تنها ستارهی شب تارم، شبت بخیر!
تار است بی تو لیل و نهارم، شبت بخیر
ای سر به شانههای رقیبان گذاشته
کی سر به شانهات بگذارم؟ شبت بخیر...
تو در کنار کیستی امشب که سالهاست
غیر از غم تو نیست کنارم، شبت بخیر
بسیار زخم بر دل خونم زدی و آه
تا صبح میشود بشمارم... شبت بخیر
هرچند بیتو تاب نمیآورم، برو
هرچند بیتو خواب ندارم، شبت بخیر
رفتی اگرچه وقت خداحافظی نبود
دیگر نشد بهانه بیارم، شبت بخیر...
#سجاد_سامانی
عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی
بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی
یک آسمان پرندگی ام دادی و مرا
در تنگنای از تو پریدن گذاشتی
وقتی که آب و دانه برایم نریختی
وقتی کلید در قفس من گذاشتی
امروز از همیشه پشیمان تر آمدی
دنبال من بنای دویدن گذاشتی
من نیستم... نگاه کن این باغ سوخته
تاوان آتشی ست که روشن گذاشتی
گیرم هنوز تشنه حرف توام ولی
گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟!
آلوچه های چشم تو مثل گذشته اند
اما برای من دل چیدن گذاشتی؟
حالا برو برو که تو این نان تلخ را
در سفره ای به سادگی من گذاشتی
#مهدی_فرجی
روزگاریست که من معرکه دارش شده ام
مثل عیسی سند چوبه ی دارش شده ام
باورم کن که چنان عقربه ی خانه بدوش
پا به پای دل خود لحظه شمارش شده ام
هوس چیدن یک سیب پر از وسوسه است
باغ چشمت که هواخواه بهارش شده ام
میرسد تا به قفس های بلورین گناه
جاده ی سرد سکوتی که غبارش شده ام
انتظار و قفس این همه تکرار سکوت
سرنوشتی است که من سخت دچارش شده ام
#امجد_زمانی
به نام نامی قلبم به نام حضرت دوست
که هر چه شعر سرودم فقط به خاطر اوست
اگر چه سوخته این دل در آتش دوری
ولی امید وصالش برای من داروست
نشد که لحظه ای از صید او شوم غافل
شبیه چشم پلنگی که در پی آهوست
میان دشت شقایق وَ یا اقاقی و یاس
همیشه شوق نگاهم به شاخه ی شب بوست
قسم به لحن صدا و به تار موهایش
برای من به ابد او همان گل خوشبوست
به ناله های دل بیقرار من سوگند
که هر چه شعر سرودم فقط به خاطر اوست
#مریم_صفری
🌟ذکر صحیح🌟
امشب که دو چشمت به من زار ترین است
منظومه ترین دفتر خورشید زمین است
رازی است نهان چون غزل صبح نگاهت
هم ساغر و پیمانه و هم دین و یقین است
احساس بلندی که سر تاک دل ماست
آویزه ی انگور ، سر خوشه ی دین است
ای وای که بر ما نفس باد بهاران
پرورده ی آهی است که با شعله عجین است
تندیس خیالی که نظر بر نظر ماست
تصویر مدام از قد جبریل امین است
افسوس که گفتند به ما ذکر فلان است
چون ذکر مناجات و دعای سحر این است
جانی که سلامت برم از محضر عشقت
نا لایق و بی مایه و گمراه ترین است
#ایمان_کاظمی