eitaa logo
🇮🇷 ๛شیفتهــ
214 دنبال‌کننده
89 عکس
25 ویدیو
23 فایل
پراکندگی های به هم پیوسته. معنا در جست و جوی انسان. فلسفه در زندگی روزمره. ادبیاتِ برآمده از زخم های ‌واقعی🌚 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_vccktwk&btn=شیفته «دفترچه » https://eitaa.com/shifte530
مشاهده در ایتا
دانلود
واژه استیصال در فرهنگ نامه فارسی به معنای  اضطرار، پریشانی، تهیدستی، درماندگی، عجز ، فلاکت، لاعلاجی، ناچاری است . این روز ها به معنای واقعی مستاصلم ،مستاصلم از اشتباه من مضطربم از به هر دری زدن و نیافتن امنیت پریشانم از نبودنت،تهیدستم چون ندارمت درمانده ام چون به آنی با حرف ها می‌شکنم عاجزم از درک کردن های زیاد و درک نشدن های هر روزه. گاها فکر می کنم  تلاش بر کامل بودن در روابط روزانه ام  بزرگترین اشتباه من است. اینکه عیب های اطرافیانم را مانند خودشان به آنها یاد آوری نمی کنم.اینکه به راحتی از موضع خودم کوتاه می آیم .اینکه با دانستن آنکه حق اعتراض دارم معترض نمی شوم نشانه بزرگواری من نیست من فقط مستاصلم از جنگیدن های بی نتیجه حرف زدن های بی حاصل و محبت کردن های بی دریغ ، و در نتیجه اش تنها .... من مستاصلم من یک شیفته ی ِ خورد شده ی ِمستاصل و بی پناهم. ๛شیفتهــ
هنوز مشخص نشده که در آن دنیا، سوختن ستمگر چه سودی برای ستم‌دیدگانِ این دنیا دارد. «نیچه » اما شاید اگر نیچه را می دیدم از او می‌پرسیدم که آیا قرار است با سوختن ستمگر سودی به ستم دیده برسد ؟ و یا عدالت خدا بر این اساس است که هر کس به نتیجه عمل خود برسد ؟ و آیا خدا توانایی پاداش دادن به ستم دیده را بدون عذاب کردن ستمگر ندارد ؟ فکر می‌کنم نیچه هرگز مفهوم عدالت را به درستی نفهمید! اینکه عدالت باید چیزی ورای عذاب کردن ستمگر برای سود رساندن به ستم دیده باشد  چیزی به تکامل « هرکس نتیجه عمل خودش و هر کس متناسب با شرایط خودش !» ๛شیفتهــ
🇮🇷 ๛شیفتهــ
هنوز مشخص نشده که در آن دنیا، سوختن ستمگر چه سودی برای ستم‌دیدگانِ این دنیا دارد. «نیچه » اما شاید
این چند وقتی که نیچه می خوانم اورا دوست دارم مانند فروغ هیچ کدام حزین نیستند ولی هر دو خسته ، افسرده و غمگین اند ...
«به نام خدا» نمی دانم دقیقا از کجا شروع به نوشتن کنم؛ از کدام داستان،از کدام باور،از کدام بازی ،از کدام جنایت بشری- حقیقت همه داستان ها همین است؛ ورود یک انسان به دنیای دیگری ها، تقابل انسان های خاکستریِ تیره و روشن ، دروغگو های صادق، باور پذیر های بدون باور ،مومن های بی ایمان ... جایی در لحظه ای،نمی دانم دقیقا کجا، اما داستان اینطور شروع شد، دیدن چند بعدی انسان ها، انسان های عجیب و غریب، قهرمان های منفی و شرور،حقیقت آن است که- خارج از باور های دینی، شما انسان کامل را نمی یابید؛ هیچ ابر قهرمانی کاملا بی نقص نیست. شاید اگر کمی در زندگی یک ابر قهرمان دقیق شویم؛ ببینیم که او هم گاهی فریاد زده! چرا یک پدر بد اخلاق چاق را در قامت یک سوپر من ،که با دیگر کودکان مهربان است نمی بینیم؟ چرا در ذهن ما یک قاتل سریالی وحشی،نمی تواند یک انسان خوش برخورد با خانواده ی خودباشد؟ اکثر انسان ها قاتل سریالی نمی شوند. همه ی پدر های بدخلاق چاق هم سوپر من نخواهند بود. شما می توانید یک مادر عالی باشید، درحالی که یک زن منفور در جامعه هستید . و می توانید یک مرد خشن در خانه، و حتی دیوانه ی باشید،که جامعه به او به چشم فرشته نگاه خواهد کرد. داستان ها و روایتِ زندگی های بشر، آنقدر پیچیده است،که هیچ نویسنده ی؛ نمی تواند هیچ شخصیتِ کاملا واقعیی را خلق کند. مگر اینکه تمام خودش را به خواننده هدیه کند .که البته ! باز هم شخصیتی کاملا حقیقی را مشاهده، نخواهیم کرد. چرا که واقعیت این است که تمام ابعاد شخصیت یک انسان، هرگز کشف نخواهد شد.حتی توسط خودش !
برتراند راسل می گوید : «ایمان آوردن راحت تر از فکر کردن است از این رو تعداد مومنان بسیار بیشتر از متفکران است .» معنای کلمات :«تعامل در معنای کلمات گاهی انسان را از پذیرش بسیاری از مفاهیم و حرف های به ظاهر روشنفکرانه نجات می‌دهد  . واژه های مهم در تعریف بالا «ایمان» «فکر کردن» «متفکر»و «مومن» است  و سوال من از خودم که  قبل تر مجذوب این تعریف بودم این است :« که آیا بدون تفکر میتوان ایمان آورد؟ آیا پذیرش بدون تفکر را می توانیم ایمان بنامیم ؟ در جواب هر دو سوال به خودم پاسخ می‌دهم که خیر این چنین نیست هر پذیرشی ایمان و هر پذیرنده ای مومن نیست  و کاملا بر این باورم که تعداد مومنان در جهان بسیار کمتر از متفکران  و تعداد متفکران بسیار کمتر از پذیرندگان است.» پس می‌توان دیدگاه راسل را اینگونه اصلاح کرد: «پذیرفتن عقاید دیگران بسیار راحت تر از تفکر است به همین دلیل تعداد افرادی که بدون تعقل چیزی را می پذیرند ،بیشتر از کسانی است که با تفکر صحیح ایمان می آورند .» ✍🏻تراوشاتی از میان مغالطات کلامی ๛شیفتهــ
🇮🇷 ๛شیفتهــ
برتراند راسل می گوید : «ایمان آوردن راحت تر از فکر کردن است از این رو تعداد مومنان بسیار بیشتر از م
اوایل که فلسفه غرب می خونی و سطحی می خونی اینجوریه که به نظرت نظریاتشون احمقانه میاد... جلو تر که میری متوجه میشی نه سطحی نیست فقط باید کامل بخونی 🚶‍♀ البته من همچنان نقد دارم فقط به نظرم احماقانه نیست
🇮🇷 ๛شیفتهــ
برتراند راسل می گوید : «ایمان آوردن راحت تر از فکر کردن است از این رو تعداد مومنان بسیار بیشتر از م
«ایمان در نگاه شیفته» ایمان، یعنی تعادل در قوای ادراکی « شهود، عقل، تجربه » نه عقل به تنهایی ، نه شهود به تنهایی و نه تجربه به تنهایی پا فشاری بر هر کدام این ها می تواند انسان را به نوعی جزم اندیشی دچار کند. انسان جزم اندیش نمی تواند و یا نخواسته که بتواند مومن باشد، در مواردی افراد جزم اندیش در حوزه عقل و تجربه تلاش کرده اند نشان دهند که جزم اندیشان در مسئله شهود، جزم اندیش اند! این می شود نوعی جهل مرکب چون تجربه را ، و عقل را مشمول جزم اندیشی نمی دانند، خلاصه ماجرا اینکه بشر هرچه کشیده از جزم اندیشی کشیده... ๛شیفتهــ
🇮🇷 ๛شیفتهــ
«به نام خدا» #قمست_اول نمی دانم دقیقا از کجا شروع به نوشتن کنم؛ از کدام داستان،از کدام باور،از کد
از داستانی که اگر حال داشتید بخونید! حالا بیایید باهم، بیشتر به دنیای من نگاه کنیم،از زاویه چشمان من ، می خواهم از دریچه چشم یک دیگری از بین بادامی های من دنیا را ببنید، من! (دخترک متوهم پریشان حال آشوب زده)، بارها تلاش کردم زندگی یک دیگری را روایت کنم. در کالبدِ شخصیت های خیالیِ قصه هایم فرو بروم حتی آدم های زیادی را با تلاش زیاد مشاهده کردم اما ، راستش را بگویم ما نمی توانیم وارد کالبد و روح دیگری های زندگیمان شویم .شاید هم بتوانیم! بگذار یک بار دیگر امتحان کنیم ،سفر کنیم درون من، برای شناختن دیگری های زندگی من، با توجه به من، راستش را بخواهید؛ نود درصد داده هایی که از دیگران می‌بینیم، من ماست. فکر کنم در روانشناسی به آن ایگو می گویند. من ِتو ، منِ ما،من! دنیای عجیب من های سفر کرده،در دنیای ناشناخته های تلخ شیرین نما… گفتم شیرین ، لابد،شیرین را می شناسید؛ شیرین سرزمینِ افسانه های فرهاد، فرهاد پریشانِ کوه کن،داستان عجیبی ست همه ما در این ماجرا می توانیم از دید های مختلف،قصه را بخوانیم. چشم بچرخوانیم و شخصیت های خاکستری را سیاه و سفید کنیم ... اصلا ،همین پرنده ی دوست نداشتنیِ کنجِ اتاقِ من، پرنده ای بیمار که برای صبحانه حتما باید یک چیز گوشتی بخورد،تا کمتر غاربزند و مغزم را با ور ور هایش سوراخ کند.روزی یک تکه مرغ یا جوجه ی زنده که بتواند؛ خودش، آن را با روش خودش، خفه کند. انداختمش توی قفس، سعی کردم به خوردش گیاه بدهم و دانه های خوب، اما او گوشت را می پسندد، اگر گوشت نخورد بیمار می شودو کز می کند یک گوشه ی قفس،بد هم پر ریزه می گیرد. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_c7vfqnp&btn=شیفته... ๛شیفتهــ
فلسفه ذهن و معنی.pdf
حجم: 5.7M
📔 فلسفه ذهن و معنی 📝 یونس ادیانی
415.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همین الان یه چیزی خوندم تا حد زیادی روحم رو به بازی گرفت گفتم برای شمام بگم، به بازی بگیرمتون... دکارت معتقد بود که حیوانات احساس ، ذهن و ادراک ندارن، پس در نتیجه مثل ماشین عمل می‌کنن و خب مثلا درد رو کلا حس نمی کنن به نظرشم حرفش درست بود، یه تعدادی از دانشمندای علوم تجربی با استناد به این حرف دکارت بدون بیهوش و بی حس کردن حیوونا شروع به تشریحشون کردن ، و تازه صدای ناله ی حیوونا رو می‌شنیدن و می‌گفتن مشکلی نیست اینا از درد نیست این حیونا مثل ماشین می مونن این صداشونم مثل این میمونه که یه دستگاه مکانیکی رو روغن کاری کنی ، صدای جیر جیر بده ... به شخصه می‌تونم برای این حیوونا تمام عمرم گریه کنم... ๛شیفتهــ