eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
388 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
چند خطی گله دارم ز غمت می‌خوانی؟ تـا تـه ایـن غـزلم خیره به من می‌مانی؟ خبرت هست نفس در دلِ من تنگ شده؟ خبرت هست که هم دردی و هم درمانی؟ خبرت هست که در تنگه‌ی دریایِ جنون ساحل امن منی،،،موجِ منی،،،طوفانی؟ تنِ تو قبله و چشمانِ تو قرآن من است پـایـه‌یِ کـفـر مـنـی،،،از طـرفی ایمـانی "فَتَبارَک"...که خدا گفت به چشمانِ تو گفت شـأن نـازل شـدن آیـه‌ای از قـرآنی عشقت آلوده به خونم شده جریان دارد وَ تو چون روح به تن،،، مستتری در جانی بس تبر زد به تنم خاطره‌‌هایت شب و روز مُرد،،،افتاد،،، زمین خورد دلم،،،می‌دانی؟ ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تنها ستاره‌ی شب تارم، شبت بخیر! تار است بی تو لیل و نهارم، شبت بخیر ای سر به شانه‌‌‌های رقیبان گذاشته کی سر به شانه‌ات بگذارم؟ شبت بخیر... تو در کنار کیستی امشب که سالهاست غیر از غم تو نیست کنارم، شبت بخیر بسیار زخم بر دل خونم زدی و آه تا صبح می‌شود بشمارم... شبت بخیر هرچند بی‌تو تاب نمی‌آورم، برو هرچند بی‌تو خواب ندارم، شبت بخیر رفتی اگرچه وقت خداحافظی نبود دیگر نشد بهانه بیارم، شبت بخیر...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی یک آسمان پرندگی ام دادی و مرا در تنگنای از تو پریدن گذاشتی وقتی که آب و دانه برایم نریختی وقتی کلید در قفس من گذاشتی امروز از همیشه پشیمان تر آمدی دنبال من بنای دویدن گذاشتی من نیستم... نگاه کن این باغ سوخته تاوان آتشی ست که روشن گذاشتی گیرم هنوز تشنه حرف توام ولی گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟! آلوچه های چشم تو مثل گذشته اند اما برای من دل چیدن گذاشتی؟ حالا برو برو که تو این نان تلخ را در سفره ای به سادگی من گذاشتی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روزگاریست که من معرکه دارش شده ام مثل عیسی سند چوبه ی دارش شده ام باورم کن که چنان عقربه ی خانه بدوش پا به پای دل خود لحظه شمارش شده ام هوس چیدن یک سیب پر از وسوسه است باغ چشمت که هواخواه بهارش شده ام میرسد تا به قفس های بلورین گناه جاده ی سرد سکوتی که غبارش شده ام انتظار و قفس این همه تکرار سکوت سرنوشتی است که من سخت دچارش شده ام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به نام نامی قلبم  به نام حضرت دوست که هر چه شعر سرودم فقط به خاطر اوست اگر چه سوخته این دل در آتش دوری ولی امید وصالش برای من داروست نشد که لحظه ای از صید او شوم غافل شبیه چشم پلنگی که در پی آهوست میان دشت شقایق وَ یا اقاقی و یاس همیشه شوق نگاهم به شاخه ی شب بوست قسم به لحن صدا و به تار موهایش برای من به ابد او همان گل خوشبوست به ناله های دل بیقرار من سوگند که هر چه شعر سرودم فقط به خاطر اوست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا