eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
173 دنبال‌کننده
383 عکس
167 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
عاشقش هستم ولی انکار و حاشا میکند دلبرم هر لحظه غم را در دلم جا می کند بیگمان گم می کند آسان مرا در قلب خویش مثلِ آن کاری که با یک قطره، دریا می کند رفتنی با هر بهانه می رود از دست تو ماندنی امّا خودش ، راهی مهیّا می کند وعده‌ی دیدار ما پیوسته فردا بوده است چون رسد فردا حَوالت را به فردا می کند داروی هر دردِ بی‌درمان لب نوشین اوست جای من، لب را به یک آیینه اهدا می کند شاکی ام از او ولی، ازحق نباید بگذریم عطر گیسویش خدا‌را مست‌وشیدا می کند شال سبزش را که بر سر می نشاند ماهِ من از نگاه دین فروشان، فتنه برپا میکند باعث زیباییِ هر منظری می گردد او از دلِ هر سنگ خارا، گل شکوفا میکند سوی دلبر می روم در ساعتِ دلدادگی عاشقش هستم ولی انکار و حاشا میکند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فخر است برایش که بخوانند فقیرش شاهی که به درگاه تو افتاد مسیرش پیش تو که بر خاک و بر افلاک امیری خاکش به سر آنکس که بخوانند امیرش هرکس که به انکار تو و قدر تو پرداخت سلطان هم اگر بود کشیدند به زیرش بی مهر تو این گمشده سیاره‌ی تاریک آبستن رنج است؛ چه صحرا، چه کویرش دل سوی تو آورده پناه از غم دنیا این طفل یتیم است در آغوش بگیرش پیش تو مرا پیشکشی نیست جز این شعر منت به سر من بگذار و بپذیرش
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺 🍃🍂🌺🍃🍂🌺 🍂🌺🍂 🌺 خورشید خم شد تا نگاهت را ببوسد گل غنچه شد تا قرص ماهت را ببوسد هفت آسمان افتاد در آیینه ی آب تا لحظه ای ردّ نگاهت را ببوسد افتاده حتی سایه ی خورشید بر خاک تا ذره ای از گرد راهت را ببوسد شب خیمه زد بر سایه روشن های نیزار تا تار مژگان سیاهت را ببوسد در برکه خم شد روی عکس ماه در آب نیلوفری، تا روی ماهت را ببوسد با سوز سینه بر لب تفتیده ی عشق آتش زدی تا دود آهت را ببوسد دل آستین افشاند و بر وهم دو عالم تا آستان بارگاهت را ببوسد 🌺 🍂🌺🍂 🍃🍂🌺🍃🍂🌺 ✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"برج خلیفه‌ای" و منِ ساده "ارگ بم" سوء تفاهم است من و تو کنار هم حال و هوای قصر شما عشق و شور و حال حال و هوای کلبه‌ی من؛ شعر محتشم ظرف دعا پر از تو شد اما چه فایده... دیگر نهال معجزه را آب می‌دهم لعنت به واژگان جدیدی که بین ماست از "عشقم" و "نفس" شده "آقای محترم" گرچه دلم شکست ولی تو نبُرده‌ای "دار الجزا"ست زندگی و نیست جای غم