eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
172 دنبال‌کننده
379 عکس
166 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی به خلوت با خیال من تکلم می‌کنی گاهی   هر آن لحظه که پیدا می شوی از دور مثل من به ناگه دست و پای خویش را گم می‌کنی گاهی  چنان دریای ناآرام و توفانی، تو روحم را اسیر موج های پر تلاطم می‌کنی گاهی  دلم پرمیشود از اشتیاق و خواهشی شیرین در آن لحظه که نامم را ترنم می‌کنی گاهی همه شعر و غزل های پر احساس مرا با شوق تو می خوانی و زیر لب تبسم می‌کنی گاهی تو هم مانند من لبریزی از شور جنون عشق یقین دارم تو هم من را تجسم می‌کنی گاهی ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ تو اوجِ شکوه هنرِ " نصفِ جهانی " یا شور و شعف در اثرِ " فرشچیانی " ای " ناز " تر از غنچه و ای شورِ تغزّل مضمونِ اساطیری آوازِ " بنانی " من رهگذری از "پل خواجوی" نگاهت تو " جاده ی ابریشمیِ" رهگذرانی آشفته ی چشمان توام ، زنده به آنم "زاینده " کنی "رود " هر آن دم که بخوانی سر سبزیِ باغی و پر از " کاشی و تذهیب " فیروزه‌ی کاشی شده ی " نقش جهانی " لبخند بزن ، شور بیافکن به جهانم تو آینه‌ی "خسرو شیرین دهنانی" دُردانه‌ی شب های پر از عاشقی من تو اوجِ شکوه هنرِ " نصفِ جهانی " .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد باورت هست که این عشق تو را کم دارد؟؟ طرح چشمان تو یک معحزه دارد زیرا بر سر هر مژه‌ات حالت شبنم دارد ! تو به یک تیر نگاهی ندهی دل اما شکل چشمان تو یک لذت مبهم دارد بسکه دوری زبرم یکسره کارم گریه است گوییا از غم تو شور محرم دارد.... عشق تو نقطه ی آغاز همه ویرانی است این خرابی مرا زلزله ی بم دارد .... من به یک جرعه از آن جام تهی خود مستم که سرانجام مرا عشق تو با هم دارد هم بوسه هرگز نشود مایه ی آرامش من بغلم کن که دلم بی تو بسی غم دارد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آهنگ صدای تو پر از شور اذان است جذّاب‌تر از "جاذبه‌ی ماه" بَنان است! چشم تو نه یاقوت و عقیق و نه زمرّد فیروزه‌ترین معدن الماس جهان است! شیرینی لبخند تو خرمای جنوب است! دلچسب‌تر از بامیه‌های رمضان است! گل بوسه‌ی تو قند‌تر از قند فریمان! یا نه... عسل خالص کوه سبلان است! حلوای لبت باسلوق اصل مراغه ست! خوشمزه‌تر از نان کُماج همدان است! با شهد لبت کم شد اگر رونق سوهان از بخت بد حاج‌حسین و پسران است! در وصف وجودت چه بگویم، چه نگویم؟ چشم و لب و قد تو چنین است و چنان است!...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسپار شانه‌ای ز سرِ مهر بر سرم تا زیر سایه‌ی نفست جان بیاورم بر بسترم بتاب که من در سکوتِ شب با خود تو را به خانه‌ی مهتاب می‌برم در من شکوفه کن که به لطفِ نگاهِ تو در سینه‌ بذرِ خاطره‌ات را بِپروَرم هرچند مرگ را به بغل دارمش ولی می‌دوزم عشق را به نفس‌های آخرم از گوشه‌یِ‌قفس که در‌آن حبس گشته‌ام با بالِ خاطرات به سویِ تو می‌پرم گاهی به لطف نعره‌ی مستانه‌ با قلم از باغ واژه‌ها غزلی تازه می‌خرم در زیر آفتابِ غمت بغض می‌کنم ای سرو شانه‌ات بغلِ سایه‌گسترم گاهی هم عاشقانه مرا یاد کن که من از کوچه‌ی خیال تو با شوق بگذرم