eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
392 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروخت با همان چشمی که می زد زخم مرهم می فروخت زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر مرگ را همچون شراب ناب کم کم می فروخت در تمام سالهای رفته بر ما روزگار شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها گلفروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به سینه می‌زندم سر دلی که کرده هوایت! دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت! نه یوسفم نه سیاوش به نَفس‌کشتن و پرهیز که آوَرَد دلم ای دوست! تابِ وسوسه‌هایت تو را ز جرگه‌ی انبوهِ خاطراتِ قدیمی برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست نمی‌کنم اگر ای دوست! سهل و زود رهایت گره به کارِ من افتاده است از غمِ غربت کجاست چابکیِ دست‌های عقده‌گشایت؟! به کبرِ شعر مبینم که داده تکیه به افلاک به خاکساریِ دل بین که سر نهاده به پایت! «دلم گرفته برایت» زبانِ ساده‌ی عشق است سلیس و ساده بگویم: «دلم گرفته برایت!»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجله ادبــــسـتان
#روزگار_غریب #علیرضا_قربانی قایقِ قسمت اگر دور کند از تو مرا رود را سمت تو برعکس شنا خواهم کرد 💠
نمانده در دلم دگر توان دوری چه سود از این سکوت و آه از این صبوری تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد نمانده در دلم دگر توان دوری چه سود از این سکوت و آه از این صبوری تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد نمانده در دلم دگر توان دوری چه سود از این سکوت و آه از این صبوری تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بی تو الفبای غزل یعنی، جمع سی و دو حرف تکراری در بیت هایی خالی و خاموش، سطحی و بی احساس و بازاری تو سوره ی ناب تماشایی، تفسیر تو کار خدایان است در تو تمام آیه ها جمعند، با جلوه های ناب دیداری حتما خدا با قدرت بسیار، بر بستر روی تو بی تکرار بالاتر از زیباترین آثار، آن چشم ها را کرده معماری در بوسه هایت رازِ شیرینِ، مرگ آوری پنهان شده شاید مانندِ رازِ مخفیِ تویِ، آن قهوه ی معروفِ قاجاری موهای تو باشیوه ای مخصوص، از لحظه ای که بازشان کردی کرده تمام شاعران را سخت، درگیر فعالیت کاری اکسیر لبخند تو را روزی، در استکانی آب اگر ریزند یک جرعه از آن می شود فوراً، درمانگر انواع بیماری بسیار خوش بینانه مقداری، شیرین شبیهت بوده که فرهاد یک عمر شد با دیدن رویش، در بیستون مشغول حجاری آزادی محدود و زندان وار، خشک و زمخت و تلخ و ماشین وار دوریِ تو حالی چنین دارد... چون روزهای سخت اجباری!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا