eitaa logo
🇮🇷 ๛شیفتهــ
214 دنبال‌کننده
89 عکس
25 ویدیو
23 فایل
پراکندگی های به هم پیوسته. معنا در جست و جوی انسان. فلسفه در زندگی روزمره. ادبیاتِ برآمده از زخم های ‌واقعی🌚 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_vccktwk&btn=شیفته «دفترچه » https://eitaa.com/shifte530
مشاهده در ایتا
دانلود
می دونید این مستند راجع به چیه؟
گوش بدید؛ تحلیلتون رو برام بفرستید؛ اگه دوست داشتید البته! منم تحلیلم رو میذارم...
تو تمام منی، نامت تمام من است، تمام من است؛ یعنی تمام حب و عقل و دین و ایمان و استدلال منی، یعنی آن لحظه که روح در من دمیدند..روح نه، نام تو را دمیدند. ๛شیفتهــ
«اللّٰهُمَ اجعَلْنِی مُجَدِّدَ دِینِکَ وَ مُحْیِیَ شَرِیعَتِکَ» یعنی: خدایا مرا نوکننده دینت و احیاکننده شریعتت قرار بده! « دعای دست شهید سید علی حسینی خامنه ای، در دوره طلبگی»
هدایت شده از رویش 🌱
شهــادت، یک‌مقامِ‌ روحی‌ست! دنبالِ گلولــه خوردن نباشید.. ASEMANI _ MAN
تراوشاتی از میان جست‌وجوهای خودم در خودم به‌طور عجیبی، در طی آزمایش‌های تجربی که روی خودم در این عمر کوتاه انجام داده‌ام، متوجه شده‌ام که انسان، خودش را در معرض هر آنچه قرار دهد، همان را حق می‌شمارد. من خودم را در معرض خیلی چیزها قرار داده‌ام: دروغ، درد، ناحقی، بی‌شعوری و تمام چیزهای بدی که می‌توان آن‌ها را تجربه کرد؛ و البته که خودم را در معرض چیزهای خوبِ زیادی نیز قرار داده‌ام. در تمام این ممارست‌ها، ابتدا حقیقت را در باور قبلیِ خود می‌دانستم و بعد، با تکرار و چسبیدن به عادتِ جدید ـ هرچند بد ـ حقیقت در نظرم رنگِ دیگری می‌گرفت؛ خوب و بد جایشان را عوض می‌کردند. اما در تمام این موارد، اتفاقِ دیگری هم می‌افتاد: در اوجِ بدی و حق‌پنداریِ بدی، سوراخِ ریزی در انتهای دهلیزِ چپِ قلبم نور تراوش می‌کرد و التماس می‌کرد که «برگرد». و من… من، نمی‌دانم من… اصلاً من یعنی چه؟ من چیست؟ ๛شیفتهــ
برایتان از دخترانگی بگویم، در خصوص رسالت مادر بودن، همسر بودن و دختر بودن؛ و درباره همه این ها نمی شود در یک صفحه و یک نقطه حرف زد؛ اصلا نمی گنجد. راستش را بخواهید؛ دلم نمی خواهد اصلا درباره ی کرامات دختر بودن و زن بودن حرف بزنم، این ها را که همه در همه جا می خوانیم، می خواهم از دو جنبه ی دیگر به دخترانگی نگاه کنیم ... شاید در یک « »... ๛شیفتهــ
با خودم فکر میکنم ، که انگشت هایش بسیار باریک بود ،چه ابرو های کمانی، جوان رشیدی می شد حتما، مادرش چه رخت ها که به تنش ندیده بود، برای کدام داغ از دنیا گله کنم ؟