eitaa logo
شاعرانه
25.5هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
861 ویدیو
83 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر و ارسال اثر https://eitaayar.ir/anonymous/G246.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
چو در مرو گزین شد شاه شاهان عدیل شاه شاهان ماه ماهان به مرو اندر هزار آذین ببستند پری رویان بر آذینها نشستند مهانش گوهر و عنبر فشاندند کهانش فندق و شکر فشاندند غبارش بر هوا خود عنبرین بود چو ریگ اندر زمینش گوهرین بود جهان را خود همان روزی شمردند به جای خاک سیم و زر سپردند بهشت آن روز مرو شاهجان بود بدو در گلستان گوهر فشان بود ز بس بر بامها از روی گل فام همی تابید صد زُهره زِ هر بام ز بس رامشگران و رودسازان ز بس سیمین بران و دلنوازان به دل آفت همی آمد ز دیدن به جان خویشی و شادی از شنیدن چو در شهر این نشاط گونه‌گون بود سرای شاه خود دانی که چون بود ز بس زیور چو گنج شایگان بود ز بس اختر چو چرخ آسمان بود ز بس نقش وشی چون شوشتر بود ز بس سرو سهی چون غاتفر بود سرایی از فراخی چون جهانی بلند ایوان او چون آسمانی ستورش بود گفتی پشت ایوان کجا بودش سر اندر تیر و کیوان در و دیوار و بوم و آستانه نگاریده به نقش چینیانه ز خوبی همچو بخت نیک‌روزان ز زیبایی چو روی دل‌فروزان چو بخت شه شکفته بوستانش چو روی ویس خندان گلستانش شه شاهان به فیروزی نشسته دل از غم پاک همچون سیم شسته ز لشکر مهتران و نامداران برو بارنده سیم و زر چو باران یکایک با نثاری آمده پیش چو کوهی تودهٔ گوهر زده پیش همی کرد و همی خورد و همی داد بکن وانگه خور و ده تا بود داد نشسته ویس بانو در شبستان شبستان زو شده همچون گلستان شه شاهان نشسته شاد و خرم ولیکن ویس بنشسته به ماتم به زاری روز و شب چون ابر گریان همه دلها به دردش گشته بریان گهی بگریستی بر یاد شهرو گهی ناله زدی بر درد ویرو گهی خاموش خون از دیده راندی گهی چون بیدلان فریاد خواندی نه لب را بر سخن گفتن گشادی نه مر گوینده را پاسخ بدادی تو گفتی دررسیدی هر زمانی از انده جان او را کاروانی تنش همچون قضیب خیزران گشت به رنگ و گونه همچون زعفران گشت زنان سرکشان و نامداران به گرد ویس همچون سوکواران بسی لابه برو کردند و خواهش دریغ و درد او نگرفت کاهش هر آن گاهی که موبد را بدیدی به جای جامه تن را بردریدی نه گفتاری که او گفتی شنودی نه روی خوب خود او را نمودی نگارین روی در دیوار کردی به رخ بر، دیده را خونبار کردی چنین بود او چه در مرو و چه در راه ازو خرم نشد روزی شهنشاه چو باغی بود روی ویس خرم ولیکن باغ را در بسته محکم 📜 @sheraneh_eitaa
مقصود دل و مراد جانی عشق است سرمایه عمر و زندگانی عشق است آن عشق بود کز بقا یافت خضر یعنی که حیات جاودانی عشق است 📜 @sheraneh_eitaa
هدایت شده از قاصدک
🔴آموزش صبحانه مقوی ویژه دانش آموزان ابتدایی ✔️ بچه‌ت بد غذاست و صبحونه نمیخوره؟😢 ✔️ مثل خیلی از مامانا نگران ضعف بدنش و حافظه ش هستی؟ 😭 اینجا یه صبحانه مقوی و خوشمزه فقط تو ۱٠ دقیقه آموزش میده که بچه‌ت عاشقش میشه😍👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1495335152C21d8574409 سریع عضو شو تا پاک نشده🤯👆
zahiri.gif
9K
محمد بن علی بن محمد ظهیری سمرقندی از کاتبان و نویسندگان سرآمد و بنام اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم بود که در دربار قلج طمغاج خان ابراهیم آخرین پادشاه از سلسلهٔ آل افراسیاب (متوفی به حدود سال ۶۰۰ قمری) خدمت می‌کرد. کتاب «سِندبادنامه» یا کتاب «سندباد» بنا به گفتهٔ ظهیری سمرقندی در دیباچهٔ بازنویسی خود کتابی است «فراهم آورده حکمای عجم» که نخستین بار به فرمان نوح بن نصر سامانی در سال ۳۳۹ قمری به دست خواجه عمید ابوالفوارس فناروزی از پهلوی به فارسی سادهٔ دری برگردانده شد و پس از آن سخن‌پردازانی همچون رودکی، ازرقی هروی و جلال عضد به نظم آن همت گماشتند. ظهیری سمرقندی این کتاب را به نثر فنی بازنویسی کرده و آن را با آیات قرآن، حدیث‌ها، سروده‌ها و زبانزدهای فارسی و عربی آراسته است 📜 @sheraneh_eitaa
آن روز مباد هرگز ای جان و جهان کز وصل تو محروم شود این دل و جان 📜 @sheraneh_eitaa
10.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | چون باکری‌ها اهل نبردیم 🔸️همخوانی سرود توسط مردم آذربایجان شرقی در دیدار با رهبر انقلاب 📜 @sheraneh_eitaa
بر گل رقمی ز مشک ناگاه زدند بر تنگ شکر مورچگان راه زدند آئینه روی دوست زنگار گرفت از بسکه بر او سوختگان آه زدند 📜 @sheraneh_eitaa
نه در ره اقرار قراری داری نه از صف انکار کناری داری می پنداری که کار تو سرسری است؟ کوته نظرا، دراز کاری داری 📜 @sheraneh_eitaa
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
دارم سر خاک پایت ای دوست آیم به در سرایت ای دوست آنها که به حسن سرفرازند نازند به خاکپایت ای دوست چون رای تو هست کشتن من راضی شده‌ام برایت ای دوست خون نیز ترا مباح کردم دیگر چکنم به جایت ای دوست دانی نتوان کشید ازین بیش بار ستم جفایت ای دوست 📜 @sheraneh_eitaa
چون شبی دیدم تو را در خواب، پهلویِ خودم بعد از آن شب باز می خوابم به پهلو؛ بیشتر شبتون در پناه حق🌙 📜 @sheraneh_eitaa
‍ تبِ تندِ اُجاقِ اول صبح لَمِ کنجِ اتاقِ اول صبح چه شیرین می‌شود با "قند یادت" دوباره چایِ داغِ اول صبح |صبحتون بخیر و پر برکت 🌸🍃 📜 @sheraneh_eitaa
چو نامه بدادند، بر خواند زود فرستاد هر جا که لشکرش بود به درگاه خواند او سپاهی گران گزین کرد پانصد هزاران سران فرستاد نزدیک مهراج شاه چو مهراج دید آن گزیده سپاه بر آراست لشکر، سوی چین کشید ز ماهنگ وز لشکرش کین کشید میان دو لشکر بسی بود رزم تهی کرده گردان سر از خواب و بزم پس از کابل و زابل آمد سپاه فراوان مدد پیش مهراج شاه چو با شاه چین شد زمانه درشت مر او را به خون پسر باز کُشت چو کُشتی تو همچون خودی را نژند چنان دان که کشتندت، ای مستمند همه گنج ماهنگ برداشت پاک وز آن شهرِ خرّم برآورد خاک زن و بچه و گنج او هر چه بود فرستاد نزدیک ضحّاک زود وز آن جا سوی شهر خود بازگشت زمانه چنو خواست دمساز گشت جهان را چنین است آیین و کار گهی دشمن است و گهی دوستدار گهی با تو و گاه با تو نبود گهی نیکخو، گاه بدخواه بود چو شد نونک و فارک آگاه از این برفتند و بگذاشتند آن زمین گریزان برفتند یک ماهه راه به جُستن بدان بیشه آمد سپاه کسی را ندیدند و گشتند باز جهان را دگرگونه تر بود ساز چو آگاهی آمد به ضحاک از این که شد کشته دارای ماچین و چین 📜 @sheraneh_eitaa