eitaa logo
🇮🇷 ๛شیفتهــ
214 دنبال‌کننده
89 عکس
25 ویدیو
23 فایل
پراکندگی های به هم پیوسته. معنا در جست و جوی انسان. فلسفه در زندگی روزمره. ادبیاتِ برآمده از زخم های ‌واقعی🌚 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_vccktwk&btn=شیفته «دفترچه » https://eitaa.com/shifte530
مشاهده در ایتا
دانلود
واژه شیفته در فرهنگ زبان فارسی به معنای عاشق ،سرگشته، حیران و دلباخته است. و اما،درک من از این واژه چیزی ست،مانند کودکی گم شده در میان هزاران سرگرمی در حال چنگ زدن به ریسمان‌های گوناگون برای یافتن منبع آرامش و این آرامش کجاست؟! ๛شیفتهــ
واقعیت آن است،که زندگی جز‌عشق نیست‌ و‌ این عشق، نمی تواند مفهومی باشد کوچک‌ و‌ جسمانی‌ محدود‌ به‌ روابطی ساده در میان دو جسم بلکه به تعبیر من عشق را باید این‌گونه معنا کرد،حل شدنِ وجودی روحانی‌در‌میانِ معنا و این معنا همان عشق است. و تعبیر من از معشوق‌،چیزیست وابسته به روح‌؛‌معشوق راباید مفهومی وسیع‌تر بدانیم‌ ازعاشق،مفهومی مانند آبِ جاری ِ یک رود،آبی جاری که عاشق را با خود می کشاند به سوی مقصد‌ و تعبیر من از مقصد چیزیست شبیه حل شدن عاشق در وجود معشوق و حل شدن یعنی چیزی جز معشوق باقی نماند و این اوج تعالی برای عاشق است؛ اینکه هم عاشق است و هم معشوق!                                                                                        شیفتهــ๛
گاهی با خودم فکر می‌کنم که حزن هم چیز خوبیست؛ انسان حزین بیشتر فکر می‌کند، بیشتر می اندیشد‌ و بیشتر تلاش می‌کند که بفهمد و یا بلعکس ، انسان اندیشمند  است که درگیر حزن است اما هرچه که هست. معتقدم حزن و فهم رابطه تنگاتنگی با یک دیگر دارند ؛ رابطه‌ ای که شخصاً نمیدانم کدام علت دیگری‌ست . ๛شیفتهــ
اینکه انسان  می تواند از کلمه ی واحد معانی متفاوتی برداشت کند و یا از کلمات متفاوت معنای واحدی را بگیرد، مرا به حیرت وا می دارد. اینکه  توانایی این را دارد که به چیز هایی بیندیشد که  وجود ندارد و یا چیز های که وجود دارد را نادیده بگیرد باز هم مایع شگفتی من است؛ اینکه، گاها با دیدن حیوانی مریض ساعت ها می‌گرید و شاید از  مرگ میلیون ها  انسان خم به آبرو نیاورد برایم حیرت آور است .بارها با دیدن این موجود حیرت آور به وجود خدا ایمان آورده ام ،خُلقیات عجیب انسان ها نمی تواند کار موجودی ساده ،بدون پیچیدگی، یا حتی کمی پیچیده باشد . این موجود دوپا که می تواند متفکر ترین و دغدغه‌مند ترین باشد و ناگهان تبدیل به موجودی کودن و بی بهره از شعور شود نمی تواند حاصل یک برخورد اتمی یا یک جهش ژنیتیکی باشد و خدا و معشوق و واقعیت همه در جواب این سوال نهفته است. که چه کسی یا چیزی باعث وجود انسان دوپاست؟ ๛شیفتهــ
اینکه قلب هایمان را به چه چیز عادت بدهیم بسیار مهم است.عادت ها در ابتدا فقط عادت اند و بعد تنها احساس اند و آنگاه که با فکر می آمیزند، معنا می شوند؛و در اثر تداوم زندگی!و معنای زندگی هر فرد می گویدکه در کدام مرحله از عشق و با کدام فاصله از معشوق و در کنار کدام دسته از عشاق قرار بگیرد. اینکه صرفا عادت کنیم و بر اساس عادات پیش برویم پست ترین مرتبه خُلقیت یک انسان است. به عقیده من آنان که تنها عادت می‌کنند و تنها عادت ها را پیش می‌برند؛ مردگانی اند متحرک، بدون درک از زندگی ،در مسیر مردگی، در انتظار ایستادن از تحرک.. ๛شیفتهــ
واژه استیصال در فرهنگ نامه فارسی به معنای  اضطرار، پریشانی، تهیدستی، درماندگی، عجز ، فلاکت، لاعلاجی، ناچاری است . این روز ها به معنای واقعی مستاصلم ،مستاصلم از اشتباه من مضطربم از به هر دری زدن و نیافتن امنیت پریشانم از نبودنت،تهیدستم چون ندارمت درمانده ام چون به آنی با حرف ها می‌شکنم عاجزم از درک کردن های زیاد و درک نشدن های هر روزه. گاها فکر می کنم  تلاش بر کامل بودن در روابط روزانه ام  بزرگترین اشتباه من است. اینکه عیب های اطرافیانم را مانند خودشان به آنها یاد آوری نمی کنم.اینکه به راحتی از موضع خودم کوتاه می آیم .اینکه با دانستن آنکه حق اعتراض دارم معترض نمی شوم نشانه بزرگواری من نیست من فقط مستاصلم از جنگیدن های بی نتیجه حرف زدن های بی حاصل و محبت کردن های بی دریغ ، و در نتیجه اش تنها .... من مستاصلم من یک شیفته ی ِ خورد شده ی ِمستاصل و بی پناهم. ๛شیفتهــ
هنوز مشخص نشده که در آن دنیا، سوختن ستمگر چه سودی برای ستم‌دیدگانِ این دنیا دارد. «نیچه » اما شاید اگر نیچه را می دیدم از او می‌پرسیدم که آیا قرار است با سوختن ستمگر سودی به ستم دیده برسد ؟ و یا عدالت خدا بر این اساس است که هر کس به نتیجه عمل خود برسد ؟ و آیا خدا توانایی پاداش دادن به ستم دیده را بدون عذاب کردن ستمگر ندارد ؟ فکر می‌کنم نیچه هرگز مفهوم عدالت را به درستی نفهمید! اینکه عدالت باید چیزی ورای عذاب کردن ستمگر برای سود رساندن به ستم دیده باشد  چیزی به تکامل « هرکس نتیجه عمل خودش و هر کس متناسب با شرایط خودش !» ๛شیفتهــ
🇮🇷 ๛شیفتهــ
هنوز مشخص نشده که در آن دنیا، سوختن ستمگر چه سودی برای ستم‌دیدگانِ این دنیا دارد. «نیچه » اما شاید
این چند وقتی که نیچه می خوانم اورا دوست دارم مانند فروغ هیچ کدام حزین نیستند ولی هر دو خسته ، افسرده و غمگین اند ...
«به نام خدا» نمی دانم دقیقا از کجا شروع به نوشتن کنم؛ از کدام داستان،از کدام باور،از کدام بازی ،از کدام جنایت بشری- حقیقت همه داستان ها همین است؛ ورود یک انسان به دنیای دیگری ها، تقابل انسان های خاکستریِ تیره و روشن ، دروغگو های صادق، باور پذیر های بدون باور ،مومن های بی ایمان ... جایی در لحظه ای،نمی دانم دقیقا کجا، اما داستان اینطور شروع شد، دیدن چند بعدی انسان ها، انسان های عجیب و غریب، قهرمان های منفی و شرور،حقیقت آن است که- خارج از باور های دینی، شما انسان کامل را نمی یابید؛ هیچ ابر قهرمانی کاملا بی نقص نیست. شاید اگر کمی در زندگی یک ابر قهرمان دقیق شویم؛ ببینیم که او هم گاهی فریاد زده! چرا یک پدر بد اخلاق چاق را در قامت یک سوپر من ،که با دیگر کودکان مهربان است نمی بینیم؟ چرا در ذهن ما یک قاتل سریالی وحشی،نمی تواند یک انسان خوش برخورد با خانواده ی خودباشد؟ اکثر انسان ها قاتل سریالی نمی شوند. همه ی پدر های بدخلاق چاق هم سوپر من نخواهند بود. شما می توانید یک مادر عالی باشید، درحالی که یک زن منفور در جامعه هستید . و می توانید یک مرد خشن در خانه، و حتی دیوانه ی باشید،که جامعه به او به چشم فرشته نگاه خواهد کرد. داستان ها و روایتِ زندگی های بشر، آنقدر پیچیده است،که هیچ نویسنده ی؛ نمی تواند هیچ شخصیتِ کاملا واقعیی را خلق کند. مگر اینکه تمام خودش را به خواننده هدیه کند .که البته ! باز هم شخصیتی کاملا حقیقی را مشاهده، نخواهیم کرد. چرا که واقعیت این است که تمام ابعاد شخصیت یک انسان، هرگز کشف نخواهد شد.حتی توسط خودش !
برتراند راسل می گوید : «ایمان آوردن راحت تر از فکر کردن است از این رو تعداد مومنان بسیار بیشتر از متفکران است .» معنای کلمات :«تعامل در معنای کلمات گاهی انسان را از پذیرش بسیاری از مفاهیم و حرف های به ظاهر روشنفکرانه نجات می‌دهد  . واژه های مهم در تعریف بالا «ایمان» «فکر کردن» «متفکر»و «مومن» است  و سوال من از خودم که  قبل تر مجذوب این تعریف بودم این است :« که آیا بدون تفکر میتوان ایمان آورد؟ آیا پذیرش بدون تفکر را می توانیم ایمان بنامیم ؟ در جواب هر دو سوال به خودم پاسخ می‌دهم که خیر این چنین نیست هر پذیرشی ایمان و هر پذیرنده ای مومن نیست  و کاملا بر این باورم که تعداد مومنان در جهان بسیار کمتر از متفکران  و تعداد متفکران بسیار کمتر از پذیرندگان است.» پس می‌توان دیدگاه راسل را اینگونه اصلاح کرد: «پذیرفتن عقاید دیگران بسیار راحت تر از تفکر است به همین دلیل تعداد افرادی که بدون تعقل چیزی را می پذیرند ،بیشتر از کسانی است که با تفکر صحیح ایمان می آورند .» ✍🏻تراوشاتی از میان مغالطات کلامی ๛شیفتهــ
🇮🇷 ๛شیفتهــ
برتراند راسل می گوید : «ایمان آوردن راحت تر از فکر کردن است از این رو تعداد مومنان بسیار بیشتر از م
اوایل که فلسفه غرب می خونی و سطحی می خونی اینجوریه که به نظرت نظریاتشون احمقانه میاد... جلو تر که میری متوجه میشی نه سطحی نیست فقط باید کامل بخونی 🚶‍♀ البته من همچنان نقد دارم فقط به نظرم احماقانه نیست