eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
173 دنبال‌کننده
385 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یارا، بهشتْ صحبتِ یارانِ همدم است دیدارِ یارِ نامتناسب، جهنم است هر دم که در حضور، عزیزی برآوری دریاب کز حیات جهانْ حاصل، آن دَم است نه هَرکه چِشم و گوش و دهان دارد آدمی‌ست بَس دیو را که صورتِ فرزندِ آدم است هرگز حَسَد نبُرده و حسرت نخورده‌ام جز بر دو رویِ یارِ موافق که در هم است آرام نیست در همه عالم به‌اتفاق، ور هست در مجاورتِ یارِ محرم است دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف؛ "لیکن رفیق بر همه چیزی مُقدّم است"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ماسک بر لب عشوه پنهان خود دارد گلم خنده با چشمان پر  مژگان خود دارد گلم گاهگاهی هم پیامک می فرستد صبح ها یاد ما را در دل و در جان خود دارد گلم گفت روزی با تو و عشق تو من مومن شدم برگمانم  تکیه بر ایمان خود دارد گلم از نگاه مهربانش می توان فهمید باز او  وفا بر عهد و بر پیمان خود دارد گلم می کند ارشاد مویش را نسیم صبحگاه حرفها با زلف زرافشان خود دارد گلم فارسی را چونکه  با رشتی تلفظ می کند لهجه ی شیرین خوش الحان خود دارد گلم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چشم من، چشم تو را دید ولے دیدہ نشد من همانم ڪہ پسندید و پسندیدہ نشد . یاد لب‌هاے تو افتادم و با خود گفتم غنچه‌اے بود ڪہ گل ڪرد ولے چیدہ نشد . من نظربازم و ڪم معصیتے نیست ولی چہ بسا طعنہ زدن‌هاے تو بخشیدہ نشد . اے ڪہ مهرت نرسیدہ است بہ من، باور ڪن هیچ ڪس قدر من از قهر تو رنجیدہ نشد . عاشقت بودم و این را بہ هزاران ترفند سعے ڪردم ڪہ بفهمانم و فهمیدہ نشد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
انگار که از مشت قفس رستی و رفتی یک‌باره به روی همه در بستی و رفتی هر لحظه‌ی همراهی ما خاطره‌ای بود اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی نفرین به وفاداری‌ات ای دوست که با من پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی چون خاطره‌ی غنچه‌ی پرپر شده در باد در حافظه‌ی باغچه‌ها هستی و رفتی جا ماندن تصویر تو در سینه‌ی من! آه! این آینه را آه که نشکستی و رفتی ‌ ‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی بلندمی پرم اما ، نه آن هوا که تویی تمام طول خط از نقطه ی که پر شده است از ابتدا که تویی تا به انتها که تویی ضمیر ها بدل اسم اعظم اند همه از او و ما که منم تا من و شما که تویی تویی جواب سوال قدیم بود و نبود چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا که تویی به عشق معنی پیچیده داده ای و به زن قدیم تازه و بی مرز بسته تا که تویی به رغم خار مغیلان نه مرد نیم رهم از این سفر همه پایان آن خوشا که تویی جدا از این من و ما و رها ز چون و چرا کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویی نهادم آینه ای پیش روی آینه ات جهان پر از تو و من شد پر از خدا که تویی تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده ای نوشته ها که تویی نانوشته ها که تویی