eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شعرنوش
زنی در اتوبوس مشغول تماشای من است سرم را به سمت او بر نمی‌گردانم چه خوب است وقتی وانمود می‌کنی حواست نیست و جهان ربطی به تو ندارد با این که شک ندارم زیباست ولی دلم نمی‌خواهد نگاهش کنم شاید می‌ترسم سرش را پایین بیندازد طوری که انگار نه انگار به من زل زده بود دوست دارم همه‌ی مسیر مرا برانداز کند پس نمی‌بینمش دیده شدن، خوب دیده شدن هر چند تجربه‌اش را زیاد نداشته‌ام‌ اما حال آدم را تغییر می‌دهد. مهم نیست، دلیل تماشای تو زیبایی‌ست یا زشتی بدلباسی‌ست یا خنده‌دار بودنت همین که چشم‌های کسی که نمی‌شناسی کمی مشغول توست عجیب به نظر می‌آید و عجیب‌تر این که نمی‌دانی هنوز دارد نگاه می‌کند یا خیلی جلوتر پیاده شده! ✍️ 📚 از مجموعه شعر: دنیا بدون تو یکی دو شماره تنگ است 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
سال های زیادی گذشت تا بفهمم زندگی شوخیِ به اشتباه جدی گرفته شده ماست و به اندازه خواستن های ما بخیل و به اندازه نخواستن های ما دست و دلباز و از هیچ کس هیچ چیز بعید نیست همانقدر که از روزگار فهمیده ام بعضی قرص اعصاب مصرف می کنند بعضی چهار اثر از اسکاول شین میخوانند و انرژی مثبت جذب می کنند بعضی دعا می کنند و منتظر معجزه می مانند بعضی هم هیچ غلطی نمی کنند به ریش بقیه میخندند فهمیده ام گاهی کارکرد یک " آغوش " به مراتب اثر بخش تر از قرص اعصاب و الکل و مخدر و دعا و چهار اثر از اسکاول شین است فهمیده ام اغلب آن هایی که حرف میزنند معمولا در عمل لنگ میزنند فهمیده ام کتاب خواندن بهتر از نخواندنش است اما باید برای سطر سطر این آگاهی منتظر رنج های مضاعفی باشی میدانم اندازه عشق ها و زخم ها و دلتنگی هایی که دچارش می شوی شب بیداری هایت کش خواهد آمد و قرص خواب، بی مروتی زبان نفهم است که کارش را بلد نیست یاد گرفته ام بلد می شوی خودت را و همانقدر که بلد می شوی خودت را خسته می شوی از خودت و همانقدر که خسته میشوی از خودت سماجت می کنی به بودن و همانقدر که سماجت می کنی به بودن دیگر از نبودن نمی هراسی یاد گرفته ام خیلی چیزهایی که حتّی فکرش را نمی کنی از طریق ژن منتقل میشود مثل دوست داشتنِ خود و توی لعنتی ممکن است وارث این ژن لعنتی نباشی آنوقت مجبوری آن را با میخ طویله توی مغز و روحت فرو کنی یاد گرفته ام تا آخر این عمر لامصب قرار است یاد بگیری و امتحان شوی و باز آن لحظه آخر هیچ بعید نیست که یک گاف بزرگ بدهی یاد گرفته ام گاهی نه می توانی به تمامی مومن شوی نه به تمامی مشرک پس ترجیح میدهی بیخیال شانس و قسمت و مصلحت، مسئولیت گندهایی را که میزنی و حتی گندهایی را که دیگران به زندگی ات میزنند خودت به عهده بگیری و خواستنی هایت را از خودت بخواهی تا کلاهت با پرودگارت توی هم نرود یاد گرفته ام با همه این تفاسیر امید آخرین چیزی ست که می میرد و شاید به همین خاطر است که همچنان ادامه میدهی و ادامه میدهی و ادامه میدهی و یاد گرفته ام که بعد از اینهمه سال زندگی هیچ چیز یاد نگرفته ام هیچ‌ چیز ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
به تو فکر می کنم به روزهایی که من هیچ چیز نبودم و تو مرا بیشتر از همه ی دنیا می خواستی به تمام آن نُه ماهی که یک لحظه اش را هم یادم نمی آید اما برای تو پرخاطره ترین و شیرین ترین روزهای زندگی ات بود. به روزهایی که من نمی دانستم شادی چیست اما با هر تکانم تو از شوق خندیدی روزهایی که من نمی دانستم درد چیست؛ اما تو برای من دردی کشیدی که حتی فکر کردن به آن پشتم را می لرزاند به تو فکر می کنم به روزهایی که هر بار زمین خوردم دستم را گرفتی، لباسم را تکاندی، نگاه نگرانت را به من دوختی و دردم را به جانت زدی به تو فکر می کنم به تو که از تمام دنیا خوشبختی من را خواستی من کجا و چه زمانی کسی را خواهم یافت که بگویند آرزو، اسم مرا بگوید... بگویند دعا؛ اسم مرا بگوید... بگویند شادی؛ اسم مرا بگوید به تو فکر می کنم به روزهای سخت زندگی ام و دامن تو به اشک های نا تمامم و بوی پیراهن تو به شب های دلتنگی و نگاه نگران تو! به تو فکر می کنم به تو فکر می کنم حضرت مادر... به تو فکر می کنم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
هدایت شده از شعرنوش
Homayoun ShajarianHomayoun Shajarian _ Modara.mp3
زمان: حجم: 8.7M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ به دست آوردنِ کسی که دوستش داری، تازه اولِ ماجراست... "دوست داشتن نگهداری می خواهد..." ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
▫️نام شعر: آوازهای رنگی خود را ز سر بخوان! با برگهای قهوه ای و سرخ و زرد خویش نقش هزار پرده ای از یادها بکش... لختی درنگ کن! از سطر سطر دفتر یادم عبورکن! با من کتاب خاطره ها را مرور کن! تو یادگار عمر به تاراج رفته ای در روزهای خاطره انگیزت پیچیده عطر کودکی و نو جوانی ام من دکمه های لباسم را با دستهای مهر تو می بندم در کوچه های خاطره انگیزت دنبال عمر گمشده می گردم گلدان شمعدانی و یاسم را با قطره های مهر تو آب می دهم با من بمان! با من بخوان! همراه من کتاب زمان را ورق بزن: زنگ دبستان را زدند... احمد دوباره کنج حیاط ایستاده است خورشید کم کمک به نوک کوه های غرب نزدیک می شود... امّا هنوز از حسنک نیست یک خبر معلوم نیست باز چرا دیر کرده است. فریاد اعتراض حیوانها می رسد به گوش: بع بع... مع مع کبری هنوز پشیمان است امسال هم دوباره کتابش را زیر درخت خانه اشان جا گذاشته چوپان هنوز هم دست از دروغ گویی خود برنداشته با اینکه بره های قشنگش را همین پارسال گرگ از هم درید و خورد... پاییز مهربان! با من بساز! با من برای کوچ پرستو غزل بساز! من هم کتاب عمرو جوانی را زیر درخت سبز زمان جا گذاشتم آموختم دروغ نگویم اما این گرگ نا بکار یوسف من را از هم درید... دارد قطار حادثه از راه می رسد پیراهنم کجاست‌؟! فانوس هم که نفت ندارد کو ماه ؟! کو سوار؟! باران حادثه است که می بارد آن مرد در باران می رود سد هم شکسته است پطرس کجاست؟! تاب و توان من هم از دست رفته است بازی تمام شد! این دست آخر است... تقدیر برد و من ناباورانه باختم! اما چقدر خوب من گرگهای گله خود را شناختم...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: با رنگ و بویت ای گل! گل رنگ و بو ندارد با لعلت آب حیوان، آبی به جو ندارد از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است من عاشق تو هستم، این گفتگو ندارد دارد متاع عفت، از چار سو خریدار بازار خودفروشی این چار‌سو ندارد جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد محراب ابروانت خوانَد نماز دل‌ها آری بمیرد آن دل کز خون وضو ندارد گر آرزوی وصلش پیرم کند مکن عیب عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد خورشید‌روی من چون رخساره برفروزد رخ برفروختن را خورشید رو ندارد در تار طرّه‌ی شب تا روی روز بنهفت دل نیست کو تعلق با تار مو ندارد سوزن ز تیر مژگان وز تار زلف نخ کن هر چند رخنه‌ی دل تاب رفو ندارد او صبر خواهد از من بختی که من ندارم من وصل خواهم از وی قصدی که او ندارد با (شهریار) بیدل ساقی به سرگرانی است چشمش مگر حریفان می در سبو ندارد. ✍️"استاد شهریار" 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹نام شعر: عشق را بی معرفت، معنا مکن زر نداری مشت خود را وا مکن گر نداری دانش ترکیب رنگ بین گل‌ها زشت یا زیبا مکن خوب دیدن شرط انسان بودن است عیب را در این و آن پیدا مکن دل شود روشن ز شمع اعتراف با کس ار بد کرده‌ای حاشا مکن ای که از لرزیدن دل، آگهی هیچکس را هیچ جا رسوا مکن زر به دست طفل دادن ابلهی است اشک را نذر غم دنیا مکن پیرو خورشید یا آیینه باش هرچه عریان دیده‌ای افشا مکن ای بس آبادی که بوم یوم شد بر سر یک مشت گل دعوا مکن چون خدا بر تو خدایی می‌کند اضطراب از روزی فردا مکن متحد گردید و طوفان شد نسیم دوستی با بی‌سر و بی‌پا مکن پشت بر محراب دل کردن خطاست قامتت را جای دیگر تا مکن چون به شمعی می‌رسی پروانه باش وز نگاه این و آن پروا مکن پیش بی‌رنگان که مست حیرت‌اند گر دورنگی می‌کنی با ما مکن گر از آب برکه می‌ترسی (پریش)! دعوى غواصی دريا مكن. ✍️ (پریش شهرضایی) 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹نام شعر: همیشه دامن من، رشک آسمان بوده است پر از ستاره، چو دامان کهکشان بوده است شبی نبوده که بی غم دلم به روز آرد همیشه خانه‌ی دل پر ز میهمان بوده است از آتشی که به‌جا مانده در قفس، پیداست که برق حادثه با ما هم آشیان بوده است در آستانه‌ی پیری جنون دل، گل کرد شکوفه‌باری ما بین که در خزان بوده است شبی که ماه من آمد به جلوه، جلوه نداشت سرشک من که عروس ستارگان بوده است به شام هجر تو دیدم که ماند از رفتار سوار عمر که با برق هم‌عنان بوده است خراب عشق تو را از بلا، هراسی نیست خرابه از خطر سيل، در امان بوده است به هرکجا که روم صحبت از پریشانی است مگر حکایت زلف تو در میان بوده است؟! دوچشم منتظر من به کوچه کوچه‌ی شوق مدام در طلب صاحب الزمان بوده است. ✍️ (پروانه) 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹نام شعر: ظاهر اگر خوش‌است ولی شور و حال نیست محتاجِ چشمه‌ایم که آبش زُلال نیست ما را به جامِ باده‌ی گُلگون خراب کن هرچند گفته شیخ که باده حلال نیست کوری اگر عصاکشِ کورِ دگر شود گیرم که مشکل است ولیکن محال نیست هر خانه‌ای که صاحبش نیکو و عادل است آنجا میانِ گربه و سگ هم جدال نیست شهری که دزد و قاضی و داروغه با هَمَ‌اند جایی برای مَردمِ نیکو خصال نیست کوهم که با سکوتِ، به فریاد می‌رسم ای کدخدا بفهم! رعیّت که لال نیست در بیشه‌ای که نعره‌ی شیران رساتر است جایی برای زوزه‌ی گرگ و شغال نیست از حالِ ما مپرس درین رنجِ بی حساب آزرده را که حوصله‌ی قیل و قال نیست دعوای عقل و عشق به پایان نمی‌رسد وقتی به کارِ دیده و دل، اعتدال نیست هر کس که گفت بهرِ تو مُردم، دروغ گفت کو دلبری که چشم و دلِ او به مال نیست؟ مجهول و مُبهم است تمامِ شنیده ها چندان شکسته‌ایم که حالِ سؤال نیست هر چند شاعران به خیالِ خود اندَرَند شعرم حقیقتی‌است که اصلاً خیال نیست ما زندگیِ ابله و فرزانه دیده‌ایم دنیا به کامِ مَردمِ صاحب‌کمال نیست ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍁 @shernosh
Fateme Ma'nafiFateme Ma'nafi _ Dokhtare Nabinaye Man.mp3
زمان: حجم: 5.1M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال دختر زیبای نابینای من گر به تاریکی اسیری، وایِ من دزد گیتی چشم زیبایت گرفت روشنی از روز و شب هایت گرفت لیک ایمان در دلت تابنده است نور هستی در وجودت زنده است در تو امید فراوان دیده ام نغمه های شاد و زیبا دیده ام روشنی بخش رهت علم است و درس طفلک من از غم فردا مترس در تمام زندگی او یار توست او که آگه بر همه کردار توست او چراغِ راهْ روشن می کند از پلیدی هات ایمن می کند گر نگاهت از شکوفایی تهی است در وجودت شعله های زندگی است قلب تو روشن تر از آیینه است شوق و شور زندگی در سینه است 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh