O.Mansor KalamiFardO.Mansor KalamiFard _ Jalaseye 11 _ درباره ی شعر - آوا و معنا . شعر خوب شعر بد . شعر خوب شعر عالی.mp3
زمان:
حجم:
17.6M
🔹 #شعر_شناسی (جلسه 11)
🔸 #درباره_ی_شعر / #آوا_و_معنا . #شعر_خوب_شعر_بد . #شعر_خوب_شعر_عالی
🎤 #استاد_منصور_کلامی_فرد
✨ کلاس آنلاین در گروه #جرعه_نوشان
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🔸 جلسات قبلی👇👇
✨ (برای شنیدن هر جلسه روی قسمت آبی انگشت بزنید)
▫️ 1) تعریف شعر
▫️ 2) مؤلفه های شعر / قالب غزل
▫️ 3) قالب قصیده / قالب مثنوی
▫️ 4) قالب مسمط / ترجیح بند و ترکیب بند
▫️ 5) قالب قطعه / رباعی و دو بیتی
▫️ 6) درباره ی شعر / چگونه شعر بخوانیم
▫️ 7) درباره ی شعر / معانی ؛ تصویرگری
▫️ 8) درباره ی شعر / تصویر ؛ استعاره و نماد
▫️ 9) درباره ی شعر / بزرگنمایی و کوچکنمایی / پارادوکس / آیرونی
▫️ 10) درباره ی شعر / تلمیح ؛ معنا و محتوا / لحن
⏰ جلسه ی هفتگی به صورت آنلاین #سه_شنبه_ها ساعت 22:00
♻️ لینک گروه "جرعه نوشان ":
https://eitaa.com/joinchat/1455227103Cf5db4020c3
☘️ @shernosh
GognousGognous _ Rouze Dokhta'r.mp3
زمان:
حجم:
9.6M
🔹 ویژه برنامه روز #دختر
▫️ نخستین برنامه ی رادیویی گروه #ققنوس
🔸 کارگردان #بتول_عباسی
🔸 اجرا #زهره / #ملیکا / #دیانا / #الهام
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 از طریق لینک های زیر با هنرمندان معرفی شده ی قبلی آشنا شوید:
🎨 ارغوان خاتمی
🎨 الکسی بوتیرسکی
🎨 شهراد ملک فاضلی
🎨 الکساندر هرش لیون
🎨 ایمان ملکی
🎨 آلفردو رودریگز
🎨 سید اصغر محمودی
🎨 ویلیام آدولف بوگرو
🎨 جواد سلیمان پور
🎨 هوراسیو کاردوزو
🎨 مرتضی هاشم آبادی
🎨 فرانتس ریچارد اونتربرگر
🎨 محمّد خوش صفت
🎨 اولگا بوزنانسکا
🎨 آلان رئوفی
🎨 هدر هانس
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن
دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن
نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدن
پیش باز عشق آئین کبوتر داشتن
سوختن بگداختن چون شمع و بزم افروختن
تن بیاد روی جانان اندر آذر داشتن
اشک را چون لعل پروردن بخوناب جگر
دیده را سوداگر یاقوت احمر داشتن
هر کجا نور است چون پروانه خود را باختن
هر کجا نار است خود را چون سمندر داشتن
آب حیوان یافتن بیرنج در ظلمات دل
زان همی نوشیدن و یاد سکندر داشتن
از برای سود، در دریای بی پایان علم
عقل را مانند غواصان، شناور داشتن
گوشوار حکمت اندر گوش جان آویختن
چشم دل را با چراغ جان منور داشتن
در گلستان هنر چون نخل بودن بارور
عار از ناچیزی سرو و صنوبر داشتن
از مس دل ساختن با دست دانش زر ناب
علم و جان را کیمیا و کیمیاگر داشتن
همچو مور اندر ره همت همی پا کوفتن
چون مگس همواره دست شوق بر سر داشتن.
✍️ #پروین_اعتصامی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
مجنون از آستانه لیلی کجا رود
گر من فدای جان تو گردم دریغ نیست
بسیار سر که در سر مهر و وفا رود
مجروح تیر عشق اگرش تیغ بر قفاست
چون میرود ز پیش تو چشم از قفا رود
در هیچ موقفم سر گفت و شنید نیست
الا در آن مقام که ذکر شما رود
ای هوشیار اگر به سر مست بگذری
عیبش مکن که بر سر مردم قضا رود
ما چون نشانه پای به گل در بماندهایم
خصم آن حریف نیست که تیرش خطا رود
ای آشنای کوی محبت صبور باش
بیداد نیکوان همه بر آشنا رود
سعدی به در نمیکنی از سر هوای دوست
در پات لازمست که خار جفا رود.
✍️ شیخ اجل #سعدی_شیرازی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
این دود سیه فام که از بام وطن خاست
ازماست که برماست
وین شعله سوزان که برآمد ز چپ وراست
ازماست که برماست
جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم
با کس نسگالیم
از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست
ازماست که برماست
یکتن چو موافق شد یک دشت سپاهاست
با تاج وکلاهست
ملکی چو نفاق آورد او یکه و تنهاست
ازماست که برماست
ماکهنه چناریم که از باد ننالیم
بر خاک ببالیم
لیکن چه کنیم، آتش ما در شکم ماست
ازماست که برماست
ده سال به یک مدرسه گفتیم و شنفتیم
تا روز نخفتیم
وامروز بدیدیم که آن جمله معماست
ازماست که برماست
گوییم که بیدار شدیم! این چه خیالست؟
بیداری ما چیست؟
بیداری طفلی است که محتاج بهلالاست
ازماست که برماست
از شیمی و جغرافی و تاربخ، نفوریم
از فلسفه دوریم
وز قال وان قلت، بهر مدرسه غوغاست
ازماست که برماست
گویند بهار از دل و جان عاشق غربیست
یاکافر حربی است
ما بحث نرانیم در آن نکته که پیداست
ازماست که برماست
✍️ #ملک_الشعرای_بهار
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
سیمرغ عشق را دل من آشیانه بود
بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بود
عرش مجید جاه مرا آستانه بود
در راه من نهاد نهان دام مکر خویش
آدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود
میخواست تا نشانهٔ لعنت کند مرا
کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود
بودم معلم ملکوت اندر آسمان
امید من به خلد برین جاودانه بود
هفصد هزار سال به طاعت ببودهام
وز طاعتم هزار هزاران خزانه بود
در لوح خواندهام که یکی لعنتی شود
بودم گمان به هر کس و بر خود گمان نبود
آدم ز خاک بود من از نور پاک او
گفتم یگانه من بوم و او یگانه بود
گفتند مالکان که نکردی تو سجدهای
چون کردمی که با منش این در میانه بود
جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکن
کاین بیت بهر بینش اهل زمانه بود
دانستم عاقبت که به ما از قضا رسید
صد چشمه آن زمان زد و چشمم روانه بود
ای عاقلان عشق مرا هم گناه نیست
ره یافتن به جانبشان بی رضا نبود
✍️ #سنایی_غزنوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
روی مانند پری از خلق پنهان داشتن
همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن
همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن
کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح
دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن
در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق
سینهای آماده بهر تیرباران داشتن
روشنی دادن دل تاریک را با نور علم
در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن
همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن
مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن
✍️ #پروین_اعتصامی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر
که هر که در صف باغ است صاحب هنریست
بنفشه مژده ی نوروز می دهد ما را
شکوفه را ز خزان وز مهرگان خبری ست
بجز رخ تو که زیب و فرش ز خون دل است
بهر رخی که درین منظر است زیب و فری ست
جواب داد که من نیز صاحب هنرم
درین صحیفه ز من نیز نقشی و اثری ست
میان آتشم و هیچگه نمیسوزم
هماره بر سرم از جور آسمان شرری ست
علامت خطر است این قبای خون آلود
هر آنکه در ره هستی است در ره خطری ست
بریخت خون من و نوبت تو نیز رسد
بدست رهزن گیتی هماره نیشتری ست
خوش است اگر گل امروز خوش بود فردا
ولی میان ز شب تا سحر گهان اگری ست
از آن، زمانه بما ایستادگی آموخت
که تا ز پای نیفتیم، تا که پا و سری ست
یکی نظر به گل افکند و دیگری بگیاه
ز خوب و ز شب چه منظور، هر که را نظری ست
نه هر نسیم که اینجاست بر تو می گذرد
صبا صباست، به هر سبزه و گلش گذری ست
میان لاله و نرگس چه فرق، هر دو خوشند
که گل بطرف چمن هر چه هست عشوهگری ست
تو غرق سیم و زر و من ز خون دل رنگین
بفقر خلق چه خندی، تو را که سیم و زری ست
ز آب چشمه و باران نمیشود خاموش
که آتشی که در اینجاست آتش جگری ست
هنر نمای نبودم بدین هنرمندی
سخن حدیث دگر، کار قصه دگری ست
گل از بساط چمن تنگدل نخواهد رفت
بدان دلیل که مهمان شامی و سحری ست
تو روی سخت قضا و قدر ندیدستی
هنوز آنچه تو را مینماید آستری ست
از آن، دراز نکردم سخن درین معنی
که کار زندگی لاله کار مختصری ست
خوش آنکه نام نکوئی بیادگار گذاشت
که عمر بی ثمر نیک، عمر بی ثمری ست
کسیکه در طلب نام نیک رنج کشید
اگر چه نام و نشانیش نیست، ناموری ست
✍️ #پروین_اعتصامی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
آب بقا کجا و لب نوش او کجا
آتش کجا و گرمی آغوش او کجا
سیمین و تابناک بود روی مه ولی
سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا
داد لبی که مستی جاوید می دهد
مینای می کجا و لب نوش او کجا
خفتم بیاد یار در آغوش گل ولی
آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا
بی سوز عشق ساز سخن چون کند رهی
بانگ طرب کجا لب خاموش او کجا
✍️ #رهی_معیری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
باز این ترانهها را عشق است
رخش سرخ باد پا را عشق است
عشق درگیر غروب درد است
باز هم طلوع ما را عشق است
آی از خانه زخم و گریه
غربت بغض گشا را عشق است
آی از آب و هوای بی عشق
بادبان ناخدا را عشق است
اهل بی مرزترین دریا باش
آی اهل همه جا را عشق است
از غزل باختگان می ترسم
شعرهای بی هوا را عشق است
ای قشنگ سازها، آوازها
روزهای بی عزا را عشق است
✍️ #شهیار_قنبری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh