبر شیعه یافت نمی‌شود. در موارد جملاتی در این کتاب دیده م‌شود که شبیه سخنان غیرمعصومین مثل ادیبان، صوفیان و حکمای غیرمعصوم است. البته روایت مورد بحث در یک کتاب دیگر به نام عیون الحکم و المواعظ تألیف لیثی واسطی نیز آمده ولی این کتاب هم مربوط به قرن ۶ است یعنی حدود ۵۰۰ سال بعد از شهادت اميرالمومنین(ع) تألیف شده است. تا جایی که ما جستجو کردیم، قدیمی ترین منابع این روایت ، همین دو کتاب در قرن ششم هستند که هیچیک از آن‌ها سند متصل و معتبری برای این روایت ذکر نکرده اند. بنابراین سند این روایت، مُرسل و ضعیف است. ثانیا این روایت بر فرض که از معصوم(ع) صادر شده باشد، با توجه به مبانی قرآنی و حدیثی چند گونه قابل تفسیر است از جمله: ۱ - منظور از «اعتماد به عقل» در این روایت، اعتماد به «قطعیات عقلی» نیست بلکه مسائل ظنی و حدسی مورد نظر است که اگر ببینیم با کلام صریح قرآن یا حدیث قطعی الصدور در تعارض است ، طبعا نباید به آن ظن و حدس تکیه کرد. ۲ - منظور از این روایت، اهمیت دادن به عقل در فهم مسایل دینی نیست بلکه افراط در «اتکا به عقل فردیِ غیرمعصوم» در مسائل روزمره زندگی است که نباید «تکیه گاه اصلی و انحصاری ما» تشخیصهای مبتنی بر ظن و حدس عقلی خودمان باشد بلکه همواره باید توکل و دعا را در نظر بگیریم. ۳ - منظور از «اتکا به عقل» ، «اتکای تنها به عقل خود» و «پرهیز از مشورت» است. هریک از تفسیرها را بپذیریم این روایت - با فرض صحت صدور - میخواهد ما را از «افراط» در تکیه به «ظنیّات عقلی»(نه قطعیات) نهی کند تا مثل افرادی که «حدس و گمانِ شخصیِ خود در مسائل مختلف» را «قطعی» می پندارند و دچار شتابزدگی و افراط در اتکا به ظن و گمان می‌شوند که این، موجب مشکلاتی در دینداری و نیز در سایر ابعاد زندگی فردی و جمعی می شود زیرا: - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ... (سوره حجرات: آیه ۱۲) ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه هستند ... - وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ (سوره انعام: آیه ۱۱۶) ترجمه: اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی می‌نمایند، و تخمین و حدس (واهی) می‌زنند. عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
پرسش و پاسخ دیگر در مورد جایگاه عقل در قرآن و حدیث: سؤال: در آیات و احادیث بیان شده که «عقلگرایی موجب دینداری و نجات انسان است» مثلا: - كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (سوره بقره، آیه ۲۴۲) ترجمه: این چنین، خداوند آیات خود را برای شما شرح می‌دهد تا با عقل خود بفهمید! - وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ‌(سوره مُلک: آیه ۱۰) ترجمه: و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!» - حدیث «مَنْ كَانَ عَاقِلًا كَانَ لَهُ دِينٌ وَ مَنْ كَانَ لَهُ دِينٌ دَخَلَ الْجَنَّةَ»(از امام صادق عله السلام در کتاب الکافی، ج ۱، ص ۱۱، حدیث ۶) اما در حدیث دیگری آمده که «دِينُ اللَّهِ لَا يُصابُ بِالْعُقُولِ» یعنی «دین خدا با عقل فهمیده نمی‌شود» آیا اینها با هم تناقض ندارند؟ پاسخ: برا فهمیدن این حدیث باید حتماً جملات قبلی و بعدی آن را نیز ببینیم تا دچار برداشت اشتباه نشویم. وقتی به منابع قدیمی و معتبر حدیث شیعه مراجعه می‌کنیم می‌بینیم شیخ صدوق(ره) با ذکر سند از امام سجاد(ع) نقل کرده که فرمودند: «دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ لَا يُصَابُ بِالْعُقُولِ النَّاقِصَةِ وَ الْآرَاءِ الْبَاطِلَةِ وَ الْمَقَايِيسِ الْفَاسِدَةِ وَ لَا يُصَابُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ فَمَنْ سَلَّمَ لَنَا سَلِمَ وَ مَنِ اقْتَدَى بِنَا هُدِيَ وَ مَنْ كَانَ يَعْمَلُ بِالْقِيَاسِ وَ الرَّأْيِ هَلَكَ ...» (من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۲۴، حدیث ۹) ترجمه: «دین خدای بزرگ، با عقلهای ناقص و نظرات باطل و قیاس ها نادرست فهمیده نمی‌شود. دین فقط باا تسلیم (در مقابل ارشادات خدا و معصومان) فهمیده می‌شود پس هر کس تسلیم (امرِ) ما(معصومان) باشد، سالم و مصون خواهد ماند و هرکس به ما اقتدا کند هدایت می‌یابد و هرکس به «قیاس» و «نظرات شخصیِ(غیرمعصوم)» عمل کند هلاک خواهد شد(دینداری اش نابود می‌شود)» با دقت در متن کامل این حدیث می‌فهمیم که در مقام انتقاد از «قیاس فقهای اهل سنت در احکام شرعی» بیان شده است نه درباره اصول دین. در واقع منظور این حدیث از «دین»، «آن دسته از جزئیات دینی است که عقل - به تنهایی - به آن نمی رسد». در این موارد، عقل باید با ارشادات وحی، ضمیمه گردد مثل اینکه نماز صبح ۲ رکعت است یا تعداد ائمه(ع) ۱۲ نفر است و نیز بسیاری از احکام جزئی فقهی و عبادی که عقل نمی‌تواند نظر بدهد. وگرنه اصول عقاید مثل اصل توحید و اصل نبوت و امامت و اصل معاد - کلیات این امور - با عقل قابل دستیابی است اما جزئیاتش جز با وحی الهی و راهنمایی معصومین(ع) قابل فهم نخواهد بود. به طور کلی ما در فهم اصول دین و نیز در فهم قرآن و احادیث، به عقل نیاز داریم. قرآن و حدیث را هم باید با شیوه عُقَلایی تفسیر و تحلیل و نتیجه گیری کنیم و خود قرآن نیز مکررا بر اهمیت «عقل» تأکید کرده است. اما اینکه «حدسیّات و ظنّیّات عقول بشری» را بر «قطعیّات قرآنی و دینی» ترجیح بدهیم یا در تنظیم امور زندگی خود صرفاً با تکیه بر «گمانهایی که ظاهرا عقلانی به نظر می رسند» عمل کنیم و «دعا» و «توکل» را به کلی کنار بگذاریم، مصداق افراط و انحراف است و عاقبت خوبی نخواهد داشت زیرا «عقلِ غیرمعصوم»، «کامل» و «بی عیب» نیست. عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
معنای نام فاطمه(س) پرسش: آیا صحت دارد که نام فاطمه یعنی «خانمی که بچه اش را از شیر گرفته است»؟ پاسخ: اینکه بگوییم «فاطمه یعنی زنی که نوزاد خود را از شیر گرفته» یک تعریف نامناسب است زیرا به جنبه مثبت موضوع توجه ندارد و بر نیمه خالی لیوان تمرکز می‌کند. از نظر لغوی، کلمه فاطمه یعنی مادری که نوزادش را کاملا (به مدت دو سال) شیر داده و سیراب کرده و وظیفه مادری را در حق فرزندش تمام و کمال به جا آورده و اکنون زمانی رسیده که نوزادش دیگر نیازی به شیر مادر ندارد بنابراین او را وارد مرحله غذا خوردن می‌کند» (۱) در فرهنگ عرب وقتی اسم نوزاد را «فاطمه» می‌گذاشتند احتمالا مقصودشان «فال نیکو زدن» بوده یعنی چنین نام مثبتی را انتخاب می‌کردند به این امید که این دختر- در خردسالی فوت نکند بلکه - به سن مادری برسد و فرزندانش را کاملا از شیر خود سیراب سازد». البته یک تفسیر ذوقی هم در برخی از روایات آمده که مضمونش تقریبا اینست که فاطمه، مادری است که در قیامت (به برکت شفاعت و حمایتش)، محبانش از آتش جهنم دور و جدا می‌شوند(۲). نتیجه: نکته اصلی در معنای لغوی نام فاطمه، «مادر بودن» و «حمایت کامل از فرزند» است. منبع: ۱ - ابن منظور، لسان العرب، جلد : 12، صفحه : 454 ۲ - ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج ۳، ص ۳۳۰ عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
استاد ما مرحوم علامه محقق استاد جعفری حقيقتا از برجسته ترین استادان تاریخنگاری صدر اسلام در میان چند عالم دینی بود که به تاریخنگاری در 60 سال گذشته عنایت داشتند. علامه سید مرتضی عسکری هم نمونه دیگر بود. این دو محقق برجسته درک تاریخی داشتند و در شناخت منابع سیره و تاریخ صدر اسلام و تشخیص سنت های مختلف روایات تاریخی و توجه به انگیزه ها و زمینه های نقل روایت حقیقتا در طیف علمای دینی انگشت شماری که به تاریخنگاری پرداخته اند بی همتا بودند. در اسلامشناسی دانشگاهی در غرب به آثار اين دو توجه خاص می شود. آقای مادلونگ نظر علامه عسکری را درباره عبد الله بن سبا قبول داشت و آثار محقق جعفری درباره تاريخ علم کلام در نوشته های غربی در اين بيست سال اخير مورد توجه قرار گرفته است. ✍️ دکتر حسن انصاری
4_6045110797753909968.mp3
زمان: حجم: 330.2K
صوت آیت الله سید احمد مددی(حفظه الله) در مورد نماز لیلة الرغائب(شب آرزوها) عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
لیلة الرغائب - ویراست 2.mp3
زمان: حجم: 2.2M
آیا اعمال لیلة الرغائب با سند معتبر از معصومان (ع) نقل شده است؟ اولویت با نافله های یومیه است یا نماز لیله الرغایب ؟ عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
پرسش: اخیرا یکی از سخنران‌های مذهبی به جای «إن‌شاءالله»(اگر خدا بخواهد) می‌گوید: «ان شاء الله و علي بن ابي طالب»(اگر خداوند و علی بن ابيطالب بخواهند)!! وقتی برخی از مؤمنین به او اعتراض کردند مدعی شد که روایتی در کتاب «القطره» در این مورد آمده است. آیا این کتاب، معتبر است و چنین حدیثی واقعاً در آن ذکر شده است؟ پاسخ: 1 - استفاده عبارت «إن شاءالله و علی بن ابیطالب» از آن جهت که عُرفاً به معنای «مساوی قرار دادنِ خالق و مخلوق» است، غُلُوّ و بر خلاف تشیع است و ترویج آن به عنوان یکی از آداب دینی، بدعت و گناه به شمار می‌آید. 2 - به کسانی که اینگونه جملات را ترویج می‌کنند می‌گوییم اگر -بر فرض محال- قرار بود یکی از مخلوقات را همردیف با خداوند قرار دهیم باید نام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) را ذکر می‌کردیم زیرا مقام ایشان از همه پیامبران و امامان بالاتر است. 3 - همواره باید تفاوت مقام خدای سبحان با پیامبران(ع) و امامان(ع) در جملات ما به روشنی بیان گردد زیرا خداوند در سوره توحید می‌فرماید: «وَ لَم یَکُن لَهُ کفواً اَحَدٌ» یعنی «هرگز هیچکس هم‌ردیف و همتای خداوند نبوده و نیست». بنابراین حتی پیامبر (ص) هم نباید به عنوان همتا برای خداوند ذکر شود چه رسد به سایر پیامبران(ص) یا امامان(ع). کسانی که درباره مقامات اهل بیت(ع) اغراق و غلو می‌کنند و آنان را «دارای مقام خدایی» یا «شبیه خداوند» وانمود می‌کنند، در احادیث متعددی مورد لعن و نفرین معصومین(ع) قرار گرفته‌اند. 4 - روایتی که در کتاب «القطره» ذکر شده، یک روایت مُرسَل(فاقد سند متصل) است که نویسنده آن یعنی مرحوم مستنبط، آن را از کتاب دیگری به نام «الروضه فی الفضائل»(منسوب به شاذان بن جبرئیل) رونویسی کرده و متأسفانه اشتباهی در هنگام رونویسی روایت یا در مرحله حروفچینی و چاپ کتاب رخ داده به این صورت که کلمه «اَو» به صورت «و» ثبت گردیده است(1). در مرحله بعد وقتی کتاب القطره به فارسی ترجمه شد، مترجم نیز دچار اشتباه دیگری درباره این روایت گردید و معنای جمله به شکل کاملا متفاوتی منتقل گردید(2) 5 - مضمون روایت اصلی به این نحو بوده که پیامبر (ص) به قبیله قریش فرمودند: در آینده وقتی شما کافر شوید، من با شما خواهم جنگید. در اینجا جبرئیل به ایشان فهماند که اولاً «إن‌شاءالله» را به سخن خود بیفزایند و ثانیاً عبارت: «اَوْ علي بن أبي طالب» را نیز در کنار اشاره به خودشان بیان کنند. به این ترتیب، معنای جمله اینگونه شد: «در آینده وقتی شما(قریش) کافر شوید، إن‌شاء الله من یا علی بن ابی طالب با شما خواهیم جنگید».(3) این روایت اگر سند معتبری داشت در حد یک پیشگویی در مورد نبرد امام علی(ع) با معاویه، طلحه و زبیر و ... - حدود 25 سال بعد از وفات پیامبر (ص) - قابل استناد بود. 6 - به طور کلی باید دانست که کتاب «القطره»(تألیف مرحوم سید احمد مستنبط متوفای 1358 هـ ش) یکی از کتاب‌های معاصر است و از منابع معتبر و قدیمی حدیث شیعه به حساب نمی‌آید. این کتاب بیش از 1200 روایت در فضائل چهارده معصوم(ع) دارد که برخی از آن‌ها از منابع نامعتبر گردآوری شده است. نتیجه: هیچ حدیث معتبری نداریم که بگوید: به جای ان‌شاالله، بگویید: «ان شاء الله و علی». ارجاعات: (1) احمد مستنبط، القطرة، ج 1، ص 193، روایت شماره 179 (2) قطره اي از درياي فضائل اهل بيت(ع): ترجمه كتاب نفيس القطره، مترجم: محمد ظریف، قم، انتشارات حاذق، روایت شماره 179 (3) شاذان بن جبرئیل قمی، الروضة، ص: 135 عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
پرسش: در جشن مربوط به امیرالمؤمنین(ع) یکی از مداحان گفت: «دست دعا به سمت رزّاق جهان امیرالمؤمنین(ع) بلند کنیم». آیا این سخن از نظر شرعی درست است؟ پاسخ: الف) رزّاق جهان و رازِق حقیقی، فقط خدای بزرگ است ولی مخلوقاتش اگر «وسیله رسیدن روزی به انسان» باشند، به صورت مجازی می‌توان فعل «رَزَقَ» را برای آن‌ها به کار بُرد. به همین خاطر فعل «اُرزقوا» در موارد نادری در قرآن برای «تأمین زندگی افراد تحت تکفّل (توسط غیر خدا)» هم به کار رفته است(سوره نساء: آیات 5 و 8) ب) اسم‌های «رازق» و «رزّاق» در آیات و احادیث فقط برای خداوند به کار می‌روند و ما نیز باید بر همین تأکید کنیم : 1 - قُل إِنَّ رَبِّي يَبسُطُ الرِّزقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقدِرُ ...(سوره سبأ: آیه 36) ترجمه: بگو: «پروردگار من روزی را برای هر کس بخواهد وسیع یا تنگ می‌کند ...» 2 - ‌ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو القُوَّةِ المَتِينُ (سوره ذاریات: آیه 58). ترجمه: قطعاً خداوند، خود روزی‌دهنده و صاحب قدرت و توانمند است. ج) از احادیث معصومان(ع) فهمیده می‌شود که نباید از صفت «رازق» و «رزّاق» برای پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) استفاده کرد زیرا می‌تواند موجب تأیید و ترویج ادبیات و عقاید گروه‌های منحرف مثل غُلاة و مفوّضه یا قباحت زدایی از انحرافات آنان گردد: 1 - نقل شده که فردی از امام رضا(علیه السلام) در مورد «اعتقاد به تفویض»(واگذار شدن امور جهان به ائمه علیهم السلام) پرسید. امام (ع) فرمودند: خدای تبارک و تعالی، امر دین خود را به پیامبر (ص) تفویض(واگذار) کرده و فرموده است: «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُم عَنهُ فَانتَهُوا »(یعنی کاملا مطیع پیامبر باشید) اما خلق کردن و روزی دادن را به او تفویض نکرده است. سپس افزود: خدای عزّوجلّ، خالق همه چیز است و خودش فرموده است: «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُم ثُمَّ رَزَقَكُم ثُمَّ يُمِيتُكُم ثُمَّ يُحيِيكُم، هَل مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَفعَلُ مِن ذَٰلِكُم مِّن شَيءٍ، سُبحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشرِكُونَ»(سوره روم: آیه 40) ترجمه: خداوند همان کسی است که شما را آفرید، سپس روزی داد، بعد می‌میراند، سپس زنده می‌کند؛ آیا هیچیک از شریک‌هایی که شما برای خدا گرفته‌اید، چیزی از این کارها را می‌توانند انجام دهند؟! او منزّه و برتر است از آنچه همتا و شریکِ او قرار می‌دهند.(1) 2 - در زمان غیبت صغرا بحثی بین شیعیان رخ داد که آیا خداوند تعالی، آفریدن و روزی دادن را به ائمه(ع) واگذار فرموده یا خیر؟ اختلاف نظر در این موضوع به شدت بالا گرفت تا اینکه همه قبول کردند نامه‌ای به نایب خاص امام زمان (عج) بنویسند. توقیع(پاسخ مکتوب مورد تأیید امام زمان عج) اینگونه صادر شد: : «إنَّ اللهَ تعالى هُوَ الّذي خَلَقَ الأجسامَ و قَسَّمَ الأرزاقَ ... فَأمَّا الأئمةُ علیهم السلام فإنَّهُم یَسألونَ اللهَ تَعالى فَیَخلُقُ و یَسألُهُ فَیَرزُق ، إیجاباً لِمَسألَتِهِم و إعظاماً لِحَقِّهِم» ترجمه: همه اجسام را خدای متعال آفریده و رزقِ همگان را تقسیم فرموده (و به آنان می‌رساند) ... اما ائمه(علیهم السلام) از خدا خواهش می‌کنند تا بیافریند و درخواست می‌کنند تا برای استجابت دعا و بزرگداشت حق آنان، روزی بدهد.(2) 3 - نقل شده که امام رضا(ع) در یکی از دعاهای خود به پیشگاه خداوند عرض کردند: «اللَّهُمَّ ... وَ مَن زَعَمَ أَنَّ إِلَينَا الخَلقَ وَ عَلَينَا الرِّزقَ‌ فَنَحنُ برَاءٌ مِنهُ كَبَرَاءَةِ عِيسَى ابنِ مَريَمَ (ع) مِنَ النَّصَارَى ...» ترجمه: خدایا ... از هر کس که بگوید خلق کردن و روزی دادن به دست ما(امامان) است، اعلام جدایی و بیزاری می‌کنیم (و از ولایت ما خارج است) همانگونه که نصرانی‌ها (که درباره عیسی بن مریم اغراق کردند) ارتباطی با عیسی(ع) نداشتند ...»(3) 4 - نقل شده که زراره به امام صادق(ع) عرض کرد که شخصی هست که می‌گوید: «خدای تبارک و تعالی محمد(ص) و علی(ع) را آفریده و سپس کار خلقت (بقیه مخلوقات) و روزی دادن و میراندن و زنده کردن را به آنها واگذار فرموده است» امام(ع) فرمودند: دروغ گفته است این دشمن خدا! هرگاه با او دیدار کردی این آیه از سوره رعد را برایش بخوان: «... أَم جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلقِهِ فَتَشابَهَ الخَلقُ عَلَيهِم قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَي‌ءٍ وَ هُوَ الواحِدُ القَهَّارُ»(سوره رعد: آیه 16) ترجمه: ... یا برای خدا شریکانی قرار داده‌اند که همانند آفرینش او آفریده‌اند، که (این دو) آفرینش بر آنان مشتبه شده‌اند؟! بگو: «خداوند، آفریدگار همه چیز است و اوست یگانه ی پیروزمند.» (4) بقیه در لینک زیر: https://eitaa.com/shenakhtehadis/569
بقیه پاسخ به سؤال در مورد استفاده از لقب رزاق برای امیرالمؤمنین علیه السلام نتیجه: ادب توحیدی و پیروی از شیوه گفتاری معصومین(ع) می‌طلبد لقب «رازق» و «رزّاق» را - حتی در اشعار و مداحی - برای معصومین(ع) به کار نبریم زیرا تشبّه به گروه‌های منحرف مثل غُلاة و مُفَوِّضه و تأیید ضمنی و ترویج ادبیات و عقاید آنان یا «قباحت زدایی از انحرافاتشان است اما به کار بردن فعل «رزق» به معنای «پرداخت نفقه ی افراد تحت تکفّل» مانعی ندارد زیرا چنین مفسده‌ای ندارد و در قرآن هم به کار رفته است. منابع: (1) شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 202 ، حدیث شماره 3 (2) شیخ طوسی، کتاب الغيبة، ص: 294 و طبرسی، الاحتجاج، ج 2، ص 471 (3) شیخ صدوق، الاعتقادات، ص 100 (4) شیخ صدوق، الاعتقادات، ص 100 عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis
پرسش : در کتاب تحف العقول از امام رضا(ع) نقل شده که «کسی نباید دست کسی را ببوسد زیرا این کار نمازگزاردن بر او (و نوعی پرستشِ غیرخدا و شرک) است». (تحف العقول، چاپ قم، ص450) آیا این حدیث از نظر سند دارای اعتبار است؟ آیا بوسیدن دست والدین ، معلمان و علما حرام است؟ پاسخ: بوسیدن دست والدین و معلمان و دانشمندان و علما ، یکی از امور رایج در میان مسلمانان و ایرانیان است اما بوسیدن دست صاحبان قدرت و افراد مال اندوز که به معنای تایید ظلم یا تمجید دنیاپرستی است بی تردید کاری ناشایست است. روایتی که از امام رضا(ع) نقل می شود از نظر سند ، ضعیف است یعنی سند محکمی نداریم که آن حضرت واقعا چنین فرموده باشند. ضمنا این روایت از نظر محتوایی نیز قابل استناد نیست زیرا: نخست: روایتی که از در کتاب تحف العقول از امام رضا(ع) نقل شده است «مُرسَل» یعنی «فاقد سند متصل» است بنابراین نمی توان با استناد به آن «حرام بودنِ دستبوسی» را استنباط کرد. دوم: محتوای این روایت با روایات متعدد دیگری که دستبوسی را در برخی از موارد روا دانسته اند تعارض دارد. مثلا روایاتی که درباره بوسیدن دست رسول الله(ص) و اهل بیت(ع) وجود دارد و کلینی(ره) برخی از این احادیث را در کتاب «الکافی» در باب «التقبیل» و ابواسماعیل بخاری در کتاب «الادب المفرد» باب «تقبیل الید» گردآوری کرده اند. به عنوان نمونه در حدیثی با سند صحیح از امام صادق(ع) نقل شده است که «لَا يُقَبَّلُ رَأْسُ أَحَدٍ وَ لَا يَدُهُ إِلَّا يَدُ رَسُولِ اللَّهِ ص أَوْ مَنْ أُرِيدَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص » یعنی « {سزاوار است} دست یا سر کسی را نبوسند مگر پیامبر خدا یا کسی که دست و سرش را به نیتِ {تکریمِ } پیامبر (ص) می بوسند»(الکافی، چاپ اسلامیه، ج2، ص185). سوم: در کتب تاریخ و ادبیات نقل شده است که برخی از مردم دست پیامبر(ص) را می بوسیدند و آن حضرت مانع نمی شدند.(المغازی، واقدی، ج2، صص:592-593 و العقد الفريد ، ابن عبد ربه ، ج2، ص281 ) همچنین نقل شده است که فاطمه(س) در هنگام استقبال از پیامبر(ص) ، از جای بر می خاستند و دست آن حضرت را می بوسیدند(بشارة المصطفى لشيعة المرتضى ، چاپ نجف، ج‌2، ص: 253) چهارم: اگر دستبوسیِ بندگان خدا همانند «پرستشِ بندگان خدا» و «نوعی شرک» باشد ، چگونه ممکن است چنین شرکی درباره پیامبر(ص) و ائمه(ع) جایز باشد؟! به بیان دیگر اگر بوسیدنِ دست مانند سجده کردن و پرستش باشد بوسیدن دست همه بندگان - حتی پیامبران و امامان- حرام خواهد بود زیرا «شرک» و «پرستش غیرخدا» استثنا بر نمی دارد. پنجم: اینکه در روایت داریم که «روا نیست دست یا سر کسی بوسیده شود مگر آنکه نیت انسان از این کار ، احترام به رسول الله(ص) باشد» ، لزوما به معنای «حرام دانستنِ بوسیدنِ دست دیگران» نیست بلکه می خواهد «سنت اسلامی» را مورد تاکید قرار دهد. در واقع سنت اسلامی اینست که مومنان فقط دست « کسانی که از نسل پیامبر (ص) یا دارای بخشی از علم و فضایل آن حضرت هستند» را ببوسند. یعنی قاعدتا بوسیدن دست دیگران باید مکروه باشد و می دانیم که «مکروه» با «حرام» فرق دارد. ششم: دست بوسی ، تنها در صورتی حرام است که به معنای «سجده» و «پرستش» باشد یا «تمجید از طاغوت ها و نمادهای زر و زور و ظلم» به شمار آید یا «مفسده دیگری» داشته باشد. در موارد دیگر ، دلیلی برای حرام نامیدن آن نداریم و حداکثر اینست که در برخی از موارد مکروه باشد. هفتم: با توجه به مقام والای علم و عمل صالح در اسلام و با توجه به تأکید اسلام بر حق شناسی و سپاسگزاری نسبت به کسانی که بر گردن ما حقوقی دارند، شاید بتوان گفت بوسیدن دست برخی از افراد همانند والدین ، معلمان ، علما و دانشمندان - اگر به نیت احترام و تکریمِ آنان باشد کاری پسندیده است. البته بوسیدن دست فرعون ها و قارون ها که نمادهای طاغوت و زر و زور هستند نارواست. عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇 @pasokhvoice @pasokhtext @shenakhtehadis