eitaa logo
پاتوق کتاب آسمان
624 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
178 ویدیو
28 فایل
🔹معرفی‌و‌عرضه‌آثار‌برجسته‌ترین‌نویسندگان‌و‌متفکرین‌ایران‌و‌جهان 🔸تازه‌های‌نشر 🔹ارسال‌به‌سراسرایران آلبوم کتاب‌ها: @skybook_album ادمین: @aseman_book آدرس:خ‌مسجد‌سید خ‌ظهیرالاسلام‌کوچه‌ش۳ بن‌بست‌اول سمت‌راست "سرای‌هنر‌و‌اندیشه" تلفن:09901183565
مشاهده در ایتا
دانلود
پاتوق کتاب آسمان
‌ 🎙...آیا سیاست را میتوان آموخت؟... 🔸 مروری بر کتاب: خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی 🔹 فصل سیزدهم اث
‌ تفکر از آن جهت نا آموختنی است که نو و بدیع است و آموختنی هر چه باشد کهنه و دیروزی است. آموختنی را نمی توان و نباید بی اهمیت انگاشت اما اگر علم و عمل آدمی به آموختنی‌ها محدود میشد نه فقط جهان بشری جهان ساکن و راکد بود بلکه آموزش و آموختن خلل پیدا میکرد. زیرا آموزش اگر روح نداشته باشد، خشک و ملال آور میشود. هر علم آموختنی را در جایی و در زمانی بدرستی میتوان آموخت که اثری از تفکر بنیاد کننده‌اش در جانها مانده یا تجدید شده باشد. حتی فیزیک و مهندسی جدید را در عالمی که در آنجا روئیده و رشد کرده‌اند بهتر میتوان آموخت و از آنها فایده برد؛ دین را هم با رجوع به صدر و مبداء آن بهتر میتوان دریافت و آموخت و البته وقتی دین به مجموعه‌ای از احکام و قواعد و اعمال و رسوم و مناسک مبدل شود به این رجوع بیشتر باید اهتمام کرد. علم آموختنی در صورتی موثر است و میتوان آن را بدون تکلف آموخت، که به باطن کم و بیش دریافتنی اما ناآموختنی اتصال داشته باشد. این مشکل بخصوص در برخورد و تلاقی فرهنگ‌ها ظاهر می‌شود. در شرایطی که شیوه زندگی به روحیه مصرف و مشغولیت با وسائل تکنیک مبدل میشود و محرومان با احساس حرمان در حسرت دسترسی به آنها بسر میبرند، تعلیم و نشر فرهنگ دیگر کاری ساده و آسان نیست. زیرا در راه این تعلیم خود به خود گزینشی خاص صورت میگیرد و صرفاً چیزهایی که با رسم غالب زمان منافات نداشته باشد پذیرفته و آموخته میشود و آنچه منافات و مزاحمت دارد بی اثر می‌شود بی آنکه مردمان به بی اثر بودنش توجه و تذکر داشته باشند... ◇آیا سیاست را میتوان آموخت؟◇ مروری بر کتاب؛ 📗 خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی 🖊 اثر @skybook
‌‌ ● ◇گفتگو درباره آثار بزرگ ادبیات جهان◇ ● کتاب دوم: 📗 داستان ملال انگیز؛ از یادداشت‌های یک مرد سالخورده ● @skybook
‌‌ هیچکس نمیتوانست از ظاهر فروتن و کتومِ او، این حجم و کیفیت مجاهدت عالی را حدس بزند... 📗 تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» منتشر شد! ...بسم الله الرّحمن الرّحیم... ◇ زندگی این مجاهد فی سبیل الله در شمار پرحادثه‌ترین و درس‌آموزترین زندگیها و حقّا کم نظیر است. ◇ اوّل بار او را در سالهای اوّل دهه‌ی پنجاه در منزل خودمان در مشهد زیارت کردم. شهید اندرزگو او را آورده بود و به او ابراز اعتماد کرد. پرسیدم شما با آقای آقاسیدعباس قزوینی که از آشنایان ما در قم بود نسبتی دارید؟ گفت پسر اویم. پس از آن یکبار در همان سالها او را در جلو زندان اوین دیدم و یکبار در جمع نیروهای اعزامی قزوین در ستاد جنگهای نامنظم. و پس از بازگشت از اسارت چند سال با ایشان همکاری نزدیک داشتیم.
ولی این حجم و کیفیت مجاهدت عالی را هیچکس نمیتوانست از ظاهر فروتن و کتومِ او حدس بزند.
◇ رحمت و رضوان الهی بر او. نمیتوانم تردید کنم در اینکه او در شمار شهیدان عالی مقام است. این کتاب بسیار خوب و هنرمندانه تنظیم شده است. دست نویسنده درد نکند. 📝 بهمن۱۳۸۸ @skybook
‌ ‌اگر جان آزاد شود فهم نیز از بند می‌رهد. با فهم آزاد و به آزادی رسیده است که بی قیل و قال می‌توان از سرگردانی در ذیل یک تاریخ و از غربت و بی خانمانی تاریخی آزاد شد. 📗 متن خوانی کتاب؛ ...وضع کنونی تفکّر در ایران... اثر ● شنبه‌ها، ساعت ۱۵:۳۰ ● جلسه دوازدهم، امروز ۸ شهریور ماه ۱۴۰۴ @soha_sima
‌ روز من با ورود زنم آغاز میشود. او با دامن، موهای ژولیده، ولی دست و روی شسته و با بوی عطر گل و قیافه‌ای وارد میشود که انگار اتفاقی آمده و هر بار هم یک جمله را تکرار میکند: «ببخشید من فقط یک لحظه.... باز هم خوابت نبرده؟» سپس چراغ را خاموش میکند. نزدیک میز می نشیند و شروع میکند به حرف زدن. من پیشگو نیستم ولی پیشاپیش مـیدانــم کــه صحبت او درباره‌ی چه موضوعی خواهد بود هر روز صبح همین است. معمولاً پس از آنکه با نگرانی جویای سلامتی‌ام می‌شود، ناگهان به یاد پسرمان می‌افتد که در ورشو خدمت افسری میکند. بیستم هر ماه که بگذرد، ما پنجاه روبل برایش میفرستیم. این موضوع اصلی صحبت ماست. زنم آه میکشد «البته این برای ما سخت است، ولی تا وقتی او درست و حسابی روی پای خودش نایستاده، وظیفه داریم کمکش کنیم. پسرک در مملکت غریب است و مواجبش زیاد نیست... ولی اگر می خواهی میتوانیم ماه آینده به جای پنجاه روبل چهل تا برایش بفرستیم نظرت چیست؟». تجربه‌ی هر روزه میتوانست زنم را به این نتیجه برساند که صحبت دائم درباره‌ی هزینه‌ها موجب پایین آمدن آنها نمیشود، ولی زن من تجربه را به رسمیت نمیشناسد و هر روز صبح بدون استثنا هم درباره‌ی پسرمان صحبت میکند هم درباره‌ی این که شکر خدا قیمت نان پایین آمده، ولی قند دو کوپک گران شده و همه‌ی اینها هم با لحنی که انگار دارد خبر تازه‌ای را به اطلاع من میرساند. ‌ 📗 داستان ملال انگیز؛ از یادداشت‌های یک مرد سالخورده ● @skybook
‌ ...اینکه گفته‌اند: «فی‌ تَقَلُّبِ‌ الاَحوالِ‌ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجال» ــ در دگرگونی‌های بزرگ گوهر انسانها شناخته میشود ــ این [فقط] مخصوص افراد نیست، جامعه هم همین‌جور است؛ یک جامعه را در حوادث سخت و سنگین میشود شناخت. ما خودمان را نمی‌شناختیم، دیگران هم ما را نمی‌شناختند، دنیا هم ما را نمی‌شناخت؛ در دفاع مقدّس، هم ما خودمان، خودمان را شناختیم و هم دیگران ما را شناختند؛ آنهایی که در دنیا صاحب ادّعا بودند فهمیدند. ...دفاع مقدّس یک تصویری در مقابل ملّت ایران قرار داد که ملّت ایران خودش را شناخت. آنچه به ما گفته شده بود در طول تاریخ و آنچه با ما عمل شده بود، ضدّ این بود؛ ...ما فهمیدیم یک جوانی مثل شهید حسن باقری مثلاً ــ حالا از زنده‌ها اسم نمیخواهم بیاورم؛ در بین زنده‌ها هم از این قبیل زیاد داریم ــ بلند میشود می‌آید در میدان جنگ، در طول مدّت کوتاهی تبدیل میشود به یک راهبردساز؛ به تعبیر رایج، استراتژیست دفاع و جنگ. این استعداد شوخی است؟ این استعداد کجا بود؟ شهید حسن باقری یک جوانی بود، خبرنگار یک روزنامه‌ای بود؛ در [روزنامه‌ی] جمهوری اسلامی مقاله مینوشت. این استعداد بُروز پیدا کرد. هزاران مورد از این قبیل استعدادها را ما سراغ داریم؛ [مثلاً] استعداد سازندگی. روی شطّ خروشان وحشی اروندرود، پل زدن و چندین لشکر را زیر بمباران دشمن از روی آن عبور دادن، این کار کوچکی است؟ این کار شدنی‌ای بود؟ دشمن اصلاً باور نمیکرد چنین چیزی اتّفاق بیفتد، امّا اتّفاق افتاد. این یک ظرفیّت بود، این یک استعداد بود؛ این پنهان بود، آشکار شد. ۱۴۰۲/۰۶/۲۹ 🔸 بیانات در دیدار پیشکسوتان و فعالان دفاع مقدس و مقاومت @skybook
‌‌‌ ‌‌ 📗 روایَت آقا روایت حضرت از زندگی پدر ● بی شک شخصیت پدر رهبر انقلاب جای آن را دارد که با اهتمام نوشته شود و خوانده شود ولی خوش آن روایت که از زبان کسی باشد که شاید تنها راوی روزگار ماست. چنین کسی اگر نظر به روایتی کند آن روایت محدود به شخص خاص و رخدادی نیست و روایت زمانه و روزگار ما انسانهاست و به تعبیری زبانی است برای بیان روح تاریخی که در آن بسر میبریم. 📨 سفارش و ارسال@skybook
‌ ‌‌● 📗 درس‌ها و عبرت‌های جنگ اُحُد! در بیان 📨 سفارش و ارسال @skybook
پاتوق کتاب آسمان
‌ ‌‌● #تازه_های_نشر 📗 درس‌ها و عبرت‌های جنگ اُحُد! در بیان #آیت_الله_خامنه_ای #نشر_صهبا 📨 سفارش و
‌ فشارها، اختناق‌ها، از عرصه زندگی دورماندن‌ها آن چنان فضای زندگی را بر پیروان ادیان در گذشته تاریخ نیز دشوار و سخت میکرد، که پیروان پیامبر می‌گفتند: «پس یاری خدا کجاست؟ چرا خدا مؤمنان را یاری نمیکند؟ این حالت برای مسلمانان و پیروان قرآن پیش آمد. از پیروزی اسلام مأیوس می‌شدند، از اینکه اسلام بتواند بار دیگر حاکمیت بر زندگی انسان را به دست بگیرد ناامید میشدند؛ اما معجزه اسلام بارِ دیگر واقع شد. بارِ دیگر در بطن شبِ دیجورِ جاهلیتِ طاغوتی، خورشید فروزنده اسلام متلالئ شد. بار دیگر فرصت آن پیش آمد که مسلمانان پس از شبهای طولانی، فجر را ببینند. بار دیگر این فرصت پیش آمد که در نمایشگاه ایدئولوژیهایی که داعیه انقلاب اجتماعی دارند، این قهرمانِ قرن‌ها خفته، این قهرمانِ به زنجیر اوهام بسته، به پا خیزد؛ و ملتی را، امتِ بزرگی را پس از خوابی طولانی مبعوث کند، بعثت اسلامی بار دیگر تحقق پیدا کرد... در موقعیت بسیار حساس و خطیری که ملتهای مسلمان در آن قرار گرفته‌اند، بیش از همه چیز نیاز هست به اینکه همه مردم و همه قشرهای مبارز، وضع و موقعیت داخلی و بین المللی و جهانی خود را بشناسند، و اگر مردمی زمان را و محیط پیرامون خود را و عواملی را که آنها را و مبارزۀ آنها را احاطه کرده است به درستی نشناسند به سهولت و آسانی در دام توطئه ها و فریبها خواهند افتاد. این حدیث بسیار مکرر و بسیار آموزنده، ناظر به همین مطلب است که «العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَيْهِ اللَّوابِس» آن کسی که به زمان آشنا باشد آن جامعه‌ای که زمان خود، و وضع خود و موقع خود را بشناسد، غافلگیر نمی‌شود، مورد شبیخون شبهه‌ها قرار نمی گیرد، از پیش، پیش‌بینی میکند که چه ممکن است پیش بیاید، و در صورت پیش آمد آنها چه کاری باید انجام بدهد... ‌ 📗 درس‌ها و عبرت‌های جنگ اُحُد! در بیان @skybokk
پیغام چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی هر چه برگم بود و بارم بود هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و میراث بهارم بود هر چه یاد و یادگارم بود ریخته ست... چون درختی در زمستانم بی که پندارد بهاری بود و خواهد بود دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست؟ دیگر آیا زخمه های هیچ پیرایش با امید روزهای سبز آینده خواهدم این سوی و آن سو خست؟ چون درختی اندر اقصای زمستانم ریخته دیری ست هر چه بودم یاد و بودم برگ یاد با نرمک نسیمی چون نماز شعله‌ی بیمار لرزیدن برگ چونان صخره‌ی کری نلرزیدن یاد رنج از دستهای منتظر بردن برگ از اشک و نگاه و ناله آزردن ای بهار همچنان تا جاودان در راه همچنان تا جاودان بر شهرها و روستاهای دگربگذر هرگز و هرگز بربیابان غریب من منگر و منگر سایه ی نمناک و سبزت هر چه از من دورتر، خوشتر بیم دارم کز نسیم ساحر ابریشمین تو تکمه ی سبزی بروید باز ، بر پیراهن خشک و کبود من همچنان بگذار تا درود دردناک اندهان ماند سرود من ‌ 📙 دفتر شعر آخر شاهنامه @skybook
پاتوق کتاب آسمان
پیغام چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی هر چه برگم بود و بارم بود هر چه از فر بلوغ گرم تابستان
‌‌
شاعران ما را از لحظه نسبتاً شگفت تاریخ که در آن گرفتاریم خبردار میکنند. نیازی نیست که ملاحظۀ خود را به شاعرانی که فیلسوف به تفسیر آثارشان پرداخته است محدود کنیم، زیرا شاعرانی که به زبان خود ما شعر می‌گویند، که کلامشان را مستقیماً می‌توانیم بشنویم، شاید ما را چون شاهدی ناگزیر تر به کار آیند.
...اما صرف نظر از نظریه کلی شما درباره شعر و شاعری اعم از اینکه شاعری را کشف و شهود بدانید یا بیان احساس بشمرید، این بیقراری شاعر در دورانهای امروزی مطلبی است قابل تأمل؛ باید بدان اندیشید، نه آنکه تنها آن را موضوع بیهوده‌بافی های ادبی قرار داد. گرچه دربارۀ این غربت شاعر امروزی بسیار سخن گفته شده است، با این همه نه حكما عميقاً بدان اندیشیده‌اند و نه مورّخان. آخر، این غربت نمودی تاریخی است که در تاریخ شعر و شاعری یگانه است
. 
🍃🍂🍃🍂

 

@skybook