🇮🇷 ๛شیفتهــ
«در وصف کرفس های زندگی» کرفسها موجوداتی هستند عاشق نور. میدوند به سمت پرتوهای کوچک ،تا میشوند تا
خدایی کرفس ها خیلی مظلومن...
به کرفس های زندگیتون عشق بورزید؛کرفس ها خیلی قشنگ تمام وجودتون رو پاک سازی می کنن ...
دقیقا همون لحظه ای که از مزشون شاکی هستید و شاید
ناراحت ،از تلخی که از نبود آب و نور بهش مبتلا شدن؛ اونا مفیدن ، کرفس ها رو بخاطر تلخی دور نریزید ...
انسان ها ...
انسان ها درد میکشند
و تفاوت در نوع درد نیست
چرا که تعداد زیادی از مردم یتیم زاده می شوند
تعداد زیادی والد بی اخلاق ، معتاد ، بی سواد یا ...را
تجربه می کنند.
تفاوت انسان ها در معنای ست که به درد هایشان می دهند ، ما موظفیم خودمان معنای درد هایمان را بسازیم ...
تا معنای حقیقی دست یابیم ...
هنوز نمی دانم معنا در سطح زندگی بشر ساختنی ست
یا یافتنی اما فکر میکنم معنا در عمق آن یافتنی ست
معنای همیشه بودنی، ماندنی ،ازلی، ابدی....
๛شیفتهــ
#قمست_اول
#عاشق_های_عاقل_عامل
« یک تقلیل احساسی ناعادلانه»
حتماً شما هم این جمله را از شهید بهشتی شنیدهاید: «برادران، خواهران، عاشق شوید مثل علی، مثل فاطمه». این را چگونه برداشت میکنید؟ آیا علی عاشق فاطمه بود؟ فاطمه عاشق علی بود؟ این روزها بسیار میبینم در کانالهای مذهبی که به این نقل قول رجوع می کنند. برای تبریک روز ازدواج. البته ازدواج هم امر مبارکی بوده و هست. اما مقصود این عالم بزرگوار چه بود؟ تنها ازدواج!؟ به عنوان شخصی که سعی در فهم معارف این بزرگ داشتهام، این را دور از شأن میدانم که ایشان عشق علی را به فاطمه محصور بداند و عشق فاطمه را به علی. پس متن دو دقیقه از سخنرانی ایشان را با همان «برادران، خواهران، عاشق شوید» در ادامه ذکر کردهام که بخوانید.
شهید بهشتی:
«انواع و اقسام حیلهها و نیرنگها را به کار بردند. تهدیدها، تطمیعها را برای شما ملت به کار بردند. یقین داشتند که با محاصره اقتصادی، با نشان دادن این چنگ و دندان، نخست راهشان به آنچه که میخواهند باز میشود. دیدند نشد! مطمئن بودند که با حمله غافلگیرانه به طبس شما مردم سر خانه عقل میآیید! دیدند شما دیوانهاید، عاقل نیستید... دیوانهی چی؟ دیوانهی خدا، دیوانهی هدف... بله آمریکا، بدان! ایران کشور عاشقان است و نه کشور عاقلان. این رهِ عشق است، راه عقل نیست. کدام عقل؟ یعنی ما واقعاً عقل نداریم؟ نه، من این عقل حسابگرِ معاملهگر را میگویم که تا آدم این عقل حسابگرِ معاملهگر را از خانه تنش بیرون نکند، عشق خدا به خانه دلش قدم نگذارد. عاشق شوید! برادرها، خواهرها، عاشق شوید! مسلمان عاشق است، عاشق خداست، عاشق حق است، عاشق عدل است، عاشق انسان شدن است، عاشق ملکوت است و دنیا با همه زیبندگیها و فریبندگیها برایش صرفاً میدانِ ساخته شدن و ره پیمودن به سوی آن معبود و معشوق جاودان است.»
هدایت شده از شیفتهــ๛ «دفترچه»
من دلم پیشِ غریبی ست که نامش وتن است
و پی تک تک جان های غریب یمن است
من دلم پیش هر آن کس که تنش در خطر است
وز پی تک تک جان های غریب از وطن است
کودک و طفل و مریض و عجمی و عربی نامشان انسان است
و درست است که نام وطنم ایران است و تنم ایران است
اینکه نام وطنم ایران است نه فقط لق لقه ی بر دهن و دندان است
وتنم ایران است و سرشتم به غم هر نوع بشر انسان است
کار انسان نبود جز ز کل بر چیدن، وتنم ایران است
وطن من ز تن هر گل برچیده ز ظلم حیران است
๛شیفتهــ
🇮🇷 ๛شیفتهــ
من دلم پیشِ غریبی ست که نامش وتن است و پی تک تک جان های غریب یمن است من دلم پیش هر آن کس که تنش
این شعر و هم دوست دارم👩🏻🦯
قسمت اول: تراوشاتی از میان مشاهده ی کلاغ ها...
«کلاغها عاشق نمیشوند!»
کلاغها عاشق نمیشوند. کلاغها در تبِ هیچ یاری نمیسوزند. اصلاً حوصله ندارند از کلاغی به کلاغی بروند و پر بزنند، جلوی هر کلاغی بنشینند و برای هر کلاغی دلبری کنند و در هجرِ کلاغِ رفته بسوزند.
کلاغها به مدت یک سال یا بیشتر، بدون هیچ عشقی و سوز و گدازی، یکدیگر را میشناسند.
کلاغ نر سعی میکند خودش را ثابت کند که توانایی تأمین غذا، محبت و مراقبت از کلاغ ماده را دارد و برای کلاغی که عاشقش هم نیست، حتی غذا میبرد و بعد از مدتی طولانی، هر دو تصمیم میگیرند که حالا وقت آن است که کمی هم محبت خرجِ هم کنند.
بعد پرهای هم را تمیز میکنند و کنار هم راه میروند، دیگر کلاغها را تحویل نمیگیرند.
بعد هم لانه میسازند و جوجه میکنند و دو کلاغ در کنار هم آنقدر زندگی میکنند که عمرِ یکی سر آید و بعد از سر آمدنِ عمرِ کلاغ، کلاغِ دیگر در سوگش میماند، کنار جسدِ کلاغش قارقار میکند و مدتی منزوی و افسرده میشود و بعد اگر عمری باشد دوباره جفت میگیرند.
کلاغها عاشق نیستند.
کلاغها در غمِ یاری شعر نمیگویند، کلاغها تمام عمر مسئولاند؛ کلاغها عاشق نمیشوند.
🇮🇷 ๛شیفتهــ
#قمست_اول #عاشق_های_عاقل_عامل « یک تقلیل احساسی ناعادلانه» حتماً شما هم این جمله را از شهید بهشت
#قسمت_دوم
#عاشق_های_عاقل_عامل
«وقت نماز است؛ برخیزیم»
داشتم فکر میکردم در این سریالِ «شیفته»، حرفهای خوب خوبِ واعظانه بزنم؛ از آن فریادهای سرِ منبر که: «آهای آدمها! از خدا بترسید و...» ناگهان توی سرم کوبید. (صدای درونم را می گوییم ) و گفت: «گل به سرت، شیفته!»
بعد، شعر حافظ را برایم زمزمه کرد :
«دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی / من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم.»
پس نتیجه گرفتم از این حرفها نزنم و باز هم مشاهده کنم و مشاهداتم را بنویسم. در ابتدا توضیح خواهم داد «عاشقِ عاقلِ عامل» چه کسیست، بعد خواهم گفت که ...
یک اعتراف مهم:
شیفته قصد جسارت به ساحت مقدس واعظین را نداشته و ندارد و صرفاً مشاهدات و عقاید خود را بیان میکند. همچنین، شیفته اکیداً تأکید میکند که به هیچ وجه «عاشقِ عاقلِ عامل» نبوده و نیست؛ او صرفاً مشاهدهگر زندگی آنها و حسرتخورنده، بوده و هست.
(این هشتگ به درخواست مخاطبین «شیفته» نوشته میشود.)
๛شیفتهــ
پاسخ به یک ناشناس ملحد!
#قمست_اول
#دفاعیه_یک_ترسو !
«فقط ترسو ها می توانند منتظر منجی باشند»
«ترسو ها خدا را ساخته اند تا به آن تکیه کنند.»
«فقط احمق ها می توانند باور کنند که خوردن عسل با خربازه باعث مرگ خواهد شد.»
«فقط یک کودک است که می تواند بپذیرد، یک بار مصرف مواد مخدر باعث اعتیاد خواهد شد.»
به مثال های بالا دقت کنید. در تمام این مثال ها گوینده در تلاش است با تحقیر طرف مقابل، او را وادار کند دست از تصمیم خود برداشته، و مطابق با خواسته دیگری پیش برود.
در این نوع مغالطه گری اعتماد به نفس، خودباوری و ریشه باور شما هدف قرار
میگیرد و به طور ناخودآگاه تلاش میکنید،
یا از باور خود دست بکشید یا در لحظه از آن دفاع کنید البته یک دفاع با اعتماد به نفس آسیب دیده و بدون منبعی که از نظر شخص مقابل مورد اعتماد باشد!
پس در ابتدا بگویم ترسو بودن در این پیام
صرفا نوعی مغالطه با نام علمی
(Poisoning the Well)
یا مسموم کردن چاه است که احتمالا در کتب دبیرستان با آن آشنا شده باشید ...
خلاصه که اگر جایی بهتون برچسب احساسی زدن، به جای تلاش برای قانع کردن که :« نه داداش تو گوش بده.»
شمام بگید دقیقا اصلا این برچسب برای منه! اصلا من ترسو به دنیا اومدم حالا اگه تموم شد؛ بیا پایین منطقی بحث کنیم!
به زودی به عنوان یک ترسو، توضیح میدم چرا منجی و خدا خوبه!
๛شیفتهــ
[Ali Zand Vakili]Ali Zand Vakili - Yek Dam Az Khiyal Man [SevilMusic].mp3
زمان:
حجم:
8.3M
محبوب من اگر تو را جویم برایت خواهم گفت...
از ترس هایم..