دل به هــــرکس میسپارم بـا دلم بد میکند
در جــواب خوبــی ام او ظلم بی حد میکند
دل به هـــرکس میسپـارم میزند زخم زبان
دربروی خنــده ها را با غــم اش سد میکند
درجوانی پیرگشتن اتفــاقی ساده نیست
پهلــوان را غصه ها آری کمـــان قـد میکند
زخــم از بیگانه خوردن صـد برابر بهتر است
دشمنی هـــا با دلـم آنـکه نبــــاید میکند
بس جفا دیـدم مــن از این روزگـار لعنتی
زندگــی با قلب من هـرآنچه خواهد میکند
دل حریف طعنه هــای مردم بی درد نیست
عشق رااین سینه ی سوزان من ردمیکند
#جواد_الماسی
زندگی در لحظه های با تو زیبا میشود
غم خودش هم گوشه ای غمگین و تنها میشود
ماه هم وقتی تورا میبیند از رو میرود
میرود گم میشود،خورشید پیدا میشود
در نظام روز و شب تو اختلاف آورده ای
سر بچرخانی گلم،امروز فردا میشود
هدهدی در قهوه ام دیدم،خداراشکر که
خیر در کار است و این معشوق پیدا میشود
عشق یک تصنیف پر معنا و زیبایی ست که
با عبور باد در موی تو اجرا میشود
بیش از این چیزی نمیگویم که میدانم عزیز
بر سرت بین منو یک شهر دعوا میشود
#امیر_حسین_مالکی
گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هرچه کردم هر چه آه انگار آرامم نکرد
روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل
گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد
بیتو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
دردِ دل با سایهی دیوار آرامم نکرد
خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد
سوختم آنگونه در تب، آه از مادر بپرس
دستمال تببر نمدار آرامم نکرد
ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
#نجمه_زارع
نگاهت ميكنم، خاموش و خاموشي زبان دارد
زبانِ عاشقان، چشم است و چشم، از دل نشان دارد
چه خواهشها در اين خاموشيِ گوياست، نشنيدي؟
تو هم چيزي بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد
بيا تا آنچه از دل ميرسد، بر ديده بنشانيم
زبانبازي به حرف و صوت، معني را زيان دارد
چو هم پرواز خورشيدي مكن از سوختن پروا
كه جفتِ جانِ ما، در باغِ آتش آشيان دارد
الا اي آتشين پيكر، بر آي، از خاك و خاكستر
خوشا آن مرغِ بالاپر، كه بالِ كهكشان دارد
زمان فرسود ديدم، هرچه از عهدِ ازل ديدم
زهي اين عشقِ عاشقكش، كه عهدِ بي زمان دارد
ببين داسِ بلا، اي دل مشو زين داستان غافل
كه دستِ غارتِ باغ است و قصدِ ارغوان دارد
درونها شرحه شرحهست، از دم و داغ جدايي ها
بيا از بانگِ ني بشنو، كه شرحي خون فشان دارد
دهانِ سايه ميبندند و باز از عشوه عشقت
خروشِ جانِ او آوازه در گوشِ جهان دارد
#هوشنگ_ابتهاج
4_5954022959541652979.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
#دکلمه
شعری که تو می گویی، وصفی که تو می جویی
پر می دهد این دل را، پروانه صفت سویی
عطری که تو می بویی، راهی که تو می پویی
دانم همه سرمست و همراه ره اویی
دانی که تو را جوید چون غنچه تو را بوید
بهر نگه خلقش او چشم و تو ابرویی
خود قدر وفایش دان این خط صفایش خوان
بهر سخن این عشق او برده تو را سویی
خوانم همه با مهرش، اهدا شده این شعرش
ای دل تو بدان و جان، چون مرحمت اویی
این بنده تو را پویم با عشق تو را جویم
دانم که تو هم با عشق، این بنده خودجویی
#ابراهیم_روزبهانی
خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگه دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لَوحَشَ الله
که عمر خضر می بخشد زلالش
میان جعفر آباد و مصلّی
عبیر آمیز می آید شِمالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی
بجوی از مردم صاحب کمالش
که نام قند مصری برد آنجا
که شیرینان ندادند انفعالش
صبا زان لولی شنگول سرمست
چه داری آگهی چون است حالش
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
دلا چون شیر مادر کن حلالش
مکن از خواب بیدارم خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش
چرا #حافظ چو می ترسیدی از هجر
نگردی شکر ایام وصالش
روز شیراز مبارکباد