eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
172 دنبال‌کننده
379 عکس
166 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ تو اوجِ شکوه هنرِ " نصفِ جهانی " یا شور و شعف در اثرِ " فرشچیانی " ای " ناز " تر از غنچه و ای شورِ تغزّل مضمونِ اساطیری آوازِ " بنانی " من رهگذری از "پل خواجوی" نگاهت تو " جاده ی ابریشمیِ" رهگذرانی آشفته ی چشمان توام ، زنده به آنم "زاینده " کنی "رود " هر آن دم که بخوانی سر سبزیِ باغی و پر از " کاشی و تذهیب " فیروزه‌ی کاشی شده ی " نقش جهانی " لبخند بزن ، شور بیافکن به جهانم تو آینه‌ی "خسرو شیرین دهنانی" دُردانه‌ی شب های پر از عاشقی من تو اوجِ شکوه هنرِ " نصفِ جهانی " .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد باورت هست که این عشق تو را کم دارد؟؟ طرح چشمان تو یک معحزه دارد زیرا بر سر هر مژه‌ات حالت شبنم دارد ! تو به یک تیر نگاهی ندهی دل اما شکل چشمان تو یک لذت مبهم دارد بسکه دوری زبرم یکسره کارم گریه است گوییا از غم تو شور محرم دارد.... عشق تو نقطه ی آغاز همه ویرانی است این خرابی مرا زلزله ی بم دارد .... من به یک جرعه از آن جام تهی خود مستم که سرانجام مرا عشق تو با هم دارد هم بوسه هرگز نشود مایه ی آرامش من بغلم کن که دلم بی تو بسی غم دارد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آهنگ صدای تو پر از شور اذان است جذّاب‌تر از "جاذبه‌ی ماه" بَنان است! چشم تو نه یاقوت و عقیق و نه زمرّد فیروزه‌ترین معدن الماس جهان است! شیرینی لبخند تو خرمای جنوب است! دلچسب‌تر از بامیه‌های رمضان است! گل بوسه‌ی تو قند‌تر از قند فریمان! یا نه... عسل خالص کوه سبلان است! حلوای لبت باسلوق اصل مراغه ست! خوشمزه‌تر از نان کُماج همدان است! با شهد لبت کم شد اگر رونق سوهان از بخت بد حاج‌حسین و پسران است! در وصف وجودت چه بگویم، چه نگویم؟ چشم و لب و قد تو چنین است و چنان است!...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسپار شانه‌ای ز سرِ مهر بر سرم تا زیر سایه‌ی نفست جان بیاورم بر بسترم بتاب که من در سکوتِ شب با خود تو را به خانه‌ی مهتاب می‌برم در من شکوفه کن که به لطفِ نگاهِ تو در سینه‌ بذرِ خاطره‌ات را بِپروَرم هرچند مرگ را به بغل دارمش ولی می‌دوزم عشق را به نفس‌های آخرم از گوشه‌یِ‌قفس که در‌آن حبس گشته‌ام با بالِ خاطرات به سویِ تو می‌پرم گاهی به لطف نعره‌ی مستانه‌ با قلم از باغ واژه‌ها غزلی تازه می‌خرم در زیر آفتابِ غمت بغض می‌کنم ای سرو شانه‌ات بغلِ سایه‌گسترم گاهی هم عاشقانه مرا یاد کن که من از کوچه‌ی خیال تو با شوق بگذرم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5764750279157223106.m4a
حجم: 3.4M
قابیل بی قبیله مرتضی خدایگان دکلمه: رویا ابراهیمی من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می‌کند بدجور ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می‌کند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می‌کند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می‌بازیم پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می‌کند بد جور مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را بس‌که حوا ، هوایی اش کرده ، پدرم درد می‌کند بدجور هرچه کوه بزرگ می‌بینی ، همگی روی دوش من هستند عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می‌کند بدجور تو فقط صبر می‌کنی تجویز ، من فقط صبر می‌کنم یکریز بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می‌کند بدجور بستری کن مرا در آغوشت ، با دو نخ شعر و این هوا باران مرغ عشقی بدون همزادم ، که پرم درد می‌کند بد جور برسان قرص بوسه ـ اورژانسی ـ قرص یک ور سفید و یک ور سرخ برسان نشئه‌ای ز لب‌هایت ، که سرم درد می‌کند بدجور