eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
172 دنبال‌کننده
379 عکس
166 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عقل کجا پی برد شیوه ی سودای عشق باز نیابی به عقل سر معمای عشق عقل تو چون قطره‌ای است مانده ز دریا جدا چند کند قطره‌ای فهم ز دریای عشق خاطر خیاط عقل گرچه بسی بخیه زد هیچ قبایی ندوخت لایق بالای عشق گر ز خود و هر دو کون پاک تبرا کنی راست بود آن زمان از تو تولای عشق ور سر مویی ز تو با تو بماند به هم خام بود از تو خام پختن سودای عشق عشق چو کار دل است دیده ی دل باز کن جان عزیزان نگر مست تماشای عشق دوش درآمد به جان دمدمه ی عشق او گفت اگر فانیی هست تو را جای عشق جان چو قدم در نهاد تا که همی چشم زد از بن و بیخش بکند قوت و غوغای عشق چون اثر او نماند محو شد اجزای او جای دل و جان گرفت جمله ی اجزای عشق هست درین بادیه جمله ی جانها چو ابر قطره ی باران او درد و دریغای عشق تا دل عطار یافت پرتو این آفتاب گشت ز عطار سیر ، رفت به صحرای عشق
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی به خلوت با خیال من تکلم می‌کنی گاهی   هر آن لحظه که پیدا می شوی از دور مثل من به ناگه دست و پای خویش را گم می‌کنی گاهی  چنان دریای ناآرام و توفانی، تو روحم را اسیر موج های پر تلاطم می‌کنی گاهی  دلم پرمیشود از اشتیاق و خواهشی شیرین در آن لحظه که نامم را ترنم می‌کنی گاهی همه شعر و غزل های پر احساس مرا با شوق تو می خوانی و زیر لب تبسم می‌کنی گاهی تو هم مانند من لبریزی از شور جنون عشق یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ تو اوجِ شکوه هنرِ " نصفِ جهانی " یا شور و شعف در اثرِ " فرشچیانی " ای " ناز " تر از غنچه و ای شورِ تغزّل مضمونِ اساطیری آوازِ " بنانی " من رهگذری از "پل خواجوی" نگاهت تو " جاده ی ابریشمیِ" رهگذرانی آشفته ی چشمان توام ، زنده به آنم "زاینده " کنی "رود " هر آن دم که بخوانی سر سبزیِ باغی و پر از " کاشی و تذهیب " فیروزه‌ی کاشی شده ی " نقش جهانی " لبخند بزن ، شور بیافکن به جهانم تو آینه‌ی "خسرو شیرین دهنانی" دُردانه‌ی شب های پر از عاشقی من تو اوجِ شکوه هنرِ " نصفِ جهانی " .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد باورت هست که این عشق تو را کم دارد؟؟ طرح چشمان تو یک معحزه دارد زیرا بر سر هر مژه‌ات حالت شبنم دارد ! تو به یک تیر نگاهی ندهی دل اما شکل چشمان تو یک لذت مبهم دارد بسکه دوری زبرم یکسره کارم گریه است گوییا از غم تو شور محرم دارد.... عشق تو نقطه ی آغاز همه ویرانی است این خرابی مرا زلزله ی بم دارد .... من به یک جرعه از آن جام تهی خود مستم که سرانجام مرا عشق تو با هم دارد هم بوسه هرگز نشود مایه ی آرامش من بغلم کن که دلم بی تو بسی غم دارد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا