کاش بچه ها نمی مردند؛
کاش برای مدتی کوتاه به آسمان می رفتند،
و آنگاه که جنگ تمام شد سلامـت به خانه باز میگشتند...
و وقتی پدر و مادرشان میپرسیدند کجا رفته بودید؟
"میگفتند رفته بودیم با ابرها بازی کنیــم"
#غسان_کنفانی
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست
قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست
آسمانی تو! در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
✅ فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز
که همین شوق ٬ مرا خوب ترینم ! کافیست
#محمدعلی_بهمنی
خوشنویس: بهنام مرادی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
شد شعر من اتاقِ قرنطینه ی خودم!
باران ِ سنگ خورده به آیینه ی خودم
بوی بهار آمده امسال زودتر
با سرفه ای به غارت سبزینه ی خودم!
حتی نشد ببوسمت از روی ماسک ها
نفرین به صبح ِ تیره ی آدینه ی خودم!
این قلب ساده را - که نمی خواست هیچ کس -
اخراج می کنم شبی از سینه ی خودم
پرونده های عاشقی ام جرم ثابتی است
شرمنده ام به خاطر پیشینه ی خودم
این سکّه های اشک ، پس انداز ِ زندگی است
افزوده ام دوباره به نقدینه ی خودم
من آبروی دولت ِ عشقم که یک سرش
وصل است ناگزیر به کابینه ی خودم!
با اینهمه ، دو متر عقب تر بمان عزيز!
تا دور باشی از تب ِ دیرینه ی خودم...
#محمدعلی_نیکومنش
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
کافهها شاعران بیدردند،
عمری آسودهخاطرند انگار!
کافههایی که در توهم خود،
نبض شعر معاصرند انگار!
محو دود غلیظ سیگارند،
همهشب تا سپیده بیدارند
بر سر شعر،های و هو دارند،
به گمانی که شاعرند انگار!
شاعرانی که با تب هر شعر،
در پی عشق تازه میگردند
با نگاهی همیشه وهمآلود،
محو میز مجاورند انگار!
یک طرف شاعران «پوچگرا»،
یک طرف شاعران «پستمدرن»
ادبیات شوم بیقیدی،
ادبیات «ظاهراً»، «انگار»...
جوهر شعرشان نخشکیده،
پشت درهای انتشاراتند
برگههای به رنگ خاکستر،
وصلهء میز ناشرند انگار!
دستهچکهای بیبروبرگشت،
هی ورق خورد و شعر پرپر گشت
ناشرانی به فکر سود و زیان،
ناشرانی که تاجرند انگار!
دست در دستِ باده مدهوشند،
مست مست اند و گرم آغوشند
کافههایی که کفر مینوشند،
کافههایی که کافرند انگار!
#علی_اصغر_شیری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
آقا! از آن بـــــالا به این پایین نگاهی کن
درمـــــــان درد مـردم شهــــــر تباهی کن
کشکــول ناداریمان از نور حق خالیست
مارا گدای خود بدان ای شاه و ماهی کن
دلهایمـــــــان در کوره باطل سیاهی رفت
با آن ید بیضـــــای خود محوِ سیاهی کن
ای نام حق بر کاغذی زیبــــا به نستعلیق
رحمی به کــاغذ پاره بی حرف کاهی کن
خوبــان کبوترهــــــــــای اهلیِ منــــار تو
فکـــــری به حال ما کبوترهای چاهی کن
#یامهدیادرکنا
#اسماعیلعلیخانی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
رفتنت درد غریبی ست که درمان نشود
و خدا خواست که عاشق شدن آسان نشود
بی تو هر ثانیه با هر نفسم می میرم
زندگی بی نفس حضرت جانان نشود
دوستت دارم و هر جا که نشستم گفتم
عشق رسوایی محض است که کتمان نشود
قحطیِ آب و سراب است در اقلیم دلم
تا نیایی گلِ من... نوبتِ باران نشود
شده ام مثل مریضی که جوابش کردند
رفتنت درد عجیبی ست که درمان نشود
#ابوذر_اسدالله_پور
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان