تراوشاتی از میان جستوجوهای خودم در خودم
بهطور عجیبی، در طی آزمایشهای تجربی که روی خودم در این عمر کوتاه انجام دادهام، متوجه شدهام که انسان، خودش را در معرض هر آنچه قرار دهد، همان را حق میشمارد.
من خودم را در معرض خیلی چیزها قرار دادهام: دروغ، درد، ناحقی، بیشعوری و تمام چیزهای بدی که میتوان آنها را تجربه کرد؛ و البته که خودم را در معرض چیزهای خوبِ زیادی نیز قرار دادهام.
در تمام این ممارستها، ابتدا حقیقت را در باور قبلیِ خود میدانستم و بعد، با تکرار و چسبیدن به عادتِ جدید ـ هرچند بد ـ حقیقت در نظرم رنگِ دیگری میگرفت؛ خوب و بد جایشان را عوض میکردند.
اما در تمام این موارد، اتفاقِ دیگری هم میافتاد: در اوجِ بدی و حقپنداریِ بدی، سوراخِ ریزی در انتهای دهلیزِ چپِ قلبم نور تراوش میکرد و التماس میکرد که «برگرد».
و من… من، نمیدانم من…
اصلاً من یعنی چه؟
من چیست؟
๛شیفتهــ
@audio_ketabکتابخانه صوتی Part02_علی حقیقتی برگونه اساطیر.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
📓علی حقیقتی بر گونه ی اساطیر
🖊 علی شریعتی
برایتان از دخترانگی بگویم، در خصوص رسالت مادر بودن، همسر بودن و دختر بودن؛ و درباره همه این ها نمی شود در یک صفحه و یک نقطه حرف زد؛ اصلا نمی گنجد. راستش را بخواهید؛ دلم نمی خواهد اصلا درباره ی کرامات دختر بودن و زن بودن حرف بزنم، این ها را که همه در همه جا می خوانیم، می خواهم از دو جنبه ی دیگر به دخترانگی نگاه کنیم ...
شاید در یک « #دخترانگی »...
๛شیفتهــ
شاید در بین اعضای این کانال کسی به عرفان کاذب فکر هم نکرده باشد؛ اما حقیقت تلخ این است که جامعهی ما مانند جامعهی اروپا هر چند در مقیاس کوچک تر، به سمت عرفان های کاذب در حرکت است ...
شیفته برایم از عشق بگو، مدتی طولانی ست که کلامت، بوی عشق نمی دهند، پندارم چنین است که از عشق گریخته ای؛ چنان که آهو از چَنگال پلنگ، از عاشق و معشوق بگو، مسیرحیاتت و هر آنچه در بر داری و دیگران را نیز به بر دهی، همه یک چیز است، و آن عشق است، از عشق گریزی نیست، عشق همان روحیست که بر تو دمیدند، روح را سر بکش؛ عشق را زمزمه کن، آری همه چیز عشق است؛ عشق همه چیز است
«نامه ای به شیفته»
🇮🇷 ๛شیفتهــ
شیفته برایم از عشق بگو، مدتی طولانی ست که کلامت، بوی عشق نمی دهند، پندارم چنین است که از عشق گریخت
بعد از نام معشوق و خواندن پنج خط از نامه ی شما لبخند به لب دست به گریبان خواهم گفت که عشق در نوشتن نهفته است، عشقِ شیفته، در کوره رفته و چنان پخته است، که شاید زمختی آن دلتان را بزند، باید بگویم که نوشته هایم همه عشق است و عشق تماماً نوشته است، و باید یادآور شوم که عشق در کلمات نگنجد؛ و خودِ کلمه ی عشق در «ع» ابتدای خود کمر شکسته است از چنین بار نشسته بر دوش، که هان! تو در سه حرف چگونه توانی که تمام روح دمیده در بشر را بیان کنی!
عشق در همه چیز است ، در سراسر گیج خوردن های شیفته در بین مفاهیم نهفته در جهان.
شیفته گیج می خورد بین مفاهیم عمیق انسانی، گیج می خورد و گیج می خورد و گیج می خورد تا بگوید که عشق...
«شیفته و ادبیات »
ادبیات غرب، انسان را پرت می کند درون دنیای غرب، ادبیات شرق انسان را پرت میکند وسط دنیای شرق،و ادبیات ایران...
چقدر عجیب ادبیاتی دارد و من مانده ام در میان آثار فاخر ایرانی، چرا بوبن بخوانیم ؟ چرا داستایوفسکی ؟ چرا کامو؟ آهان چون با کلاس تر است.چون دنیا بر مدار غرب است. اسلام ، و به عبارتی تشیع ایرانی نیزه بسیار بسیار عقب افتاده است...
ناراحت میشوید اگر بگویم :«ادبیات مزخرف غرب؟ هنر مزخرف غرب؟
غرب تعفن زده ی آدمیزاد ؟»
البته برای منِ آدم گریز بسیار طبیعی است
که از غرب متنفر و در بین عطر هل و زعفران ایرانی غرق باشم و شهید مطهری و نهج البلاغه را ترجیح بدهم. بوی بهشت آزادگان ،بوی بهشت آزادگان، وطن من است. به دور از رقص و بدن نمایی و موسیقی کلاسیک و لباس های باکلاس و بالماسکه ی آدمیزادی، من گل و مرغ را دوست دارم،لیوان کمر باریک را ،غذای کم و سبک را ...
من استدلال های شهید مطهری را می پسندم کلام امیرالمومنین را می بوسم. قرآن را بغل می گیرم.هر چند همه دنیا این ها را کم تر از خانه های مدرن مینمال بدانند. هر چند زنان پاشنه تق تقی را دوست تر بدارند .من چادر می پوشم و رو میگیرم و نماز می خوانم و سجاده ام را روی فرش پهن میکنم. من خجالت زده میشوم از چشم در چشم نامحرم خندیدن، این منم،یک دختر شیعه ی ایرانی، دور افتاده از آدمیت مدرن ...
๛شیفتهــ
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داشتم ریسمانم را میبافتم؛ یکی زیر، یکی رو. اصلاً حواسم نبود که از آسمان به زمین میآیم. دستش را دراز کرد: «ریسمان را رها کن! به دستانم چنگ بزن!» و من، بیتوجه، ادامه دادم؛ یکی زیر، یکی رو.
چند قدم مانده بود به زمین برسم، مضطرب صدا زد: «بافتن را تمام کن، پرواز کن! زمین جای تو نیست.» برای لحظهای نگاهش کردم؛ و بعد… من سالها، قرنها، ماههاست روی زمین نشستهام. ریسمان میبافم؛ یکی زیر، یکی رو.
๛شیفتهــ
395.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک گروه فلسفی دارم ، اهل تفلسف بحث می کنن اونجا، رفتن یه سری بزنم حس کردم دارم خودمو میبینم، از دست من چی می کشید ...