فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دختر که داشته باشی ...
دختر که داشته باشی
زندگی خیلی زیباس
تو خونَتون همیشه
میاد بوی گُلِ یاس
وقتی تو خونه باشه
خونه به رنگِ دَریاس
با بودَنِش همیشه
بهار تو خونهٔ ماس
دِلسوزِ مثلِ مادر
عزیزِ قلبِ باباس
سنگِ صبورِ خونه
دشمنِ درد و غَمهاس
صبورِ مثلِ زینب (س)
بخشنده مثلِ زهراس (س)
حِجابِشو دوست داره
خانومِ خوشگل و خاص
باهاش تو مهربون باش
صِداش بِزَن با احساس
یه وقت دِلِش نَگیره
نِگین سُرخ و الماس
خواهر واسه برادر
عزیزترین تو دُنیاس
این عشق و مهربونی
داره نِمونه ای خاص :
حضرتِ معصومه که
عشقِ امامِ رضاس (ع)
خلاصه که عزیزم
دختر گُلی بی هَمتاس
خوبی و مهربونیش
فراتر از این حرفاس
فقط همین که دُنیا
بِدونِ او بی مَعناس
و اینکه این زندگی
با بودَنِش پابرجاس
@sherkoodakmazhabi
🌸 امام رضا علیه السلام
رضا(ع)که نور خداست
امام هشتم ماست
رئوف و مهربونه
دردامونو میدونه
میکنه مارو دعوت
میریم مشهد زیارت
اونجا مثل بهشته
پر شده از فرشته
با پدر و مادرم
وقتی که میریم حرم
کنار درمیمونیم
اذن دخول میخونیم
دست میذاریم رو سینه
به اون ماه مدینه
با ادب و احترام
میگیم به آقا سلام
قربون قبر پاکت
چه عطری داره خاکت
کاشکی میشد که من هم
اینجا کبوتر بشم
پر بکشم تا خدا
توی حریم رضا(ع)
@sherkoodakmazhabi
ضامن آهو
یه روزی تو دشت و صحرا
میونِ جنگل و نَهرا
یه شکارچی با کمونِش
به کمین نشسته بودِش
که یهو یه دونه آهو
به دور از غم و هَیاهو
بی خبر زِ جورِ صیاد
توی دامِ صیاد افتاد
یه آقای مهربونی
با یه قلبِ آسمونی
تا که دید آهو اسیره
داره از غُصِّه میمیره
جلو اومد و به صیاد
پولی واسه ی خرید داد
واسه ی خریدِ آهو
برای رهاییِ او
ولی صیاد نَپذیرفت
به آقای مهربون گفت
که به فکرِ مُشک و بوشَم
آهو رو نمی فُروشم
آهو با زَبونِ قلبِش
با غم و غُصِّه تو حرفش
به آقا با چشمِ گِریون
گفت و با صدای لَرزون
که آقا یه مادرم من
یه کاری کُن قبلِ رفتن
بچه هام چشم انتظارن
بدونِ من بیقَرارن
تو خونه گُرسنه هستن
یه گوشه الان نِشستن
آقا گفت به مردِ صیاد
میشه این اجازه رو داد
که این آهو بِره خونه
پیشِ بچه هاش بِمونه
بچه ها غذا که خوردن
آهو بَرمیگرده فوراً
ولی صیاد نَپذیرفت
همون حرفِ قبلی رو گفت
آقا گفت به اون شکارچی
اگه ضامِنِش بِشَم چی ؟
حرفِ من حرفِ یه مَرده
آهو میره بر میگرده
آقا اون لحظه بِفَرمود
آهو جون برو بیا زود
آهو رفت تا اون وَرِ دَشت
غذاشون و داد و برگشت
مردِ صیاد با تَعَجُب
بدونِ غرور ، تَعَصُب
رو به آقا کرد و پُرسید
آقا جون شما کی هستید ؟
آقا گفت با مهربونی
به شما میگم بدونی
من امامِ هَشتُمینم
من امام رضای دینم
تا شنید این حرف و اون مَرد
آهو رو سریع رها کرد
آهو گفت با شادِمانی
آقا جون چه مهربانی
به خدا تو کُلِ هستی
مهربون ترین تو هستی
@sherkoodakmazhabi
ماه محرم
به ما گُفته امامْ صادق (ع) عزیزم
تو شادی های ما خَندون باشید
وَ در غَم های ما مثلِ مُحرم
شما هم مثلِ ما مَحزون باشید
مُحرم فُرصتِ خود سازیِ ماست
واسه این از خدا ممنون باشید
سُرود و جشن و شادیْ باشه بعداً
به دور از گفتهٔ شیطون باشید
تو هر مسجد ، تو هر دسته ، تو روضه
به یادِ کربلا گِریون باشید
به یادِ حضرتِ عباس (ع) و زینب (س)
به یادِ مادری دِلخون باشید
به یادِ تازیانه ، ضَربِ سیلی
به یادِ چِهره ای گُلگون باشید
با خِدمت توی هر موکِب یا هِیأت
شما هم مَردِ این مِیدون باشید
ریا میشه کسی ما رو ببینه
مِثه محسن تو کار پِنهون باشید
قشنگ نیست که واسه توزیع نَذری
شما هم جُزءِ راهْ بَندون باشید
نَبَندید راهِ مَردم رو تو کوچه
یه موقع آخِرت مَدیون باشید
نمازِ صُبحِتون میشه قَضا پس
نَباید تا سَحَر بیرون باشید
بِبَندید با حسین (ع) تا روزِ مَحشَر
یِکی عَهد و بَر این پِیمون باشید
که مثل حضرتِ عباس (ع) و زینب (س)
شما هم واسه او مجنون باشید
به لُطفِ حَق که در جمعِ شهیدان
شما هم در بهشت مِهمون باشید
@sherkoodakmazhabi
موکِبِ کوچکِ ما
اِمسالْ مُحرَّم آقا
به لُطفِ رَبِّ کریم
با بچه های هیأت
ما هم یه موکِب زدیم
دُرُسته پول نداریم
دُرُسته خیلی کَمیم
ولی با عشقِ شما
تو موکِبا ما سَریم
با چند تا اِستکان و
سَماوَری از قدیم
خادِمِ عاشقاتون
آقا ما از اِمشَبیم
پیچیده بوی اِسپَند
تویِ فَضا با نَسیم
و پَخشِ توی موکِب
زینبِ (س) مَرحوم سَلیم ¹
این اِفتخارِ آقا
خادِمِتون ما شَویم
لُطفِ شما بوده که
اینجا حالا اومَدیم
قشنگه این ثَواب و
به هیچ ثَوابی نَدیم
ما این شَبا به یادِ
سَروَرِ این عالَمیم
به یادِ مولا حُسین (ع)
در سوگ و آه و غَمیم
ما نوکَرِ اباالفضل (ع)
سَقّایِ تِشنه لَبیم
که واسه آب رسوندن
به خِیمه های حَریم
تو کَربلا شهید شد
و شُد مَقامَش عظیم
@sherkoodakmazhabi
اَشک های قِیمَتی
یادِت میاد عزیزم
وقتی مُحَرَّم رسید
با بچه های هیأت
با هم یه موکِب زدید
دلِ شما به عشقِ
امامْ حُسینْ(ع) می تَپید
حاضِر بودید این عشق و
به کُلِ دُنیا نَدید
اون روز رو یادِتون هست ؟
تو دَسته زَنجیر زَدید
حُسینْ ، حُسینِتون رو
حَضرتِ زهرا (س) شنید
گریه هاتون رو از دِلْ
خدایِ مهربونْ دید
اَشکِ شما رو آقا
از روی گونَتون چید
با اِحترامْ اونا رو
میونِ گُلها پیچید
گُذاشتِشون تا وقتی
که روزِ مَحشَر رسید
روزِ حسابْ کتاب و
دِلهُره های شدید
اَشکاتون و شبیهِ
اَلماس و نورِ خورشید
تَقدیمِتون کُنه تا
شما بِشید رو سفید
آره عزیزِ جونَم
خدا به ما ها بخشید
لیاقَتِ گریَه رو
بَرا حُسینِ (ع) شهید
دُعا کُنید همیشه
و تو دُعا تون بِگید
خدایا اون روز نَیاد
که از حُسین (ع) دور بِشید
@sherkoodakmazhabi